Pretty Lethal

Pretty Lethal

Farsi/persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

রিলিজ তথ্য

Pretty Lethal 2026 720p WEB h264-Fa
ভাষ্য লিখেছেন Srt_hub

ট্যাগ

webdl
প্রকাশিত: 2026-07-11
ডাউনলোড: 9
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi/persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 195টি লাইন।

‫" تقدیم به جانفدایان راه آزادی "

‫توی قلب هر بالرینی،

‫خون یه جنگجو جریان داره.

‫اونا درد رو به زیبایی تبدیل می‌کنن...

‫...آشفتگی رو به دقت...

‫...و بدنشون رو به هنر.

‫عرق، خون، فداکاری...

‫اما همه به رویاشون ‫نمی‌رسن.

‫نمایش دو روز دیگه‌ست.

‫اگه بونز تمرین‌ها رو ‫جدی نگیره،

‫من باید جای اون برقصم.

‫اتوبوسش دیر کرده. ‫الان می‌رسه.

‫دیر کرده چون اون گشنه‌گدا ‫پول خرید یه ساعت رو هم نداره.

‫هوم، ببخشید پرنسس، ‫لیموزینم دیر کرد.

‫آه.

‫بالاخره می‌خوایم برقصیم یا چی؟

‫خیله‌خب.

‫پنج، شش، هفت، هشت.

‫و یک، دو، سه، چهار،

‫پنج، شش، و چهار تای دیگه، هشت.

‫و یک، دو، سه، چهار، ‫پنج، شش، هفت، هشت.

‫استوپ.

‫خب. ‫سریع برگردین سراغ سوتنوها.

‫چی شد؟

‫یالا گریس.

‫همون اراجیف همیشگی.

‫گریس، کجایی؟

‫زود باشین، یالا.

‫پنج، شش، هفت، هشت،

‫و یک، دو، سه، چهار،

‫پنج، شش، هفت، هشت،

‫و یک، دو، سه، چهار،

‫پنج، شش، هفت، هشت.

‫یادت باشه فردا پرواز داری ‫به بوداپست.

‫پس جوری برقصید که انگار ‫جونتون بهش بنده.

‫تک‌نفره.

‫وایسید.

‫بجنبین.

‫پرنسس، صبر کن نوبتت بشه.

‫خب، و کلویی، تو باید به ‫خواهرت اعتماد کنی، مگه نه؟

‫اون بهت علامت میده.

‫هفت، هشت، و یک

‫دو، سه، چهار، پنج

‫خیلی عالیه، کلویی.

‫کار تیمی یادتون نره. ‫همگی، کار تیمی.

‫و یک، دو، سه، چهار، ‫پنج، شش، هفت، هشت،

‫و یک، دو، سه، چهار، ‫پنج، شش، هفت، هشت،

‫و یک، دو، سه، چهار، ‫پنج، شش، هفت، هشت،

‫وقت تمومه، خانوما.

‫خیلی خب.

‫هی، مگه بلد نیستی ‫اون عدد کوفتی رو بشماری؟

‫دارم با تو حرف می‌زنم. ‫گند زدی به فیگورت، سلیطه.

‫«بونز»!

‫اگه اجرای تک‌نفره رو می‌خوای، ‫مال خودت.

‫من دیگه نیستم.

‫خانم «ثورنا»، دیدید چی شد؟

‫وقتش بود بالاخره یکی ‫بزنه تو گوش اون سلیطه.

‫نباید می‌زدیش.

‫اتفاقی بود.

‫صورتش خودش خورد به مشتم.

‫خب، مامانش داره هزینه‌هات رو می‌ده ‫تا بتونی توی مسابقه شرکت کنی.

‫پس می‌دونی، شاید بهتر باشه ‫یه ذره قدرشناس باشی

‫قبل از اینکه سعی کنی ‫دماغش رو بشکونی.

‫می‌دونی، چیزی که باید ‫بفهمی اینه که

‫نمایشگاه بوداپست ‫می‌تونه زندگیت رو عوض کنه.

‫باله ورزشِ این پولدارای افاده‌ایه.

‫هی دارم بهت می‌گم،

‫من مالِ اینجا نیستم.

