Turn Up Charlie

Turn Up Charlie

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

সিজন 1

রিলিজ তথ্য

Turn Up Charlie S01 Complete WEB DL
ভাষ্য লিখেছেন Saeed Hashemee
همه قسمتها در یک پارت

ট্যাগ

web
প্রকাশিত: 2022-01-22
ডাউনলোড: 50
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

‫‫ .:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ‫..::.. 30NAMA.best..::..

‫ ‫ «:: مــتـرجـم: سامان کاکی ::» ‫ |^| Saman97 |^|

‫آخ نه، نه، نه، گندش بزنن!

‫- سه، دو... ‫- یک...

‫- چارلی؟ ‫- جان؟

‫برق‌ها رو قطع کردن

‫- کسی چیزی رو قطع نکرده لیدیا. آروم باش ‫- عه عه! لیدیا کیه دیگه؟

‫میگی عمه لیدیا

‫چند دفعه باید تکرار کنم؟

‫پولی که باید بابت پول برق بهم بدی کو؟

‫امشب یه اجرا دارم، خب؟ ‫پس بعداً پرداخت می‌کنم

‫- قول میدم ‫- عه باشه باشه. مراسم خفنیه؟

‫نه بابا، عروسی "نیل"ـه، همین

‫نیل، نیل؟ یکی بالاخره راضی شد زن این بشه؟

‫امیدوارم از این آشنا ماشناها نباشه، نه؟

‫چون نمیشه باهاش قبض‌ها رو پرداخت کرد

‫نه نشد. از این طعم خوشم نمیاد. ‫تو که می‌دونی طعم موردعلاقه‌ی من لیموه

‫ببین، داری ماریجوانا می‌کشی، ‫اونم مجانی

‫- دیگه چرا داری غر می‌زنی؟ ‫- ببند دهنتو بابا. ‫چارلی جان!

‫- جان؟ ‫- پول منو رد کن لطفاً

‫چشم، شما نگران نباش

‫درسته، باید برم

‫تو رو خدا چارلی، ‫بذار این داداشت باهات بیاد، جون من!

‫تو دعوت نیستی "دل"

‫داداش، یه عروسی نیجریه‌ایه دیگه، نه؟

‫نیل که نیجریه‌ای نیست

‫زنش که نیجریه‌ایه و همه هم ‫به عروسی‌های نیجریه‌ای دعوتن

‫- اصول رو دیگه خودت می‌دونی ‫- چی داری میگی؟

‫تو کتم نمیره آخه دیوید دعوته ‫و من نیستم، نه؟

‫اگه یه بازیگر معروف بودم، همین رفیقت ‫نیل التماسم می‌کرد که اونجا باشم

‫ببین. دیوید دعوته چون از همون مدرسه ‫بهترین دوستمون بوده،

‫و تو که فقط عضو گروه چارلی آیو هستی

‫مطمئنی به این خاطر نیست ‫که یارو فراری داره؟

‫فراری نداره که

‫گوش کن. خب. ‫آلیشا هم امشب میاد، خب؟

‫اینجا رو ببین تو

‫باید خوشتیپ به نظر بیام، ‫که بدونه تو زندگیش چی کم داره

‫باید بیخیال اون بشی پسر

‫و خداوکیلی بخوام بگم، ‫هیچی کم نداره داداش، خب؟

‫دوست پسر جدیدش هم حلقه‌ی ازدواج ‫رو میندازه دستش

‫- طرف مدیرعامل صندوق‌های پوششیه... ‫- چارلی!

‫بیا عنی که توی دستشویی ‫به بار آوردی رو جمع و جور کن! گنده هم هست!

‫تازه طرف با عمه‌ش هم زندگی نمی‌کنه، پس...

‫برو بیرون

‫- جان؟ ‫- همین الان

‫- من که اصلاً نریدم بابا ‫- ریدی

‫- ریدم خب، ولی فکر کردم سیفون رو کشیدم ‫- خب، برو بکش! برو گوهت رو جمع و جور کن پسر

‫‌می‌دونم دعوت کردن من براتون آسون نبود ‫ولی واقعاً برای من خیلی باارزشه

‫راستش خیلی متشکرم. ‫منت سرمون گذاشتین. ممنونم

‫دو دقیقه. خب؟

‫شب بخیر، بله. حالتون خوبه؟ هی!

‫- تبریک میگم! ‫- سلام!

‫آره

‫نیل! ببین... زن گرفتی!

