প্রথম 200টি লাইন।
دو اسلحه در ازای دو کارت هدیه
ممنون که خیابونهامون رو کمی امنتر میکنین
خب، قراره اینا رو نابود کنیم؟
اگه از یکیشون واسه جرمی استفاده شده باشه چی؟
هی، "سوالی پرسیده نمیشه" دقیقا یعنی همین
و این بهترین راه برای مجاب کردن مردمه
که سلاحهای ثبت نشدهشون رو تحویل بدن
اون و کارتهای هدیهی ۱۰۰ دلاری
یه لحظه واستین. ببخشید
بذارید کمکتون کنم
ممنون... سرکار نولان
خواهش میکنم. و شما؟- آلما هستم-
از دیدنتون خوشوقتم
همهی اینا مال خودتونه؟
...نه، نه. اونا اونا مال بابام بودن
اون توی جنگ جهانی دوم یه چترباز بود
و وقتی از جنگ برگشت
تمام اینا رو با خودش آورد
از وقتی سال ۱۹۷۴ فوت کرد
من اینا رو پیش خودم دارم
...آلما
این سلاح وضعیت خوبی داره
واسه این میتونی پول خوبی بگیری
اوه، نه نمیدونم که از کجا شروع کنم
تازه، دارم میرم پیش خانوادهی پسرم زندگی کنم
نمیخوام اینا دور و بر نوههام باشه
خب، ما واسه کمک اینجاییم
اونا کلتهاش بودن
اون رو از آلمان به سانفرانسیسکو آورد
و اون یکی که اونجاست جینی ئه
آلما، این یه مینه؟
بله، یه مین ضد نفره، به نظرم
مال دورانیه که تو ویتنام بوده
میشه جوخهی خنثی سازی بمب رو به لابی جلویی بفرستین؟ حالا
خب، خیلی خوشحالم که اینو آوردین
چون اینا بینهایت بیثبات هستن
بهتون میگم چیکار کنیم من اینجا میمونم که از شر این خلاص بشم
سرکار چن شما رو به یه فاصلهی ایمن میبره
و بعدش اون کارتهای هدیهای که راجع بهش صحبت کردیم رو بهتون میدیم
اونی که توی صندوق عقب ماشینمه چی؟
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
:مترجم .:: محمد مسعودی ::.
نه، نه، نه، من ناراحت نیستم
فقط از اینکه سریع اتفاق افتاد سوپرایز شدم
بسیارخب، وقتی برگشتی محیط کالج بهم پیامک بزن
منم دوست دارم. خداحافظ
سلام- !سلام-
اوه... اوه، میدونم
گفتم که راه رفتن توی بیابونهای سدونا راحت بود
ولی حداقل کفش باید بپوشی
سارا یه پیشنهاد واسه خونه رو قبول کرد
ایول داره. خب، ابتکار عمل دست فروشندهست
تازه، تو که قرار نیست به فاکسبورگ برگردی
مگه اینکه خونه نقشهی زاپاست بوده
محض اینکه اگه این قضیه آخر و عاقبت خوشی نداشت- نه-
اوکی- فقط اینکه من همیشه تصور میکردم-
که هنری بچههاش رو اونجا بزرگ کنه، میدونی؟
قدشون رو روی همون چهارچوب در علامت بزنه
و مثل خودمون توی حیاط پشتی کمپ بزنن
چه قشنگ، آقای کلیور
ولی هنری ۱۸ سالشه
آخرین چیزی که بهش فکر میکنه
به ارث بردن خونهی تویه
اون بیرون داره یه زندگی جدید رو شروع میکنه
تو هم همینطور
پس برو لباس بپوش
یه ماجراجویی مشتی پیش رومون داریم
بله، همینطوره
"موقعیت اضطراری اجباری، فراخوان تمام گشتیها"
این یعنی چی؟
یعنی امروز ماجراجوییهای متفاوتی داریم
ممنون که توی روز تعطیلیتون اومدین
معاون رئیس جمهور یه بازدید بدون برنامهی قبلی از شهرمون داره
پس به تمام افراد احتیاج داریم
مامور دنورز- ممنونم، کاپتان-
مثل همیشه، سرویس مخفی
از کمک پلیس لس آنجلس
برای پاکسازی و ایمنسازی مسیر "ردوود" قدردانی میکنه
اینا راهنمای طرح عملیاتی شماست
به هر افسری
یه محدوده به همراه شرح وظایف اختصاص داده شده
فرماندهی ناظرتون کل روز رو
باهام در ارتباطه محض اینکه اگه مشکلی پیش اومد
...یالا
ببخشید. سرکار وست
چیزی هست که بخوای با گروه در میون بذاری؟
...نه، قربان
...متاسفم. من فقط
یه سری برنامه داشتم که باید کنسلشون میکردم
بقیه هم همینطور ولی با این حال دارن توجه میکنن
بله، قربان
این ماموریتها امروز تنها اولویتتونه
از مرکز، ماموریتی بهتون داده نمیشه
بذارید شیفت روز به این مسئله رسیدگی کنه
کاپتان؟
اکثرتون با تمرین آشنایی دارین
به تازهکارهامون بگم که امروز قراره ناجور باشه
هر کاری که برای اطمینان پیدا کردن از امنیت ردوود میکنیم
باعث ایجاد راه بندان میشه
مهمه که صبور و گوش به زنگ باشید
همین دیگه. مرخصید
بیشاپ و نولان
مامور دنورز یه ماموریت ویژه براتون داره
یه تهدید کلاس دو داریم که باید بررسی و رفع بشه
