The Tall Stranger

The Tall Stranger

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

The Tall Stranger 1957
تعليق من [email protected]
توسط محسن تاج الدینی

الوسوم

bluray
نشرت في: 2026-02-01
تنزيلات: 22
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

بیگانه رشید - 1957

کارگردان توماس کار

آروم باش پسر ، راه درازی در پیش داریم

اگه دنبال اسلحه ات میگردی ، پیداش نمیکنی

این ایده پاگونز بود ، اون به گفت اگه بیدار بشی تیراندازی خواهی کرد

پیراهنم شسته و ترمیم شده ، اینم ایده پاگونز بوده؟ نه ، ایده خودم

ایده گاری و پسرکوچولو چطور؟

فکر خودم

پس پاگونز شوهرته؟ شوهر من فوت کرده

این باعث میشه از خودم بپرسم چرا نمردم وقتی پیدات کردیم نزدیک به مرگ بودی

اسبت مرده بود، و بدنش سفت شده بود حتماً مدت زیادی اونجا افتاده بودی

کاپیتان ، خودت باهاش ​​حرف میزنی یا من بزنم

آقا ، میشه بیای اینجا؟

میشه اسمتو به ما بگی؟ بانن ، ند بانن

فکر کنم خانم الن بهت گفت که چطور پیدات کردیم بله ، بهم گفت

میشه بهمون بگی چطور شد که اون گلوله رو دریافت کردی؟

منظورم قضیه کشته شدن اسبت و تیر خوردن خودت و باقی ماجراست

باید بفهمیم اوضاع در چه حاله ما باید نگران زن و بچه هامون باشیم

هر کسی که بهت شلیک کرده ، شاید دنبالت بوده یا میخواسته مأموریتشو تمام کنه

ما منتظریم یانکی

داشتم میرفتم به سمت غرب کجای غرب؟

دره بیشاب تا حالا اسمشو نشنیدم

بنظر شما رفتن به اون سمت اشکالی داره؟ گفتم که تا حالا اسمشو نشنیدم

بذار حرفشو تمام کنه ، پاگونز

وقتی به همون جائی رسیدم که پیدام کردید به چند نفر برخوردم که یه گله کوچک گاو رو رهبری میکردن

مثل کاری که شما اینجا میکنید بعد یکی از میان صخره‌ها به اسبم شلیک کرد ، بعدش هم به خودم

