প্রথম 200টি লাইন।
.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.best..::..
«:: مــتـرجـم: سامان کاکی ::» |^| Saman97 |^|
آخ نه، نه، نه، گندش بزنن!
- سه، دو... - یک...
- چارلی؟ - جان؟
برقها رو قطع کردن
- کسی چیزی رو قطع نکرده لیدیا. آروم باش - عه عه! لیدیا کیه دیگه؟
میگی عمه لیدیا
چند دفعه باید تکرار کنم؟
پولی که باید بابت پول برق بهم بدی کو؟
امشب یه اجرا دارم، خب؟ پس بعداً پرداخت میکنم
- قول میدم - عه باشه باشه. مراسم خفنیه؟
نه بابا، عروسی "نیل"ـه، همین
نیل، نیل؟ یکی بالاخره راضی شد زن این بشه؟
امیدوارم از این آشنا ماشناها نباشه، نه؟
چون نمیشه باهاش قبضها رو پرداخت کرد
نه نشد. از این طعم خوشم نمیاد. تو که میدونی طعم موردعلاقهی من لیموه
ببین، داری ماریجوانا میکشی، اونم مجانی
- دیگه چرا داری غر میزنی؟ - ببند دهنتو بابا. چارلی جان!
- جان؟ - پول منو رد کن لطفاً
چشم، شما نگران نباش
درسته، باید برم
تو رو خدا چارلی، بذار این داداشت باهات بیاد، جون من!
تو دعوت نیستی "دل"
داداش، یه عروسی نیجریهایه دیگه، نه؟
نیل که نیجریهای نیست
زنش که نیجریهایه و همه هم به عروسیهای نیجریهای دعوتن
- اصول رو دیگه خودت میدونی - چی داری میگی؟
تو کتم نمیره آخه دیوید دعوته و من نیستم، نه؟
اگه یه بازیگر معروف بودم، همین رفیقت نیل التماسم میکرد که اونجا باشم
ببین. دیوید دعوته چون از همون مدرسه بهترین دوستمون بوده،
و تو که فقط عضو گروه چارلی آیو هستی
مطمئنی به این خاطر نیست که یارو فراری داره؟
فراری نداره که
گوش کن. خب. آلیشا هم امشب میاد، خب؟
اینجا رو ببین تو
باید خوشتیپ به نظر بیام، که بدونه تو زندگیش چی کم داره
باید بیخیال اون بشی پسر
و خداوکیلی بخوام بگم، هیچی کم نداره داداش، خب؟
دوست پسر جدیدش هم حلقهی ازدواج رو میندازه دستش
- طرف مدیرعامل صندوقهای پوششیه... - چارلی!
بیا عنی که توی دستشویی به بار آوردی رو جمع و جور کن! گنده هم هست!
تازه طرف با عمهش هم زندگی نمیکنه، پس...
برو بیرون
- جان؟ - همین الان
- من که اصلاً نریدم بابا - ریدی
- ریدم خب، ولی فکر کردم سیفون رو کشیدم - خب، برو بکش! برو گوهت رو جمع و جور کن پسر
میدونم دعوت کردن من براتون آسون نبود ولی واقعاً برای من خیلی باارزشه
راستش خیلی متشکرم. منت سرمون گذاشتین. ممنونم
دو دقیقه. خب؟
شب بخیر، بله. حالتون خوبه؟ هی!
- تبریک میگم! - سلام!
آره
نیل! ببین... زن گرفتی!
- سلام مرد بزرگ - چطوری پسر؟
- خوشتیپ شدی رفیق. خوشتیپ شدی - آره، پسر، همینطوره
اه... عادت ندارم به این لاس زدنهاش با دخترا
- آره، ندیدی که - اینم از ایشون
اینم از آقای هنرپیشه
ممنون که اومدی
واقعاً متشکرم. ممنون
- از دیدنت خوشحال شدنم - سلام پسر
چی شده؟
- آره داداش - تو خوبی؟
آره، من خوبم. بهت افتخار میکنم. کارتو کردی!
