প্রথম 199টি লাইন।
ف
فی
فیل
فیلم
فیلمب
فیلمبا
فیلمبار
فیلمبارا
فیلمباران
فیلمباران ت
فیلمباران تق
فیلمباران تقد
فیلمباران تقدی
فیلمباران تقدیم
فیلمباران تقدیم م
فیلمباران تقدیم می
فیلمباران تقدیم میک
فیلمباران تقدیم میکن
فیلمباران تقدیم میکند
فیلمباران تقدیم میکند W
فیلمباران تقدیم میکند Ww
فیلمباران تقدیم میکند WwW
تقدیم به تمام پارسی زبانان جهان
$ .... خب یه چند وقتی شده که $
$ داره یه چیزی تو من میسازه $
$نمی دونم برای چند وقت $
$ نمی دونم چرا $
$... اما همش به همه چیزی فکر میکنم که مبادا $
$اشتباه پیش بره $
$ اما اون تو چشم های من نگاه کرد $
$ و به من فهموند $
$ وقتی که گفت :$
$ نگران نباش عزیزم $
$ همه چیز خوب میشه $
$ نگران نباش عزیزم $
$ فکر کنم که باید دهنم رو بسته نگه دارم $
$ وقتی که شروع کردم راجع به ماشینم تعریف کنم $
$ اما الان دیگه نمی تونم برگردم $
$ چون بقیه رو خیلی به جلو هل دادم $
$ اون باعث میشه که من زنده بشم $
$ ... و وادار میشم که رانندگی کنم وقتی که اون میگه $
$ نگران نباش عزیزم $
$ همه چیز خوب میشه $
$ نگران نباش عزیزم $
$ ... همه چیز خوب میشه $
چرا شیشه جلوت اینقدر کثیفه ؟
اینا خاکستر اتش هست
اینجا جاییه که داری منو میاری ؟
اجارش مجانیه
اجارش قبل یا بعد از اینکه بسوزه مجانیه ؟
جای هیچ نگرانی نیست
اتش از اون طرف دیگه دریاچه میگذره
من یه نوشیدنی میخوام
اون " ال کایسر " هست
اونم " دان بروکی " ه
تمام وقت اینجا زندگی میکنه
می تونست یه کم به بدنش تو اون پرشش قوس بده
... دخترا برین تو خونه
دخترا برین توخونه و تمام قابلمه ها رو پر اب کنید و بیارین جلوی در
رفتیم
ضروریه که در موقعیت های حساس ارامش خودمون رو حفظ کنیم
مامان . این اصلا مو قعیت حساسی نیست
... این خونه 83 سال هست که خونه اجدا منه
و من نمیزارم وقتی که من مسئول مراقبت ازش هستم بسوزه
من میزارم وقتی من مسئول مراقبت ازش هستم بسوزه
هی .. خیلی پیش نمیاد که تو یه خانوم زیبا رو روی پشت بوم ببینی
خیلی نزدیک نیست
مامان عاشق این وسایلاس
منم هستم
هر دوتون دیوونه اید
مامان
اگه موبایلم بسوزه تو مردی
مامان . فینی رو ویلو اب ریخت
دخترا . من نمی خوام که اب بازی کنید
خیلی خب
همینجاس
درش قفل داره ؟
جای قشنگیه
دیو سگه میخواست که بفروشتش
اما من متقاعدش کردم که چند ماه صبر کنه
!!!!!!! دیو سگه ؟
اره .. قبلا 4 تا سگ داشت
اما الان فقط یکی از سگا زندس . اما اسم مستعارش باهاش موند
به هرحال . اون گفت که تو می تونی تابستون رو اینجا بمونی
اینم از شانس خوبه منه
بیخیال عمو مانتی
برات خیلی خوبه
می تونی همه تابستون رو در حالی که داری ریلکس میکنی بگذرونی
از زیابیی طبیعت لذت ببرید
هیچ کاری برای انجام دادن ندارین بجز اینکه مراقب سگه باشین
حالا بکنش که دیگه اصلا هیچ کاری برای انجام دادن نداری
خب وقتی گرسنش بشه برمیگرده
امید وارم که اینطور نشه
مادرم الان کنترل جهنم رو هم در اختیار داره
می تونید بیاید پایین خانوم " او نیل"
اتش مهار شده
مرسی از همکاریتون . مثل همیشه
مرسی کاپیتان
فینیگان رو ویلو اب ریخت
خب من مطمئنم که اون در اینده اتشنشان خوبی میشه
همونجا بزارش
خودم میتونم انجامش بدم
کمک نمی خوام
خوبه که میبینم هنوز روحیه دارین
اینم از اسباب بازیتون. خوبه ؟
اره گرفتمش
دخترا . خوب نیست که خیره بشین
چطوره بریم تو و ناهار بخوریم . باشه ؟ بیاین
می خوای امتاحانش کنی ؟
من یه نوشیدنی میخوام
میرم ماشین تایپ رو بیارم
بندازش تو اشغالا
اینجا شاید جای خوبی برای نوشتن باشه .
