প্রথম 200টি লাইন।
...آنچه در سریال سلطنت گذشت
مارتل د گیز، ممنونم که بلافاصله اومدی
بگو چرا اومدی اینجا
من به خاطر تو برگشتم عزیزم
!دروغ میگی
همونطور که وقتی با همدیگه بودیم بهم دروغ گفتی
...مطعمنی؟ آینده ی ما
از هیچ چیزی به اندازه حسی که به تو دارم مطمعن نیستم
لیث، از دخترم مراقبت کن
دعای خیر من پشت ازدواج شما خواهد بود
باشد که یه زندگی بلند و شاد داشته باشید
با من ازدواج می کنی؟
!آره
آره
من یه پیام از طرف "د گیز ها" برات دارم
به نظر میاد که کسی که به جان من سوقصد کرده یه کاتولیک افراطی بوده
اون اعتراف کرده که شما دو تا
با همدیگه روی جزییات نقشه قتل من کار کردید
و تمام اینا به دستور مری ملکه ی اسکاتلند بوده
یه سوقصد به جان الیزابت رخ داده
گفتن که لولا هم درش نقش داشته سرش رو قطع کردن
نارسیس کجاس؟ - تو زندانه -
کشیش ناکس، کار تو بوده
تو که انتظار نداری من به سوقصد
به جان یه ملکه، اقرار کنم؟
تو از لولا استفاده کردی
که نقش خواهر من، مری
با این تلاش گره بخوره
که حتی اگه این نقشه شکست بخوره
یه جدال شخصی بین
مری و الیزابت به وجود بیاره
هر تصمیمی که من بگیرم
در راستای این خواهد بود که تاج و تختش رو ازش بگیرم
سرزمینش رو بگیرم
یه روزی اونا مال من میشن
دارم خوب پیشرفت می کنم
خم آرنج
آروم
اگه خیلی زود حمله کنی
می بینی که انتهای شمشیر حریف قرار گرفتی
بیا یه استراحت بکنیم - بیخیال! می دونی که من جنگیدن رو دوست دارم -
وقتی دو تا ملکه، برای یه تاج و تخت در حال رقابت باشن
فقط یکی میتونه نجات پیدا کنه
من، یا الیزابت
واسه همین رفتی سراغ لرد دارنلی؟
دارنلی تمایل داشت که برای
شروع زندگی عاشقانه به اسکاتلند بیاد
می دونی که این الیزابت رو عصبانی می کنه
خانواده ی دارنلی برای سالها
دور و بر حاکمان انگلستان بودن
برای اینکه خانوادش نسبت به تاج و تخت ادعا دارن
اون کلی متحد و دوست تو انگلستان داره که ازش حمایت می کنن
ادعای تاج و تخت هر دوتامون رو تصور کن
با ازدواجم درواقع من یه پادشاه به انگلستان پیشنهاد میدم
و همچنین جانشینان سلطنتی
هر دوتا چیزی که الیزابت از ارایه کردنشون امتناع کرده
عقبه ی دارنلی از یه خانواده خائن میاد
که به اهداف
ظالمانه شون، شهرت دارن
نیاز نیست اشاره کنم که
تو زن بازی و نوشیدن (شراب) زیاده روی می کنن
الیزابت دوست من رو اعدام کرد
من دنبال یه مردی نیستم که عاشقش باشم
من دنبال یه سلاحم که بر علیه الیزابت استفاده کنم
تا تاج و تختش رو ازش بگیرم
و با این حال تو باید با اون مرد ازدواج کنی
یه مرد کاتولیک
اسکاتلند دیگه الان پروتستانی شده
من هیچ علاقه ای به بازگشتش به قبل رو ندارم
ولی پروتستان ها اینطوری فکر نمی کنن
اگه تو بهشون یه پادشاه کاتولیک بدی
"مری دارنلی"
و ناکس این کشور رو بر علیه ات میکنه
ولی برای گرفتن انگلیس، من نیاز به قدرت دارم
...و من حتما در مورد دارنلی هم تحقیق می کنم
همیشه خواستگاران قدرتمند دیگه ای هستن
نگاه کن، کمتر از یک ماهه که برگشتی
و کلی درخواست ازدواج از طرف بالا نشین های اسکاتلند داری
کلن ساترلند، همیلتون ... کلن گوردون
کلن گوردن؟ "حکمرانان شمال"؟
اونا هم کاتولیک هستن
تو مجبور نیستی شوهرت رو از
هیچ کدوم از این خاندان ها انتخاب کنی
تو فقط وفاداریشون رو لازم داری
یکی یکی این خاندان ها رو به سمت خودت بکش
و اون وقت برای الیزابت لشگرکشی کن
با پشتیبانی تمام اسکاتلند
مشورت واقع بینانه ای بود
بهش فکر می کنم
حالا، شمشیرت رو بردار
این مهربانی شما رو میرسونه
که دوباره من رو به دربار دعوت کردید
ملکه الیزابت. سال ها میگذره
من، ام... از کاری که شما با کتابخانه سلطنتی
کردید خیلی خوشم اومده
من امیدوارم بودم که پسر شما، دارنلی
هم بهمون ملحق بشه، بانو لنکس
اوه، شما میخواستین دارنلی رو ببینید؟
عزیزم، من اصلا نمی دونستم
من برای هردوتاتون دعوتنامه فرستادم
