أول 200 سطر.
w
ww
www
www .
www . T
www . Tv
www . TvC
www .TvCe
www . TvCen
www . TvCent
www . TvCente
www . TvCenter
www . TvCenter .
www .TvCenter . i
www .TvCenter . ir
م
مت
متر
مترج
مترجم
: مترجم
مترجم : ك
مترجم : كا
مترجم : كام
مترجم : كامي
مترجم : كاميا
مترجم : كاميار
برو ، برو
بخواب روي زمين ! بخواب روي زمين ، همين حالا
يك سال بعد
ممنون که اومديد
شما گفتيد دربارهي جان قرمز اطلاعاتي داريد
بله ، داريم
اون همسر و دختر شما رو کُشت ، هاه ؟
من خيلي چيزا رو دربارهي شما شنيدم
ميگن شما وقتي آدما دروغ ميگن ، ميفهمين
شما دربارهي جان قرمز اطلاعاتي داري ؟
من اطلاعاتِ خيلي مهمي رو دربارهش دارم
به اندازهاي که ميتونيد بگيريدش
چطوري اين اطلاعات رو ميدوني ؟
جان قرمز دوست يکي از دوستاي منه
اين دوست شما توي زندان هم هست ؟
من از هر نظر تو زندگي ، دوستاني دارم
به من بگو
من فعلاً بايد 25 سال آب خُنک بخورم
بخاطر جنايتي که انجامش ندادم
آخرين دادگاهِ استيناف هم ، همين روزا بود که شکست خورد
تو من رو از اينجا بيرون مياري و منم جان قرمز رو بهت ميدم
... تو به دخترِ مستخدم خونهتون
تجاوز کردي و بعدش هم کُشتيش
... اگه تو واقعاً به همون اندازه که ميگي راجب من بدوني
ميفهمي که من يه جادوگر نيستم - اون کار من نبود -
من پرونده رو خوندم
مدارک جسماني
شهادت همهي شاهدان
و حتي خود خوانوادتون ، ميگن که کار شما بوده - من اون رو نَکُشتم -
چه اتفاقي افتاد ؟ - نميدونم -
ما با هم مهموني گرفته بوديم
من يه کارايي کردم ، يه کمي زدم
ما با هم سکس داشتيم . بعدشم من خوابم بُرد
بعدش صبح روز بعد . اَندين مُرده بود
... پليسها داشتن دستگيرم ميکردن و
... درِ اتاق از داخل قفل شده بود
و پنجرههاتون حفاظ داشت - بله -
... اين از نظر فيزيکي چطوري ممکنه
که کسي ديگه جنايت رو مرتکب شده باشه
من نميدونم ، ولي کار من نبوده
پس شايد کار يکي ديگه بوده
کسي که شما بتونيد پيداش کنيد
تو داري من رو ميبيني
من دارم دروغ ميگم ؟
به نظر ، تو داري حقيقت رو ميگي
... تو يه آدم باهوش اما نامَرد و خود شيفتهاي
که توي يه گوشه واسه خودش کِز کرده
... حتي اگه تو بيگناه هم باشي ، ممکنه
که تو دربارهي جان قرمز هيچ اطلاعاتي نداشته باشي
آره ، اين يه تصميمِ سختيِ
من مجبورم بگم نه
زنت ... جان قرمز ناخنِ پاش رو رنگ کرد
اونم با خون خودش
پليس هيچ وقت اين رو عمومي نگفت ، گفت ؟
اون فقط يه نمونه بود . اون طوري مگه نبود ؟ ها ؟
يه مورد خيلي ظريف فقط براي تو
تو از كجا ميدوني ؟
... من بهت گفتم
جان قرمز دوست يکي از دوستاي منه
اسم دوستت چيه ؟
« اسمش اينه : « منو از اين جا بيار بيرون تا بهت بگم
هر چي رو که بخواي بهت ميگم
مثل بلبل برات حرف ميزنم
باشه
نه ، من گفتم نه ، و اين يعني نه
... منظورم اين نيست که من نميخوام بهت کمک کنم
من ميخوام که بهت کمک کنم
فقط اينه که ... اين از نظر طبيعي ممکن نيست
جريد رنفرو دادگاهي شد و بعدشم محکوم شد
... اين يه پروندهي بسته است . من تواناييش رو ندارم
واسه اينکه يک پرونده رو بدون دليل دوباره به جريان بندازم - يک دليل هست -
واسه تو يه دليل هست ، نه دادگاه ايالتي کاليفورنيا
ما نميتونيم کاريش بکنيم - ... آه ، ما ميتونيم فقط اگه -
پرونده مختومه است . هيج کاري نميشه کرد
... دادگاه عدالت که کار خودش
رو وِل نميکنه
ميفهمم
مشکلي نيست
وقتي ما نتونيم کاري کنيم ، پس نميتونيم
من متأسفم
نه
قانون قانونه
هَوَس من واسه انتقام که از قانون مهمتر نيست
من بايد اون رو قبول کنم
خوشحالم که درک کردي
ببخشيد که وقتتون رو گرفتم
خيلي تابلو داره دروغ ميگه ، اين طور نيست ؟
بله
جين
... من تو رو اون قدر ميشناسم که ميدونم
نميتونم تو رو از انجام دادن کاري که فکر ميکني ، منصرف كنم - نه ، من مشکلي باهاش ندارم -
ميتونم منظور مينلي رو بفهمم
من نميتونم هر کَس و ناکَسي رو با يه داستان تعقيب کنم ، ميتونم ؟
آره ، البته که مشکلي نداري
