প্রথম 200টি লাইন।
رسانه اینترنتی مووی پووی تقدیم میکند
MoviePovie. Com
سمی!
روث.
نه.
بیا پسرم.
اشکالی نداره.
پسر من وسوسه گناه رو حس کرده.
میبینی این کار به کجا میرسه؟
ولی خداوند مهربون ما رو دعوت کرده که صیاد آدمهای گناهکار باشیم.
و راه رو بهشون نشون میده.
من
میخوام جلوی من و جماعت چهارم قسم بخوری
که راههای گناهکار رو همونجا که هستن ول کنی.
میخوام همین حالا قول بدی.
گیتارو بنداز پایین، سمی.
به نام خدا.
ولش کن، سمی.
بذارش زمین.
صبح بخیر، خانم بئاتریس.
امشب تو اون گیتساید غوغا کردی؟
میخوای بهم بگی چی میزنی یا باید
از شایعهها بشنوم؟
روز خوبی داشته باشی، بئاتریس.
فردا صبح تو مراسم میبینمت.
صبح بخیر، مامان.
صبح بخیر، عزیزم.
اینو رو بدنت نزن، سمی.
پوستت رو خشک میکنه.
من اینو تا هنوز خیسه میزنم.
پسر، تو عقل یه غازم نداری.
هی، مامان گفت بلند شو.
تو هاگوودی؟
شماها دوقلوئید؟
نه، ما پسرعموئیم.
خوبه.
اوناهاش.
اون قدیما یه عالمه الوار جابهجا میکرد.
کارگرا طبقه بالا زندگی میکردن.
شماها این کفها رو شستین؟
آره.
چی روشون بود؟
فکر کردم شما حسابی قصد خرید اینجا رو دارین.
هر چی بیشتر با شماها وقت میگذرونم، کمتر مطمئنم که شما پسرا جدیاید.
اینجا پسر نیست.
فقط منِ بزرگ شدم.
که هم پول دارم هم گلوله.
منظورم چیزی نبود.
فقط اینجا اینجوری حرف میزنیم.
ما میخریمش.
کارخونه، تجهیزات، و زمینی که روشه.
لعنتی.
حالا بفهم، این آخرین الماسیه که از ما میبینی.
اگه تو یا یکی از رفیقای کلانت رو تو خط ملک ما ببینیم،
همونجا که وایستادن میکشیمشون.
کلان دیگه وجود نداره.
باشه پس.
باشه.
بگو ببینم، شماها قراره با این جا چیکار کنید؟
صبح بخیر، بابا.
میدونی بابا، ما زود اومدیم، پسرم.
همونطور که میگی، بپریم رو کار.
نذار کار بپره روت.
سهمیه امروزم رو تموم کردم.
آره، آوردمش اینجا.
میخوام کمکم کنی با موعظه فردا.
اولین قرنتیان 10، آیه 13.
بخون.
هیچ وسوسهای به سراغت نیومده جز اونایی که برای بشر عادیه.
خدا وفاداره.
نمیذاره بیشتر از توانت وسوسه بشی.
ولی وقتی وسوسه میشی، اونم یه راه فرار برات میذاره تا بتونی تحمل کنی.
حالا بابا، اگه اشکالی نداره، من دیرم میشه.
دیرت میشه برای چی، پسر؟
کجا باید باشی که از خونه خدا مهمتره؟
کل هفته کار کردم، بابا.
میخوام یه روز از اینا آزاد باشم.
صبح برای مراسم برمیگردم به شهر.
پسر؟
تو هی با شیطان میرقصی.
یه روز دنبالت میاد خونه.
پسرعمو کوچولو، بیا بیرون.
دو دلار منتظر یه دایمه.
سمی.
نگران نباش حالا، عمو جک.
یه تیکه برمیگردونمشون بهت.
پسر، نگاهت کن، حسابی بزرگ شدی.
چرا اینقدر گنده شدی؟
بابات خوب باهات تا میکنه؟
پس دست روش بلند نمیکنه؟
نه، نه خیلی.
زیاد نه.
خانوادهت چی؟
فقط وقتی لیاقتشو دارن.
معمولاً مامانم تنبیه میکنه.
خوبه.
خب، عمو جک همیشه خوب بوده.
آره.
از شیکاگو بگو برام.
