প্রথম 200টি লাইন।
تو کی هستی؟
من « دردویل » هستم
! هی، تو نباید اینجا باشی
سلام، کارن. خوشحالم دوباره میبینمت
من « دردویل » هستم
قطبنمای درونت نشکسته، دکس
یه ستارهی قطبی لازم داره که بهتر هدایتت کنه
اگه نتونم اون ستاره رو پیدا کنم چی؟
اونوقت میتونی رو سازمان ما حساب کنی
یه فضای فیزیکی منظم. یه کار نظاممند
تو زندگیت رو بر ستونهای نظم بنا میکنی
اگه فقط از خواب غفلت بیدار بشی
به جای اینکه بخوای بازیچهی دست فیسک بشی
... اون داره ازت سواستفاده میکنه
صبح بخیر - صبح بخیر، رئیس -
فکر کنم خودت اینو میدونی ...
... پس بزار یه سوال ازت بپرسم، مامور ندیم
به نظرت اینجا کی خطرناکه؟
... کسی که با لباس «دردویل» به «بولتن» حمله کرد
اون مامور اف.بی.آیـه
سلام، کارن. خوشحالم دوباره میبینمت
! هی
! جولی
دکس، نزدیک من نشو - خواهش میکنم، فقط حرفامو گوش بده -
یه جای عمومی اومدم دیدنت تا تو احساس امنیت کنی
همینجا وایمیستم. نزدیکتر نمیام
خیلیخب
خیلی خیلی معذرت میخوام که اون شب جریان اونطوری پیش رفت
معذرت میخوام ترسوندمت. فقط میخواستم از خودم برات بگم
وقتی با همدیگه تو مرکز تلفن مخصوص خودکشی کار میکردیم
من روش برخوردت با مردم رو دیدم
... صبور، دلسوز و
من واقعا الان به این نیاز دارم
زندگیم از کنترل خارج شده
... خانوادهای ندارم. در شرف از دست دادن کارم هستم
خواهش میکنم
فقط میخوام حرف بزنم. هر جا تو بگی
... اگه بگی نه، درک میکنم
دیگه هم هیچوقت مزاحمت نمیشم
مامور ندیم
دیر کردی
من زود اومدم، ولی باید از بابتت مطمئن میشدم
اسمش چیه؟
خب، منم باید بابت تو مطمئن بشم
تو ید طولایی تو صدمه زدن به مردم داری نمیتونم یه مامور فدرال رو تحویلت بدم
اگه قرار باشه اونو بکشی - من آدم نمیکشم -
اون مامورایی رو که اون روز کتک زدی یادته؟ یکیـشون هنوز تو بیمارستانه
اونا همشون فقط داشتند کارشون رو انجام میدادند
اگه منو دستگیر کرده بودند دیگه کسی نبود فیسک رو گیر بندازه
اگه دربارهی اون حق با تو باشه، گیر انداختن فیسک کار ماست
جدی؟
چون هر دومون میدونیم این روزا اون کجا میخوابه
ولی من درک میکنم
اگه یه چیز باشه که هر دومون روش اتفاق نظر داریم، مامور ندیم،قضیهی صلاح همهـست
مثل حبس خونگی در ازای اطلاعات موثق
بعضی وقتا من و تو مجبوریم واسه نجات یه نفر به یکی دیگه صدمه بزنیم
حالا بگو اسمش چیه؟
میخوام بهم قول بدی بهش صدمه نمیزنی
قول من به هیچ درد تو نمیخوره
با این وجود میخوام بهم قول بدی
خب، من واسه شهادت علیه فیسک بهش نیاز دارم. پس باشه، قول میدم
ما یواشکی میریم تو خونهش
دنبال مدرکی میگردیم که اون رو به حمله به « بولتن » یا فیسک ربط بده
اگه مدرکی پیدا کردیم، میذاریم همونجا باشه
موقع بیرون رفتن، آژیر هشدار آتش خونش رو به صدا در میاریم
