প্রথম 200টি লাইন।
ساعت چهاره و همه چی عالیه
راستش، "عالی" یکم گزافه گوییه
بیشتر میخوره "قابل قبول" باشه
البته اگه مرگ، بیماری و فقر حاکم رو هم قابل قبول در نظر بگیرید
ببند گاله رو! میدونی ساعت چنده؟
!چهار و یک دقیقه و همه چی عالیه
راستش، "عالی" یکم گزافه گوییه
!خفه شو
اه، عجب
عجب شب شیطنت آمیزی داشتیم
اینقدر مشروب خوردم که حتی یادم نمیاد مشروب خوردم یا نه
شاید نخورده باشم
میدونی شب فوقالعادهای که ما هنوز بیداریم تا شاهد گشت کنترل طاعون باشیم
صبح به خیر، پرنسس
همین الان یه قبر کن بهم چشمک زد
اصلا دوست ندارم امشب تموم بشه
خب، پس، خانم، اصل جنس رو دارم
میتونم نظرتون رو به گشت و گذار تفریحی جلب کنم؟
گشت و گذار تفریحی؟
این مثل یه دور دور میمونه یا یه کس کلک بازی یا کس چرخ؟
اوه، اون منظورش اینه که بدزدیمش و این ایدهی بدیه
اگه بابام بفهمه، منو میکشه
بچه کوچولو دلش نمیخواد باباش اونو بکشه
من یه جوجهام
بپرید بالا، پسرا. مگر اینکه شما جوجه باشین
!ها
!هی، اون کالسکهی بانو لینگنبریه !من داشتم میدزدیدمش
مگه از رو جنازهی من رد بشین
راستش وقتی مستم خیلی با دقتتر میرونم
...گمونم این به این خاطره که به این خاطره که قبلا اصلا کالسکه نروندم
الان خیلی داره به من خوش میگذره
آماده بشید هفتهی دیگه میریم آتیش به پا میکنیم
یه کد ۶۱۹ داریم
مظنونین تو جادهی سلطنتی در حال حرکت به سمت غرب هستن
درخواست نیروی پشتیبانی دارم
دریافت شد. افراد. برید
اوه، لعنتی. الانه که ما رو دستگیر کنن
میدونی تو زندان ضعیفتر ها رو طعمهی جنسی میکنن؟
حداقل، من که قصد همچین کاری رو دارم
لطفا به وسیلهی نقلیهی من غذا نده
سفت بچسبین. من یه ایدهی بدی دارم
کجاش بده؟ اوه، ولش کن، فهمیدم
من عاشق کالسکه رونی هستم
!من دارم غرق میشم
!من الفو هستم
اگه کسی پرسید راستش رو بگید و بگید وقتی ما فرار کردیم اون هنوز زنده بود
ممکنه بعضیا بگن جیغ و دادش برای کمک گرفتن واقعا واسه کمک گرفتن بوده
ولی به نظر من اون فقط میخواست جلب توجه کنه
اوه، نه. درُ از رومون بستن
اوکی، یادتون باشه برای اینکه به سمت آبشار کشیده نشیم باید به طرف بالا دست شنا کنیم
گرفتم. حالا، "شنا کردن" چی هست اصلا؟
خب، الفو. اگه به خودت ایمان داشته باشی هر کاری میتونی بکنی
اون گروه خرچنگ ها خیلی لطف کردن که منو کشوندن تو ساحل
کسی این گوشت رو میخواد؟ من فقط پوستش رو میخورم
حسن ختامی عالی برای شبِ سرقت بزرگ کالسکه
واوو. اون خیلی خوشمزه به نظر میرسه چه کوفتی هست حالا؟
اون یه میوهی خیلی کمیابه که شوالیه ها از جنگ برامون آوردن
کلی آدم به خاطرش مُردن
مثل دارایی باارزش پدرم میمونه
گاهی اوقات با شور و شوق فراوون بهش خیره میشه در حالی که داره نوشابههای وودکایی میخوره
اون یه لیموئه، بچه ها
تو جهنم ما از اینا به خورد بچه ها میدیم
یالا، اگه جرئت داری بخور
اونا برای "جنگِ لیمو" هیچ احترامی قائل نیستن؟
کلی آدم به خاطرش کشته شده تاریخ نوشته شده. نقشههایی مجدد کشیده شده
بخوایم منصف باشیم، سرورم شما هرگز نمیخواستین اونو بخورین
آره، شنیدم اون ترشه من با چیزای ترش زیاد حال نمیکنم