‫- سلام مرد بزرگ ‫- چطوری پسر؟

‫- خوشتیپ شدی رفیق. خوشتیپ شدی ‫- آره، پسر، همینطوره

‫اه... عادت ندارم به این ‫لاس زدن‌هاش با دخترا

‫- آره، ندیدی که ‫- اینم از ایشون

‫اینم از آقای هنرپیشه

‫ممنون که اومدی

‫واقعاً متشکرم. ممنون

‫- از دیدنت خوشحال شدنم ‫- سلام پسر

‫چی شده؟

‫- آره داداش ‫- تو خوبی؟

‫آره، من خوبم. ‫بهت افتخار می‌کنم. کارتو کردی!

‫بابا چیزی نیست که مایه‌ی افتخار باشه. ‫ازدواج یه تله‌س

‫- چی؟ ‫- اینو کسی میگه که خودش دوبار زن گرفته

‫- چند سالته شما؟ ‫- یکم زود دست به کار شدم، خب؟

‫- رفیق، کارت دعوت رو خوندی؟ ‫- چی؟

‫ست پاپیون و کت‌ و شلوار مشکیه. ‫تو کت و شلوار شرابی و کفش ورزشی پوشیدی!

‫ماشالا! ایشونم اومدن

‫- وای ‫- خیلی خوشگل شدی آلیشا

‫- نگاش کن! ‫- مرسی

‫- خوبه! تو گذاشتی اینجوری لباس بپوشه؟ ‫- نه، نه...

‫- دوتاتون ست کردین؟ ‫- نه اینطور نیست. نه...

‫شک نکن عروس دوماد بعدی شماین

‫- نه ‫- منظورت چیه؟

‫- چی؟ بیخیال بابا... ‫- داری خجالت‌زده‌م می‌کنی پسر

‫خیلی‌ها هستن که باید ببینیمشون داداش

‫- نوشیدنی می‌خوای؟ بریم یه نوشیدنی بزنیم ‫- آهان آره

‫اوهوی!

‫تمومش کردیم، خیلی وقت‌ها پیش

‫اون می‌خواست ازدواج کنه. ‫منم آمادگی این چیزا رو ندارم، پس...

‫ببخشید رفیق. روحمم خبر نداشت. ‫دو دقیقه نیست برگشتم،

‫از خودم یه اوسکل ساختم

‫آره، ولی همیشه اینکارو می‌کنی، ‫پس حله

‫همیشه فکر می‌کردم مشته رو ازت می‌خورم

‫من مشت بزنم؟ ‫گوش کن، چجوریه سارا هنوز نفهمیده

‫که یه دی‌جی در سطح جهانی مثل اون ‫می‌تونست یه بدبخت بهتر از تو گیر بیاره...

‫خب، تا حالا اینو دیدی؟

‫خدا کنه "گابریل" بیشتر به ‫مامانش رفته باشه تا تو

‫گوش کن، برات خبرهایی دارم. ‫دارم برمی‌گردم لندن، واسه همیشه

‫- چی؟ چرا؟ ‫- خیلی‌خب، فکر کردم خوشحال بشی

‫نه خب، خوشحالم. سر به سرت گذاشتم! ‫هورا!

‫ولی خب چرا هالیوود رو ‫به خاطر اینجا ترک می‌کنی؟

‫چون اینجا... خونه‌ی منه

‫سارا که هر جایی می‌تونه آهنگ‌هاش رو بسازه، ‫و منم میخوام یکم تئاتر کار کنم

‫- پس... ‫- خیلی‌خب، پس می‌خوای بری رو صحنه

‫بیشتر از همه، گبز سنش داره میره بالاتر. ‫می‌دونی، می‌خوام با آدم‌های درست درمون آشنا بشه

‫- سر و سامون بگیره، بره یه مدرسه‌ی درست حسابی ‫- هوراستاک نه. خواهشاً نگو هوراستاک

‫نه، گفتم یه مدرسه درست حسابی

‫جایی که کتکش نزنن

‫- تو رو که هیچ وقت کتک نزدن ‫- چی داری میگی بابا؟

‫- طرف فقط یه بار هلت داد رو زمین... ‫- یارو کلاً مرض داشت...

‫- منم کتک خوردم ‫- منم پخش زمینش کردم، و قضیه تموم شد

‫چارلی، می‌دونی که قرار بود ‫50 پوند بهت دستمزد بدم، آره؟ ولی...

‫نه، نه، انصافاً خفه شو نیل

‫- نه ‫- شوخی که نمی‌کنی؟

‫مثل اینکه می‌خوام به رفیقم یه حالی بدم ها ‫- ممنون پسر

‫قربونت داداش. ‫این پول رو بذار کنار واسه ماه‌عسلتون

‫- عاشقتم پسر. عاشقتم ‫- آره، گل کاشتی رفیق

‫ببینین. زن گرفتم

‫- زن گرفتی ‫- می‌دونم!