اما چرا؟

منظورم اینه چرا بدون دلیل شلیک کرد؟

نمیدونم ، شاید چیزی رو دیدم که قرار نبود ببینم

بسیار خوب ، دیدی کی بهت شلیک کرد؟ به اندازه کافی واضح نبود

آقا ، حتماً چیزی دیدی تنها چیزی که به خاطر دارم یه فشنگ کوچک و یه تفنگه

پس چرا ما هیچ ردی از گاو یا چیز دیگه ندیدیم؟

می‌دونی ، منم همین سوال رو می‌خواستم ازت بپرسم

منظورت چیه؟

بسیار خوب ، برای امشب کافیه

اینطوری نمیشه ، آقا

بفرما اینجا می‌خواهم بشینی و به اون طرف نگاه کنی

یه کم غذا براش بیارید

گفتم حرفم تمام نشده

پاگونز مریضه و چند روزه چیزی نخورده

میدونم چیزی نخورده ، منم چیزی ندارم بهش بدم میخوام بشنوم چی میگه

یانکی‌ها باید در حرف زدن خوب باشن اونا در چیزای دیگه هم خوب هستند

در تجاوز، سوزاندن و دزدی

مثلاً در حال جنگ هستند اما همه چی رو آتیش میزنن

براشون هم فرق نمی‌کنه که چی رو بسوزونن

گاو، مرغ ، زن ، بچه درست مثل بوی گوشت کبابی ، درسته یانکی؟

گفتم درسته؟

برو به جهنم

این کارو نکن، پاگونز ، اونو می کشی

بهت هشدار دادم ، بهت هشدار دادم که آوردنش اشتباهه ، اما به حرفم گوش ندادی

می‌بینی؟ عقب نشینی کرد

عقب نشینی نبود میدونست که با این کار ، اونو خواهد کشت

برات یه کم قهوه میارم

حالت بهتر شده آقا ، یه لحظه نگرانت شدم اما الان بهتری

مری ، یه مقدار غذا برای آقای بانن بیار

بفرما بشین

فکر کنم با دیدن رنگ‌های پرچم اتحادیه روی لباس شما ، عصبانی شد

یانکی ها خونه شو در طول جنگ سوزوندن

این اتفاق برای افراد زیادی از هر دو طرف افتاده

بله ، برای منم اتفاق افتاده

پاگونز منظور بدی نداشت

درد داره؟ آره کمی درد داره

زخم شدیدی بود من هرگز چنین زخم گلوله‌ای ندیده بودم

جای گلوله به اندازه یه دلار نقره ای سوراخ شده بود

خوشبختانه گلوله به استخوان نفوذ نکرده بود

بفرما پدر ، ممنون ، حالا برو پیش مادرت بخواب من الان برمی‌گردم مری ، صدامو می‌شنوی؟

بله پدر تا گاری همراهت میام ، مری

به محض اینکه اوضاعمون سر و سامان گرفت قراره دخترم با اون مرد جوان ازدواج کنه

کجا قراره این اتفاق بیفته؟ در کالیفرنیا

چی؟ بله ، مسیرمون همونجاست و البته ممکنه بعضی از ما بریم شمال ، به اورگان

پس چرا از این مسیر عبور میکنید؟ منظورم اینه که اگه مسیرتون ساحل باشه ، باید تو جاده هامبولت باشید