من به بین اهمیت میدم
اون از کنترل خارج شده و من هرچیزی رو امتحان کردم
داد، فریاد، همه چیز
و بهش فکر که میکنم میبینم تمام خصایص بد این خانواده تو بین جمع شده
عیاشی و مشروب خوری میکنه از هر فرصتی برای لخت شدن استفاده میکنه
خدا میدونه با اون الف چه کارها که نمیکنه
از وقتی مادرش رو از دست داده بین دیگه اون آدم سابق نبوده
دگمار"، تو ملکهی بی نظیر من بودی"
باوقار، مهربون، حرف های خوب میزدی
نه مثل جونورِ خزنده
ها. اون فکر میکنه من یه خزنده هستم؟
به یکم "گلِ مار" برای تسکین اعصابم نیاز دارم
فقط یه بار برای فرار از پردهی اتاقت استفاده میکنی و پدرت دیگه کلید میکنه که
"پرده بی پرده"
میدونی، اگه ۷۲ ساعت نخوابی به طور بالینی دیوونه میشی
پس پاشو پاشو، اسکول
باشه، ولی یه چیزی لازم دارم که سر پا نگهم داره
من اون "کمککنندهی اونا" رو لازم دارم
اوه، اونم یه دوست مثل من داره؟
نه، اون هیچ دوستی نداره
اون تو زندگیش هیچی به جز یه داروی خوشحال کننده نداره
حالا بریم بدزدیمش
دزدی از کیف نامادریم
من واقعا همچین کسی هستم؟
تو دقیقا همچین کسی هستی
تو همچنین از اون آدمایی هستی که به اندازه کافی واسه دوستاشون هم میدزدن
من یه جورایی میترسم که اینو بخورم میشه شما ها بهم قوت قلب بدین؟
حتما، رفیق
به نظر میاد اون فرستادهی کوچولومون، لوسی
با موفقیت داره ذهن و روح تیابینی رو به فساد میکشه
اوه، این همونیه که توش گربه و الف با هم دوستن؟
جری، مشروب ها رو بذار اینجا و چمدونم، برو به طاووس ها غذا بده
ولی اونا از من خوششون نمیاد
نمیدونم من که چیزی حس نمیکنم
منم همین طور- منم همین طور-
منم همین طور
منم همینطور. منم همینطور
منم همینطور. منم همینطور. منم همینطور
منم همینطور. چه اتفاقی داره میفته؟
واو! خدای من، بچه ها باید یه گروه موسیقی راه بندازیم
آره! محشریم
یه کالسکهی قدیمی رو تعمیر میکنیم و دور تا دور کشور میگردیم
چیزی که میخوایم رو اجرا میکنیم
هیچ وقت خودمون رو نمیفروشیم هیچ وقت از هم جدا نمیشیم
!الفو، تو از گروه اخراجی- چه مرگته آخه؟-
الان یه گروه موسیقی دو نفرهایم طرفدارا حتی متوجه هم نشدن
لوسی، تو از یه بالکن افتادی پایین هُلت دادن پایین؟
هرگز نخواهیم فهمید
رویاهام به حقیقت پیوستن چون من تک نفره اجرا میکنم
طرفدارا عاشق صدام هستن مو هام بافتهاس
ولی بعدش سرم رو از ته میتراشم مثل یه هنرمند واقعی
چرا جمعیت دارن منو هو میکنن؟ !اوه، نه. من بی استعداد گروه هستم
الفو، تو برگشتی
لوسی، فکر میکردم من هلت دادم الان دیگه پیش همدیگه هستیم
بیاید بریم پیش هوادارا دوباره برگشتیم به اوج
دیگه هیچی جلو دارمون نیست اوه، نه. من سرطان دارم. چی؟
آهنگ بعدی رو به بین تقدیم میکنم
واو. تا حالا این قدر خوش نگذرونده بودم بدون اینکه حتی یه لحظهش هم یادم بیاد
خانم، شما با میاید
باید منو هم ببری چون من دیگه اینجا زندگی میکنم
ما راجع به تو شنیدیم
شایعه شده تو یه شرور درست و حسابی هستی
البته، من احساس خطری در این باره نمیکنم چون زن ها باید هوا همدیگه رو داشته باشن
زن ها حاکم مطلق جرم و جنایت هستن، مگه نه؟