‫مامان، مطمئنم خوابی،

‫ولی بعد از تغییر مسیر، ‫بالاخره نشستیم.

‫سوار اتوبوسم کردن، ‫پس واسم دعا کن.

‫کسی بوی دود حس می‌کنه؟

‫کلاً یه جورایی مثل ‫کابوس شده.

‫مسیر پروازمون عوض شد و ‫فرودگاه هم چمدون‌هامون رو گم کرد

‫و یه اتوبوس دیگه هم خراب شده.

‫پس، نه، بهتون قول می‌دم رقصنده‌هام

‫فردا روی اون صحنه باشن.

‫ولی ما کاملاً تو مسیر هستیم.

‫اوه، نه، نه، نه، نه. ‫برنامه رو تغییر ندید.

‫نه، نیازی نیست، اوم...

‫نه، رقصنده‌هام حتماً ‫توی اجرا هستن.

‫خانم «ثورنا»، شهر بعدی ‫فقط دو کیلومتر اون‌طرف‌تره.

‫ـ ولی کتاب راهنمای من می‌گه... ‫ـ اونا چی گفتن؟

‫خب، مدیر هنری خیلی خوب

‫شرایط ما رو درک می‌کنه.

‫اما...

‫دارن دنبال گزینه‌های جایگزین می‌گردن.

‫آره، متأسفانه همین‌طوره.

‫دخترا، ساک‌های باله‌تون رو بردارین. ‫بجنبین.

‫اگه تو این اتوبوس بمونیم، ‫هیچ‌وقت به نمایش نمی‌رسیم.

‫درسته. بله.

‫- خب؟ ‫- وای خدای من.

‫اینجا دیگه زیادی طبیعته.

‫امیدوارم گرگ‌ها بهتون رحم کنن.

‫بجنبین دخترا. ‫تندتر بیاین.

‫باید تو همون اتوبوس می‌موندیم.

‫اگه سینه‌پهلو کنم، ‫شکایت می‌کنم.

‫اولش از اتوبوس متنفر بود، ‫حالا اتوبوس می‌خواد.

‫- تو اصلاً خوشحال می‌شی؟ ‫- نه وقتی که دور و بر توام.

‫صبر کنین بچه‌ها، فکر کنم ‫اینجا یه هتل باشه.

‫آخ، خداروشکر.

‫بیاین.

‫کسی آنتن داره؟

‫من دوتا خط دارم.

‫فکر کنم تو نقطه‌ی کور باشیم.

‫اوه، سلام.

‫سلام، سلام، درود.

‫می‌تونیم از تلفنتون استفاده کنیم؟

‫اتوبوسمون خراب شده ‫و اینجا گیر افتادیم...

‫- داریم سعی می‌کنیم که... ‫- «یوری».

‫بذار رد بشن

‫معذرت می‌خوام. برادرم لاله، ‫گیج شده.

‫درک می‌کنم، خواهر منم ناشنواست

‫واسه همین باید ‫همه چیز رو براش ترجمه کنم.

‫عجب چرندیاتی

‫اسم من «اوسیپ»ـه. ‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

‫یه تاکسی می‌خوایم. فکر می‌کنی ‫بتونی ردیفش کنی؟

‫معلومه که همین‌طوره.

‫حیفه همچین موجودات زیبایی ‫توی سرما بیرون بمونن.

‫بیاین، بیاین تو.

‫چی شد که گذرتون به اینجا افتاد؟

‫ما بالرین هستیم.

‫ایول. ‫دقیقاً همون جاییه که دنبالش بودم.

‫این دیگه خیلی عجیبه.

‫- دوشیزه ثورنا. ‫- هان؟

‫دوشیزه ثورنا، این با ‫نجابت من جور در نمیاد.

‫مردم دارن قمار می‌کنن. ‫نمی‌تونم اینجا بمونم، اصلاً نمی‌تونم.

‫اوه، چشماتو بپوشون. ‫من می‌خوام یه نوشیدنی بزنم.

‫ازم عکس بگیر

‫زویی، انقدر بچه‌بازی درنیار

‫...ولی اینجا واقعاً معرکه‌ست

‫آه، اون... خب، ‫در واقع رئیسمه.

