أول 200 سطر.
مرکز کنترل رادار سفینۀ حمل زندانی 9961 هستم
اجازۀ فرود میخوام، تمام
سفینۀ پی تی 9961، منتظرتون بودیم
نوع و تعداد زندانیها رو اعلام کنید، تمام
زندانیهای کرایت، 8تا، تمام
پی تی 9961، به نظر میاد مشکلی هست
طبق اطلاعاتی که من دارم
باید 10 زندانی کرایت در سفینۀ شما باشن لطفاً توضیح بدین، تمام
خب، اول 10تا از اونا اینجا بودن
ولی کرایتها هرچیزی که میدیدن رو میخوردن
مجبور شدیم دوتاشون رو بکشیم تا ذخیرۀ غذاییمون دیرتر تموم بشه، تمام
دریافت شد، پی تی 9961
بشینید B میتونید در محل فرود
زندانیهای کرایت رو سمزدایی کرده و مراتب ایمنسازی رو اجرا کنید
و به محض فرود اونا رو در محفظۀ امنیتی قرار بدید
یگان ضربت هم در نزدیکی شما خواهند بود، تمام
دریافت شد، مرکز کنترل رادار
رئیس زندان زنتی هستم
یگان ضربت رو به محفظۀ امنیتی بفرستید
انگار کرایتها نقشهای دارن
انفجار در محفظۀ امنیتی
میزان خسارات و تلفات وارده رو گزارش کن
دو کشته و سه زخمی، قربان
کسی هم تونسته فرار کنه؟
کرایتها هر 8تاشون
!کرایتها سفینه رو دزدیدن
گندش بزنن جایزهبگیرها رو خبر کن
یه مأموریت براتون دارم
یکی از بهترین و سریعترین سفینههامون رو دزدیدن
اونقدر هم سوخت توش هست که میتونن 10 بار سرتاسر کهکشان رو طی کنن
پس مشکلی از نظر سوخت ندارن
اما شما باید قبل از اینکه بتونن غذایی پیدا کنن به هرقیمتی که شده متوقفشون کنید
همون دستمزد همیشگیتون رو تمام و کمال خواهید گرفت
ولی به شرط اینکه مدرکی از نابودیشون ارائه بدید
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
!بِرَد، اِپریل، بیاید صبحونه
!برد، میخوام برم دستشویی
!زودباش بیا بیرون، فسقلی عوضی !عجله دارم
!مامان، برد در رو باز نمیکنه برم دستشویی
...الو؟ آره، گوشی
!اپریل! تلفن
!برد، واقعاً آشغالی
مامان، برد رفته تو دستشویی و نمیاد بیرون
!دو دقیقه بیشتر نشه
الو؟
اوه، سلام
!جِی، بیا صبحونه
هلن، چارلی زنگ زده بود؟
نه، استیو بود - !استیو؟ -
خب؟ !تولدت مبارک
واقعاً؟
خب، کادو چی گرفتی؟
!نه! بیخیال بابا - هی، استیو کیه دیگه؟ -
هممدرسهای ـه جدیدش - !نه -
پس اون یکی که اسمش نمیدونم چیچی بود، چی شد؟
ریچارد رو میگی؟ - اصلاً نمیتونم خوب حدس بزنم -
...آره، همون ریچارد !مگه نمیگفت عشق اول و آخرش ـه و اینا
میشه سعی کنی گیر ندی و کنار بیای؟ - نباید من رو از اتفاقها بیخبر بذاری ها -
لباس بولینگم رو شُستی؟
آره، عزیزم، واسه مسابقه خشک میشه و آماده ست برو صبحونهت رو بخور
!برد، چویی رو از رو میز بردار
!بیشتر از این نمیتونم صبر کنم
امروز صبح چارلی رو ندیدی، برد؟
خداحافظ
مرسی
خب، حالا این استیو خان کی هست؟ - اون پسرۀ اُسکل که تازه از نیویورک اومده -
!ببند دهنت رو !خیلی لوس و مسخرهای
پس ریچارد چی شد؟
ریچارد که کل دغدغۀ زندگیش !مزرعۀ پرورش خوک بود
خب که چی؟ بابای منم مزرعۀ پرورش خوک داشت
!بابا
...برد، واسه چی دماسنج به دهن
اومدی سر میز نشستی؟
زیاد حالم خوش نیست - !مطمئنم راست میگی -
ظاهراً که چیزیت نیست - !صد و شیش درجه آخه؟ -
...برد، به مامان گفتی که امروز
یه امتحان هندسۀ خیلی سخت داری؟
!ببند دهنت رو !خفه خون بگیر تو
پس امروز امتحان داری، برد؟
میدونی که خیلی عوضی و آشغالی؟
!بردلی
!پسر جون، با پشت دست میزنم تو دهنت ها
احتمالاً تو این یکی هم مثل
امتحان قبلیت گند بزنی
!کدوم امتحان قبلی؟
!خداحافظ - !برد -
!زودباش بیا، اپریل !دیرمون میشه ها
برو حاضر شو باید بری مدرسه، پسر
...بابا
اگه از سرویس جا بمونی پوستت رو میکنم و
استخونهات رو از سردر خونه آویزون میکنم
دستت درد نکنه که این صبحونۀ خوشمزه رو !برامون حاضر کردی، مادر
یعنی چه به سر چارلی اومده؟
صبح بخیر، هارو
صبح بخیر، سَل چه خبرا؟
خب، اینجا نوشته که ...قبلاً جان تراولتا
تو فورت مایرزِ فلوریدا گارسون بوده