شنیدم اونجا جیم تورپ ندارن.
سیاهپوستا هر جا دلشون بخواد میتونن برن.
پسر، نباید هر چیزی که میشنوی باور کنی.
وقتشه سرتو پر کنی با این خیالبافیها.
من و پسرعموت؟
ما رک و راست بهت میگیم.
شیکاگو چیزی نیست جز میسیسیپی با ساختمونای بلند به جای مزرعه.
برای همین برگشتیم اینجا.
فکر کردیم بهتره با شیطونی که میشناسیم روبهرو بشیم.
خب، کی قراره از کامیون مراقبت کنه وقتی من اونجام با بچهها حرف میزنم؟
داداش، فقط بذار ببینن تویی.
ما خیلی وقته غیبمون زده، استک.
هفت سال اونقدر طولانی نیست که ما رو فراموش کنن.
تکون نخور.
چطوره این کامیون رو به ما بسپری؟
حواست به این احمق باشه که دردسر درست نکنه.
حالا اونقدر گنده شدی که منو بگیری، ها؟
هر کاری بتونم میکنم.
نه، هر چی بهت گفتن انجام میدی.
ما 24 ساعت وقت داریم این مشروبا رو نقد کنیم.
چشاتو باز نگه دار برای هرکی زیادی زل میزنه.
این یارو بلد نیست پشت خودشو نگاه کنه.
آخرین بار کی اینو تمیز کردی؟
لعنتی.
آخرین باری که مجبور شدم ازش استفاده کنم؟
لعنتی.
این سفیدپوست که دیر اومد، ما رو از برنامه عقب انداخت.
دود.
این آسمونو نگاه کن.
روز قشنگیه برای آزاد بودن، نه؟
من یه جوکجوینت دارم.
همون که همیشه میخواستیم.
دوستت دارم.
منم دوستت دارم.
مواظب باش.
حتما.
تو با منی.
تو لیزای کوچولو نیستی، مگه نه؟
خود گناهکارشم.
بابات اینجاست؟
بابا؟
چی؟
بچه پیر.
لعنتی گربه کشیده تو.
برادرت کیه؟
باشه، گوش کن.
هر کولری یه دکمه داره، نزدیک بالاییش.
هر چی میخوای نگه داری، پیداش کن، لیسش بزن.
زیاد سفت نه.
زیاد نرمم نه.
این سفته یا؟
لعنتی خیلی تنده.
چرا، میخوای برونی؟
بیا، تو که نمیخوای برونی.
تو راه برگشت.
باشه، باشه.
بیا، بگو.
تو و عمو جری، حالتون خوبه؟
همیشه میگفتی وقتی بزرگتر شدم بهم میگی چی شد برای عمو آدام.
آمادهاید بکشیدش؟
نه، ما نمیکشیمش.
دود کشتش.
بیا
بیا.
بکشش!
این انگشتمه.
مرد، فقط یه چیز لعنتی برای خودت بگیر.
کجا غیبت زده، داداش.
شرط میبندم این گاو نر زودتر از تو برسه.
اووه، بهم شلیک کردی.
لعنتی.
دود.
تری؟
پسر، چطور بودی؟
قبل اینکه به کونم شلیک کنی حالم بهتر بود.
چرا به خدا میخوای کامیون منو بدزدی؟
این کامیون توئه.
قسم میخورم، دود.
چرند.
بهت گفتم مال اونه.
صبر کن، صبر کن، دود.
فکر کردم داره دروغ میگه.
شماها قرار بود تو شیکاگو برای کاپون کار کنید.
آره، حالا برگشتیم.
این کیه؟
یه یارویی که هفته پیش دیدم.
اهل کجاست؟
میبل.
نمیشه یه یارو از مزرعه میبل
بگه که چطور نزدیک بود دوقلوها رو بدزده.
بدون اینکه یه لنگشو نشون بده.
خب، کی منو وصلهپینه میکنه؟
من که پولی ندارم.
اگه حالا عفونت کنم یا یه همچین چیزی چی؟
شماها از خیابون برین کنار.
یه کم فشار بیار روش.
بلند شو، پسر.
بابامون منو بیهوش کرد.
تا به خودم اومدم، دود تا نصفه سوخته بود.
شماها رو کتک میزد؟
بیشتر منو.
No comments yet. Be the first to leave one.