اون یه ماشین تایپ سیاهه بدرد نخوره و منم دیگه کاری بهش ندارم
برای چی داد میزنه ؟
زندگی
خیلیییی خوب
فقط برای روز مبادا
می خوای که من بنویسم ؟ می نویسم
خب اینم یه شروعه دیگه
بفرمایید
چیه صاحب اینجا برای نگهباناش یه لیوان تهیه نمی کنه ؟
چرا خودت رو اذیت میکنی ؟
... هنری جوان اگه من شروع کنم به خوردن این مشروب بدون لیوان
... من مطئنا اخرین کسی هستم که اینجا خواهد بود
در باقی زندگیم
و بعدش من با در نظر گرفتن همه جوانب خودم رو یه از دست رفته به شمار میارم
خدا می دونه که ما همچین چیزی نمی خوایم
... من مشروب خونه رو برای تابستون بستم
و یه عالمه غذا تو فریزر برای " مرد گرسنه " هست
بفرمایید . می تونین از این استفاده کنید اگه لازم شد
... دیو سگه یه نوشته رو در فریزر گذاشته
در باره اینکه چطوری باید به " رینگو " غذا بدی
و این " رینگو " کیه ؟
سگس
این چطور اسمیه برای یه سگ ؟
خب قبلا اسماشون . جان . پاول . جورج . رینگو بوده,
اه ... هوشمندانس
و از من توقع نداشته باش که برم جواب بدم وقتی که هنوز نصف وظیفم مونده
... سلام . دیوم
منم کگه دارم درام میزنم . پیام خودتون رو بزارید
مونی اگه اونجایی بردار
من " جو ویلا " هستم . ما باید صحبت کنیم
خیلی خب اعتراف می کنم . من به جو شماره رو دادم
هی .. من چنتا خبر جالب دارم
پس بهم زنگ بزن . باشه ؟
فکر کنم باید بشنوی که چی برای گفتن داره
و موضوع مکالممون چی می تونه باشه ؟
هیچکس به یه نویسنده اهمیت نمی ده . هیچکس نمی خونه
هیچکس نوشته های شما رو نمی خونه چون شما اصلا نمینویسین
نوشیدن یه حرفه هست که بهش نیاز داری
و من نمی تونم که دو تا کار رو با هم انجام بدم
شما همیشه بدترین دشمن خودتون بودین
برای چی اون کوفتی رو اوردی ؟
... خب
می خوام یادم بمونه که " ماری " چقدر افتخار میکرد وقتی اونا اینو دادن بهت
... و این که چطوری شما اوردینش به بیمارستان
... و به دیوار نصبش کردین برای اون تا ببینتش
وقتی که چشم هاش رو باز کرد
اون همیشه بخاطر شما اونجا بود
تا وقتی که دیگه نبود
عمو مونت اون ترکتون نکرد . اون سرطان داشت
! اون منو ترک کرد
خب ... می تونین بهتر از اینی که الان دارین زندگی میکنید زندگی کیند
اون وسایلایی که با خودت تو اون جعبه"نصحت گر"اوردی با خودتم میبری
بهتون سر میزنم
و وقتی که بزنی میبینی که من خودم رو کشتم
یه کلت دودی قدیمی نیروی دریایی هم کنارم افتاده
و یه نوشته از راجع به عاقبت خوب و مخصوصا خطاب به هیچکس
مثل یه نقشه میمونه
اون زیاد جیغ میزنه چون که دیوانس
من دیدم که یه موش رو خورد و بعد بالا اوردش
اون دوست داره که بالا بیاره
اون یه ادم معمولیه
به داستان من کاری داشته باش
اون دوست داره که عنکبوت ها و سوسک ها رو بخوره
تا بعد بتونه روی تموم کف اتاق بالا بیاره
... اما اون چیز مورد علاقش
اون کرم گنده ابدارش هست .
فین نترسونش
دهنت رو ببند ویلو . من مراقب خانوادم هستم . I'm looking out for my family.
حالا هرچی ... حالا
... اگه اون بهت نگاه کرد
علام یه صلیب رو درست که . همونکاری که باید با خون اشام ها بکنی
افرین
می دونی که اون دوست داره که تو شب چیکار بکنه ؟
چی ؟
... دنبال یه پنجره باز میگرده تا دزدکی وارد بشه
... بخزه بیاد جایی که تو خوابیدی
... زبون دراز و خیسش رو در بیاره
و پاهات رو لیس بزنه
فین تمومش کن
اگه فهمیدی که داره پاهات رو لیس میزنه کاری نکنی
تکرار میکنم . چشم هات رو باز نکنی
... اگه ببینه که چشم هات رو باز کردی
اون پنجه میکشه روت و بعد میخورتت
شام امادس
مامان . فین داره فلورا رو دوباره میترسونه
اون داره درباره اون پیرمردی که تو خونه دیو سگه هست لاف میزنه
No comments yet. Be the first to leave one.