প্রথম 200টি লাইন।
.من قبلا فکر میکردم که عشق آسونه
.من قبلا فکر میکردم که یکباره پیداش میشه
.همون که میخوایم، همه چیز سر جای خودش قرار میگیره
.اما عشق همچین چیزی نیست
.کار میبَره .کلی کار میبَره
.این مسخره است
.به مدیر زنگ میزنم
بعضی وقتها آسونتر به نظر میرسه
...فقط... راه برو
برای پیدا کردن چیزی
.یا کسی
.اما این جوابش نیست
...اگر بود
.ما اینجا نبودیم
فراموش شده : قسمت 10
!نه فیسبوک میری،نه توی تولیتر برای یک هفته
!اون توییتره !تو حتی نمیدونی چی هست
!ازت متنفرم !ساوانا دستینی بِیلی
!هیچوقت با مادرت اینجوری صحبت نکن !تو مادرم نیستی
!بیگانه ها مادر واقعی من رو دزدیدن
.تو یه ربات شبیه ساز شده ای .یعنی ربات شبیه ساز شده بی احساس ...همین، نه بیشتر
.امیدوارم مورد خوبی باشه .من کار داشتم
مشروب خوردی؟
.شب یکشنبه است .یه تاکسی گرفته بودم
.نه، عدالت خواب نداره، یا مهمونی نِمیره
.و واضحه که تو هم نداری
،باشه والتر ،بیاید ببینیم چی گیر آوردی
،و اینکه تو این ساعت .بهتر از خوب باشه
خُب من داشتم به این مقاله .تو روزنامه نگاه میکردم
.این مهمه بچه ها .دو نفر، دو تا جنایت
مقتول ناشناس زن و مرد؟ .آره، دو تا جنایت، دو تا عدالت میخواد
،اونها پشت ژنراتور یه مُتل وارفته پیدا شدن
.بهش میگن مهمانخانه اَلوها
.حدود 150 مایلی غرب شیکاگو
...دلیل مرگ .شلیک شاتگان
آره، اونا رو بصورت یخ زده .حدود هشت ماه پیش پیدا کردن
دفن شده تو برف، اما پلیس فکر میکنه احتمالاً .از چند ماه قبلش اونجا بودن
.جزئیات بیشتری نیست
.مقتول زن حدود 10سال از مقتول مرد بزرگتر بوده
.اون جوراب لاستیکی پوشیده بوده
.به نظرم اونها کار مهمی داشتن
.چون هیچی جذابتر از جوراب لاستیکی نیست
.آره، من با لینزی موافقم
.زن بزرگتر، مرد جوونتر، مُتل داغون
.شاید زنه گربه وحشی بوده
. خُب، ما نمیخوایم بپریم سر نتیجه نهایی
.خُب این دقیقاً یه پرش بزرگ نیست
.اینجا گفته شده زنه 30 سالش بوده منظورم اینه که، چرا جوراب لاستیکی؟
.شاید شغل سرپایی داشته .پرستار،پیشخدمت،آرایشگر
.معلم
به نظر میرسه .قبل از اینکه یخ بزنن مرده بودن
.ما به بازسازی چهره نیاز داریم.مال تو
با جادوت کار کن، و بعدش ما .میتونیم یه سلامی به اَلوها عرض کنیم
.شاید داخلش باحال باشه
،میدونم اونجا ناجور به چشم میاد
.اما برای ما مهم نبود
.ما به دلیلی اونجا بودیم
.چیز مهمی که در اونجا بود
.یکی از شماها بره با مدیر صحبت کنه
.تایلر، تو برو با خانومها صحبت کن
،منم میرم، ایستگاه پلیس محلی
.میخوام پلیس بدونه چرا اومدیم اینجا
،سلام، خوشحال میشم اگر به ما درباره
،زن و مرد مقتول بگید
.دو تا جسدی که شما پیدا کردین
شما اتاق نمیخواید؟ .ساعتی هم اجاره میدیم
.خُب این بی ادبیه
.نه، تو نه .منظورم کلاً این نظر بود
نظر تو و من بی ادبیه؟
..ما نداریم.. من ندارم .نظری ندارم
من میگم .من حتی یه نظر هم ندارم
.. نظرِ نظری نظر
.208
چی؟ چی؟
.قبلاً به پلیس گفتم. همه چیزی که پیدا کردم .به اتاق 208 سر بزنید
208؟
اون اینجا زندگی میکنه، اگر قراره کسی .چیزی بدونه، اونه
.ممنون .ممنون
.سلام خوشگله
یه خوشتیپی مثل تو اینجا چی میخواد؟
.چیزی که یه دامن باحالی مثل تو داره
،ممنون. اما حرف زدن مجانی نیست .و دخترها باهاش زندگی میگذرونن
.منصفانه است
من فقط... 40 دلار دارم. کافیه؟
.خُب، شکر، کارت رو راه میندازه
.و اینکه من فقط یه معامله گر نیستم
.من یه پلیسم و تو بازداشتی
..سلام. ما به خاطر اون دو تا جسد اینجاییم
.بیاید تو، بیاید تو
.اجازه میدین بخار وارد شه
...اینا خیلیه
.اونها انقلابی هستند
از تلویزیون پخش میشه؟
شاید. اقتصاد جهانی داره نابود میشه
،چیزی که شما بهش میگید پول .من بهش میگم دستمال توالت
پس به دستمال توالت چی میگید؟
این انقلابی که میگی...فکر میکنی اتفاق بیافته؟
.اوه، بزودی شما به خاطر اون اینجایید، درسته؟
