أول 200 سطر.
سلام، تبریک میگم که مدارک شروع به کار رو پر کردی.
و پیوستن به نفاریکورپ.
امروز، آموزش خود را شروع خواهید کرد
به عنوان یک تکنسین تکثیر.
ممکن است نگران باشید که به اندازه کافی تحصیل نکردهاید،
اما بهت اطمینان میدم که مشکلی پیش نمیاد
فقط به اطراف اتاق نگاه کن،
و شرط میبندم که حالت خیلی بهتر خواهد شد.
تقریباً هر شغلی را میتوان با کپیها پر کرد
به جز تکنسینهای تکثیرکننده .
ما امتحانش کردیم، اما اینکه کلونها کلون بسازند، عجیب شد.
پس چگونه این کار را انجام دهیم؟
خب، هر کپی از مخلوطی از DNA ساخته شده است
ما به آن سس میگوییم.
سس را آلوده نکنید !
ما سس را به داخل یک محفظه تکثیر پمپ میکنیم،
که آن را در عرض چند دقیقه به یک بدن کاملاً شکل گرفته بالغ تبدیل میکند.
چطور کار میکند؟ این وظیفه تو نیست، پس نگرانش نباش، بسیار خب.
مسئولیت اصلی شما این است که سس را داخل غلاف بریزید.
سس خالص است.
سس رو آلوده نکن
جدی میگم، قضیه سس رو خراب نکن ، باشه؟
باعث ایجاد همانندسازهای معیوب میشود،
و ما حقوق شما را برای آنها کسر میکنیم.
باشه، حالا میتونی بیای بیرون.
سلام، بفرمایید.
آمادهی کار هستی؟ -اوه.
بهم گفتی که اونا معیوب هستن،
اما آن-- آن-- آن-- انگار-- این تسخیرکنندهست.
از شر تو خلاص شویم.
اوه، سلام! (or: سلام! سلام!).
باشه، گرفتی منو.
من تسلیمم. دستا بالا، باشه؟
-ناز. -
شما نجس هستید.
سس رو آلوده نکن
کسی از مزایا حرف زد؟
سالی یک بار، شما حق دارید
به یک بستنی قیفی رایگان در تاریخ اجارهتان.
-پس منتظرش بودی --
و در عرض پنج سال کوتاه...
اونا واقعاً اون یارو رو با شوکر نزدن. این فقط جلوههای ویژه بود.
باشه.
احتمالاً همین الان یه مشت به سرش کوبیدن
و او را در یک واحد احیا انداختند.
آره.
مرد، قیافهات آشناست.
تو وان تانک فرانک هستی.
گناهکار، در مقام اتهام.
تو یه طرفداری؟
آره، منظورم اینه که، این تمام دلیل حضور من در اینجاست،
برای ساختن پلیسهای کلون.
اوه، نه. قرار نبود از کلمه C استفاده کنم.
اوه، ماموران امنیتی کلون.
نه، کلمه C کلون است.
مهم نیست.
پس آیا این همه است؟
-فکر کنم. -بیا یه نگاهی بندازیم.
چطوره بچه ها؟
سلام؟
اینجا یه جورایی وضعیت سلبریتیها پیش اومده.
نه، آره، شماها پنج تا بردارید.
انگار روز شانس توئه.
من اومدم اینجا تا جدیدترین دستیارم رو انتخاب کنم،
و فکر میکنم مطالب درستی دارید.
جدی؟ اوه، عالیه. (or: اوه، عالیه.)
یعنی... ویدیو رو تموم کنم؟
نیازی نیست. نه، زمان بهترین معلم است.
به آینده خوش آمدید.
وقتی-- وقتی اینجوری بهت اشاره میکنم،
منتظرم اسمتو بهم بگی.
اوه، درسته، من فردی هستم.
به آینده خوش اومدی، فردی!
هی، بچه. سلام، بچه.
بیدار شو بچه.
شروع شد. -خواب رو از چشمات دور کن.
پورتر میخواد تو رو ببینه.
این کار جواب نمیده. ما نمیتونیم از اسکای واک استفاده کنیم.
مغازههای زیادی هست. همه جا پر از اسکنرهای شبکیه است .
که بتونم غیرفعالش کنم.
نه از اینجا، درسته؟
مامان، شاید مجبور شم برم دزدی.
اون یارو جدیده بیشتر از من بیرون بوده.
نه، اصلاً امکان نداره. خیلی خطرناکه.
بهترین گزینه ممکن است.
خب، این مکان طوری طراحی شده که آدمهایی مثل ما رو بیرون نگه داره.
این یک سیستم دستکاری شده است.
فقط در صورتی تقلب میشه که طبق قوانین بازی کنی.
تا کی باید صبر کنم تا بهم اعتماد کنی؟
-من بهت اعتماد دارم. من فقط-- - تو آماده نیستی.
متشکرم، فِرا.
بهتر است پشت کیبوردتان پنهان شوید.