دعوتنامه من کاملا واضح و صریح بود
خب، بینایی من داره خیلی ضعیف میشه
حالا دیگه باید اعتراف کنم که
نامه ها واقعا برام غیرقابل خوندن بود
و با اینحال، من شایعاتی شنیدم که شما مکاتباتی با
با دختر عموی من، مری
در خصوص تدارک یه ازدواج سلطنتی، داشتین
ازدواج اون با پسر شما
شایعات از طرف دشمنان من بوده من به شما اطمینان میدم
پسر من هیچ تهدیدی نخواهد بود
...پس به من بگو
دارنلی کجاس!؟
واقعیتش اینه که، من روحم هم خبر نداره
...اون هرجایی که دوست داشته باشه میره
کاری همه مرد های بالغ می کنن
اما اگر من خبری ازش شنیدم مطمعن باشید که شما در جریان قرار می دم
من مطمعن نیستم که شما
ضرورت و اهمیت این وضعیت رو درک کرده باشید، بانو لنکس
ملکه مری سعی کرده به جان من سوقصد کنه
اینجا، در انگلستان
اون دشمن منه و اگر دارنلی دنبال اون باشه
اونم دشمن من خواهد بود
به پسرت بگو بیاد به دربار
یا اینکه رو زانوهاش میکشمش اینجا
ترجمه شده توسط p . a . r . h . a . m . a
این مسخره اس
اینجا تو اسپانیا هزاران نفر از شما آفریقا و یهودی ها
تصمیم گرفتن که به کاتولیسم روی بیارن
این یه غسل تعمید اجباری نیست
مگراینکه شما به زور کله شون رو زیر آب نکنی
اگر بعد از این مراسم شکنجه
اونا قبول کنن که تغییر بدن
و اونوقت اونا موافقت می کنن
!لیزا
!لیزا
اوه، خدای من
!لیزا
!اون لخته - اوه! نگاه نکن -
!من عاشقتم
!واو
اونا میگن که من، دون کارلوس
پسرخوانده ی خودم رو با میل جنسی خودم دیوونه کردم
من باید از این شایعات دوری کنم
خب... چقدر عجیب
من بهت اطمینان میدم که زمانی که دون کارلوس از اینجا رفت
کاملا سلامتی خودش رو پس گرفته بود
اون روزهای خوب و بد داشته، مادر
اما اون همون مرد سابق نیست
خب، قطعا تو من رو مقصر نمی دونی
تنها چیزی که من میدونم اینه که شاهزاده ی اسپانیا، سالم اومده به فرانسه
و اینجا رو با یه تیکه چوب بزرگ تو
تو کله اش، ترک کرده
این حقیقت نداره
ما بهترین جراحانمون رو برای برداشتن اون به کار گرفتیم
مادرت عوض شده
لباسی پوشیده که خواهرم ملکه لیزا رو تحت تاثیر قرار بده
نامه هاش نشون میدادن که اون از زمانی که با پادشاه اسپانیا
ازدواج کرده، به شدت مذهبی شده
حالا، لیزا، بگیر بشین
مواد این تشک ها کرک دار و ریش ریشه نه؟
بگو ببینم، شوهرت چطوره؟
پادشاه فیلیپ؟ - نگرانه -
چارلز برای قطع کردن این جریان رو به افزایش
پروتستانیسم، چی کار میکنه؟
خب، تو میتونستی خودت ازش بپرسی
فقط اگه اون تو پاریس نبود
یه آتیشی داره کل سرزمینتون رو میسوزونه
و ما می خوایم تا قبل از اینکه به مرزهای ما برسه، خاموش بشه
مری رو ببین تو اسکاتلند چقدر تو دریای ملحدین
سرگردان و شناور بود؟
فیلیپ فکر می کنه که تو باید
اشراف زاده های کاتولیکت رو به خودت نزدیک تر کنی
از وفاداریشون مطمعن بشی از طلاهاشون
اسپانیا نمی تونه برای همیشه خرج و مخارج این دربار رو بده
کلود، مارتل... بیاین نزدیک تر
...یه اتحاد بین خانواده ی والوا و گیز
وفادار، کاتولیک های قوی به قلمرو استحکام می بخشن
همونطور که به دین استحکام میدن
یه ازدواج منظورته؟
ازدواج تو
مارتل و من در موردش گفت و گو کردیم
تو! این چند هفته گذشته به من دلداری می دادی
در مورد مردی که عاشقشم
اون داره درمورد اون کارگر آشپزخونه که مُرده، حرف میزنه؟
لیث یه سربازه
و اون شجاع ترین و
مهربون ترین مردیه من تاحالا دیدم
اون زنده اس و برمیگرده پیشم
...و مادر، تو قول دادی
کلود، تو اشتباه متوجه شدی - که تو یه مار حقه بازی؟ -
یه انگل مزاحمی؟
فکر نکنم
من با لیث ازدواج میکنم، مادر، بهش بگو
!تو اجازه و دعای خیرت رو دادی، بهش بگو
ظاهرا کلود نقش یه پرنسس رو درک نکرده
باهاش صحبت کن وادارش کن که منافع این کار رو ببینه
به طور مشخص کدوم منافع؟
این کار اسپانیا رو بسیار خوشنود میکنه
قدرتمند ترین کشور دنیا
گریر
No comments yet. Be the first to leave one.