The Lord of the Rings: The Fellowship of the Ring

The Lord of the Rings: The Fellowship of the Ring

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

রিলিজ তথ্য

The Lord of the Rings The Fellowship of the Ring Extended Editions 2001 1080p BluRay x264 DTS-WiKi
The Lord of the Rings The Fellowship of the Ring Extended Cut 2001 BluRay 720p-scOrp-1 75 GB and 900MB
The Lord of the Rings The Fellowship of the Ring Extended Cu 2001 BluRay 720p-scOrp-1 75 GB and 900MB
The Lord of the Rings The Fellowship of the Ring Extended Cu 2001 BluRay All Blu-Ray 1080p 720p
The Lord of the Rings The Fellowship of the Ring Extended Cut All 720p BRRip
The Lord of the Rings The Fellowship of the Ring Extended Edition DVDRIP-ZEKTORM
ভাষ্য লিখেছেন meisam_t72
► زیرنویس از میثم ططری ◄

ট্যাগ

brrip
720p
720
BluRay
Blu-ray
blu-ray
1080
Blu-Ray
x264
TS
প্রকাশিত: 2015-10-15
ডাউনলোড: 354
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

. اي آمار پره‏ستار آين

. دنيا تغيير کرده

،هان ماتون نه نن

. از داخل آب احساسش مي‏کنم

،هان ماتون نه خاي

. از روي زمين احساسش مي‏کنم

. اِ هان نوستون نِد ويليت

. از هوا بوي‏اش را استشمام مي‏کنم

... بيشتر چيزهايي که زماني وجود داشتند

. از دست رفته‏اند ...

زيرا اکنون هيچ‏کسي زنده نيست . که اين دگرگوني را به ياد آورد

« ارباب حلقه‏ها »

. ماجرا با ساختن حلقه‏هاي کبير آغاز شد

:سه حلقه به اِلف‏ها داده شد

که از تمام مخلوقات خردمندتر . زيباتر و ناميرا بودند

:هفت حلقه به فرمانروايان دورف تعلق گرفت

که معدن‏چيان بزرگ و صنعتگران . تالارهاي کوهستان بودند

... و نُه

... نُه حلقه به نژاد انسان‏ها که ...

بيش‏تر از ديگران خواستار قدرت ... . بودند، اعطا شد

زيرا در اين حلقه‏ها قدرت و اراده براي . حکومت بر هر نژادي، الحاق شده بود

. اما همه‏ي آن‏ها فريب خورده بودند

. زيرا حلقه‏ ديگري ساخته شده بود

،در سرزمين موردور ... در ميان آتش‏هاي کوه هلاکت

فرمانرواي تاريکي، سائرون، به طور ... ... مخفيانه يک حلقه فرمانروا

. براي کنترل سايرين، ساخت ...

... و در اين حلقه بي‏رحمي، خباثت

و اراده‏اش را براي حکومت بر ... . تمامي حيات، جاري ساخت

... حلقه‏اي است از براي حکم راندن

... تک به تک

خطه‏هاي آزاده سرزمين ميانه براي ... . اقتدار حلقه به تصرف در آمدن

. اما بودند کساني که مقاومت کردند

آخرين اتحاد بين انسان‏ها و اِلف‏ها در . مقابل سپاهيان موردور قدم پيش گذاشتند

و در دامنه‏هاي کوه هلاکت، براي آزادي . سرزمين ميانه جنگيدند

آمديم قدرت و افتخار به چنگ آوريم

! مستقر بشيد

! پيکان‏ها رو رها کنيد

. پيروزي نزديک بود

... اما اقتدار حلقه

. نابودنشدني بود ...

... در اين هنگام بود

... که تمام اميدها محو گشت ...

،هنگامي که ايسيلدور، پسر پادشاه ... . شمشير پدرش را برداشت

سائرون، دشمن مردمان آزاده‏ي . سرزمين ميانه، مغلوب شد

... حلقه به ايسيلدور رسيد

که تنها يک فرصت داشت تا اهريمن ... . را براي أبد نابود کند

... اما قلب انسان‏ها

. به راحتي فاسد مي‏شود ...