.بله، البته. البته
می دونید، ما شنیدیم شما .کسی هستید که صحبتش رو میکنید
...اون دو نفری که پیدا شدند، اجساد
.بخشی از اون بودند
.اونها خیلی به حقیقت نزدیک شده بودند
.بله، اوه بله
.من، من، من می دونستم. می دونستم .غیر اجتناب بود
.اوه، من سعی کردم بهشون هشدار بدم
اونها رو دیدین؟ .اوه، دیدمشون، دیدم، دیدمشون
..و بعد !و بعد زیپر اونها رو کشت
زیپر؟
اوه، زیپ..زیپ..زیپر .اونها رو کشت
،وو،وو آروم .آروم،آروم
.زیپر اونها رو کشت زیپر کیه؟
.قاتل، زیپر اونها رو کشت .اوه، زیپر اونها رو کشت
.این بار فقط یه هشدار بود
چه اتفاقی افتاد؟
.یکی از اون دختر کاسبها برای پلیس کار میکرد
چیزی میدونست؟
.مطئنم خیلی چیزها میدونه
.و منم خوبم، ممنون
.هیچی
.رو اون یارو دیوونه اتاق 208 حساب نکن
.زیپر اونها رو کشت .زیپر اونها رو کشت
زیپر اونها رو کشت؟ .اون تو گزارش پلیس بود
.آره، اما پلیس محلی چکش کرده .هیچ معنی ای نمیده
اگر معنی بده چی؟
چی؟ تو فکر میکنی ما باید تئوریهای یه دیوونه رو قبول کنیم؟
.من فکر میکنم تنها سرنخِ که داریم
.خُب، زیپر میتونه اسم یه خلافکار باشه
،شاید کسیه که خیلی سریعه .مثل یه دونده..کسی که پر انرژیه
یه معتاد، مثل معتاد یه توییتر؟
.فکر کنم منظورت توییکره
،خُب، ببین، من میگم مربوط به لباسه
.یا شهربازی
.اوه،صبر کن .درسته، زیپر
من تو اولین قرار با دوست پسر .سابقم سوار شده بودم
دیگه نمیری؟ .نه تا این اواخر
..شهربازی سیار ماروِلوس
.اینجا میگه زیپر محبوبترین سواریه
من مطمئنم خاطرات زیادی رو برای ،لینزی زنده میکنه
اما، مقتولین ما
توسط یه شاتگان کشته شدن ،نه یه سواری شهربازی
،جدول زمانیشون اینجاست
.و همین الان شهربازی بیرون از شیکاگو هستش
اما پاییز گذشته، اونها تو گِیلسبرگِ ایلینویز بودن
.محل مهمانخانه اَلوها .کارت خوب بود والتر
از کجا شروع کنیم؟
.از اینجا .به نظر امیدوار کننده میاد
،سلام، ببخشید شما متصدی این هستید؟
.آره، منم
خوشحال میشیم اگر شما یا یکی این اطراف
.این دو نفر رو دیده باشند
عجلت برای چیه، ها؟ .فقط میخوایم حرف بزنیم
.سلام زیپر
این رفیقات کیا هستن؟
،بیخیال،جدی میگم، بذار برم .بمون
.پس من اینجام با دوستات زیپر
،امیدوارم زیاد جلو نیان
چون دچار مشکل جدی ای میشن
.که نمیخوان جزیی ازش باشن
.کیفت رو رد کن بیاد
..یه چیز در مورد کیفم
.یه نشان توشه
.مشکلی که گفتم در مورد تحقیقات جناییه
.بذار نشانت رو ببینم
.مشکلی نیست ،اما اگر بیرونش بیارم
.دیگه رسماً اقدام به سرقت محسوب میشه
.و میتونم هر کدوم از شما رو بازداشت کنم
...یا
،میتونید اجازه بدید نشانم تو کیفم بمونه
،تو جیب عقبم اجازه بدید اینجا رو
.با دوست خوبتون زیپر ترک کنیم .بدون صدمه ای، بدون جرمی
.بیا
.خُب زیپر، بیا حرف بزنیم
.من بهشون شلیک نکردم .قسم میخورم
.ما یه شاهد داریم که میگه تو شلیک کردی
بسیار خُب، من دیدمشون، باشه؟ .جسدشون رو
.اما من نکشتمشون
دیگه چی دیدی؟
من یه ماشین دیدم، باشه؟ ،من تو اَلوها ایستاده بودم
،و صدای شلیک چند تیر شاتگان شنیدم
.اون ماشین رو دیدم که از اونجا رفت
چه جور ماشینی؟ ...بزرگ بود
اِس.یو.وی ، تیره رنگ، آمریکایی، میدونی که؟
.باید قاتل داخلش بوده باشه
داستان قشنگیه زیپر، اما شاهد ما
.تو رو با اجساد دیده .پس به من دروغ نگو
این حقیقته، باشه؟ .من اونها رو نکشتم
.تو فرار کردی زیپر اگر بیگناهی چرا این کار رو کردی؟
.بسیار خُب، باشه
من ازشون دزدی کردم،باشه؟ .اما اونها قبلش مرده بودن
.به نظر نمیومد وسایلشون رو لازم داشته باشند
چیا برداشتی؟
چرا باید بهت بگم؟ .تو حتی پلیس هم نیستی
.نشانی نداری داداش
.تو ماشینمه
.مال من نه
.بیخیال. من به کسی صدمه نزدم
.هیچ کمکی هم بهشون نکردی
قربانیها رو قبل از اینکه کشته بشن دیدی؟
.نه، یعنی صداشون رو شنیدم
No comments yet. Be the first to leave one.