প্রথম 200টি লাইন।
جاده مارپیچ - 1962
کارگردان : رابرت مولیگان
زود برگشتی، جانو
قایق درست طبق برنامه پهلو گرفت
توتوک ها به محض تخلیه بار برمیگردن
هیچوقت خطا نمیکنه
همیشه حداقل یه نفر با کلاه ایمنی وجود داره
امسال برای ما چی فرستادن؟
کمی بهتر از حد متوسط
چندین مورد نسبتاً روشن به نظر می رسن و یکی هم برنده مدال طلا
چهار سال متوالی موفق به کسب افتخارات برتر شد
واقعاً؟
قدم زدن در کنار دوستش با کلاه ایمنی
آنتون دراگر ، قدبلند
آقایان، به باتاویا خوش آمدید من دکتر کرامر هستم
دکتر سورجانو، دستیار کارگردان ما که قبلاً ملاقات کردی
دکتر مارتنز مسئول اعزامی و خدمات میدانی ما
دکتر سندرز ، پرسنل مقیم
فعلاً اسم شما رو نمی پرسم
یک : چون در بخاطر سپردن اسمها خوب نیستم
دو : چون با ورود شما پرسنل پزشک ما
به 341 پزشک خواهد رسید
پس در حال حاضر من شما رو صرفاً با عنوان دکتر خطاب می کنم
بقیه کارکنان احتمالاً شما رو به عنوان " توتوک " یاد می کنن
این واژه به معنی توهین نیست بلکه معنیش " تازه وارد " هست
شما متوجه خواهید شد که هنوز چیزهای زیادی برای
یادگیری در مورد پزشک بودن در این بخش از دنیا وجود داره
ما مراقب خواهیم بود که شما یاد بگیرید
...حالا
دکتر
دکتر
دکتر دراگر
اوه معذرت میخوام
لطفاً عذرخواهی نکن
درک میکنم که چقدر به نقشه ما علاقه داری
به مرور زمان برخی از شما به این حوزه منصوب خواهید شد
اما برای شش ماه آینده شما در بیمارستان خدمت خواهید کرد
دکتر سندرز اتاقت رو بهت نشون میده
روز بخیر آقایان
از اینطرف آقایون
و یه چیز دیگه
امروز عصر یه شام در کلوپ کشوری خواهد بود
جایی که با کارکنان بیمارستان و خانواده هاشون ملاقات خواهی کرد
ساعت 8:00 آقایان
دکتر دراگر، اگه کمی همکاری کنی
ممکنه از زندگی در مستعمره خوشت بیاد
با بودن شما حتماً لذت بخش خواهد بود ، خانم کرامر
من اینجا نیامدم تا در مدرسه رقص شرکت کنم
یا به کلوپ کشوری بپیوندم
تو باعث میشی که سرنوشت بدتر از مرگ به نظر برسه
من به سرنوشت اعتقادی ندارم
به چی اعتقاد داری؟
آنتون دراگر
و سرویس بهداشتی دولتی
و قرارداد من که به طور صریح میگه
با توجه به پولی که دولت برای شما خرج کرده
شما پس از فارغ التحصیلی به خدمات بهداشتی هند شرقی هلند منتقل خواهید شد
حد اقل به مدت 5 سال
برای پشیمانی کمی دیر نیست؟
اوه ، من به پشیمانی هم اعتقادی ندارم خانم کرامر
قصد دارم در این پنج سال تجربه کامل کسب کنم
نظر شما کاملاً قطعیه؟
کاملاً قطعی
من میخوام با دکتر یانسن کار کنم
اوه
لوئیز ، سورجانو و گروه معمولی
مشتاق پوکر هستند میشه همسران رو سازماندهی کنی؟
شاید چند دسته؟
درسته عزیزم
دکتر دراگر، به تازگی اینجا چیز بسیار جالبی به من میگه
ایشون میخواد با بریتانیایی ها کار کنه
و در این مورد کاملاً قاطعه
پس قصد داری با دکتر یانسن کار کنی؟
خب، قصد داشتم یه بار دیگه با شما در میان بذارم ، قربان
چرا الان نه؟
و پاسخ منفیه
شما هم مثل بقیه پرسنل منصوب خواهید شد
با توجه به نیازهای ما و صلاحیت های شما
اما من احساس می کنم صلاحیت دارم ، قربان
چطور میتونم به شما ثابت کنم؟
نمیدونم
اما ازآنجا که این یه درخواست منحصر به فرده چرا یانسن انگلیسی؟
چون ایشون در پزشکی گرمسیری مرد برتره
و مطمئناً مهمترین مرجع دنیا در مورد جذام
اما این درست نیست ، قربان به جز چند مقاله که تقریباً 20 سال پیش نوشته شده
اون چیزی در مورد کار خود ضبط نکرده
در مورد موفقیت ها وشکست هاش
روش های تشخیص پیشنهادات برای تحقیقات آینده؟
خب حالا شما با خود مرد حساب می کنی
ما برای مدت طولانی دنبالش بودیم تا این کارو انجام بدیم
پس اجازه بدین من پنج سال باهاش کار کنم
اجازه بدین من با آنچه که میدونه آشنا شوم و ببینم که انجام شده
من این کار رو با اون انجام خواهم داد
دکتر دراگر شما قصد دارید بعد از پنج سال اینجا رو ترک کنی؟
آره
