The Haunted Hotel

The Haunted Hotel (Panggonan Wingit)

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

রিলিজ তথ্য

Panggonan Wingit 2023 INDONESIAN WEBRip NF fa
ভাষ্য লিখেছেন Don Milo
💀 قویتربن و خفن‌ترین آرشیو فیلم های ترسناک در ایران | t.me/ScaryVerse1 | لینک دانلود فیلم💀

ট্যাগ

webdl
প্রকাশিত: 2025-09-23
ডাউনলোড: 22
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

‫هتل امبار مانگون

‫روز اول کارم بود

‫نینگروم

‫بله خانم؟

‫میشه لطفا طبقه دوم رو تمیز کنی؟

‫- بله خانم ‫- و به طبقه سوم نرو

‫اونجا در حال بازسازیه

‫- لازم نیست اونجا رو تمیز کنی ‫- بله خانم

‫یادت باشه از طبقه سوم دوری کن

‫بله خانم. با اجازه

‫اتاق 19 کدومه؟

‫- اتاق 19 طبقه دوم قربان؟ ‫- بله

‫- اون طرف قربان ‫- اونجا؟

‫- ممنون ‫- خواهش میکنم

‫ببخشید

‫ببخشید

‫ولی حالتون خوبه اون تو؟

‫سه روز نصفه شب

‫تا حالا تو عمرم کسی ‫رو اینقدر سفید ندیده بودم

‫صورتش رو دیدی؟

‫نه ندیدم

‫ولی دیگه گریه نکرد

‫و بعد یه چیزی گفت

‫چی گفت؟

‫"سه روز

‫نصفه شب"

‫نمیدونم چرا اینو گفت

‫در رو بستم و رفتم

‫ولی روز بعد اتفاقای عجیبی افتاد

‫گربه مون رو مرده پیدا کردم

‫و همسایه مون آقای یونو

‫به پاش چاقو زد

‫و خاله آیو...

‫دیدمش

‫از پشت بوم بیمارستان پرید پایین

‫با چشمای خودم دیدم!

‫مامان

‫امروز روز سومه عزیزم

‫من میترسم

‫مامان

‫آقای یونو مشکل روانی داره

‫خاله آیو دو سال ‫تو بیمارستان روانی بود

‫گربه مون خیلی پیر بود مامان

‫پس فکر نمیکنم هیچ ربطی به ‫زنی که دیدی داشته باشه

‫تو فقط شوکه شدی

‫چون خودکشی خاله آیو رو دیدی

‫الان تقریبا نصفه شبه مامان

‫هنوز نماز نخوندی درسته؟

‫باید بری نماز بخونی تا ذهنت آروم بشه

‫خدا بزرگه

‫بسم الله ‫الرحمن الرحیم

‫خدا بزرگه

‫بسم الله ‫الرحمن الرحیم

‫خدا بزرگه

‫خداوند حمد گوینده اش را میشنود

‫خدا بزرگه

‫خدا بزرگه

‫خدا بزرگه

‫خدا بزرگه

‫سلام و رحمت خدا بر شما باد

‫سلام و رحمت خدا بر شما باد

‫از خدا طلب آمرزش میکنم

‫از خدا طلب آمرزش میکنم

‫از خدا طلب آمرزش میکنم

‫از خدا طلب آمرزش میکنم

‫از خدا طلب آمرزش میکنم

‫سه روز نصفه شب

‫مامان؟

‫مامان؟

‫مامان!

‫3 روز بعد

‫راینا؟

‫راینا

‫- بیدار شو ‫- باشه

‫راینا

‫وای

‫بیدارم

‫دوباره خواب بابا رو دیدی؟

‫دو ماه گذشته

‫خدا رحمتش کنه

‫هنوز خیلی مونده؟

‫تا چند لحظه دیگه وارد شهر میشیم

‫اگه تو سمارانگ بخوای بری کوهنوردی ‫میتونی یه کوه انتخاب کنی

‫تلومویو ‫مربابو و اونگاران هستن

‫باید یه کم ‫جاوه ای هم یاد بگیری باشه؟

‫هتل امبار مانگون

‫این هتل بد نیست

‫چرا بابا هیچوقت ما رو اینجا نیاورد؟

‫- گفت از پدر و مادرش بهش ارث رسیده؟ ‫- آره

‫تو دهه 1950 ساخته شده

‫ولی وقتی ساختش تموم شد ‫فورا افتتاح نشد

‫چرا نه؟

‫نمیدونم

‫بابا هیچوقت بهم نگفت

‫- اوناهاشن ‫- هی فی!

‫- راینا فی ‫- راینا!

