Malcolm in the Middle

Malcolm in the Middle

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

সিজন 4

রিলিজ তথ্য

Malcolm in the Middle S04E20 720p Webrip RMT
ভাষ্য লিখেছেন Progressive

ট্যাগ

web
720p
720
mkv
MkvCage
Web-DL
web-dl
WEB-DL
webrip
BRip
প্রকাশিত: 2019-08-13
ডাউনলোড: 66
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

‫ای خدا، اون صدای چی بود؟

‫هرجا که هستی

‫هرکاریم که کردی

‫فک نکن که پیدات نمیکنم

کاری از علی خزایی

‫خوشحالیم که «فرانسیس» اومده ‫بهمون سر بزنه

‫خیلی وقت بود ندیده بودیمش

‫تو هم که تک و تنها بودی

‫یه مزیتی هم برای تو داره

‫خب، تو خوشحال باش

‫منم خوشحالم

‫فک کنم کار اون اتاق بچه

‫بدون کمک فرانسیس تموم میشد

‫«هل» ازین فوبیاهای ارتفاع داره

‫دستم بهش نمیرسه

‫بابا یه پله دیگه باید بیای بالا

‫گوشم داره میترکه

‫دکترم گفت که فقط تا دو سال دیگه...

‫مجبورم این کفشای مخصوص رو بپوشم

‫بعدش راحت راحتم

‫یا امامزاده بیژن، از طرف آکادمی "مارتیندیل" برات نامه اومده

‫آکادمی "مارتیندیل" چیه؟

‫بزرگترین و پیشرفته‌ترین مدرسه غیرانتفاعی عالمه

‫میدونی چند میلیون دلار واسه اونجا خرج کردن

‫اونوقت تو حتی اسمشم نشنیدی؟

‫نوشته که من قبول شدم

‫من اصلا درخواست ندادم

‫کسی درخواست نمیده، خودشون پیدات میکنن

‫باورنکردنیه

‫«مالکولم» کارت ردیف شد

‫زندگیتو بستی!

‫وایسا بینم چه فکری با خودم کردم آخه؟

‫تو نمیتونی بری، تو خیلی بی‌پولی

‫تو بی‌پول‌ترین آدمی هستی که من میشناسم

‫عه، من چقد لاشی‌ام

‫اومدم واسه تو از این بهشتی تعریف میکنم

‫که عمرا نمیتونی بهش بری

‫واسه به قدرت و موفقیت رسیدن

‫به آدمی امید دادم که...

‫پیرهن سه دلاری پوشیده

‫اصن این بیغوله رو نگاه کن

‫«لوید» انقد حرف نزن

‫اگه میخای گریه کنی اشکال نداره مالکولم

‫گریه کردن مجانیه

‫خب همگی

‫از دکتر برگشتیم

‫همه چیز مرتب بود

‫اما بچه یکم از حالت طبیعی بزرگتره

‫پس بجای اینکه بچه تا دو هفته دیگه بدنیا بیاد

‫برنامه ریختیم که...

‫پنج‌شنبه القای زایمان انجام بدیم

‫پنج‌شنبه؟

‫همین پنج‌شنبه؟

‫نباید همچین کاری کنین

‫مگه چه فرقی داره؟

‫فقط شیش روز...

‫بیشتر از ما عمر میکنه

‫هل

‫و زندگیمون...

‫شیش روز زودتر شاد میشه

‫چندش

‫میدونم که این موضوع...

‫خیلی یهویی شد

‫و حق دارین که یخورده ناراحت باشین

‫- یخورده؟ ‫- دیگه پیله نکن

‫هل، میدونی چیه، من یه فکری دارم

‫چرا فردا بچه‌هارو نمیبری بیرون

‫خوش بگذرونین؟

‫منم میتونم تنهایی...

‫یکم خونه رو جمع و جور کنم

‫قبل اینکه بچه بدنیا بیاد

‫منم میتونم کمکت تمیزکاری کنم

‫خب اینجوری تمیزکاری بیشتر زمان میبره

‫ولی بنظرم بودنت کنارم خوبه

‫الان یه نمایشگاه ماشین

‫تو نمایشگاه مرکزی هست

‫آره بریم کل روزو...

‫به چیزای خفنی زل بزنیم که هیچوقت ‫گیر خودمون نمیاد

‫بیخیال بابا مالکولم، اگه قرار بود فقط به چیزایی ‫که بودجه‌مون بهش میرسه نگاه کنیم

‫تنها چیزی که می‌دیدیم عن و گه بود

‫ضد حال نباش

‫خوش میگذره

‫جشن عروس‌ها؟

‫این زاقارت‌ترین اسمیه که به عمرم واسه یه نمایشگاه ماشین شنیدم

‫نه، نمایشگاه ماشین هفته پیش بوده

‫پس بیا بریم

‫نه، فقط 15 چوق پای پارکینگ دادم

‫پس میریم تو

‫میدونم بچه پنجم‌ ـته

‫اما بهرحال باید یذره هیجان‌زده باشی

‫خب آره

‫هر بچه‌ای هیجان‌انگیزه

‫حالا نه اینکه یهو هجوم ببری سمت بچه‌دار شدن

‫حالت خوبه؟

‫بچه ـه داره خرکی لگد میزنه

‫انگار که چیزی ناراحتش کرده باشه

‫مامان!

