প্রথম 200টি লাইন।
« زندان اوتکين، سيبري » هشت سال پيش
اولگ کجاست؟
حالا ديگه فقط ما مونديم
ما به کس ديگه احتياج نداريم
فقط به همديگه نياز داريم
به زودي فقط تو ميموني، ولادمير
نه برادر
ما باهمديگه از اينجا ميريم
همين امشب
اينو از کجا آوردي؟
يه هديهست
از طرف الکسي
نگهبانها نبايد ولش ميکردن که موشها بخورنش
ما مسکو رو ميبينيم؟
مسکو؟
اون يه شهر مدفون در گذشتهست
...ما بايد به فکر
آينده باشيم
آمريکا
...جايي که توش
پادشاهي ميکنيم
« هلزکيچن »
« زمان حال »
!اون اينجاست
خودت فکر ميکني کي رو ميگم؟
نه، نميدونم چجوري پيدامون کرد
برادرم کجاست؟
!گوش کن، خفه شو
!خفه شو واسم مهم نيست چي بهت گفته
!گوشي رو بده بهش
« ايرانفيلم و تاينيموويز تقديم ميکنند » .:: TinyMoviez & IranFilm ::.
« تـرجمـه از رضـا و پـدرام » .:: Pedi.Bi & lvlr ::.
معلومه سرت شلوغ بوده
آره. آخ
شرمنده
خب با اين کارا به کجا رسيدي؟
بايد سر و وضع اونا رو ببيني
ديدم
اوني که از پشتبوم خونهم پرتش کردي رو يادته؟
توي کماست. ميدونستي؟
آره، شنيدم
چه حسي دربارش داري؟
عذاب وجدان ندارم
!هي
!از روي پيشخوان بيا پايين
واي، معلومه از گربهها خوشت نمياد
بهشون حساسيت دارم
،من قرار بود وقتي دوستم خارج شهره بيام اينجا و روزي دوبار به اين غذا بدم
نه اينکه اينجا قايم بشم و تمام مرخصيهاي بيماريم رو بسوزونم
فقط يه مدت ديگه بموني کافيه
فقط تا وقتي که مطمئن بشم روسها دنبالت نميگردن
من اوني نيستم که بنظر مياد بدنش رو زير آسياب گذاشتن
واقعاً ديگه وقتشه يجور زرهي چيزي بپوشي
اين زيادي سرعتم رو کم ميکنه
گلوله هم همينجوريه
نگران مني؟
اگه بودم چي ميشد؟
بهت ميگفتم پسر بزرگي هستم و لازم نيست نگران باشي
صحيح
واسه همين هميشه سر از اينجا درمياري
خب شايد فقط از تُن صدات خوشم مياد
چي ميشه وقتي يه شب بياي اينجا
و من مشغول حرفزدن با کس ديگه باشم؟
آره، به ذهنم خطور کرده - جداً؟ -
بگير
لازم نبود زحمت بکشي
نه، اين گوشي اعتباري مال منه
شمارهش رو حفظ کن و شمارهي خودت رو توش بزن
دفعه بعدي که بخوام بهت سر بزنم باهات تماس ميگيرم
منظورت از سرزدن همينه که تلوتلوخوران و خونين و مالين بياي؟
آره، يه چيزي تو همين مايهها
تو خودت رو به کشتن ميدي واقعاً بايد يکم به خودت استراحت بدي
نه، نميتونم. فعلاً نميشه
من ميتونم از خودم محافظت کنم، مايک
...ميدوني - فقط بحث تو نيست -
يه مقدار پيچيدهتر از اين حرفاست
تابحال اسم ويلسون فيسک رو شنيدي؟
نه. کيه؟
فقط يه اسمه که يه نفر بهم داد
ولي هيچ اطلاعاتي ازش موجود نيست
هيچي دربارش توي اينترنت نيست حتي يه بارم به اسم فيسک اشاره نشده
شايد کسي که اسمش رو بهت داده داشته دروغ ميگفته
اگه داشت دروغ ميگفت متوجه ميشدم
چجوري؟
ضربان قلب
درسته. البته، ضربان قلب
پس ميخواي پاشي بري بيرون و به هرکي تونستي مشت بزني
به اين اميد که بتوني يه نفر که اين يارو فيسک رو ميشناسه رو پيدا کني؟
،اگه به اندازه کافي فشار بيارم يکي به حرف مياد
دير يا زود
اوف. بنظر مياد خيلي درد کشيدي - دردهاي بدتر از اين کشيدم -
ميدونم که افرادت چقدر دوست دارن
مقدار دردي که ميتونن تحمل کنن رو به رخ بکشن
ولي شايد بهتر باشه دفعهي بعد جاخالي بدين؟
ليلند کاغذبازيهاي اداري رو انجام داد
داراييهاي پروهازکا در تاکسيراني کيچن تحويل گرفته شدن
و از طريق شخص ثالث به تاکسيراني ولس انتقال پيدا کردن
الان امکانات توزيعـتون دوبرابر شد
به کارفرمات بگو ممنونيم
فکر نکنم فعلاً واسش مهم باشه
اين هفته دوباره مقدار محمولهها کم بود
يه مشکلي پيش اومد
مشکلي که قول دادين حلش ميکنين
ميدوني چي ميپرسيد؟
همين احمقي که دست روي برادرم بلند کرد؟