‫سفرتون چطور بود؟ وای

‫بالاخره رسیدین

‫راینا

‫اینجا تو تعطیلات ‫همینطوریه. پره

‫وقتی تعطیلات تموم میشه

‫مثل قبرستون ساکته

‫فردا دوشنبه است ‫پس بچه ها میرن مدرسه

‫تو هم فردا ‫مدرسه میری درسته فی؟

‫بله مادربزرگ

‫اونجا جاییه که ما زندگی میکنیم

‫- اونجا؟ ‫- آره اونجا

‫از اینجا میتونیم هتل رو ببینیم

‫همینطور اتاق ها و پنجره ها رو

‫میتونی از این ماشین برای بردن ‫و آوردن فی به مدرسه استفاده کنی

‫حالا بیاین تو

‫من نمیدونستم که

‫بابات برای کارش از بانک ‫وام گرفته بود

‫و اینکه نمیتونست پرداختش کنه ‫و حالا خونه تون مصادره شده

‫ولی الان

‫اینجا زندگی میکنین تا هتل رو بگردونین

‫راینا

‫تو دستای تو هتل رونق میگیره

‫قبلا مدیر بودی ‫شرط میبندم از پسش برمیای

‫من میخوام پس انداز کنم

‫برای شهریه دانشگاه فی

‫- میخواد پزشکی بخونه ‫- چه خوب

‫این اتاق خواب شماست

‫فی

‫بریم اتاق خواب رو ببینیم

‫اینه. بیاین تو

‫یادتون نره که مراقب ‫مدارک هتل باشین

‫با وکیل بابات. باشه راینا؟

‫اینطوری هتل مال تو و فی میشه

‫در حال حاضر این هتل تنها چیزیه ‫که بابات براتون گذاشته

‫دیگه نمیتونی به حق تالیف رمان های ‫بابات تکیه کنی

‫راینا؟

‫اینا مال بابات بودن

‫از اولین باری که اومدم ‫اینجا اینجا بود

‫فی

‫بله مادربزرگ؟

‫راینا

‫از طبقه سوم ‫هتل دوری کن باشه؟

‫ولی چرا مادربزرگ؟

‫برای بازسازی بسته است

‫کارگرای ساختمون مرخصی ان

‫نذار بقیه کارکنان ‫هم برن اون بالا

‫هر کی که میخواد باشه

‫ممکنه اگه سقف یهو ‫بریزه آسیب ببینن

‫فی؟

‫- بله پدربزرگ؟ ‫- بیا اینجا عزیزم

‫باشه برو استراحت کن

‫- ممنون مادربزرگ ‫- خواهش میکنم

‫- صبح بخیر خانم ‫- صبح بخیر

‫من راینا هستم

‫- من سرپرست فی هستم ‫- بله؟

‫- تازه از جاکارتا به اینجا اومده ‫- میبینم

‫- اینجا اومدین مدیر رو ببینین؟ ‫- بله ما اومدیم

‫الان داره با یه مهمون حرف میزنه

‫لطفا اینجا منتظر باشین

‫باشه ممنونم

‫- حرف زدن مدیر تموم شد؟ ‫- هنوز نه

‫دیروز پلیس داشتیم ‫حالا هم خبرنگار

‫بیچاره کارین

‫مامانش به طرز فجیعی مرد

‫خبرنگار نماینده ‫کدوم روزنامه است؟

‫جاکارتا دیلی

‫آقا ممنون بابت وقتتون

‫خواهش میکنم

‫اگه چیز دیگه ای لازم داشتین فقط بهم بگین

‫- حتما ‫- بیاین با هم کار کنیم

‫- ممنونم ‫- با اجازه

‫راینا؟

‫راینا!

‫- آردو ‫- سلام

‫هی

‫چطوری؟

‫خوبم

‫حالا به سمارانگ نقل مکان کردی؟

‫آره

‫دقیقا کجا؟

‫اگه نمیخوای بهم بگی اشکالی نداره

‫این نزدیکی ها یه کافی شاپ دیدم

‫میتونیم یه کم حرف بزنیم؟

‫خیلی وقته

‫الان شش ماهه که ما...

‫بهم زدیم

‫ببخشید نمیتونم

‫کار دارم

‫اشکالی نداره

‫باید برم

‫راینا

‫مواظب باش باشه؟

‫این شهر امن نیست

‫منظورت چیه؟

‫- نمیدونی؟ ‫- نه

‫چهار روز پیش

‫مادر یه دانش آموز مرد. پوستش کنده شده بود

‫هنوز قاتل رو پیدا نکردن

‫پلیس داره دنبالش میگرده ‫و من اینجا هستم تا تحقیق کنم

‫به خونه مقتول سر زدم

‫دخترش شاهد کلیدیه

‫هنوز آسیب دیده است

‫تو شوک بزرگیه ‫و هنوز حرف نمیزنه

‫الان دارم میرم محل کار مقتول

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left