فقط يه لطفي در حقم کن ... يه دقيقه بهم گوش بده
تا بعداً بتونم بهت بگم « ديدي بهت گفتم » ؟ - البته -
... جيرد رنفرو رو در حالي که جسد اَندين کوپکي توي بغلش بود
توي يه اتاقي که درش از داخل بسته شده بود ، پيدا کردند
اونم با يه چاقوي قصابي خوني که توي دستش بود
مَني جيرد توي بدنش پيدا شده بود
اون هفتهها بود که داشت بهش تجاوز ميکرد
اون سابقهي خشونت که مربوط به 15 سال پيش بود رو داره - منظورت چيه ؟ -
اون گناه کاره . تو رو گول زده - اينم ممکنه ، اما من فکر نکنم -
من بايد حداقل واقعيت رو بفهمم
... حتي اگه اون هم دربارهي قتل حقيقت رو بگه
شايد هنوز هم داره دربارهي جان قرمز لاف ميزنه - يه احتمال ديگه -
من بايد شانسم رو امتحان کنم ، ديگه چه کاري ميتونم بکنم
مينلي ميخواد من تو رو تحت نظر بگيرم - ميخواي چي کار کني ؟ -
نميخوام که دنبالت راه بيفتم
بيا با هم كنار بيايم
وقتي که مشکلي واست پيش اومد ، اول به من زنگ بزن
تا بتونم يه کم ماستماليش بکنم - قبوله -
... و از کارت سي.بي.اي هم استفاده نکن
... اگه هيئت اداري بفهمه که ازش استفاده کردي
بدون اجازه ، کارت تمومه - ميفهمم چي ميگي -
سلام ؟
سلام ، اسم من پاتريک جين هستش
ممنون مشيم اگه بتونم با گاردنر رنفرو صحبت کنم
دربارهي برادرش جيرد
يه لحظه ، لطفاً
آقاي رنفرو گفتند که نه ممنونم
به آقاي رنفرو بگيد که من ميتونم ثابت کنم برادرش بيگناهه
و من ميدونم کي واقعاً قتل رو مرتکب شده
خيلي ممنونم
ايشون پدر شما هستند ؟
بله
خب ، اين در مورد چي هستش آقاي جين ؟
شما کي هستيد ، و چه منظوري با اين کاراتون داريد ؟
شما فکر ميکنيد برادرتون بيگناهه ؟
شما گفتيد ميتونيد ثابت کنيد که اون بيگناهه
شما گفتيد که ميدونيد واقعاً کار کي بوده
نه ، فقط ... فقط سعي کردم وارد خونهتون بشم
من هيج نظري ندارم که کي ممکنه اون کار رو کرده باشه
ممکنه واقعاً کار خود جيرد باشه ، اميدوارم که اينطوري نباشه
به نظر مياد که داره واقعيت رو ميگه ، تو چي فکر ميکني ؟
من فکر ميکنم که بهتره همين الان اينجا رو ترک کنيد ، آقاي جين
من واسه اين مسخره بازيها وقت ندارم
پس شما فکر ميکنيد اون گناهکاره ؟ و من دارم وقتم رو تلف ميکنم - کار ما تموم شده -
فرض کنيم من ميتونم ثابت کنم که اون بيگناهه
مگه همينو نميخواييد ؟
شما نميخواييد اون لکهي ننگي که رو اسمتون افتاده رو پاک کنيد ؟ - البته که ميخواد -
هيچ چيزي از اين بيشتر من رو خوشحال نميکنه اما برادر من گناهکاره
اون به اون دختر بيچاره اهانت کرد ... به اين خونه اهانت کرد
به اين خوانواده اهانت کرد - اين تموم چيزي بود که من ميخواستم بدونم -
ممنون از وقتِتون
مادر ، ... ، مادر شما اينجا زندگي ميکنه توي اتاق مهمون ، اينطوري نيست ؟
شما بايد مادر من رو تنها بذاريد - خب ، اين که به شما مربوط نيست ؟ هست ؟ -
بِرک ، به پليس زنگ بزن - مطمئن باش ، بهشون بگيد من غير مسلحم -
برو تو ، مامان ، برو تو
من پاتريک جين هستم
من ميخوام با شما درباره پسرتون جيرد صحبت کنم
من باهاش حرف ميزنم ، مامان
پليس توي راهه مامان ، برو توي خونه
به من دستور نده ، و اين قدر هم هيستريايي نباش
شما دربارهي چه چيز جيرد ميخواييد حرف بزنيد ؟
من يکي از دوستاشم ، اون داره سعي ميکنه ثابت کنه که گناهکار نيست
بفرماييد بشينيد
ممنون
مامان داري بچه ميشي ها - برو گُمشو گاردنر -
مامان - گُمشو -
به من بگيد چرا سعي داريد بيگناهي پسرم رو ثابت کنيد ؟
... اوه ، من ميتونم به شما قول بدم که
من نميخوام کار بدي رو انجام بدم
نيّت من پاک هستش
دربارهي جيرد به من بگيد
اون يه بچهي پُرمشکل بود ، جذاب و باهوش
... در عين حال يه قُلدر و دروغگو
يه جورايي ساديسم داشت
کميتهايي که شما توي اون دوست داشتيد باشه ، مگه نه ؟
بله ، البته
من اون رو سرگرم کننده ميدونستم ... اولش
کسي که نميخواست زياد به بچهش سخت بگيره
اما اون بايد ياد ميگرفت که اعتدال رو رعايت کنه
No comments yet. Be the first to leave one.