The Girls on the Bus

The Girls on the Bus

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 1

معلومات الإصدار

The Girls On The Bus S01E03 WEB H264-RBB
تعليق من Hossein_Hidden

الوسوم

web
XviD
x264
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
x265
1080
HD
HEVC
نشرت في: 2024-03-22
تنزيلات: 56
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

‫خبرنگاری کاری نیست که آدم ‫باهاش پول پارو بکنـه،

‫اما ما یک ارز متمایز برای ‫داد و ستد داریم...

‫یعنی راز‌ها

‫همه توی سر و کلۀ هم می‌زنیم ‫تا رازهایی رو بدونیم

‫که اربابان جهان دوست ندارن ‫کسی ازشون با خبر باشه

‫تا بعدش بتونیم اون رازها رو فاش کنیم

‫اما وقتی نوبت به لاپوشونی کردن ‫راز‌های خودمون می‌رسه

‫بدجور ریدیم

‫من یه گوشی بدرد نخور مشکوک داشتم

‫که می‌تونست من رو به یک ‫داستان معرکه برسونـه

‫و یک تماس تلفنی که می‌تونست ‫به کلی .حرفۀ من رو از بین ببره

‫خب حالا وقتی آدم گناهان و راز‌هایی داره

‫که باید لاپوشونیـشون کنـه، کجا میره؟

‫وگاس عزیزم

‫بروس، هی

‫هنوز جوابی از طرف واکر نگرفتی؟

‫چرا می‌خواد رئیس جمهور بشه؟

‫- یه جواب می‌خوایم ‫- خیلی نزدیک شدم به جواب

‫سیدی، این یه سوال ساده ست

‫از طرف هر کاندید یک جواب ‫برای این سوال می‌خوایم

‫می‌دونی، دیل الانـش هم جوابـش رو

‫از کاندید پیشتاز گرفته

‫دارم تلاشـم رو می‌کنم، ‫اما اون جوابی نمیده

‫حتی بهمون نمیگه قهوه ‫مورد علاقه‌اش چی هست

‫خب، بازم تلاش کن

‫تلفنِ زنگ نخورد؟

‫کل آخر هفته رو داشتم

‫هر سی ثانیه چکـش می‌کردم

‫به نظرت اگه زنگ بخوره خودم بهت نمیگم؟

‫هیچ خبری نیست، ‫هیچ پیامی نیومده

‫حتی نمی‌دونم شماره‌اش چنده

‫باهاش به گوشی خودت زنگ بزن، ‫بعدش اگه...