اگه این دنیا توسط زن ها اداره میشد اینقدر جرم و جنایت در کار نبود
خب، جنایت ما خیلی قدیمیه
یه شنل پوش افسانهای واقعا کمکت به دردمون میخوره
خب، اول باید موضوع رو با شُرکام در میون بذارم
بچه ها، فکر میکنین باید این کارو بکنیم؟
من هرگز قبلا کار بدی نکردم
منم هرگز قبلا کار خوبی نکردم
میخوام بد باشم من همیشه الفوی بد رو تحسین کردم
الفوی بد واقعا وجود خارجی نداره
من ترجیح میدم با الفوی بد بگردم
خب، بهشون جواب مثبت میدم جوابمون مثبته دیگه، نه؟
آره
من فقط یه بار تو دردسر افتادم و
بابا الفو بهم در کونی زد
آره، ما پایهایم
خب، دقیقا چی رو قراره بدزدیم؟
سیب زمینی
واوو. ناموسِ کار سخته
واقعا کار سختیه
از موقعی که بابام از جنگ لیمو برنگشت
من یه دزد سیب زمینی بودم
خب، سیب زمینی های واقعی مثل اونایی که سر زمین هستن دیگه
آره، همون جا قایمشون میکنن
تا حالا به سرقت اشیای قیمتی فکر کردین؟
چون بین میدونه که گنجهای واقعی کجا مدفون شدن
دقیقا میدونم داره راجع به چی حرف میزنه
خب دقیقا داری راجع به چی حرف میزنی؟
بهم اعتماد کن تا حالا نشده که یه لحظه هم گمراهت کنم
خب گمونم که بخوام این کارو بکنم مگر اینکه یکی منصرفم کنه
اراذل اوباش؟ دوستان ناباب؟ الف نادون؟
کلی تنش های جنسی بین ما هست
بسیار خب. برام آرزوی موفقیت کنین
موفق باشی
سردابهی خانوادگی
پس منم یه روزی سر از اینجا در میارم مدفون. فراموش شده. غذای کرم ها
اوه، وقت مناسبی برای پایین اومدن از اون ارتفاع نبود
اوه، مامانبزرگ مهربونم
یادت میاد منو رو پات مینشوندی و برام قصه میگفتی؟
خب، الان عضو یه باند خلافکارم و باید تاجت رو بردارم
و همین طور گردنبندت رو ...و تو مگه یه
گاهی اوقات وقتی فَک مامان بزرگت رو از جا درمیاری
واقعا باعث میشه دست نگه داری و متعجب بشی
یالا دیگه این یه سرقته، نه یه تجدید دیدار خونوادگی
!خب، همش همینه
واوو، فکر کن چقدر سیب زمینی میتونیم با اینا بخریم
اگه یکم دیگه پیش خانوادهام بمونم
اونا شروع میکنن ازم میپرسن چرا ازدواج نکردم
خب، میخواین اون طناب رو واسم بندازین؟
فقط محض اطلاعت
اگه تو یه مرد هم بودی !بازم همین کارو میکردم. حالا
خب، کِی میخوای ازدواج کنی؟
به گوش باشید و به گوش باشید دادگاه سلطنتی اینک رسمی است
بذارید یه نگاه به قیافهی این عوضی بندازیم
از پا ها شروع میکنیم
چکمههای جناییِ گل آلود
پا ها به خاطر سال ها دویدن، ماهیچهای هستن
مشخصا کمربند سرقتی عضلات شکم توصیف ناپذیر
میریم بالا به سمت صورت
!چونه کوتاه، دندون خرگوشی و... واوو
سلام، بابا
یعنی که چی... میخوای بهم بگی دختر کوچولوم این یارو ئه؟
امکان نداره بتونی منو قانع کنی که دخترم یه مجرمه
معرفی میکنم، قربانیان گروه 1 تا 9 اشاره به گروه خلافکاری به نام 1-9] [که در گذشته در نیویورک فعالیت داشتن
!لعنتی
ببین، میدونم یکم جفتک پرونی کردم
ولی از کسی که کنترلی روی سرنوشت خودش نداره چه انتظاری داری؟
پس واسه همین من به مشروب و مواد و دوست ناباب رو آوردم
اوه، خدای من، ببند گاله رو
اون گربهی عجیب غریبت؟ پودرش میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.