‫قدیما واسه خودش کسی بود.

‫می‌گفتن «فونتینِ» بعدی می‌شه،

‫اما یه تصادف پیش اومد.

‫دیگه هیچ‌وقت نرقصید.

‫اینجا دیگه کجاست؟ ‫پاتوقِ «فندق‌شکن‌هاست»؟

‫اینجا تمامِ عشق و افتخارِ رئیسمه.

‫نمی‌خوایم بی‌ادبی کنیم،

‫ولی واقعاً عجله داریم.

‫- می‌دونم. ‫- باید بریم بوداپست.

‫دخترهام فردا اونجا اجرا دارن.

‫- این دیگه چه گندیه! ‫- اوه...

‫خیس شدن!

‫اوم، این... این «سونائه».

‫خیلی مهربونه.

‫می‌گه تا وقتی منتظرید، ‫می‌تونید از خشک‌کن استفاده کنید.

‫اوه، خیلی لطف دارین ‫ولی ما...

‫نه، نه، نه، اصرار می‌کنیم. ‫اصرار می‌کنیم.

‫بالرین‌ها توی مسافرخونه‌ی «ترموک» ‫لایق بهترین‌ها هستن.

‫لباس خشک دارین؟

‫با این دامن‌های توتو، شبیه

‫یه دسته پرنده‌ی سفید کوچولو شدین.

‫این خیلی تحقیرآمیزه.

‫یکی بخور.

‫اوه، مرسی. دارم از گشنگی می‌میرم.

‫مواظب باش، غذا رو ‫نریزی روی لباست.

‫مشکلی نیست چون من ‫قرار نیست اینجا چیزی بخورم.

‫می‌دونی که این غذا ‫پر از ویروس ابولاست.

‫- سوپ گوشت، اه. ‫- طوری نیست.

‫ای‌کولای.

‫پر از باکتری ای‌کولای هست.

‫بی‌خیال بابا. ‫تو انگار اصلاً تا حالا سفر نرفتی.

‫دخترا، خواهش می‌کنم.

‫اصلاً با هم نمی‌سازن. آخه چطوری ‫با هم رقص اجرا می‌کنین؟

‫خدا با گذاشتنِ آدمایِ سخت‌گیر ‫سرِ راهمون،

‫به ما درسِ عشق یاد می‌ده.

‫بالرین‌هایِ تِرِموک...

‫بله، بله. ایناهاشین.

‫سلام.

‫اجازه بدین خودم رو معرفی کنم.

‫اسم من دِوورا کازیمره. ‫صاحبِ مسافرخونه‌یِ تِرِموک.

‫اوسیپ گفت که یه ‫نمایشِ بزرگ دارین، درسته؟

‫آره، قراره تویِ...

‫جشنواره‌یِ بین‌المللیِ باله‌یِ بوداپست ‫اجرا داشته باشیم.

‫نمی‌خوام پز بدم، ولی ‫خیلی اتفاقِ مهمیه.

‫فقط بهترین رقصنده‌هایِ دنیا ‫دعوت می‌شن.

‫می‌دونم. ‫قدیما رقصنده بودم.

‫می‌خوای برات یه مینی‌بوس ‫صدا کنم ببرتت شهر؟

‫اینجا مال خودشه... اون یه رقصنده‌ست

‫آره، آره. ممنون. ‫خیلی لطف کردین.

‫خواهش می‌کنم.

‫سونا.

‫پاشا! لطفاً سلام و ‫احترام من رو به پدرت برسون.

‫باشه، حتماً پدربزرگ.

‫زولی، چه خبر؟

‫مطمئن شو که به دست ‫پدرت می‌رسه.

‫ما روی رازداریت حساب می‌کنیم، ‫پاشا.

‫چی شده؟

‫خش‌خش می‌کنه...

‫...فکر کنم خیس شده

‫باید برم دستشویی

‫خواهرم باید بره دستشویی.

‫فقط با من بیا، عزیزم.

‫آه، خب، نیازی به این کار نیست، ممنون.

More Farsi/persian subtitles for Pretty Lethal

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left