به من مربوط نميشه - بايد بشه -
در مورد کارفرمات به اسم ميپرسيد
اينم يه دليل ديگه براي حل اين مشکل
شما عطسه کنين، ما هممون سرما ميخوريم
مادام گائو و آقاي نوبو ابراز نااميدي کردن
ما چيزي دربارش نشنيديم
چون ما داشتيم پشت سرتون حرف ميزديم
دربارهي اينکه انگار روسها نميتونن از پس يه مرد نقابدار بربيان
منظورم اينه که اگه يارو لباس آهنين يا پتک جادويي داشت
شايد ميتونست دليل مناسبي براي اين باشه
...که مدام دهنتون رو سرويس ميکنه
ديگه حرفي نداريم
اون عملکرد شما رو تضعيف کرده
خيال ميکني ما ضعيفيم؟
اين قضيه شخصي نيست، ولادمير
قضيهي کاريه
توزيع محصول مادام گائو تحت تأثير قرار گرفته
که در نتيجه باعث تأخير در ساير معاملات شده
اين قابل قبول نيست
،از شانسِ خوب تمام طرفين قرارداد
کارفرمام موافقت کرده که کمک کنه تا شما به يک وضعيت پايداري برگردين
چجوري؟
با کمک به شما در انجام وظايف خاصي ...که نقش حياتي در ادامهي سرويسدهي
اون ميخواد کنترل عمليات رو بدست بگيره
ما براي خدماتي که شما تأمين ميکنين ارزش قائليم ولي مشخصه که براي تأمينشون به کمک نياز دارين
ما همگي سود رضايتبخشي تحت اين ساختار جديد ميبريم
چقدر رضايتبخش؟
...به آقاي فيسک بگو - ما اسمش رو نمياريم -
به آقاي فيسک بگو
که اگه ميخواد ازمون زهر چشم بگيره
خودش ميتونه بياد و شخصاً اين کارو انجام بده
اين يک پيشنهاده، دستور نيست
انتخاب روشي که پيش ميگيريم با شماست
با برادرت دربارش حرف بزن
باهاتون تماس ميگيريم
مرتيکه لاشي پُرادعا
با "پيوتر" تماس بگير
چرا؟
خودت چي فکر ميکني؟
...اگه کارفرماي "وسلي" بفهمه
کارفرماش؟
...ميدوني چرا فيسک
نميخواد کسي اسمش رو به زبون بياره؟
همم؟
چون اينجوري معلوم ميشه که اونم فقط يک انسان مثل ماست
اون مرد نقابدار هم يه انسان معموليه
ولي ببين چه بلايي سرمون آورده
آره
چي دربارش ميدونيم؟
هيچي
سميون" ممکنه چيزي پيدا کرده باشه"
ولي اون به خواب سنگيني فرو رفته
مسيح روز سوم بعد از مرگش بيدار شد
سميون به اندازه کافي خوابيده
بهش نگاه کردي؟
آره، يه نگاهي انداختم
خب؟
...خب
اين داستانيه که قبلاً هم شنيدم
شرکت گرفتار رسوايي فساد ميشه درخواست ورشکستگي ميکنه
بعدش بيسروصدا تحت اسم جديدي سازماندهي مجدد ميکنه
اونا دنيل فيشر رو کشتن سعي کردن من رو هم بکشن
هنوزم واسم ابهاماتي در اين زمينه وجود داره
تو اينجا نوشتي که رنس توي آپارتمانت بهت حمله کرد
و مردي با نقاب سياه جونت رو نجات داد؟
آره، ولي اون يهو پيداش شد
و قبلاً نديده بوديش؟ - نه -
اتفاقات عجيبيه، نه؟
پس رنس رو چي ميگي؟
واقعاً باور ميکني که اون خودش رو توي زندون دار زد؟
اون نگهبان سعي کرد من رو هم بکشه
چرا از اون نميپرسي؟
فارنوم؟
اون مُرده
توي زيرزمين خونهش يه گلوله تو مغز خودش خالي کرد
و رئيس قبليت، مککلينتاک؟
ظاهراً با قرصي چيزي اُوردوز کرده
الگويي ميبيني، خانم پيج؟
پس چرا کسي اين قضيه رو پيگيري نميکنه؟
تو متوجه نيستي چقدر خوششانسي
برو خدا رو شکر کن و از اين قضيه بگذر
پس اونا يه سري اسناد رو دستکاري ميکنن و تمام اين اتفاقات ناپديد ميشه؟
اولين بارشون نيست - اوه، مزخرف تحويلم نده -
يه شرکت ساختماني به معناي واقعي کلمه از آجر و ملات ساخته شده
نميشه که جرثقيلها و تريليها ...و وسايل اداري رو
مثل ارقام توي يه صفحه عوض کرد
اگه همهچيز داره منحل و نقدينه ميشه بايد يه اثري ازش به جا بمونه
بابت قهوه ممنون
چي؟
پس همين؟
اينجور داستانها بر اساس منابع ساخته ميشن، خانم پيج
منابع معتبر
...من يه مقداري تحقيق دربارهي
فعاليتهاي گذشتهت کردم
خب منم يکم تحقيق کردم
No comments yet. Be the first to leave one.