‫ممنون. مرسی که چون مردی ‫بهم آموزش کار با گوشی میدی

‫خب معلومه خودم امتحانـش کردم. ‫شماره رو نشون نمیده

به گروه متخصص ها بگو ‫که یه سرکی توی این گوشی بکشـن

‫اگه سرنخی پیدا کردن خبرم کن

‫خداحافظ

‫اریک شرمنده اما الان زمان مناسبی نیست

‫انتخابات مقدماتی دو روز دیگه‌ست

‫زمان مناسب که هیچ وقت پیش نمیاد

‫قراره صبر کنیم که اول ‫مراسم معارفه برگزار بشه

‫بعد کارت دعوت ها رو پخش کنیم؟

‫آره؟

‫خب ببین، شرمنده‌ام

‫به نظر می‌رسه که واکر فردا قراره رویداد های "پول" داشته باشه

‫پس حتماً زمان پیدا می‌کنم که ‫توی هتل بچرخم

‫و چندتا از دعوت‌ها رو انجام بدم، خب؟

‫انجامـش میدم

‫دوستت دارم

‫منم دوستت دارم

‫قرار نیست همچین اتفاقی بیوفته

‫ماهر بودن توی فهمیدن خبرهای دسته اول

‫با فضولی کردن تو زندگی مردم فرق می‌کنـه‌ها

‫فقط می‌خوام یه نصیحت دوستانـه ‫بکنـم بهت، از طرف یه آدم

‫که برای مدت طولانی ازدواج موفقی داشته

‫البته اگه اون کات کوچیک توی ‫سال 1996 رو در نظر نگیریم

‫که مقصر اونـم راس پرو بود

‫- چی؟ ‫- بیخیال

‫مسئله اینـه، که دائم نمی‌تونی ‫پشت تلفن باهاش حرف بزنی

‫صبح و شب بهش پیام بدی

‫بعد از ظهر براش ایموجی بفرستی

‫یا براش نود توی مناسبت‌های خاص بفرستی

‫اهمم

‫الان تلفن دخترت رو قطع کردی؟

‫دهنـم رو سرویس کرده انقد زنگ زده

‫و جان رالستون هم همین الان ‫یه سنجش افکار عمومی منتشر کرده

‫- ایول ‫- بعداً بهش زنگ می‌زنم

‫نوشته "بازیگر اکشن هالییود ‫و دولتمرد سالخورده "در یک رتبه قرار دارند

‫چطور ممکنـه؟

‫چون مردم دیگه به تجربه ‫هیچ اهمیتی نمیدن

‫اول وقتی چهار ساله بودم، ‫اون مرد رو می‌شناختـم

‫اون رئیس دفتر رئیس جمهور بود

‫آدم خوبیـه و یک خدمتگزار فداکاره

‫که دهه‌ها توی سیاست چون سالـم به در برده

‫خیلی تحقیر آمیزه که باید

‫با یه آدم که بخاطر پوشیدن ‫لباس‌های پلاستیکی یه تیکه معروفه

‫رقابت بکنـه

‫سیدی، الان این ایمیل رو دریافت کردم. ‫تو می‌دونی معنیـش چیـه؟

‫به نظر می‌رسه قراره فردا رو

‫توی پول بگذرونیم

‫اوه عالیـه

‫هی، میشه یه دور مشروب ‫برای این خانـم ها بیارید؟

‫- نه ‫- چی؟

‫نه. ‫قانون شماره چهار...

‫شب‌هایی که صبح زودش کار دارم ‫مشروب نمی‌خورم

‫- بیخیال ‫- حالاهرچی!

‫اگه باهاش حال نکنی ‫پس دیگه چه فایده داره

‫به حساب محل کارت بیای وگاس؟

‫دارم حال می‌کنم. ‫وقت پاکسازی صورت گرفتم

‫به سلامتی سرنگونی مافیای رسانه‌ها

‫- نه به سلامتی این نخور ‫- زودباش!

‫- گریس، فقط یکی! ‫- باشه، باشه

‫یه پیک می‌زنم به سلامتی گیرافتادن ‫توی اون اتوبوس با شما پتیاره‌ها

‫- آره ‫- آره

‫اهمم

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

« دختران سوار بر اتوبوس »

ترجمه از: حـسـیـن هـیـدن و امیـرعـلی illusion & Hidden

‫وای خدا

‫گور بابای شارژر!

‫اگه وقتی نیستم زنگ بخوری، ‫می‌ترکونمت

‫به صورت زنده در لاس وگاس هستیم

‫جایی که دو کاندید دموکرات ‫که بیشترین شانس برد رو دارند

‫با هم مبارزه می‌کنن، یکی از اونا به نظر

‫زیادی برای بودن در مبارزه پیره

‫این کمپینـه یا مسخره بازی؟

‫به نظر مشخص هست که دموکرات‌ها

‫ترجیح میدن با هم مبارزه کنن ‫چون هیچ برنامه‌ای

‫برای مبارزه برای طبقه متوسط ندارن

‫آره، چقد خفن گفتی

‫گرتا میگه از زمان پخش اون گزارش که

‫درمورد سلام بچه‌ها با مشت ‫توی مهدکودک‌‌ها موقع خوندن سوگند

‫توی پورلند بود، تاحالا انقد آمارها بالا نبودن

‫بیا چیزی رو به مردم بدیم که می‌خوان

‫خب افراد پشت صحنه، سناتور

‫امروز چندین توقف خواهند داشت

‫تا با مردم واقعی ایالت نوادا درمورد...

‫بجای آدم‌های تقلبی؟

‫درمورد موقعیت های واقعی صحبت کنـه

‫اولین توقف ما...

‫نمی‌دونستم قرار توی پول

‫اینفلوئنسر هم همراهمون باشه

‫محتواساز رو ترجیح میدیم، کسخل

‫خیلی خب

‫آه...

