أول 200 سطر.
خبرنگاری کاری نیست که آدم باهاش پول پارو بکنـه،
اما ما یک ارز متمایز برای داد و ستد داریم...
یعنی رازها
همه توی سر و کلۀ هم میزنیم تا رازهایی رو بدونیم
که اربابان جهان دوست ندارن کسی ازشون با خبر باشه
تا بعدش بتونیم اون رازها رو فاش کنیم
اما وقتی نوبت به لاپوشونی کردن رازهای خودمون میرسه
بدجور ریدیم
من یه گوشی بدرد نخور مشکوک داشتم
که میتونست من رو به یک داستان معرکه برسونـه
و یک تماس تلفنی که میتونست به کلی .حرفۀ من رو از بین ببره
خب حالا وقتی آدم گناهان و رازهایی داره
که باید لاپوشونیـشون کنـه، کجا میره؟
وگاس عزیزم
بروس، هی
هنوز جوابی از طرف واکر نگرفتی؟
چرا میخواد رئیس جمهور بشه؟
- یه جواب میخوایم - خیلی نزدیک شدم به جواب
سیدی، این یه سوال ساده ست
از طرف هر کاندید یک جواب برای این سوال میخوایم
میدونی، دیل الانـش هم جوابـش رو
از کاندید پیشتاز گرفته
دارم تلاشـم رو میکنم، اما اون جوابی نمیده
حتی بهمون نمیگه قهوه مورد علاقهاش چی هست
خب، بازم تلاش کن
تلفنِ زنگ نخورد؟
کل آخر هفته رو داشتم
هر سی ثانیه چکـش میکردم
به نظرت اگه زنگ بخوره خودم بهت نمیگم؟
هیچ خبری نیست، هیچ پیامی نیومده
حتی نمیدونم شمارهاش چنده
باهاش به گوشی خودت زنگ بزن، بعدش اگه...
ممنون. مرسی که چون مردی بهم آموزش کار با گوشی میدی
خب معلومه خودم امتحانـش کردم. شماره رو نشون نمیده
به گروه متخصص ها بگو که یه سرکی توی این گوشی بکشـن
اگه سرنخی پیدا کردن خبرم کن
خداحافظ
اریک شرمنده اما الان زمان مناسبی نیست
انتخابات مقدماتی دو روز دیگهست
زمان مناسب که هیچ وقت پیش نمیاد
قراره صبر کنیم که اول مراسم معارفه برگزار بشه
بعد کارت دعوت ها رو پخش کنیم؟
آره؟
خب ببین، شرمندهام
به نظر میرسه که واکر فردا قراره رویداد های "پول" داشته باشه
پس حتماً زمان پیدا میکنم که توی هتل بچرخم
و چندتا از دعوتها رو انجام بدم، خب؟
انجامـش میدم
دوستت دارم
منم دوستت دارم
قرار نیست همچین اتفاقی بیوفته
ماهر بودن توی فهمیدن خبرهای دسته اول
با فضولی کردن تو زندگی مردم فرق میکنـهها
فقط میخوام یه نصیحت دوستانـه بکنـم بهت، از طرف یه آدم
که برای مدت طولانی ازدواج موفقی داشته
البته اگه اون کات کوچیک توی سال 1996 رو در نظر نگیریم
که مقصر اونـم راس پرو بود
- چی؟ - بیخیال
مسئله اینـه، که دائم نمیتونی پشت تلفن باهاش حرف بزنی
صبح و شب بهش پیام بدی
بعد از ظهر براش ایموجی بفرستی
یا براش نود توی مناسبتهای خاص بفرستی
اهمم
الان تلفن دخترت رو قطع کردی؟
دهنـم رو سرویس کرده انقد زنگ زده
و جان رالستون هم همین الان یه سنجش افکار عمومی منتشر کرده
- ایول - بعداً بهش زنگ میزنم
نوشته "بازیگر اکشن هالییود و دولتمرد سالخورده "در یک رتبه قرار دارند
چطور ممکنـه؟
چون مردم دیگه به تجربه هیچ اهمیتی نمیدن
اول وقتی چهار ساله بودم، اون مرد رو میشناختـم
اون رئیس دفتر رئیس جمهور بود
آدم خوبیـه و یک خدمتگزار فداکاره
که دههها توی سیاست چون سالـم به در برده
خیلی تحقیر آمیزه که باید
با یه آدم که بخاطر پوشیدن لباسهای پلاستیکی یه تیکه معروفه
رقابت بکنـه
سیدی، الان این ایمیل رو دریافت کردم. تو میدونی معنیـش چیـه؟
به نظر میرسه قراره فردا رو
توی پول بگذرونیم
اوه عالیـه
هی، میشه یه دور مشروب برای این خانـم ها بیارید؟
- نه - چی؟
نه. قانون شماره چهار...
شبهایی که صبح زودش کار دارم مشروب نمیخورم
- بیخیال - حالاهرچی!
اگه باهاش حال نکنی پس دیگه چه فایده داره
به حساب محل کارت بیای وگاس؟
دارم حال میکنم. وقت پاکسازی صورت گرفتم
به سلامتی سرنگونی مافیای رسانهها
- نه به سلامتی این نخور - زودباش!