وقتی از اون قایق پیاده شدی و به خانه برگشتی
ممکنه دنبال کردن پزشکی گرمسیری که درآمد زیادی هم نداره دچار مشکل شوی
اما درمورد تحقیق چطور؟
اگه مردی مانند یانسن در حال حاضر در هلند بود
میلیون ها دلار برای تحقیق بهش پیشنهاد می شد
و همین امر برای مرد جوانی که از قایق پیاده شده نیز ممکنه
پیچیده در هاله دانش یانسن انگلیسی
دکتر کرامر
من قصد ندارم فقط با یه لباس سفید چروک از اون قایق پیاده شوم
و امید به غلبه بر مالاریا
بنظر شما اشکالی داره؟
دکتر مارتنز لطفاً یه دقیقه تشریف بیارید؟
کی میره دنبال یانسن؟
استپل ، صبح میره دنبالش
لغوش کن ما در حال اعزام یه داوطلب هستیم
دراگر؟
درسته
میتونی با دکتر مارتنز ادامه بدی
موفق باشی
ممنون قربان
هواپیمای شما ساعت هشت صبح حرکت می کنه
ساعت 7:00 در دفتر اعزامی و میدانی حضور داشته باش
یعنی درست سر ساعت هفت
باشه دکتر
داری یه توتوک به طرف یانسن میفرستی؟
دقیقاً
متوجه نمیشم
مارتی
برنده مدال طلای ما میخواد مدال های بیشتری کسب کنه
اگه بتونه با انگلیسیها کنار بیاد خودم یکی بهش سنجاق می کنم
وگرنه، دوان دوان برمیگرده آماده برای کار و رفتار
واکسیه شدی؟ نه
در ماکاسار حتماً اینکارو بکن
قبل از حرکت قطار به سمت روکول اونجا چند ساعت وقت خواهی داشت
من تمام آزمایشات رو انجام دادم
برای طاعون انجام ندادی
طاعون در مستعمره جذامیان؟
یانسن اونجا نیست
سه هفته است که رفته بالای رودخانه روستای راواتا
اینجا یه اپیدمی طاعون شایع شده
از نوع بدترین در این سال ها
از طریق رادیو به کراسر در روکول اطلاع دادیم
اون مدیر هتل اونجاست و شمارو برای سفر آماده میکنه
خب ، وسایل شما
شانزده تا ضد طاعون ، کیت های جنگل وسایل شخصی شما
و آخرینش رایانه شخصی شما
و اون قوطیهای جعبهای پی جی که برای انگلیسیهای قدیمی مهمتره
بنابراین باید تا پای جان ازشون مراقبت کنی
خیلی خب ، سفر خوش بگذره متشکرم
هی
یادم رفت بپرسم پی جی چیه؟
سلام ، شما دکتر جدیدی؟
آقای کراسر؟
آره ، بفرمائید داخل
خیلی مواظب باشی بیا تو دکتر
هی، دکتر؟
دکتر؟
اون قطار هنوز همه چرخ هاشو داره؟
آخرین باری که دیدم ، آره
فردا منو از اینجا میبره بیرون
تازه واردی ، درسته؟
اوضاع تو خونه چطوره؟ خیلی تغییر کرده؟
بستگی به مدتی که از خونه دور بودی داره
ده سال ، سه سالش اینجا رودخانه مستر
شرط میبندم از رسیدن به خونه خوشحال خواهی شد
من نمیرم
تا سه چهار روز پیش فکر می کردم که میرم خونه
ولی الان دارم میرم باتاویا برای جابجایی
و ازم نپرس چرا نظرم رو تغییر دادم نمیتونم بگم
از بتهوون خوشت میاد ، دکتر؟
یا بگیرش یا ولش کن
خب بهتره بگیری
خب
دوش انتهای سالنه ، دکتر
ممنون
به هر حال اسم من دراگره
مال منم هری فرولیک از دیدنت خوشحالم
چرا غذا نمیخوری؟
توصیه پزشکی میکنی ، دکتر؟
نه فقط یه توصیه
اگه اینو با این ترکیب کنی میتونی بیشتر سرگرم شوی
من به مشاوران و تجویز کنندگان حساسیت دارم دوست تازه من
اینجا برجسته ترین تجویزکننده ها از همه جا اومدن
عصر بخیر هری
کاپیتان ویلم واترئوس از ارتش نجات
سپاس خداوند را ، سپاس خداوند را
عصر بخیر
خب ، بیا بشین
تاج و تخت خودتو در بهشت بالا ببر
اومدم برای خداحافظی
خیلی نگران کننده است ،کاپیتان دلواپس شدم
به من گفتن که نظرت برای رفتن به خونه تغییر کرده
درسته ، یه تصمیم باشکوه
امیدوارم تجدید نظر کنی
" زیرا او جامه نجات به من پوشانده "
" همانطور که عروس خود را به جواهرات می آراست " اشعیا سوره 10آیه 61درسته؟
خواهش میکنم هری
بیا آواز سلیمان بخونیم
" بنگر، تو عادل هستی، عشق من "
" لب های تو مانند عقیق سرخ است "
" عسل و شیر زیر زبان توست "
امتحانش کن خودت بچش ، کاپیتان
" تپهای از گندم رسیده که روی آن سوسنها نشسته است "
همش همین، فرولیک
" احمقان گناه را مسخره می کنند " " اما در میان صالحان لطف است "
No comments yet. Be the first to leave one.