آتش نشانی از راه میرسه و تو هم این وسط یه حکم بازرسی خونه جور میکنی
ولی اگه چیزی پیدا نکردیم
یارو رو بی خیال میشیم - اسمشو بگو -
اون کیه؟
مامور ویژه بن پویندکستر
یه قهوه بدون کافئین و هر چیزی که این خانم دوست دارند
من خودم سفارش میدم. ممنون
همون همیشیگیـم، ریچی - باشه -
خب، نمیدونم حرفمو چطور بگم که توهین به نظر نیاد
من راستش هیچ علاقهای بهت نداشتم
یا... نه اونجوری که شاید با خودت فکر میکردی
نمیدونستم چطور باهات حرف بزنم
باشه
... من
من تو رو نمیپائیدم
البته کاملا میدونم ممکنه از طرف تو چه برداشتی شده باشه
من فقط ... میخواستم بیشتر مثل تو باشم
خودت میدونی هنوزم این چقدر ترسناکه؟
تو آدم خیلی خوبی هستی
... و مهربون. و
تو کارت نجات جون آدماست
... اف.بی.آی، قبل از اون ارتش
اونا کمکم میکردند تو مسیر درست قدم بزارم
... ولی حالا که اونجا نیستم
دارم تو آب غرق میشم
نمیدونم دارم به سطح آب شنا میکنم یا قعر آب
دکس، تو اکسیژن لازم داری. نفس بکش
میبینی... این همون چیزی بود که من میگفتم
تو به آدما کمک میکنی خودشون رو درست کنند
صد بار دیدم اینکارو میکنی
تنها خواستهم اینه که با من مثل... اونی که پشت خط تلفنه، رفتار کنی
تو اف.بی.آی چه اتفاقی افتاد؟
اداره یه قربانی میخواست
میدونی، چیزی که تو لازم داری یه دکتر درست و حسابیه
یکی داشتم. اون مرد
... من
خیلی متاسفم
باشه. من کمکت میکنم، دکس
ولی، خواهش میکنم کاری نکن پشیمون بشم
قول میدم. قول میدم پشیمون نمیشی
ببخشید
! سلام. وای
تونستی بخوابی اصلا؟ - آره -
نه
قهوه لازمی - آره -
... تا حالا یکی از اون روزا داشتی که
گام به گام خودتو آروم میکنی؟
پاتو بزار رو زمین، کارن. برو تو وان
البته
... کلی بخوایم بگیم من اسمم کارن نیست ولی
راستش، نه، من هیچکدوم از این کار رو نمیکنم
آخه چطور تو الان اینقدر سر حالی؟
چون من یه فرضیه دارم
!خدای من. چه فرضیهای باید باشه
فیسک داره مجرمایی رو که تو فساد دست دارند، لو میده
اون قصد داره جای خالی رو پر کنه
و تبدیل به تنها منبع مورد حمایت دولت
برای تمام مجرمین تو هلز کیچن یا حتی تو شهر بشه
این فرضیه باعث میشه نخوای یه نوشیدنی بخوری؟
درسته، چون براش یه نقشه دارم
نه، نه، نه، فاگی. تو نقشه نداری
میدونی وقتی یه نقشه میکشی چه اتفاقی میفته؟
فیسک از قبل بهش فکر کرده و اونو جزئی از نقشهی خودش کرده
به جز اینکه، اون نمیدونه من دنبالشم. نمیتونه خبر داشته باشه
من اینو وقتی داشتم به گزارش مارسی نگاه میکردم، فهمیدم
خیلی معنی میتونه داشته باشه
فاگی - ببخشید -
نکته اینه که اون داشته یه شهادتنامه علیه یکی از مقامات فاسد مالیاتی
... که برای آلبانیاییها زمینهی کلاهبرداری
و پولشویی فراهم میکرده، آماده کرده بود - نه، بس کن -
