প্রথম 200টি লাইন।
رضــا با افتخار تقديم ميکند lvlr
باوجود یک هفته فاصله ،با انتخابات درونحزبی آیوا
در آخرین آمار نظرسنجی گالپ، دانبار 45 به 39، با اختلاف 6 درصد جلوئه
و 16 درصد آرا هنوز نامعلومه
،باوجود فاصلهی کممون تا انتخابات آرای نامعلوم خیلی زیاده
،آمار و ارقام کاملاً به نفع دانباره
،و آرای اون خیلی بیشتر از رئیسجمور آندرووده اما با خیلی از اهالی آیوا صحبت کردم
که درمورد بیتجربگی اون شکهایی دارن
و اینکه آیا میتونه جلوی یه کاندید جمهوریخواه با
سوابق زیاد، دووم بیاره
اما باز هم پیشتاز بودنش باوجود اینکه برای اولین بار داره
کاندید میشه، قابلتوجه هست - واقعاً فوقالعادهست -
پشتیبانی جکی شارپ کمک بزرگی بود
اینکار آرای خیلی از زنها رو به نفع اون تغییر داد
میخوایم که توی رویدادها نقش خیلی فعالتری داشته باشین
،شما اول میرین و رئیسجمهور رو معرفی میکنین
و تمام زمان کنارشون میمونین، و بعدش توی پرسش و پاسخها هم مشارکت میکنین
من نباید سوالها رو جواب بدم فرانسیس کاندیده
،خب، حقیقت اینه که موافقهای تو دوبرابر من هستن
پس بذار چیزی رو به مردم بدیم که میخوان
خب، اگه فکر میکنی کمکی میکنه، باشه - میدونم کمک میکنه -
سخنرانی رو آماده کردین؟ برگهها آمادهست؟
همهچی توی اتاق کنفرانسه - پس شروع کنیم -
...وقت کردین که به لیست افراد مناسب برای
جایگزینی رمی نگاه بندازید؟
اوه، فعلاً نمیتونم روی اون قضیه تمرکز کنم اول باید به فکر اینجا باشم
،خب، یه پیشنهادی دارم قربان که توی لیست نیست
کی؟ - من -
ست، تو به عنوان مدیر ارتباطات برام خیلی با ارزشی
خب، مسئله همینه قربان باید سکان رو بدست یه متخصص رسانه بدین
ما توی گردونهی انتخاباتیم
تعبیر مردم خیلی مهمه - ...ست -
میخوام که به سیاستمون و تیمهای خبری نظام ببخشم
میخوام با اعضای کابینه و سران سازمانها کار کنم
تا همهی اظهارات و تبلیغات عمومیشون رو با خودمون هماهنگ کنم
موافقان طرح اشتغالزایی آمریکا توی کنگره رو بسیج کنم
،یه لیست تعهد برای مصوبات آینده
نه فقط یه حمایت و پشتیبانی ساده
کارهایی که میخوام به عنوان رئیس دفترتون انجام بدم، اینجا مفصل توضیح داده شده
فقط میخوام که بررسیش کنید
خب، البته که اینکارو میکنم ممنون، ست
مچکرم که این همه وقت برای این گذاشتی
ممنون، قربان
ممنون
رابرت
ببخشید که دیر کردم
تو راه برگشت از آیوا یکم به مشکلات آبوهوایی برخوردیم
ممنونم که شخصاً اومدی اینجا
بخصوص توی این هیاهوی روزهای آخر
هرچی تو بخوای، رابرت - بشین -
اوه، ممنون
و، میدونی، خوب شد. الان میتونم یه چند ساعتی پیش بچهها باشم
خب، چه حسی داره که برگشتی به اینجا؟
...اوه
باید اعتراف کنم که دلم یکم براش تنگ شده
راستی مخالفتت توی جلسهی گادفری برابر کنت، بینظیر بود
دفتردارهام. اونا نوشتنش
تک تکِ کلماتش رو
پس وقتشه
روث میگه وقتشه، ولی خودمم از قبل میدونستم
کِی میخوای اعلام کنی؟ - بزودی -