ما فقط داریم این مسیر رو دنبال می‌کنیم ، همین

کدوم راه؟

هیچ جاده ای از دره بیشاپ عبور نمیکنه

فقط یه سری تپه ، که قبلاً هیچ وسیله نقلیه‌ای ازش عبور نکرده ، بعدش هم بیابان

اما یه راه هست ، یه راه خوب مگه نه ، کاپیتان؟

جاده ای که به اونجا میرسه ، وجود داره هیچ گردنه مرتفعی هم نیست

و وقتی از این بخش خشک عبور کردیم زمین های سرسبز در مقابلون پیدا میشه

اینو کی بهتون گفته؟

من گفتم

حال مریضمون چطوره ، آقای جادسون؟

آدم لجبازیه میگه هیچ جاده ای وجود نداره

هیچ راهی؟

خب، معلومه که آقای بانن مدت زیادی نیست که در این حوزه فعالیت می‌کنه

اینطور نیست ،آقای پورسل؟ فکر کنم همینطوره

اینقدر هست که بدونم این مسیر فقط به دره بیشاپ منتهی میشه و نه فراتر از اون

بعدش دیگه هیچی نیست

دره بیشاپ آقای بانن؟ افراد زیادی اسم این مکان رو نشنیدن

من در موردش شنیدم

آقای هارپر ، چیزی هست که باید در موردش بدونیم؟

یه مرتع بزرگ وجود داره ، کاپیتان حدود سی مایلی اینجا

یه مردی اونجا هست به اسم بیشاپ هاردی بیشاپ

اون به دام‌هاش اجازه چرا میده انگار مالک هر وجب از کل اونجاست

حالا می بینی ، ما ظرف دو روز ازش عبور خواهیم کرد

میخواید از دره بیشاپ عبور کنید؟

بله ، تا اینکه به رودخانه اونیون برسیم بعد برمیگردیم به گذرگاه شیپرد

شما اونطرفها بودی ، آقا؟ واقعاً اونجا کار کردی؟

بله ، قبل از جنگ

و بازم میگی راهی نیست؟

آره ، بعد از دره راهی نیست

بگو ببینم آقای بانن مدت زیادیه که این طرفها نبودی؟

بله ، از زمان جنگ

پس خبر نداری ، اونا حدود یه سال پیش اون جاده رو شروع کردن ، بهش بگو، آقای پرسیل

آره ، همین یک سال پیش

خب آقایان ، روز طولانی‌ای بود فکر کنم باید کمی استراحت کنیم

همگی استراحت کنید صبح زود شروع میکنیم

شب بخیر آقای بانن

اگه کاری از دستم بیاد برات انجام میدم ، آقای بانن

با کاپیتان و بقیه صحبت میکنم تا مطمئن بشم

حداقل تا رسیدن به دره پیش ما میمونی

اونا امشب یه خورده ناراحت هستند اما فکر نکنم مشکل بزرگی باشه

بعلاوه ، میتونیم از یک راهدار خوب استفاده کنیم شب بخیر

من کنار آتش دراز می‌کشم اومدم یه بالش قرض بگیرم

شروع خوبی داشتی اول با پاگونز، بعد با هارپرز

در مورد هارپر چی میتونی بگی؟

چطور شد که به این کاروان پیوست؟

ما در کانون جمع شدیم تا قبل از سفر به غرب از طریق هومبولت

تجهیزاتمون رو سازماندهی کنیم

ما هارپر و دوستش پورسل رو ملاقات کردیم گفنتد که عازم غرب هستند و از ما خواستند که بهشون ملحق بشیم

گفتن مسیر جدیدی از میان دره میشناسن که کوتاه تره و باعث میشه چند صد مایل در سفر صرفه جوئی بشه

خب، یه چیزی هست که بهتون نگفتن

هیچکس تا حالا از سرزمین هاردی بیشاب عبور نکرده و اونطرفو ندیده

چرا این بیشاپ، سعی داره جلوی ما رو بگیره؟ با عبور ساده از کنارش چه ضرری ممکنه به ما برسه؟

بحث ضرر نیست نیست اما شما قانون بیشاب رو زیر پا میذارین

هیچکس این کارو نمیکنه و فکر کنم هارپر هم اینو میدونه

اگه میدونه ، چرا مارو به این مسیر کشونده؟

نمیدونم ، نمیتونم بفهمم

تو اطلاعات زیادی راجع به این بیشاپ داری ، درسته؟

اون برادر ناتنی منه

اوه ، فهمیدم ، خیلی خب پس می‌تونی از طرف ما باهاش ​​صحبت کنی

فکر کنم خیلی به ما مدیونی شاید هم هستم

اما همانطور که میدونی ، اگه اتفاقی بیفته، من در آن دره کمتر از شما مورد استقبال قرار خواهم گرفت

هشتاد و چهار رأس ، میشنوی؟ درست نمی‌گم ، استارک؟هشتاد و چهار

دزدیدن گاو از زمین من بدون کمک داخلی یا باید احمق باشی یا دیوانه

و من میدونم هر دو چه شکلی هستند خب، کی بود؟ چقدر بهت داد؟

بهت که گفتم ، آقای بیشاپ من هیچوقت ندیدمش

من هیچ دخالتی درش نداشتم من درک بهتری ازش دارم

فکرکنم داره راست میگه ، هاردی

خب ، من فکرنمیکنم ، وسایلتو جمع کن و تا ده دقیقه دیگه از اینجا برو و دیگه هم برنگرد

چاوز داره میاد

خب؟ ما اونا رو از دست دادیم

هشتاد و چهار رأس از دست دایدم

ما ردشون رو تا گردنه گوبون دنبال کردیم اما باد شدید بود و گرد و غبار ردپاشون رو پوشانده بود