بابا چیزی نیست که مایهی افتخار باشه. ازدواج یه تلهس
- چی؟ - اینو کسی میگه که خودش دوبار زن گرفته
- چند سالته شما؟ - یکم زود دست به کار شدم، خب؟
- رفیق، کارت دعوت رو خوندی؟ - چی؟
ست پاپیون و کت و شلوار مشکیه. تو کت و شلوار شرابی و کفش ورزشی پوشیدی!
ماشالا! ایشونم اومدن
- وای - خیلی خوشگل شدی آلیشا
- نگاش کن! - مرسی
- خوبه! تو گذاشتی اینجوری لباس بپوشه؟ - نه، نه...
- دوتاتون ست کردین؟ - نه اینطور نیست. نه...
شک نکن عروس دوماد بعدی شماین
- نه - منظورت چیه؟
- چی؟ بیخیال بابا... - داری خجالتزدهم میکنی پسر
خیلیها هستن که باید ببینیمشون داداش
- نوشیدنی میخوای؟ بریم یه نوشیدنی بزنیم - آهان آره
اوهوی!
تمومش کردیم، خیلی وقتها پیش
اون میخواست ازدواج کنه. منم آمادگی این چیزا رو ندارم، پس...
ببخشید رفیق. روحمم خبر نداشت. دو دقیقه نیست برگشتم،
از خودم یه اوسکل ساختم
آره، ولی همیشه اینکارو میکنی، پس حله
همیشه فکر میکردم مشته رو ازت میخورم
من مشت بزنم؟ گوش کن، چجوریه سارا هنوز نفهمیده
که یه دیجی در سطح جهانی مثل اون میتونست یه بدبخت بهتر از تو گیر بیاره...
خب، تا حالا اینو دیدی؟
خدا کنه "گابریل" بیشتر به مامانش رفته باشه تا تو
گوش کن، برات خبرهایی دارم. دارم برمیگردم لندن، واسه همیشه
- چی؟ چرا؟ - خیلیخب، فکر کردم خوشحال بشی
نه خب، خوشحالم. سر به سرت گذاشتم! هورا!
ولی خب چرا هالیوود رو به خاطر اینجا ترک میکنی؟
چون اینجا... خونهی منه
سارا که هر جایی میتونه آهنگهاش رو بسازه، و منم میخوام یکم تئاتر کار کنم
- پس... - خیلیخب، پس میخوای بری رو صحنه
بیشتر از همه، گبز سنش داره میره بالاتر. میدونی، میخوام با آدمهای درست درمون آشنا بشه
- سر و سامون بگیره، بره یه مدرسهی درست حسابی - هوراستاک نه. خواهشاً نگو هوراستاک
نه، گفتم یه مدرسه درست حسابی
جایی که کتکش نزنن
- تو رو که هیچ وقت کتک نزدن - چی داری میگی بابا؟
- طرف فقط یه بار هلت داد رو زمین... - یارو کلاً مرض داشت...
- منم کتک خوردم - منم پخش زمینش کردم، و قضیه تموم شد
چارلی، میدونی که قرار بود 50 پوند بهت دستمزد بدم، آره؟ ولی...
نه، نه، انصافاً خفه شو نیل
- نه - شوخی که نمیکنی؟
مثل اینکه میخوام به رفیقم یه حالی بدم ها - ممنون پسر
قربونت داداش. این پول رو بذار کنار واسه ماهعسلتون
- عاشقتم پسر. عاشقتم - آره، گل کاشتی رفیق
ببینین. زن گرفتم
- زن گرفتی - میدونم!
- بیبرو برگرد زن گرفتی - خانومتم بیدار میشه و متوجه میشه
مرد خوبی هستی چارلی
- از دیدنت خیلی خوشحالم. بیا اینجا ببینم - منم از دیدنت خوشحالم داداش
یالا! بیا وسط!