. و حلقه‏ي قدرت از خود اراده دارد

... حلقه به ايسيلدور خيانت کرد

. که موجب مرگ او گرديد ...

... و چيزهايي که نبايد فراموش مي‏شدند

. از ياد رفتند ...

... تاريخ، افسانه شد

. و افسانه، اسطوره گشت...

... و طي 2500 سال

. هيچ‏کس خبري از حلقه نداشت ...

... تا اين‏که بر حسب شانس

. حلقه حامل جديدي را گرفتار خويش کرد ...

... عزيز من

... حلقه به دست موجودي به نام گالوم رسيد

که آن را به اعماق نقب‏هاي ... . کوه‏هاي مه آلود بُرد

. و آن‏جا ... توسط حلقه تحليل رفت

. اومده پيشه من

. مال منه . عشق منه . مال خودمه

. عززيزز ... منه

! گالوم

حلقه براي گالوم يک زندگي طولاني و . غيرطبيعي را به ارمغان آورد

. که طي 500 سال ذهن او را مسموم کرد

... و در تاريکي غار گالوم

. به انتظار نشست ...

. ظلمت دوباره به جنگل‏هاي دنيا رخنه کرد

... شايعاتي از يک سايه در شرق گسترش يافت

. نجواهايي از يک ترس مبهم ...

... و حلقه قدرت دريافت

. که اينک وقتش فرا رسيده است ...

. حلقه گالوم را ترک کرد

. اما اتفاقي افتاد که حلقه انتظارش را نداشت

حلقه توسط غير محتمل‏ترين آدمي که تصور . آن ممکن است، برداشته شد

اين ديگه چيه ؟

. يک هابيت

. بيلبو بگينز از شاير

. يک حلقه

! گم شد

! گم شد

! عزيزم گم شد

... زيرا به زودي زماني مي‏رسد

. که هابيت‏ها سرنوشت همه را تعيين مي‏کنند ...

... بيست و دومين روزِ از ماه سپتامبرِ

... سال 1400 ...

. طبق تاريخ‏شمار شاير ...

،بگ اند، کوچه بگ‏شات، هابيتون ... فاردينگ غرب

... شاير ...

. سرزمين ميانه ...

. سومين دوره‏ي دنيا

« ياران حلقه »

... آنجا و بازگشت دوباره

،داستان يک هابيت

. نوشته‏ي بيلبو بگينز

... خب حالا

از کجا شروع کنم ؟ ...

... آهان يادم اومد

... در باب"

". هابيت‏ها ...

... هابيت‏ها در چهار فاردينگِ شاير به مدت"

،صدها سال زندگي و کشاورزي مي‏کنند ...

،از ناديده گرفتن خيلي راضي هستن ... و اين‏که بواسطه

. دنياي آدم‏هاي بزرگ، ناديده گرفته بشن ...

از اين‏ها گذشته، سرزمين ميانه پُر از ... مخلوقات عجيب بي‏شماري شده

... هابيت‏ها را کم اهميت مي‏انگاشتند ...

... نه جنگجويان بزرگ شهيري بودند

و نه اين که در جرگه خردمندان ... ". به شمار مي‏رفتن

. فرودو ! يکي دَم دره

... در واقع، بعضي‏ها اظهار داشتند"

. که تنها علاقه‏ي واقعي هابيت‏ها به غذا است ...

... اظهار نظر بسيار غير منصفانه‏اي‏است

زيرا ما مهارت عميق و پيشرفته‏اي" ... در درست کردن آبجو و

. دود کردن علف چپق نيز داريم ..."

... اما جايي که به راستي قلب‏هاي‏مان قرار دارد"

... در صلح و آرامش ...

. و زمين‏هاي زراعتي خوب است ...