‫درو باز میکنی

‫یا باید تو چمنا بخوابم و غذای کرم‌ها بشم؟

‫اوه عالی شد

‫درو جهنمو کی باز گذاشته؟!

‫مامان، میخای غافلگیرم کنی؟

‫اینجا اومدی چیکار؟

‫اومدم اینجا

‫منظورت چیه اومدی اینجا؟

‫شما خانواده‌ ـمین

‫ازمم مراقبت میکنین

‫این کارت مسخره‌س

‫تو خودت یه کاخ داری

‫ازین خونه هم قشنگ‌تره

‫آتیش گرفت

‫مامان نمیشه که...

‫چطور خونت آتیش گرفت؟

‫کار محلی‌ها بود، درسته؟

‫یه رازه

‫چرا نمیری خونه «سوزان»؟

‫هم 4 تا اتاق اضافه داره

‫هم ماهواره

‫خواهرت بره کلشو بکنه تو باقالی

‫چی؟

‫اون که همیشه محبوب تو بود

‫بابا که مُرد تو فقط به اون زنگ زدی

‫دیگه محبوبم نیست

‫بهم گفت گوشت‌تلخ

‫بعدشم تلفنو روم قطع کرد

‫روی من!

‫شایدم من بودم که قطع کردم

‫کی یادشه؟

‫هرچی

‫بره به جهنم

‫مامان ما از پس هزینه‌های تو برنمیایم

‫از پس هزینه خدمتکار که برمیاین

‫من خدمتکار نیستم «آیدا»

‫اسمم «پیاما» ـه

‫با فرانسیس ازدواج کردم

‫به خدمتکاره بگو

‫با من حرف نزنه

‫میدونم که زیاد مسافرت نرفتم

‫اما کاملا مطمئنم که این

‫حوصله‌سربرترین جای زمینه

‫چی میگی «ریس»؟

‫میدونی چقد کار پای این...

‫چادر توری گذاشته شده؟ هان؟

‫عه، بابا

‫داشتم فکر میکردم

‫که شما پس‌اندازی چیزی ندارین؟

‫اینو باید برای مادرتون تعریف کنم

‫نه جدی میگم

‫مثلا اگه یه مسئله‌ای پیش اومد چی؟

‫مثلا یه اتفاق ناگهانی و خرج‌تراش؟

‫آمادگی همچین چیزیو دارین؟

‫نگران این چیزا نباش پسرم

‫مشکلا خودشون حل میشن

‫- اما... ‫- بیخیال

‫شماها واسه خودتون بزرگ شدین

‫دیگه موقع ازدواج‌تونه

‫باید از زندگیتون لذت ببرین

‫«دویی»؟

‫دویی؟

‫اون کابلا واسه چیه؟

‫اون نورافکن بزرگه رو میبینی اون بالا؟

‫من مسئول اونم

‫دوسش داری؟

‫آره دارم

‫میخام براتون یه داستان کوتاه تعریف کنم

‫جدا نکنه میخای بزاری...

‫اینجا بمونه؟

‫نمیزاری، نه؟

‫اون مادرمه

‫میدونی که من چقد نگرانشم

‫باشه هرچی خودت میخای

‫اون زن یکی از اولین کسایی میشه که...

‫وقتی بچه‌ت بدنیا بیاد میبینه

‫بهش لبخند میزنه

‫تو بغلش تکونش میده

‫حق با توئه

‫اون باید بره

‫مامان

‫یه مسئله‌ی مهمی هست که باید بهت بگم

‫چیه؟

‫تو مادر افتضاحی هستی

‫همیشه افتضاح بودی

‫تموم دوران بچگیم...

‫منو اذیت میکردی، بی‌محلی میکردی

‫احساساتم رو نادیده میگرفتی

‫تنها کاری که میکردی

‫قربون صدقه‌رفتن واسه خواهرم بود

‫طوری که حس میکردم در مقایسه باهاش من بی‌ارزشم

‫حالا که اون بی‌ارزشه

‫این حقمه که

‫نظرمو عوض کنم

‫اما چون خواهرت

‫حال بهم‌زن‌تر از توئه

‫بهت این حقو نمیده که

‫باهام اینطوری حرف بزنی

‫من هرطور خودم بخوام باهات حرف میزنم

‫پیرزن نفرت‌ برانگیز

‫از اینجا میری!

‫نمیدونم چی شد که آخرش

‫قدرت زدن این حرفو پیدا کردم

More Farsi Persian subtitles for Malcolm in the Middle

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left