প্রথম 200টি লাইন।
هتل امبار مانگون
روز اول کارم بود
نینگروم
بله خانم؟
میشه لطفا طبقه دوم رو تمیز کنی؟
- بله خانم - و به طبقه سوم نرو
اونجا در حال بازسازیه
- لازم نیست اونجا رو تمیز کنی - بله خانم
یادت باشه از طبقه سوم دوری کن
بله خانم. با اجازه
اتاق 19 کدومه؟
- اتاق 19 طبقه دوم قربان؟ - بله
- اون طرف قربان - اونجا؟
- ممنون - خواهش میکنم
ببخشید
ببخشید
ولی حالتون خوبه اون تو؟
سه روز نصفه شب
تا حالا تو عمرم کسی رو اینقدر سفید ندیده بودم
صورتش رو دیدی؟
نه ندیدم
ولی دیگه گریه نکرد
و بعد یه چیزی گفت
چی گفت؟
"سه روز
نصفه شب"
نمیدونم چرا اینو گفت
در رو بستم و رفتم
ولی روز بعد اتفاقای عجیبی افتاد
گربه مون رو مرده پیدا کردم
و همسایه مون آقای یونو
به پاش چاقو زد
و خاله آیو...
دیدمش
از پشت بوم بیمارستان پرید پایین
با چشمای خودم دیدم!
مامان
امروز روز سومه عزیزم
من میترسم
مامان
آقای یونو مشکل روانی داره
خاله آیو دو سال تو بیمارستان روانی بود
گربه مون خیلی پیر بود مامان
پس فکر نمیکنم هیچ ربطی به زنی که دیدی داشته باشه
تو فقط شوکه شدی
چون خودکشی خاله آیو رو دیدی
الان تقریبا نصفه شبه مامان
هنوز نماز نخوندی درسته؟
باید بری نماز بخونی تا ذهنت آروم بشه
خدا بزرگه
بسم الله الرحمن الرحیم
خدا بزرگه
بسم الله الرحمن الرحیم
خدا بزرگه
خداوند حمد گوینده اش را میشنود
خدا بزرگه
خدا بزرگه
خدا بزرگه
خدا بزرگه
سلام و رحمت خدا بر شما باد
سلام و رحمت خدا بر شما باد
از خدا طلب آمرزش میکنم
از خدا طلب آمرزش میکنم
از خدا طلب آمرزش میکنم
از خدا طلب آمرزش میکنم
از خدا طلب آمرزش میکنم
سه روز نصفه شب
مامان؟
مامان؟
مامان!
3 روز بعد
راینا؟
راینا
- بیدار شو - باشه
راینا
وای
بیدارم
دوباره خواب بابا رو دیدی؟
دو ماه گذشته
خدا رحمتش کنه
هنوز خیلی مونده؟
تا چند لحظه دیگه وارد شهر میشیم
اگه تو سمارانگ بخوای بری کوهنوردی میتونی یه کوه انتخاب کنی
تلومویو مربابو و اونگاران هستن
باید یه کم جاوه ای هم یاد بگیری باشه؟
هتل امبار مانگون
این هتل بد نیست
چرا بابا هیچوقت ما رو اینجا نیاورد؟
- گفت از پدر و مادرش بهش ارث رسیده؟ - آره
تو دهه 1950 ساخته شده
ولی وقتی ساختش تموم شد فورا افتتاح نشد
چرا نه؟
نمیدونم
بابا هیچوقت بهم نگفت
- اوناهاشن - هی فی!
- راینا فی - راینا!
سفرتون چطور بود؟ وای
بالاخره رسیدین
راینا
اینجا تو تعطیلات همینطوریه. پره
وقتی تعطیلات تموم میشه
مثل قبرستون ساکته
فردا دوشنبه است پس بچه ها میرن مدرسه
تو هم فردا مدرسه میری درسته فی؟
بله مادربزرگ
اونجا جاییه که ما زندگی میکنیم
- اونجا؟ - آره اونجا
از اینجا میتونیم هتل رو ببینیم
همینطور اتاق ها و پنجره ها رو
میتونی از این ماشین برای بردن و آوردن فی به مدرسه استفاده کنی
حالا بیاین تو
من نمیدونستم که
بابات برای کارش از بانک وام گرفته بود
و اینکه نمیتونست پرداختش کنه و حالا خونه تون مصادره شده
ولی الان
اینجا زندگی میکنین تا هتل رو بگردونین
راینا
تو دستای تو هتل رونق میگیره
قبلا مدیر بودی شرط میبندم از پسش برمیای
من میخوام پس انداز کنم
برای شهریه دانشگاه فی
- میخواد پزشکی بخونه - چه خوب
این اتاق خواب شماست
فی
بریم اتاق خواب رو ببینیم
اینه. بیاین تو
یادتون نره که مراقب مدارک هتل باشین
با وکیل بابات. باشه راینا؟
اینطوری هتل مال تو و فی میشه
در حال حاضر این هتل تنها چیزیه که بابات براتون گذاشته
دیگه نمیتونی به حق تالیف رمان های بابات تکیه کنی
راینا؟
اینا مال بابات بودن
از اولین باری که اومدم اینجا اینجا بود
فی
بله مادربزرگ؟
راینا
از طبقه سوم هتل دوری کن باشه؟
ولی چرا مادربزرگ؟
برای بازسازی بسته است
کارگرای ساختمون مرخصی ان
نذار بقیه کارکنان هم برن اون بالا
هر کی که میخواد باشه
ممکنه اگه سقف یهو بریزه آسیب ببینن
فی؟
- بله پدربزرگ؟ - بیا اینجا عزیزم
باشه برو استراحت کن
- ممنون مادربزرگ - خواهش میکنم
- صبح بخیر خانم - صبح بخیر
من راینا هستم
- من سرپرست فی هستم - بله؟
- تازه از جاکارتا به اینجا اومده - میبینم
- اینجا اومدین مدیر رو ببینین؟ - بله ما اومدیم
الان داره با یه مهمون حرف میزنه
لطفا اینجا منتظر باشین
باشه ممنونم
- حرف زدن مدیر تموم شد؟ - هنوز نه
دیروز پلیس داشتیم حالا هم خبرنگار
بیچاره کارین
مامانش به طرز فجیعی مرد
خبرنگار نماینده کدوم روزنامه است؟
جاکارتا دیلی
آقا ممنون بابت وقتتون
خواهش میکنم
اگه چیز دیگه ای لازم داشتین فقط بهم بگین
- حتما - بیاین با هم کار کنیم
- ممنونم - با اجازه
راینا؟
راینا!
- آردو - سلام
هی
چطوری؟
خوبم
حالا به سمارانگ نقل مکان کردی؟
آره
دقیقا کجا؟
اگه نمیخوای بهم بگی اشکالی نداره
این نزدیکی ها یه کافی شاپ دیدم
میتونیم یه کم حرف بزنیم؟
خیلی وقته
الان شش ماهه که ما...
بهم زدیم
ببخشید نمیتونم
کار دارم
اشکالی نداره
باید برم
راینا
مواظب باش باشه؟
این شهر امن نیست
منظورت چیه؟
- نمیدونی؟ - نه
چهار روز پیش
مادر یه دانش آموز مرد. پوستش کنده شده بود
هنوز قاتل رو پیدا نکردن
پلیس داره دنبالش میگرده و من اینجا هستم تا تحقیق کنم
به خونه مقتول سر زدم
دخترش شاهد کلیدیه
هنوز آسیب دیده است
تو شوک بزرگیه و هنوز حرف نمیزنه
الان دارم میرم محل کار مقتول
No comments yet. Be the first to leave one.