منظورم این بود اینجا چه خبرا ست، سل؟
امشب یه مسابقۀ بولینگ مهم ـه
و چارلی هم، اون پشت گرفته خوابیده
اوه، مهربون باش، هارو آزارش به کسی نمیرسه
!اه! اه
!دارن میان
دارن میان، هارو
اوهوم
آره، قشنگ دارم از رو پرشدگی دندونهام اومدنشون رو حس میکنم
درست مثل دفعۀ قبل
چرت و پرت گفتن رو تموم کن، چارلی
گوش کن - !خدایا -
همونایی هستن که باعث شدن شغل بازاریابیم رو از دست بدم
اصلاً تو برنامهت نیست که
کمتر ویسکی بخوری، چارلی؟
به خاطر ویسکی نیست که
سل، سل تو که یادته، مگه نه؟
فوری کلی مشتری پیدا میکردم، هوم؟
اون موقع مست هم نمیکردم، مگه نه؟
!باشه، چارلی، تو راست میگی تو کارت استاد... و تو بهترین سطح بودی
درسته فوقالعاده بودم
...ولی کمکم این قضیه شروع شد و این پیامها رو دریافت کردم
هستم GXP 1198 گشت
آلفا تانگو دلتا، جواب بدین
تمام - !شنیدی؟ -
چارلی، صدای جِف ـه - تو جادۀ 22 هستم -
زودباش عزیزم، جواب بده
این مسخرهبازی رو تمومش کن، جف - اوه، شرمنده، هارو -
نمیدونستم تو اونجایی و میشنوی - چکار داری؟ -
فقط میخواستم امشب رو مرخصی بگیرم
خب، امشب مرخصی
...چارلی
چطوره که الان مستقیم بری خونۀ جی و هلن؟
!دلت نمیخواد که اخراجت کنن؟
!اوه، نه !نه، از شغلم راضی هستم و دوستش دارم
خب پس، بیخیال اون جریان مریخیها هم شو، باشه؟
فراموشش کن - خب، باشه -
آماده برای انتقال هولوگرافی
قبل از اینکه راهی بشید
چند موردی که از قلم افتاده بود رو باید بهتون یادآور بشم
ما توی منظومۀ شمسیای که فقط
یک سیارۀ قابل حیات به نام زمین داره به دنبال کرایتها خواهیم گشت
در بانک اطلاعاتی سفینهتون در مورد تاریخچه و فرهنگ اون سیاره
اطلاعات لازم وجود داره
قابلیت تغییر چهره دادنتون هم
احتمالاً اونجا خیلی به دردتون بخوره
به هرحال امیدوارم این دفعه کمتر مخرب باشید
با توجه به اینکه دفعۀ قبل تقریباً نصف ... رو نابود کردید
سیارۀ زمین مجموعهای از فرهنگهای مختلف و متنوع است
...پیشرفتهای تکنولوژی آنها
خیلیخب، الان کاربراتور رو میخوام، چارلی
!چارلی !کاربراتور رو بده من
ـه KEAT اینجا فرکانس 5/16 کانزاس سیتی KEAT
1948 خب، تو سال شیشتا آدم کوچولو با سرهای نارنجی
تو میزوری یه زن خونهدار که
داشته میرفته خشکشویی رو، میدزدن
!ایول
این دیگه چه کوفتی بود؟
دیدی، چارلی؟
!تاحالا این بهترین انفجارمون بوده
...آره، خیلی خیلی خوب بود
دستساز ـه تو این شهر بهترین و بیرقیب ـه
چارلی، تیرکمونم رو خراب کردی
...این میتونم درستش کنم، درستش میکنم
برو یه قوطی حلبی بیار
خب، داشتم میگفتم ...یه زن خونهدار
کدوم زن خونهدار؟
مگه بهت نگفتم دیگه از این آتیشبازیها نکنی؟
اصلاً دوست داری که اینجا کار کنی، چارلی؟
بله، جناب
کلی منتظر بودم کاربراتور رو بهم بدی
باید حواست رو جمع کنی و
مشغول انجام وظیفهت باشی، خب؟
...الان میرم
امروز کلی کار داریم باید کارت رو انجام بدی و کمکم کنی، باشه؟
...بابا، من ازش خواستم که - بده من اون رو ببینم -
!اینا که اسباببازی نیستن
میخوام قبل از اینکه هوا تاریک بشه !راهش بندازیم ها
!باز چه خبره؟
شرمنده، چارلی
به نظر نمیاد درست شده باشه
سلام، بابایی - سلام، دخترم -
بابایی، این استیو الیوت ـه
بهش گفتم واسه شام بیاد خونۀ ما امیدوارم که اجازه بدی
مامان گفت اشکال نداره دعوتش کنم
از آشنایی باهاتون خوشبختم، آقای براون - ماشین کوچولو و گرونی ـه -
باباش به عنوان کادو تولد این رو بهش داده
خیلی خفن ـه، مگه نه؟
ولی زیاد جادار نیست و نمیشه خیلی کاه باهاش بار زد
...نه
...بده بده امتحانی باهاش یه شلیک کنم
حواست رو جمع کن، چارلی
!آخ
اوپس
!اوه
چارلی
بردلی براون میکشمت
...اونـ
!برد، وایسا ببینم !اوه
!برد، حسابت رو میرسم
وایسا ببینم، فسقلی عوضی
!اپریل - با تیرکمون من رو زد -
!نزدم
No comments yet. Be the first to leave one.