প্রথম 200টি লাইন।
،سه هفته پيش يه گنبد نامريي روي چسترزميل
.رو در برگرفت و ما رو از بقيهي دنيا جدا کرد
...گنبد محدوديت هاي ما رو آزمايش کرد
و ما رو مجبور کرد تا با ...شياطين درونمون مقابله کنيم
...خشم
...اندوه
ترس
خداي من
حالا براي زنده موندن
...بايد با خطرناک ترين دشمنون مبارزه کنيم
دشمن درون
،خب، هر چقدر زودتر همراهش بشي اون هم زودتر
:به چيزي که ميخوام تبديل ميشه .يه پشتيبان
.من و تو بخشي از يه چيز بزرگتر هستيم تو يکي از مايي
معذرت ميخوام، ولي هيچوقت نميتونم کسي باشم که تو ميخواي
چي شده؟ چکار کنم؟
من رو به غارها ببر
اون ستاره الان خورد به زمين؟
اوه خدايا
!شبيه شهابسنگه
ما يه راه براي مبارزه با همبستگي داريم
چطور؟ - احساسات -
همتون مطمئنيد که ميخوايد اين کار رو بکنيد؟
اصن نياز نيست بپرسي مو قرمزي
پس مقاومت از همينجا شروع ميشه
بخاطر تو اينطور شد
،وقتي که بياد بيرون بايد بخاطر کاري که کردي جواب پس بدي
خب، همهش از بين رفته
حداقل ما غذا داريم
آره، البته اگه بشه به اين گوشت مرموز گفت غذا
پس اين ارتش منه؟
يه چلاق. دو تا نوجوون شهوتي و يه دختر روزنامهنگار پر دل و جرئت؟
ما بهترين چيزي هستيم که ميتوني گير بياري
آره، دنيا تموم شده
.سم، کريستين رو از بين برد شهر الان کسي رو نداره
ما يه نقشه ميخوايم
ما راهي براي استفاده از احساسات پيدا کرديم
اين تنها راهيه که ميتونيم با کسايي که آلوده شدن، مبارزه کنيم
من گلوله رو به بغلهاي گروهي ترجيح ميدم، باشه؟
،ما تفنگ پيدا کرديم بايد ازشون استفاده کنيم
ميدوني که تعداد ما کمتره
آره، اونا هم اسلحه دارن
و چرا تو بايد
بخواي که به کسايي که ميتونن نجات پيدا کنن، شليک کني؟
چونکه من نميدونم اونايي که از پيله بيرون اومدن
،ارزش نجات دادن دارن يا نه و اين شامل شما سه نفر هم ميشه
من به شهر ميرم تا ببينم
مردم بدون کريستين چکار ميکنن
باشه، منم باهات ميام
آره، به يه نفر نياز داري که مواظبت باشه
هانتر
روي شکستن قفل دستگاه ضبط
کريستين کار کن
،هر چيزي که گفته باشه ميتونه بهمون کمک کنه
،نه، نه. اون ميمونه .منم ميمونم
من نميذارم يه فلج
با وسايلمون تنها باشه
خيلي خب، روي کانال سه تنظيمشون کنيد
هر چيزي که پيدا کنيم، بهتون خبر ميديم
تو واقعا فکر ميکني که اين عمليات کوچيکت
بهترين استفاده از زمانمونه؟ - من فکر ميکنم حتي اگه -
،يه ذره اميد براي نجات دادن کسايي که بهشون اهميت ميديم وجود داشته باشه، بايد سعيـمون رو بکنيم
ادامه بده
...سم
چقدر تنزل پيدا کردي
خب، لياقتش رو داشتي
من دوباره هم انجامش ميدم
ميتونستم بکشمش
فقط يه حرکت سريع
و اون ديگه مشکلمون حساب نميشه
نه، من براي اون نقشههاي ديگهاي دارم
من رو همين الان بکش
من هيچوقت کمکت نميکنم
نگران نباش
تو رو هم جذب ميکنم
،اون فعلا بايد بيرون باشه ولي ما به يه
.فضاي خصوصي براي کار کردن با اون نياز داريم جايي که کسي مزاحم نشه
پناهگاه خونهي ما عاليه
چي شده؟ - من کاملا درمان نشدم -
من بيشتر انرژي و اکسي توسينـمون رو
براي اينکه درمان بشم، استفاده کردم
نميدونم ارزشش رو داشت يا نه
،وقتي که رفته بودي همبستگي از بين رفته بود
تو انتخاب درست رو انجام دادي
اونا بهت نياز دارن
احساس متفاوتي داري؟
احساس ميکنم خيلي سبک شدم
اون رو ديدي؟
ديل، چه اتفاقي داره ميفته؟
اصلا نميدونم
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
ترجمه و تنظيم : رضــا و عليـرضــا Kingslayer & AlirezAlirezA
جو
!آسمون رو بيين داره برميگرده
،جوليا !بزن کنار
انگار صفحهي تلويزيونه
کانالها رو جلو و عقب ميکنه