نمیتونم
فقط یه مقالهی دیگه، کارن. فقط همین
باشه. این چیه؟
شرایط حبس خونگی فیسک
اگه یکی از اینا رو زیر پا بزاره، زاپو. برمیگرده زندان
زاپو؟ این کلمهست اصلا؟
کلیدش شمارهی سه هست
ارتکاب یا توطئه برای ارتکاب جرم
نه، نه، صبر کن. این شماره شش اینجا چی پس؟
تمام این مواردی که قبل از توافقنامه بهش متهم شده؟
شماره شش،نقشهـمون نیست - شماره شش خیلی خوبه -
یعنی، فیسک پدرش رو کشته. این قتلـه
قانون گذشت زمان تو این توافقنامه وجود نداره و مادرش دربارهی این جریان به بن یورک گفته
یه زنِ مرده به یه مُردهی دیگه یه حرفی زده
این مدرک نیست. محکمه پسند نیست - آره -
میدونی چی محکمه پسندش میکنه؟ عمومی کردن فرضیهی من
پس وقتی اف.بی.آی ببینه که فیسک توافقنامش رو زیر پا گذاشته
مجبورند اونو برگردونند زندان؟
تازه اگه ما اونو تو صفحهی اول چاپ کنیم نمیتونم ندیده بگیرنش
البته منظورم از " ما" تویی
بولتن اجازه نمیده یه روزنامه نگار ادعاهای تایید نشده چاپ کنه
این خبر نیست
ولی اگه یه کاندیدا که واسه دادستانی نامزد شده
ادعاهای تایید نشده بکنه، میشه خبر
تو یه انجمن عمومی. تو مناظره با مسئول دادستانی
تو میخوای با « بلیک تاور » مناظره کنی؟
تو انجمن هلز کیچن
خب، اظهارات باید از قبل آماده شده باشند
میخواند تاییدش کنند
راستش اسم من تو لیست نیست
... ولی نلسون میتز یکی از اعضای انجمنه، پس
میخوای همینطور بی خبرداری باهاش مواجه بشی؟
چرا که نه؟ وقتی که اصلا انتظارش نداره گیرش میارم
... این فرضیهها رو بهش میگم
آره، اونو به لحاظ احساسی تهییج و تحریک میکنی
ممکنه جواب بده
آره
پس، جلسه رو پوشش میدی؟
... آره، حتما، فقط
... کارمو از دست دادم. پس
چی؟
الیسون تو رو مثل خانوادش دوست داره. چیکار کردی؟
قبول نکردم هویت دردویل رو بهش بگم
عالی
خیلیخب، الیسون هم مثل ما در به در دنبال فیسکـه
فقط نقشهـمون رو بهش بگو. ببین چقدر سریع دوباره برت میگردونه سر کار
بعدا موقع شام همدیگه رو میبینیم. تو مهمون منی
برات قزل آلا سفارش میدم
هی. صاحبخونه اجازه داده شما بیاید تو؟
دکس
ممنون که اومدی
مجبورم کردی بیام. جریان چیه؟
یکی اینجا هست که میخواد باهات حرف بزنه
دنبالم بیا
دکس، این دوست قدیمیم آندریا مورالسـه
اون یه وکلیه
بچهها پول وکالت اندی رو برات جمع کردند
حالا اگه آمادگیش رو داری
اون قراره از طرف تو از اداره به خاطر تعلیق اشتباهت ازشون شکایت کنه
همچین کاری ازش بر میاد؟ - بله -
با بررسی که من رو جزئیات پروندت داشتم
کاملا مطمئنم باید اینکارو بکنم
اون حق مشاوره میگیره و از الان کارش شروع میشه
من ارزون کار نمیکنم
رفقات حتما باید خیلی دوستت داشته باشند، مامور پویندکستر
No comments yet. Be the first to leave one.