چرا که تمام هابيت‏ها به چيزهايي که" . مي‏رويند عشق مي‏ورزند

،و، بله، به احتمال قوي از ديد ديگران" . راه و رسم ما جالب به نظر مي‏آمد

،اما امروز از بين تمام روزها

خانه را برايم به ارمغان آورد؛

جشن گرفتن يک زندگي ساده ". چيز بدي نيست

تولدت مبارک بيلبو بگينز

! فرودو، دَر

. کله‏شق اين پسر کجاست ؟

! فرودو

از دَري گشود رهش آغاز

من روان با اون کنم آواز

مي‏رود راه پيوسته تا آن سو

از دَري گشود رهش آغاز

مي‏رود او تا کجا تا کو

من روان با اون کنم آواز - . دير کردي -

،يک جادوگر هيچ‏وقت دير نمي‏کنه، فرودو بگينز

. حتي زود هم نمياد . دقيقاً هر وقت بخواد مياد

! از ديدنت خيلي خوشحالم، گندالف

خيال کردي تولدِ عمو بيلبو رو از دست ميدم ؟

خب، حال اون حقه باز پير چطوره ؟

شنيدم که قراره يک مهماني باشکوه . از نوع خاص باشه

. خودت که بيلبو رو مي‏شناسي . همه‏جا يک غوغا برپا کرده

. خب، اين بايد خوشحالش کنه

. نصف شاير دعوت شدن

. اما در هر صورت بقيه‏شان پيداشون ميشه

... و هم‏چنان زندگي در شاير ادامه پيدا مي‏کند

. تا حد زيادي مثل ايام گذشته بود

،پُر از آمده و رفت‏هاي خاص خود

. که به کُندي تغييري پيش مي‏آمد

. البته اگر اصلاً پيش مي‏آمد

چون چيزها در شاير همان‏طور که بودن ... باقي ميمانن

. و از نسلي به نسل ديگر منتقل ميشن ...

هميشه يک بگينز بوده که اين‏جا ... در زير تپه زندگي کند

. در بگ ‏اند ...

. و هميشه هم زندگي خواهد کرد

،حقيقتش رو بگم

. اخيراً بيلبو يک خورده غيرعادي شده

. منظورم اينه که بيشتر از معمول

. خودش رو توي اتاق مطالعه‏اش حبس کرده

ساعت‏ها وقتش رو وقف مطالعه نقشه‏هاي قديمي . مي‏کنه، وقتي فکر مي‏کنه بهش نگاه نمي‏کنم

کجا رفته ؟

. خيالاتي در سر داره

. بسيار خب . رازهات رو نگه دار - چي ؟ -

. آخه من مي‏دونم که باهاشون يک کارهاي داري

! عجب

قبل از اين که جنابعالي پيدات بشه، همه . به بگينزها نظر خيلي خوبي داشتن

واقعاً ؟

هيچ‏وقت ماجراجويي نداشتيم يا . کارهاي غيرمنتظره ازمان سر نمي‏زد

،اگه داري به واقعه اژدها اشاره مي‏کني . من خيلي کم درش دخالتي داشتم

تمام کاري که من کردم اين بود که يک سيخونک . کوچولو به عموت زدم که از دَر بره بيرون

هر کاري که کردي، رسماً بهت انگِ . برهم‏زننده‏ي آرامش زدن

اوه، جدي ؟

! گندالف ! گندالف ! گندالف

! آتيش‏بازي، گندالف

! گندالف

! گندالف - ! آتيش‏بازي، گندالف ! آتيش‏بازي -

! گندالف ! گندالف

گندالف ؟

. خوشحالم که برگشتي - . منم خوشحالم، پسر جان -

. منم خوشحالم

زيرنويس از ميثم ططري

. هُش، هُش

ورود ممنوع جز امور مهماني

! نه، ممنون

ما بيشتر از اين ملاقات‏کننده، خيرخواه ! يا اقوام دور نمي‏خوايم

دوستان خيلي قديمي چطور ؟

گندالف ؟

. بيلبو بگينز - ! گندالف عزيز من -

. از ديدنت خوشحالم

! صد و يازده سال کي باورش ميشه ؟

. يک روز هم پير نشدي

! زودباش، بفرما داخل

. خوش آمدي، خوش آمدي

. اه، بفرما

چاي ؟ يا شايد هم يک چيز قوي‏تر ؟

. چندتا بطري وين‏يارد قديمي برام مانده . مال سال 1296

. سال خيلي خوبي بود . تقريباً هم سن و سال خودمه

. پدرم انبارشون کرده بود نظرت چيه يکي باز کنيم، ها ؟

. فقط چاي، ممنون

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left