همچین گاوهای درجه یکی هم نبودن ، آقای بیشاپ

مهم نیست گاو پنج ساله باشه یا پانزده ساله مهم اینه که گاو هاردی بیشاب رو دزدیدن

هیچکس نمیتونه گاو منو بدزده و از مجازات فرار کنه

حداقل اگه آدمهائی کار بلد داشتم کسی جرأت این کارو نداشت

از این به بعد در هر کابین دو نفر بطور 24 ساعته حضور خواهند داشت

که یکیشون باید همیشه بیدار باشه

برو یه چیزی بخور

چیز دیگه هم هست؟

نمیدونم قربان ما کاروانی از گاریها دیدیم

درسته قربان ، دارن به این سمت میان

همونائی که گاوهای منو دزدیدن؟

نه قربان، نمیتونه کار اونا باشه این افراد به زحمت موجودی کافی برای برداشتن تجهیزاتشون دارن

اونا بیشتر اهل جنوب هستن ما دیدیم که از دره شمالی وارد شدن

چند نفر بودن؟

نمیدونیم ، چون زن وبچه همراهشون هست

اونا هم شما رو دیدن؟ فکر نکنم

یکیشون یانکی بود ، به نظر می‌رسید افسر اتحادیه باشه با کت آبی و نوار طلایی روی شلوارش

اون سوار بر اسب و بدون راهنما جلو حرکت میکرد انگار راهو بلد بود

بانن نبود؟ مطمئن نیستم

بانن ما از نزدیک ندیدیم

حتماً خودش بوده

نه ، فکر نکنم جرأت کرده باشه دوباره برگرده اینجا

هاردی ، اگه بانن یه ویژگی داشته باشه اون شجاعته

اما بی دلیل

اگه ذره‌ای عقل داشت، میدونست اگه به اینجا برگرده چی در انتظارشه

اون گاری‌ها ، آقای بیشاپ ، خب ، ما میتونیم قبل از اینکه گاوهاشون بتونن چرا کنن، اونا رو به تپه‌ها رم بدیم

گاری هارو چیکار کنیم؟

هاردی ، قبل انجام هر کاری که پشیمونی بیاره خوب بهش فکر کن

بهش فکر ‌کردم چهار ساله که دارم بهش فکر می‌کنم

هر چیزی رو فراموش کنم قبری که تو اون چمنزاره رو فراموش نمیکنم

یادت باشه بیلی توسط دولت فدرال اعدام شد

بله ، در نبردی برای آنچه بهش باور داشت

در این جنگ هر دوطرف دست به جنایت ، غارت و چپاول زدند

بین شمال و جنوب هیچ فرقی نبود انگار همه اومده بودن پیک نیک

چه فرقی می‌کنه؟ پسر من اونجا خوابیده ، تو یه گودال متعفن بانن گذاشتش اونجا

همه چی تموم شده ، هاردی

آره ، به زودی تموم میشه

همانطور که گفتم ، استارک تنها چیزی که بانن داشت شجاعت بود

که من می ریزمش رو زمین

بانن واقعاً پسر بیشاپ رو کشته؟

فکر کنم به نوعی این کارو کرده

بیشاپ جوان تقریباً از همان وقتی که به راه رفتن کرد ، پسر بدی بود

تقصیر هاردی بود که اوضاع رو خیلی خراب کرد اون خوب نبود ، اصلاً خوب نبود

اونقدر بد که سزاور کشته شدن باشه؟

اصلاً نباید این اتفاق می افتاد همه مون اینو میدونستیم

همه به جز بیشاب ، مگه نه؟

بانن فرمانده سواره‌نظام اتحادیه بود ، بعضی از اعضای سواره‌نظام از جمله بیلی، با دست کم گرفتن او مرتکب اشتباه شدن

اونا همان روز دستگیر و اعدام شدن

و یک هفته بعد جسدشو از لیون‌ورث برگردوندم

یعنی به دست بانن کشته نشده؟

نه ، ولی کمکی هم برای نجاتش نکرد

ما رسیدیم ، مرد دره بیشاب

دره بیشاپ؟ آره ، فقط چند مایل

هی رفیق ، اینجا علف تا زانوت میرسه

بانن کجاست؟ اون جلو

رفیق ، تو عمرت همچین علفزاری ندیدی

خبرو پخش کن ، دود بهشون بگو اونجا همدیگه رو خواهیم دید

The Tall Stranger subtitles in other languages

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left