‫این چیـه پوشیدی؟

‫بخاطر چاقیـم مسخره‌ام نکن

‫برای جذاب بودن که حتماً نباید لاغر بود

‫نه، میگم چرا بیکینی پوشیدی؟

‫چون گفتی امروز میریم پول

‫نه لولا، نمی‌ریم پول منظور پول خبریـه

‫ما خودمون پول هستیم...

‫درسته، درسته، درسته، ‫درسته، درسته، درسته

‫مسخره بازی‌های مافیای رسانه و اینا

‫معنیـش چیـه؟

‫بیا باهام

‫ما داریم می‌ریم... ‫آره

‫خیلی ممنون

‫پول یه گروه در چرخشه

‫بیا بریم این بیرون

‫پول یه گروه در چرخه از گزارشگر هاست

‫که وقتی به اندازه کافی جا برای همه نیست

‫کاندید رو دنبال می‌کنن

‫یه خبرنگار برای رسانه‌های چاپی کار می‌کنـه...

‫- تو. اون تویی. ‫- آره

‫ممنون که کار من رو می‌دونی

‫هر نوع رساله یک نماینده اینجا داره

‫کار ما این هست که اینطور چیزا رو پوشش بدیم

‫که اگه اتفاق مهمی افتاد از دست نره

‫مثلاً موقع ترور جان اف. کندی توی سال 1963 ‫یا سوگند لیندون بی. جانسون

‫پول اونجا بود

‫یا یازده سمپامبر، وقتی که جورج بوش داشت

‫با بچه‌های مدرسه‌ای کتاب می‌خوند ‫و برج های دوقلو داشتن می‌خوستن

‫پشمام. ‫چقد عجیب

‫آره

‫ببین لولا، من به این که تو می‌خوای

‫بازی رو عوض کنی احترام می‌زارم

‫همین که میگی کور بابای مافیای رساله و اینا

‫خوشم میاد. ‫اما شاید قبل از این که قوانین رو بشکونی

‫یادشون بگیری

‫آره، قبلاً هم شنیدم

‫نه، ون کجاست؟

‫داریم کاروان رو از دست میدیم

‫نه، کنوانسیون ملی جمهوریخواه سال 2000 بود فیلی

‫- نیویورک سیتی سال 2004 ‫- درسته. درسته، تجدید انتخاب

‫وقتی تو نظر خواستی

‫پیش خودم گفتم الان کارل روو

‫کیک می‌پره تو گلوش می‌میره

‫بعدش چنی اومد و تهدید کرد ‫که ازت شکایت می‌کنـه

‫بعد هم مودبانه ولی قاطعانه گفت

‫خواهش می‌کنم این کار رو بکنید، ‫آقای معاون رییس جمهور

‫یک مقاله جالب میشه

‫آره واقعاً

‫می‌خوای جواب بدی؟

‫نه اوکیـه

‫چرا من اینجام جان؟

‫می‌دونی که اون آدم این کاره

‫اون نیاز داره که تو این مقاله رو بنویسی

‫گریس، شخصاً تو رو درخواست کرده

‫رمبو نمی‌تونه برنده انتخابات بشه

‫تو که می‌دونی، من مقاله‌های شخصی نمی‌نویسم

‫می‌دونم

‫اگه یه مقاله اغراق آمیز درمورد رئیسـت می‌خوای

‫در عوضـش چیزی می‌خوام

‫هرچی که باشه

‫این کار رو برامون بکن

‫بعدش همیشه یک دوست توی کمپین

‫و کاخ سفید خواهی داشت

‫قدرت کشور ما از اونجایی میاد که

‫با وجود مشکلاتمون، ‫در کنار هم کار می‌کنیم

‫- تا پیشرفت کنیم... ‫- آره

‫- چون فردای ما... ‫- امروز آغاز میشه

‫آره

‫واقعاً دارم می‌میرم

‫بهت که گفتم پول خیلی خسته کننده ست

‫امیدوارم از صبحانه لذت برده باشید

فارغ از این دنیا

‫یک پیغام جدید دارید

‫سیدی مک کارتی، ‫شهردار مورد علاقه ات هستم

‫بهم قول دادی اگه هنوز توی نوادا باشم ‫برام یک مقاله می‌نویسی

More Farsi Persian subtitles for The Girls on the Bus

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left