آهان بیا!
راحت بود که
آهاااان!
دیجی آیو!
چی، رو "کُلدپلی" تنظیم کردی؟
الحق که هنرش رو داری پسر. میخوای بری؟
باید برم
- شرمنده، نمیخواستم مزاحم کارت بشم - وایسا، وایسا. صبر کن...
این آهنگ هشت دقیقه میخونه، پس...
قطعاً باید یه نوشیدنی باهم بزنیم، خب؟
آره. چرا نمیای خونه ما؟ قشنگ با گابریل و سارا هم آشنا میشی
- آره. آره، خیلی دوست دارم بیام - عالی
- دوست دارم، آره - خیلیم عالی
- از دیدنت خیلی خوشحال شدم داداش - منم همینطور
- میبینمت رفیق - خوشحال شدم
بعداً میبینمت. عشق است دیوید!
آه!
بذار یه آهنگ بذارم
چیزه...
آه! آه!
میشه...
قسمت سکسی پلیلیست رو از توی "اسپاتیفای" رو بذاری؟
- اسپاتیفای؟ - آره
نه بابا. اسپاتیفای که دیجیتاله. این آنالوگه
- این آرومه. بهتر از اونه - آره، ولی داره حسمو میپرونه
چی داری میگی؟ نه، دست نزن بهش
- بهتر شد - خیلیخب
- چارلی! - چیکار داری میکنی؟
صداتون رو بیارین پایین
- آخ! نمیتونی در بزنی؟ - در واسه چی؟ علم غیب دارم مگه؟
عه! سلام داون
خدایا
- سلام عمه جون - همدیگه رو میشناسین؟
داون رو میشناسم؟ داون کوچولوی خودمون؟
- همون داون که تو کلیسا شاشید تو شلوارش ها؟ - خیلیخب
- سه سالم بود خب - تو اینجا چیکار میکنی؟
تو توی اتاقم چه غلطی میکنی برادر من؟
گوش کن ببین چی میگم، گوش کن، خب؟
به قرآن چشمام بسته بود. هیچی ندیدم
حتی اگه میخواستم چیزی ببینم ببین روم کدوم وره
- چی؟ - ببین. در مورد آنالوگه راست میگه ها
- اونجا حق با تو بود. بهتره خب - خودم میدونم...
چون الان وقتش نیست پسر، چون داری رفیقم رو میترسونی. برین بیرون!
چارلی بمونه واسه یه وقت دیگه، خب؟
نه بابا، عه. نکن اینجوری. نکن اینجوری!
- بابت این قضیه ببخشید داون. اتفاقی شد - بذار کمکت کنم. نه!
- و... سلام من رو به مامانت برسون، خب؟ - یالا
- هنوز واسه پول برق بهم بدهکاری! - بیرون، بیرون!
محض رضای خدا!
یه دقیقه صبر کن، آره، خدافظ
بیا تو رفیق. شرمنده، پشت خطم
- بیا تو. از دیدنت خوشحالم - چطوری؟
- یه... یه ده دقیقهی دیگه میام - راحت باش
اطراف رو یه نگاه بنداز. گبز یه جا همین اطرافه
- رفیق باید استودیو رو نگاه بندازی - استودیو دارین؟ توی خونه؟
- یه دونه توی زیرزمینه - چی؟
عاشقش میشی. ببخشید یه دقیقه دیگه میام پیشت
عجب جایه. پشمام!
سازهای قدیمی زیادی هست که میخوام بذارمشون کنار
- اوه! - سلام
- شما باید چارلی باشی - تو هم باید گابریل باشی
گوش کن. هیچی نگو. فقط ساکت باش!
- گابریل! - اوه اوه...
اون وروجک رو ندیدی...
- سلام - ببخشید که وسط کارتون مزاحم شدم
No comments yet. Be the first to leave one.