من پنهان نمیشوم.
نه به اندازه مفید.
هی، این سایفره.
-چطوره-- چطوره-- -باورنکردنیه.
هی، رئیس.
بچه جدید را در حالی که بیهوش بود، در آن پشتی پیدا کردم.
خب، امیدوارم حسابی خوابیده باشی،
چون قراره شب طولانی ای باشه.
به مسیر شما تا محل فرود نیاز دارم.
خدای من... اوه، آره.
مسیر من... من... من میتونم... من میتونم این کار رو انجام بدم.
به چی لبخند میزنی؟
هی، بچه، شاید نخواد تماس چشمی برقرار کنه.
او آن را به عنوان یک تهدید در نظر میگیرد.
-ببخشید. -آره.
اه، محل سقوط کجاست ؟ (or: محل سقوط کجاست؟)
یه ضربدر قرمز کوچولو اونجاست.
عالیه، آره.
امم، مسیر من...
مسیر رسیدن به محل رهاسازی-- -
سایفر، چه اتفاقی داره میفته؟
نمیدانم. چرا از کیندر نمیپرسی؟
او کاملاً متوجه منظور شده است.
خاموشش کن. آژیر چیه؟
این فقط یه هشدار محیطیه.
احتمالاً یکی از آن موشهای بزرگ است .
اون چیزا اندازه بچههای نوپا هستن. بذار فقط...
صبر کن، این یه وسیله نقلیه است و...
هر چه که باشد، یک فرستنده دولتی دارد .
این یعنی چی؟
یعنی احتمالاً کار پلیسه.
گرفتمش. نه، نه، صبر کن، فِرا.
-چند تا؟ -به نظر فقط یکی میاد.
بیا، بچه.
اینو بگیر.
میدونی، فقط برای احتیاط.
احتمالاً گشتی است. بیایید مادربزرگ را بیدار کنیم.
مادربزرگ. این هیچوقت جواب نمیدهد.
در موردش چی میدونی؟
اوه، هیچی.
فقط داشتم فکر میکردم--
چرا لبخند میزنی؟
تماس چشمی، بچه.
-تماس چشمی. -درسته.
کيندر، برو کنار در بايست و منتظر علامت من باش تا در را باز کنم.
ما باید این را درست زمانبندی کنیم.
این RSO 421 است.
بررسی فعالیتهای مشکوک.
اگر جای دیگری نیاز داشتید.
آن را کپی کنید.
اوه، یه نفر یه سکه ده سنتی انداخت.
انگار روز شانس منه.
-بله؟ -سلام خانم.
امروز حالت چطوره؟
اوه، آرنجم دوباره داره اذیت میکنه،
اما گمان میکنم زنده خواهم ماند.
شما مامور پلیس هستید؟
نه، خانم. من در یک افسر امنیتی رپلیکانتِ نِفاریکورپ هستم.
خیلی باحاله نه؟
ما گزارشهایی از فعالیتهای غیرقانونی در این منطقه دریافت کردهایم.
عزیزم، میشه اون کلاه ایمنی رو برداری؟
من نمیتونم درکت کنم.
البته.
نه، نه، نه، نه، کلاه ایمنی رو برندار.
صدای من را نمیشنوی.
آیا این بهتر است؟
اوه، خیلی بهتر. ممنون عزیزم.
احمق. چرا یه پیرزن کوچولو باید تو یه انبار متروکه زندگی کنه؟
خانم، ما گزارشهایی از فعالیتهای مجرمانه در این انبار دریافت کردهایم .
آیا مورد مشکوکی دیدهاید ؟
اوه، خدای من.
شما میگویید جنایتکاران؟
خب، بذار فکر کنم.
نه، من هیچ مجرمی ندیدهام ،
اما یک سنجاب هست که مدام دانه پرندهام را میدزدد.
فکر میکنی این همون کسیه که میتونی دنبالش باشی؟
اون چی بود؟
هیچی، احتمالاً فقط مشکل از کتری منه.
خانم، آیا اجازه دارم وارد خانه شما شوم؟
اوه، خدای من، اینجا چقدر بهم ریخته است.
و من... من واقعاً نمیتونم مثل قبل تمیز کنم.
کاش راه بهتری وجود داشت.
برای ۱۲ قسط ماهانهی کم،
شما میتوانید روبوزان خودتان را داشته باشید.
داره چیکار میکنه؟
نمیدانم.
نه تنها فرشها را بیعیب و نقص نگه میدارد،
اما چوبهای سخت، کاشی و لمینت را نیز تی میکشد.
یه چیزی شده. من-- من هوش مصنوعیش رو بلند کردم.
از یکی از آن تبلیغات تعاملی.
او حتماً دارد به قول فروشش عمل نمیکند.
داره تصادف میکنه.
یه چیزی هی سعی میکنه به دستگاهم وصل بشه.
داره پهنای باندمو مصرف میکنه.
No comments yet. Be the first to leave one.