از واقعيت به چيزي که واقعي نيست
امکان نداره
اون چطور ميتونه هنوز زنده باشه؟
حتما بعد از اينکه زخمي شده
داخل پيله رفته
،وقتي باربي از پيله بيرون اومد تمام زخمهاش خوب شده بود
ميتونم که توي
،24 ساعت گذشته آشفتگي زيادي داشتيد
،ولي ويرانياي که شما بيرون از گنبد ديديد
واقعي نبود
يه فريب بود
من اين رو توي گنبد برنامه ريزي کردم
،براي آزمودن خودمون براي اينکه ما رو پيش هم برگردونه
،و ما رو براي وظايف پيش رو قوي تر کنه
اگه بتونيم بهشون بگيم که ...اون چند بار بهشون دروغ گفته
نه، منطق جواب نميده
اونا هر چيزي که
کريستين بگه رو بي چون و چرا قبول ميکنن
ياقوتهاي ارغوانياي توي اين تونلها هست
که بايد بالا آورده بشن
ما بايد معدنکاوي کنيم
حتي باربي هم قبول ميکنه
همينطور مامان من
هر بيل و کلنگي رو که توي ساختمون شهرداري ميبينيد، به اينجا
پيش من بياريد
کريستين يه چيزي شبيه نمودار توي دفترش داره
نميدونم براي چي استفاده ميشه
،ولي اون ياقوتها حتما بخشي ازش هستن
خب، من و جو ميتونيم بريم و نمودار رو پيدا کنيم
باشه
،تا کريستين اينجاست بريد
ماشين من رو ببريد
،وقتي پيدا کردين به جزيرهي پرنده بياريدش
ببينم چيزي ازش ميفهميم يا نه
ميتونه کليدي براي کل نقشهش باشه
ميدوني چيه؟ بيسيم خودت رو بهم بده
باتري بيسيم خودم داره تموم ميشه
ميخواي چکار کني؟
عمليات حفاري رو زير نظر ميگيرم
ببينم چه اطلاعاتي ميتونم جمع کنم
خيلي خب
چه اتفاقي افتاد؟
وضعيت پيچيدهتر از اونيه که بخوام توضيح بدم
،ديروز سم بهم چاقو زد
من فقط بخاطر اينکه جيمز من رو پيدا کرد
و به تونلها آورد، زنده موندم
خب، ميخواي سم رو برات پيدا کنم؟
اوه، اون همين الانشم توي حبسـه
من بهت براي رهبري عمليات حفاري نياز دارم
ما چرا به اين ياقوتها نياز داريم؟
اونا قدرت گنبد هستن
مثل باتري
تخم اونها رو شارژ نگه ميداشت
ولي از وقتي ،که نابود شد
ياقوتها دارن انرژي خودشون رو از دست ميدن
و من بيشتر انرژي باقيمونده رو
براي درمان خودم و ساختن اون فريب، مصرف کردم
که ما رو پيش همديگه برگردونم
اگه ياقوتها رو ،بروي زمين بياريم
اميدوارم که بتونيم دوباره شارژشون کنيم
و اگه نتونيم؟
سطح گنبد سنگي ميشه
،هر کسي که داخل باشه خفه ميشه
باشه، خب، پس بهتره شروع کنيم
اوا، ازت ميخوام که يه ايستگاه ناهار همين نزديکي درست کني
،که همه بتونن بدون اينکه سرعت کار پايين بياد غذا بخورن
خب، صبر کن
،اگه قراره تنها باشي
بايد يه تفنگ بهت بدم
،شايد سم رو داشته باشيم
ولي کسي از بقيهي تهديدهاي بيرون خبر نداره
اين فکر بدي هم نيست
يکي از توي شهرداري برميدارم
شما دو تا به هم نزديکتر بنظر ميرسيد
باهمديگه خوابيديد؟
آره
ولي فکر نميکنم تغيير شکلش رو کامل کرده باشه
کارت رو کاملا درست انجام دادي
،نگران نباش با گذر زمان معلوم ميشه
بيرون رو ببين
آخر الزمان لغو شده
اولين باري نيست که گنبد بهمون دروغ ميگه
آسمون صاف شده
شايد بتونيم سيگنال دريافت کنيم
...يه پيام هست
ديشب فرستاده شده
،پروتکل اورژانسي" دريافت رو تاييد کنيد
،و خودتون رو با کد دسترسي معرفي کنيد
کد دسترسي خودت رو وارد کن
تو براي اکتيون کار ميکردي
هاينتر خوشگله
زندگي گنبدي چطوره؟
تو رو ميشناسم
ليلي والترز
ناپديد شدنت باعث ارتقاي شغليم شد
ديشب چه اتفاقي افتاد؟
،گنبد تا همين چند دقيقه پيش کاملا سياه شده بود
ماهوارههاي ما هيچ چيزي رو نميتونستن ببينن
پس هيچ شهاب سنگي در کار نبود؟
دنيا... سالمه؟
بسه ديگه
سلام، من بايد با رييست صحبت کنم
من تمام ارتباطات درون و بيرون گنبد رو رصد ميکنم
No comments yet. Be the first to leave one.