- گریس، فقط یکی! - باشه، باشه
یه پیک میزنم به سلامتی گیرافتادن توی اون اتوبوس با شما پتیارهها
- آره - آره
اهمم
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
« دختران سوار بر اتوبوس »
ترجمه از: حـسـیـن هـیـدن و امیـرعـلی illusion & Hidden
وای خدا
گور بابای شارژر!
اگه وقتی نیستم زنگ بخوری، میترکونمت
به صورت زنده در لاس وگاس هستیم
جایی که دو کاندید دموکرات که بیشترین شانس برد رو دارند
با هم مبارزه میکنن، یکی از اونا به نظر
زیادی برای بودن در مبارزه پیره
این کمپینـه یا مسخره بازی؟
به نظر مشخص هست که دموکراتها
ترجیح میدن با هم مبارزه کنن چون هیچ برنامهای
برای مبارزه برای طبقه متوسط ندارن
آره، چقد خفن گفتی
گرتا میگه از زمان پخش اون گزارش که
درمورد سلام بچهها با مشت توی مهدکودکها موقع خوندن سوگند
توی پورلند بود، تاحالا انقد آمارها بالا نبودن
بیا چیزی رو به مردم بدیم که میخوان
خب افراد پشت صحنه، سناتور
امروز چندین توقف خواهند داشت
تا با مردم واقعی ایالت نوادا درمورد...
بجای آدمهای تقلبی؟
درمورد موقعیت های واقعی صحبت کنـه
اولین توقف ما...
نمیدونستم قرار توی پول
اینفلوئنسر هم همراهمون باشه
محتواساز رو ترجیح میدیم، کسخل
خیلی خب
آه...
این چیـه پوشیدی؟
بخاطر چاقیـم مسخرهام نکن
برای جذاب بودن که حتماً نباید لاغر بود
نه، میگم چرا بیکینی پوشیدی؟
چون گفتی امروز میریم پول
نه لولا، نمیریم پول منظور پول خبریـه
ما خودمون پول هستیم...
درسته، درسته، درسته، درسته، درسته، درسته
مسخره بازیهای مافیای رسانه و اینا
معنیـش چیـه؟
بیا باهام
ما داریم میریم... آره
خیلی ممنون
پول یه گروه در چرخشه
بیا بریم این بیرون
پول یه گروه در چرخه از گزارشگر هاست
که وقتی به اندازه کافی جا برای همه نیست
کاندید رو دنبال میکنن
یه خبرنگار برای رسانههای چاپی کار میکنـه...
- تو. اون تویی. - آره
ممنون که کار من رو میدونی
هر نوع رساله یک نماینده اینجا داره
کار ما این هست که اینطور چیزا رو پوشش بدیم
که اگه اتفاق مهمی افتاد از دست نره
مثلاً موقع ترور جان اف. کندی توی سال 1963 یا سوگند لیندون بی. جانسون
پول اونجا بود
یا یازده سمپامبر، وقتی که جورج بوش داشت
با بچههای مدرسهای کتاب میخوند و برج های دوقلو داشتن میخوستن
پشمام. چقد عجیب
آره
ببین لولا، من به این که تو میخوای
بازی رو عوض کنی احترام میزارم
همین که میگی کور بابای مافیای رساله و اینا
خوشم میاد. اما شاید قبل از این که قوانین رو بشکونی
یادشون بگیری
آره، قبلاً هم شنیدم
نه، ون کجاست؟
داریم کاروان رو از دست میدیم
نه، کنوانسیون ملی جمهوریخواه سال 2000 بود فیلی
- نیویورک سیتی سال 2004 - درسته. درسته، تجدید انتخاب
وقتی تو نظر خواستی
پیش خودم گفتم الان کارل روو
کیک میپره تو گلوش میمیره
بعدش چنی اومد و تهدید کرد که ازت شکایت میکنـه
بعد هم مودبانه ولی قاطعانه گفت
خواهش میکنم این کار رو بکنید، آقای معاون رییس جمهور
یک مقاله جالب میشه
آره واقعاً
میخوای جواب بدی؟
نه اوکیـه
چرا من اینجام جان؟
میدونی که اون آدم این کاره
اون نیاز داره که تو این مقاله رو بنویسی
گریس، شخصاً تو رو درخواست کرده
رمبو نمیتونه برنده انتخابات بشه
تو که میدونی، من مقالههای شخصی نمینویسم
میدونم
اگه یه مقاله اغراق آمیز درمورد رئیسـت میخوای
در عوضـش چیزی میخوام
هرچی که باشه
این کار رو برامون بکن
بعدش همیشه یک دوست توی کمپین
و کاخ سفید خواهی داشت
قدرت کشور ما از اونجایی میاد که
با وجود مشکلاتمون، در کنار هم کار میکنیم
- تا پیشرفت کنیم... - آره
- چون فردای ما... - امروز آغاز میشه
آره
واقعاً دارم میمیرم
بهت که گفتم پول خیلی خسته کننده ست
امیدوارم از صبحانه لذت برده باشید
فارغ از این دنیا
یک پیغام جدید دارید
سیدی مک کارتی، شهردار مورد علاقه ات هستم
بهم قول دادی اگه هنوز توی نوادا باشم برام یک مقاله مینویسی
No comments yet. Be the first to leave one.