ولی میخوام که اول... تو جواب مثبت رو بدی
جوابِ چی؟ - اینکه جایگزین من بشی -
!ربطی به آلزایمرم ندارهها
یادم نرفته که نامزد ریاست جمهوری هستی
...ولی آندروود مطمئنم فوراً تو رو پیشنهاد میکنه
من الان پیشتازم، رابرت چرا باید کنار بکشم؟
چون این سمت، عمریه - آندروود شکست میخوره -
فکر کردی به همین سادگیا از دور خارج میشه؟
،و حتی اگه نامزد انتخاباتی دموکراتها هم بشی ...جمهوریخواهها
اونا نابودت میکنن
رای من و سمت من توی دیوان مهمه
تو میتونی اینجا تغییرات مهمی بوجود بیاری
اینا دقیقاً حرفهای اونه
،انگیزهاش از اینکار خیلی ظالمانه بود، بله ولی حرفهاش منطقی بود
هوش و حواست مثل همیشه دقیقه، رابرت
...به جز
به جز اینکه الان اسمت رو به خاطر نمیارم
هدر
هدر
زحمات یک عمر من رو ادامه میدی، هدر؟
نمیتونم
من با خودم رو راستم، مسئله اینه که من واقعاً رئیسجمهوری رو میخوام
قبل از اینکه نامزد بشم متوجه این موضوع نبودم
،نه اینکه آدم دیگهای شده باشم، رابرت نه اینکه جاهطلبیام روی چیزی تأثیر گذاشته باشه
مسئله اینه که من تا پیش از این نمیدیدم که برای چه کاری ساخته شدم
و من برای ریاست جمهوری ایالات متحده، ساخته شدم
همگی دوست ندارید که اول کلیر صحبت کنه؟
!ممنونم
من و فرانسیس خیلی مچکریم که توی چنین روز سردی
!برای چنین استقبال گرمی از ما، به اینجا اومدین
!حس خیلی خوبیه که برگشتیم به آیوا
،و حسم بهم میگه که، با شور و حمایت شما
!بدون شک توی این ایالت رای مال ماست
سلام - عصر بخیر -
سلام
باعث افتخارمونه که مجدداً مهمان ما هستید، جناب رئیسجمهور
ما همیشه خیلی دوست داریم بیایم اینجا
خونهی موردعلاقهمون توی کل آیواست
...اگه چیزی لازم داشتین - خیلی ممنون -
شب بخیر - شب خوبی داشته باشین -
امروز کارت معرکه بود
اونا واقعاً دوستت داشتن
شب بخیر
شب بخیر
بله، لطفاً تام ییتس رو برام بگیرین
نه، گوشی رو نگه میدارم
جناب رئیسجمهور؟
بقیهاش کجاست؟
خوندینش؟ - نه، هنوز نه -
فقط این فصل اول به دستم رسیده
میشه اول بخونیدش، قربان؟ و بعدش باهم صحبت میکنیم
مریض شدی؟ صدات گرفته
خب، نه، مریض نشدم
زیاد نخوابیدم
خیلیخب، فردا باهات تماس میگیرم
آقا؟
ببخشید. آقا؟
یادم رفت برای چی اومدم اینجا
آب پرتغال
میشه 2 دلار و 25 سنت
آره
چهارم جولای دیگر معنایی ندارد"
هاتداگهای سوخته و آتشبازیهایی که همیشه مردم را دلسرد میکنند
،پرچمهای آمریکای کوچک ساخت چین
در دست کودکانی که ترجیح میدهند بهجای تکان دادن این پرچمها، ماینکرفتشان را بازی کنند
اما سوم سپتامبر روزیاست که واقعاً اهمیت دارد
سه دههی پیش در چنین روزی
یک سفیدپوست بیپول با دختر ثروتمند و آفتابمهتابندیدهی اهل دالاس ازدواج کرد
،و آن روز زمین از اینرو به آنرو شد
هرچند نه ما و نه آنها، در آن زمان این موضوع را نمیدانستیم
زنی که سوگندهای ازدواجش را یک شوخی و بهمانند خودکشی میپندارد