کلاس دو؟
کلاس یک شخصیه که
یه بیانیهی تهدیدآمیز علنی داده
ولی هیچ اقدام علنیای نکرده
کلاس دو اشخاصی هستن
که سابقهی رفتار های خشونت بار
نسبت به مقامات دارن
و کلاس سه؟
به محض اینکه از این بازدید مطلع شدیم
مامورها میریزن دم خونهشون
استنلی نات
طرف طی چند سال اخیر
چندین بار معاون رئیس جمهور رو تهدید کرده
چیزی واسه پیگرد قانونیش نداریم
ولی قبلا اتهامات ضرب و شتم
علیه یه گروه از سرپرستها رو داشته
ازتون میخوام مطمئن بشید اون برنامهی خاصی نداره
انجامش باعث مسرته، خانم- عالیه-
اگه کمکی لازم داشتین بهم زنگ بزنین
انجامش باعث مسرته"؟"- چیه؟-
هیچی. فقط قبلا هرگز نشنیدم از اون کلمه استفاده کنی
این همه الم شنگه راه انداختن رو درک نمیکنن
به نظر میاد یه روز اضافه کاری نصیبمون شده
فقط واسه اینکه راهها رو ببندیم و علائم آویزون کنیم
مثل این میمونه که بگی اعدام با اسب یه جور خوش گذرونی با اسبه نوعی روش اعدام در زمانهای قدیم که دست و پای شخص رو به چهارتا اسب میبستن] [و در چهار جهت مختلف اسبها رو حرکت میدادن تا فرد تکه تکه بشه
ما واقعا داریم توی ساعت شلوغی
عمدا ترافیک درست میکنیم
هر کاری که امروز میکنیم بالاخره یکی رو کفری میکنه
بخش یک- بخش دو-
خب میگم، ما توی هر شیفت با آدمای عصبی سر و کله میزنیم
ولی یه روز اضافه کاری به این معنیه که بالاخره میتونم
کولر ماشینم رو درست کنم
چیه؟
کولر باعث میشه نازک نارنجی بشی
باید با معذب بودن وفق پیدا کنی
شغلمون یعنی همین- اون جدی میگه؟-
به عنوان یه حملهی قلبی، سرباز ...که باید بگم
تو نزدیک بود اون موقع فرماندهی ناظر رو سکته بدی
جدی میگم، بازی کردن با گوشیت
حین جلسه یه گناه کبیرهست
تمرکزم رو از دست دادم
فقط امیدوارم یه چیز مهم رو کنسل میکردی
چون گری حالا حالا اونو فراموش نمیکنه
فقط قرار صبحونه با مامانم
همش واسه ماست؟- آره-
منورهای جادهای اضافی برای زمانی که آمار تصادفات زیاد شد
دفترچه جریمههای اضافی واسه زمانی که تعداد احمقها زیاد شد
نوارهای صحنهی جرم اضافی واسه مسدود کردن پیادهرو ها
و کله قندی واسه بستن مسیرها- اوکی، اوکی، گرفتم-
اوه، هنوز تموم نشده کلاه و باتوم
کلاههای تاکتیکی و باتومهای ۴۲ اینچی واسه کنترل شورش
به علاوهی جلیقههای محکم اگه اوضاع قاراشمیش شد
و سلاح مورد علاقهی شخصیم
نارنجک انداز ۴۰ میلیمتری مخصوص پرتاب گاز اشک آور
واسه زمانی که دموکراسی واقعی بشه
ولی، هی، حداقل میتونی در کمال راحتی گشت بدی
فکر میکنی این تهدید کلاس دو واقعا یه تهدیده؟
شاید
شاید نوشتن نامههای نفرت انگیز به معاون رئیس جمهور
فقط راه و روش اون واسه اینه که خودش رو خالی کنه
تو الان در مورد مظنونمون خوشبین بودی؟
تو کی هستی و با افسر آموزش من چیکار کردی؟
ببین، دارم سعی میکنم یه رویکرد مثبتتری داشته باشم
...ولی اگه ترجیح میدی به نحوهی رفتار دیروزم برگردم
نه، نه، نه، نه
هیچ کس مثل من طرفدار مثبت اندیشی نیست
این نمیتونه درست باشه
مشکلی هست؟- نه. ببخشید-
همسر سابقم داره خونهمون رو میفروشه
من غالبا خودمو درگیرش نمیکردم
چون راستش نمیخواستم اون خونه رو بفروشه
ولی الان قیمتی که داره میگیره رو دیدم
اونجا قیمتش دو برابر شده
خب این به نظر من
چیز خوبی میاد، سرکار مثبت اندیش
نه، هست. درسته
فقط داشتم به این فکر میکردم که سهمش رو بخرم، میدونی
...خونه رو واسه خانواده نگه دارم، ولی
نمیتونم اون قیمت رو بدم
اینم اونی که دنبالشیم
هی، استنلی
میشه یه دقیقه باهات صحبت کنیم؟
چی میخواین؟- مگه نشنیدی؟-
رفیقت اومده
کدوم رفیق؟ من رفیقی ندارم
معاون رئیس جمهور
خب که چی؟
خب توی ساک چیه، استنلی؟
هیچی- نشونمون بده-
نه- ازت تقاضا نکردیم-
ما طبق اقدامات پیشین تو انگیزه محتمل
و یه فوریت شفاف داریم
یالا. دستات. بریم
سلاح- فقط یه تفنگ منور اندازه-
جواز نمیخواد توی نت سرچش کردم
برنامه داشتی امروز اون تفنگ منور انداز رو
No comments yet. Be the first to leave one.