‫- بی‌برو برگرد زن گرفتی ‫- خانومتم بیدار میشه و متوجه میشه

‫مرد خوبی هستی چارلی

‫- از دیدنت خیلی خوشحالم. بیا اینجا ببینم ‫- منم از دیدنت خوشحالم داداش

‫یالا! بیا وسط!

‫آهان بیا!

‫راحت بود که

‫آهاااان!

‫دی‌جی آیو!

‫چی، رو "کُلدپلی" تنظیم کردی؟

‫الحق که هنرش رو داری پسر. ‫می‌خوای بری؟

‫باید برم

‫- شرمنده، نمی‌خواستم مزاحم کارت بشم ‫- وایسا، وایسا. صبر کن...

‫این آهنگ هشت دقیقه می‌خونه، پس...

‫قطعاً باید یه نوشیدنی باهم بزنیم، خب؟

‫آره. چرا نمیای خونه ما؟ ‫قشنگ با گابریل و سارا هم آشنا میشی

‫- آره. آره، خیلی دوست دارم بیام ‫- عالی

‫- دوست دارم، آره ‫- خیلیم عالی

‫- از دیدنت خیلی خوشحال شدم داداش ‫- منم همینطور

‫- می‌بینمت رفیق ‫- خوشحال شدم

‫بعداً می‌بینمت. عشق است دیوید!

‫آه!

‫بذار یه آهنگ بذارم

‫چیزه...

‫آه! آه!

‫میشه...

‫قسمت سکسی پلی‌لیست رو از توی ‫"اسپاتیفای" رو بذاری؟

‫- اسپاتیفای؟ ‫- آره

‫نه بابا. اسپاتیفای که دیجیتاله. ‫این آنالوگه

‫- این آرومه. بهتر از اونه ‫- آره، ولی داره حسمو می‌پرونه

‫چی داری میگی؟ ‫نه، دست نزن بهش

‫- بهتر شد ‫- خیلی‌خب

‫- چارلی! ‫- چیکار داری می‌کنی؟

‫صداتون رو بیارین پایین

‫- آخ! نمی‌تونی در بزنی؟ ‫- در واسه چی؟ علم غیب دارم مگه؟

‫عه! سلام داون

‫خدایا

‫- سلام عمه جون ‫- همدیگه رو می‌شناسین؟

‫داون رو می‌شناسم؟ داون کوچولوی خودمون؟

‫- همون داون که تو کلیسا شاشید تو شلوارش ها؟ ‫- خیلی‌خب

‫- سه سالم بود خب ‫- تو اینجا چیکار می‌کنی؟

‫تو توی اتاقم چه غلطی می‌کنی برادر من؟

‫گوش کن ببین چی میگم، گوش کن، خب؟

‫به قرآن چشمام بسته بود. ‫هیچی ندیدم

‫حتی اگه می‌خواستم چیزی ببینم ‫ببین روم کدوم وره

‫- چی؟ ‫- ببین. در مورد آنالوگه راست میگه ها

‫- اونجا حق با تو بود. بهتره خب ‫- خودم می‌دونم...

‫چون الان وقتش نیست پسر، ‫چون داری رفیقم رو می‌ترسونی. برین بیرون!

‫چارلی بمونه واسه یه وقت دیگه، خب؟

‫نه بابا، عه. نکن اینجوری. نکن اینجوری!

‫- بابت این قضیه ببخشید داون. اتفاقی شد ‫- بذار کمکت کنم. نه!

‫- و... سلام من رو به مامانت برسون، خب؟ ‫- یالا

‫- هنوز واسه پول برق بهم بدهکاری! ‫- بیرون، بیرون!

‫محض رضای خدا!

‫یه دقیقه صبر کن، آره، خدافظ

‫بیا تو رفیق. ‫شرمنده، پشت خطم

‫- بیا تو. از دیدنت خوشحالم ‫- چطوری؟

‫- یه... یه ده دقیقه‌ی دیگه میام ‫- راحت باش

‫اطراف رو یه نگاه بنداز. ‫گبز یه جا همین اطرافه

‫- رفیق باید استودیو رو نگاه بندازی ‫- استودیو دارین؟ توی خونه؟

‫- یه دونه توی زیرزمینه ‫- چی؟

‫عاشقش میشی. ‫ببخشید یه دقیقه دیگه میام پیشت

‫عجب جایه. پشمام!

‫سازهای قدیمی زیادی هست که می‌خوام ‫بذارمشون کنار

‫- اوه! ‫- سلام

‫- شما باید چارلی باشی ‫- تو هم باید گابریل باشی

‫گوش کن. هیچی نگو. ‫فقط ساکت باش!

‫- گابریل! ‫- اوه اوه...

‫اون وروجک رو ندیدی...

‫- سلام ‫- ببخشید که وسط کارتون مزاحم شدم

More Farsi Persian subtitles for Turn Up Charlie

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left