প্রথম 200টি লাইন।
تنظيم : m.st.f.
.الو
!بابا! بابا !کمکم کن خواهش ميکنم
.زديم به هدف
خوشحالي منو ميبيني؟
مطمئن نيستم که .بتونم بهت اعتماد کنم، ببخشيد
.ببين، تو به من زنگ زدي
.تو کمکِ لژيون رو ميخواي .من بهت کمک ميکنم
از کجا بدونم بهم کمک ميکني؟
.من اون کسي نيستم که همکارم رو کشتم
.من لو رو نکشتم
.به من نگاه کن
.من نکشتم
.باشه
اين چند تا آيدي و هويت جديده .و چندتا کارت خريد و چيزاي ديگه ست
.اون براي يه مدتي اعتبار داره
جو دورمَن؟
.عاليه
: من دوتا وسيله اينجا دارم
.اون چاقوي تو و خودکار
.از شرّشون خلاص شو .هرکاري ميکنيد بکنيد
اين به اين معنيه که داري به ما ميپيوندي؟
فقط بهم بگو از اون وسيله ي .اصلي چي ميدوني
.بيشتر مردم فکر ميکنن اين يه افسانه ست
و اونايي که باور ميکنن؟
يا مردن يا ديوانه وار .دنبال پيدا کردنِ اونا هستن
چرا؟
.من براي پيدا کردنِ دخترم بهش نياز دارم
.خودتو به کشتن ميدي
.جو
.بعدي
.بعدي
.من عکسامو لازم دارم
فاميليتون چيه؟
: استريتزکي
.الف-س-ت-ر-ي-ت-ز-ک-ي
.اوه، آقاي استريتزکي اينجاست
تا حالا درباره ي ديجيتال چيزي شنيدي؟
.دوازده دلار
!هي
چه خبره؟
دفعه ي بعدي يه ذره درست رفتار کن، باشه؟
.عاليه
!هي، مواظب باش
!همونجا بمون
اون حتماً کليد رو يه جايي .انداخته
برميگرديم ميريم اون کوچه .رو دوباره چک ميکنيم
.لعنت
.نابود نشدنيه .شوخي نيست
مارتي؟
.بازرس لي
سلام. ببين من متأسفم که دوباره تو رو وارد اين ماجرا ميکنم
ولي هنوز يه ذره گيج شدم
.درباره اتفاقايي که درباره ي قتل لو افتاد
.من با مأموراي داخلي حرف زدم
.ميدونم. من کارم جدا از اوناست
من فقط خودم چند تا سؤال .دارم ازت
کي اولين تير رو شليک کرد؟
تو ربطي به اين قضيه نداري، داري؟
.نه، نه .فقط ميخوام بفهمم
.منو ببخش لي .هفته ي خيلي وحشتناکي بوده
هلن نخوابيده و
.صادقانه بگم منم همينطور
اگه گزارش رو بخوني .همه چي اون تو هست
صحنه ي جرم با اون توضيحاتي که .من دادم همخوني داره
.بطور قانوني بله
.من واقعاً خسته ام
.بايد غذاتو بخوري عزيزم
.نميتونم
.موضوع اين خونه ست
من ديگه نميتونم تو اين .خونه بمونم مارتي
.لو توي اتاق بغلي کشته شد
.هلن خواهش ميکنم .تو ديدي که جو ماشه رو کشيد
.اون ممکن بود تو رو هم بکشه
!هلن نميدوني داري چي ميگي
.متأسفم عزيزم
...من فقط
چي؟
چي؟
.تلفن رو نميخواد جواب بدي
.تلفن رو جواب نده
منظورت از اينکه من نميفهمم چي بود؟
.مارتين .بايد تلفن رو جواب بدم
بله؟
برامون يه وسيله پيدا کردي دکتر روبر؟
.دارم تلاش ميکنم
.تو براي برداشتن کليد فصت داشتي اونو برداشتي؟
.اون...از دستم در رفت
يه وسيله برامون بيار و محفل فرمان با آغوش باز
.به تو خوش آمد ميگه
ميفهمي؟ .کاملاً
.برو دنبالِ کنگ : ک-ن-گ
.کنگ
مارتين کي بود؟
!مارتين
.بازرس ميلر
بايد ازتون بخاطر اينکه ضعف هاي امنيتيِ .من رو برام آشکار کردين تشکر کنم
.اين کار رو نميکنم
.ذره ي بازنده
.بيا تو
کليد کجاست؟
!سَرِ جاش
.ولي اون مال منه .من پولش رو دادم
.من به يه نفر پول دادم
.اون مال منه
.ازم دزديدنش
.اون يه جرمه بازرس
يا اينقدر پيش رفتي که
ديگه به قانون کوچکترين اهميتي نميدي؟
.فکر نکنم