و مردی که حلقهی ازدواجش را به عنوان ،نشان شرمساری به دست میکند
چرا که فکر میکند لیاقت آن دختر، بیشتر بوده
ولی به واقع، کدامین بیشتـر؟
در کنار هم، آنان حکمرانان یک امپراتوری بدون جانشیناند
"تنها فرزند آنان، تـاریخ است
بیا داخل
انگار یه نسخه هم برای تو فرستاده بوده؟
فکر کردم این کتاب قراره دربارهی تو باشه، نه ما
این قضیه کلاً اشتباه بود
زیادی بهش گفتیم، فرانسیس
اصلاً نباید توی چنین موقعیتی قرارت میدادم
قضیه رو خاتمه میدم
به نظرت درست گفته؟ - در مورد چی؟ -
،پیوند دو عنصر هموزن با نیرویی یکسان"
در کنار هم میایستند اتحادی که نظیر دیگری ندارد
"اتم ناشکافتنیِ سیاست آمریکا
خب، در مورد یه چیزایی درست گفته
،باید برم رو در رو باهاش صحبت کنم قضیه رو فیصله بدم
دیروز توی اولوِین توی یه گردهمایی تبلیغاتی بوده
و افرادمون میگفتن صدای تشویق مردم اونقدر زیاد بوده که نمیذاشته صدا به صدا برسه
چقدر میتونه بهمون ضربه بزنه؟
اونا فقط 1-2 درصد باهامون فاصله دارن و باید خطای احتمالی نظرسنجیها هم درنظر بگیریم
پس باید بهش حمله کنیم
قضیهی سازمان ملل دیگه فایدهای نداره یه چیز جدید میخوایم
باید با جکی صحبت کنیم
ممنون که اومدی سفرت چطور بود؟
برای من که خوب بود ولی برای مامانم یکم سخت بود
عادت نداره منو بیشتر از دو روز پشتسرهم ببینه
راستش سوالهاش دیگه تموم شد
حسودیم شد. بشین من که 24 ساعته سرم شلوغه
کار تماموقت توی اینجا
حضور به عنوان جانشین هدر توی گردهماییهای کالیفرنیا
تو میتونی خیلی بهمون کمک کنی، رمی
آه... الان جلسهی استخدام منه؟
مطمئنم غافلگیر که نشدی
امیدوار بودم که فقط برای دیدن خودم باشه
نمیتونیم بهاندازهی درآمدی که ،توی گلدون هیل داشتی بهت بدیم
ولی میتونیم خیلی بیشتر از کاخ سفید بهت بدیم
تمایلی ندارم
چه جواب سریعی. بعید بود
میخوای کجا مشغول بشی؟ - هیچ جا -
میخوام بکشم کنار جکی دیگه سیاست بی سیاست
میدونم که جدی نیستی سیاست توی خونِته
خودم برای یه مدت طولانی همین فکر رو میکردم
اصلاً مطمئن نیستم توی واشنگتن بمونم یا نه
میخوای چیکار کنی؟
بهترین بخشش همینجاست. نمیدونم
نیازی نیست به خودت زحمت بدی و سعی کنی متقاعدم کنم
کلیر آندروود
باید بهش ضربه بزنیم
اگه دنبال نقطهضعف هستی، من چیزی نمیدونم
باید بدونی
اگه میدونستم هم ممکن بود بهت نگم
ولی نمیدونم. هیچوقت اجازه نمیدادن من وارد این مسائل بشم
تحتفشارش گذاشته، ولی چیزی دستگیرمون نشده
باورش برام سخته که هیچ چیزی ازش نداریم
تیم عملیاتیمون همهی مطالب و
فیلمهای 25 سال گذشته رو بررسی کردن
در مورد آشناها، خونواده و شغلش تحقیق کردن
اگه چیزی بود، پیداش میکردیم - وایسا. یه چیزی هست -
چی؟
الو؟
داگ. خیلی وقته خبری ازت نیس
چی میخوای؟ - دفتر یادداشت -
قیمتش چیه؟
گفتی هیچوقت با یه زن دیگه چنین کاری نمیکنی
چقدر؟ - داری پول پیشنهاد میدی؟ -
اگه خواستهات همین باشه
No comments yet. Be the first to leave one.