.تو وارد خونه ي من شدي و ساعتم رو دزديدي
ميتونم بشينم؟
.خواهش ميکنم
دخترم رفت داخل اتاق ...همون اتاقِ مسافرخونه
.و ناپديد شد
.پس من به اون کليد براي برگردوندنش نياز دارم
چطوري ميخواي اون کار رو بکني؟
.وسيله ي اصلي
هرچي که هست .من ميخوام پيداش کنم
چطوره من به جاش يه راه بهت پيشنهاد کنم؟
.بيخيال شو
نميدوني خودتو داري تو چه .خطر بزرگي ميندازي
تو واقعاً نميدوني اين قضيه تا چه اعماقي پيش ميره
و اونوقته که نميتوني خودتو ازش بکشي بيرون
.مگر اينکه همين الان بيخيال بشي
حرفت تموم شد؟
.با من در افتادي بازرس ميلر
.به همين راحتي
مردها و زنايي که با من .در افتادن مردن
.دستت به اون کليد نميرسه
.ميتوني منو به هر کاري وادار کني
.چيزي براي از دست دادن ندارم
.اون کُت رو ازش بگيريد .بذاريد بره
.ما خيلي چيزامون با هم مشترکه بازرس
.ميتونستم کمکت کنم
.بخاطر دخترت متأسفم
.واقعاً متأسفم
دنبالش بريم؟
.نه
.الان ديگه به خودش مربوطه
.ممنونم رفيق
آقاي کراتزفلد؟ .اون برگشته
.و هديه هم آورده
.ساعت رو هم برگردونده
.مرسي
.شايد بالاخره بتونم بهت اعتماد کنم
.فعلاً کليد پيش من ميمونه
چرا بهم نميگي چي درباره ي اون وسيله ي اصلي ميدوني؟
ميتونيم شروع کنيم؟
اگه که از پشت بهم .خنجر نزني، آره
.عادلانه ست
.اسم کوچيکت جوئه ميتونم اونطوري صدات کنم؟
.باشه
.اسم من هم کارله
جو چقدر درباره ي اون وسايل و تاريخچه شون ميدوني؟
.زياد نميدونم
در تاريخ 4 ميِ سال 1961 اولين .بار شناخته شدن
هيچ کسي واقعاً نميدونه اونا چطوري .و چرا اومدن که وجود داشته باشن
چيزي که ميدونيم اينه که مردم براي بدست آوردن اونا
.از وقتي که ميدونيم با همک دعوا ميکنن
:اوش اصلاً هيچ دسته يا گروهي نبود
.جمع کنندگان
اونا قبل از اينکه هر کس ديگه بدونه چه خبره
شروع کردن يه جمع کردن اونا
در طي 5 سال اونا بطور .تقريباً کامل تمام اونا رو جمع کردن
.چيزي حدود 100 تا از اونا
بعدش چي شد؟
Tخودشون رو کشتن مگه نه؟
.بيشترشون کشته شدن .تقريباً بيشترشون ديوونه شدن
ولي عده ي کمي از اون آدما
فکر کردن که اين بهترين راهه که مهمترينِ اون وسيله ها رو جم کنن
.و اونا رو مخفي کنن
من زمان قابل توجه و
و پول خيلي زيادي رو
.براي پيدا کردن اينجا صرف کردم
من نميدونم اون کجاست
ولي چيزي که ميدونم ...اينه که براي رسيدن به اونجا
.کليد رو لازم داري .بله
.اينا به من ربطي نداره کارل
.من فقط ميخوام دخترم رو پيدا کنم
.آره البته
اون وسيله ي اصلي .چيزيه که تو نياز داري
اگه وجود داره .داخل اون مخفيگاهه
من وسيله ي خودم رو که توي اون .مخفيگاهه لازم دارم : چشم
.اون ميتونه هر چيزي رو تعمير کنه
براي چي اونو ميخواي؟
اين پسر جوون و خوشگل .ايزاکه منه
هي رفيق داشتي فيلم نگاه ميکردي خابت يرد؟
.آره .به جو سلام کن
.سلام جو
.سلام ايزاک
من داشتم به اون درباره ي .برنامه مون براي درمانِ تو ميگفتم
چه مريضي اي داري؟
.سرطان خون
همينه، درسته؟
.برو بخواب.عزيزم
شايد فهميده باشي که من چرا اينقدر مصمم هستم
و اين کار رو انجام بدم .هرجوري که باشه
.منم فقط ميخوام بچه ام زنده بمونه
.شايد بتونيم به هم کمک کنيم
No comments yet. Be the first to leave one.