أول 200 سطر.
دوستت دارم، دوروتی. میدونم، تونی.
تو یه موجود فوقالعاده جذابی.
منم دوستت دارم. خودت میدونی، تونی.
میتونم یه بوس بگیرم؟ یالا.
گوش کن، چوب گلفای جدیدمو جایی ندیدی، نه؟
چه چوب گلف جدیدی؟ من که باهاشون اومدم خونه.
چوب گلفای جدید تو یه کیف گلف بزرگ چرم قشنگ.
اصلاً نمیدونستم بلدی گلف بازی کنی. میدونم. من اینجوریم.
یه جور آدم مرموز. خیلی مرموز.
حالا هرچی، دیدیشون؟ چوب گلفای جدیدمو. چیو دیدم، عزیزم؟
کی گلف یاد گرفتی؟ الان اصلاً بحث این نیست.
میخوای یادم بدی؟ بدون یه دست چوب گلف که نمیشه.
مطمئنم دیدهبودمشون، تونی. مطمئنم تو هم همینطور.
واسه همینه که دارم بهت میگم خوشگله، وقتی رفتم بیارمشون، نبودن.
این دیگه واقعاً کار توئه... یه دست کامل چوب گلفو گم کنی.
نه، اصلاً کار من نیست. گم نکردمشون، میفهمی؟
فکر کنم شاید گم کردی. عزیزم، من اصلاً به گلف علاقهای ندارم.
یه دقیقه پیش گفتی میخوای یاد بگیری. آره، ولی شوخی کردم!
فقط داشتم... باهات شوخی میکردم.
یعنی بهم دروغ میگفتی؟ الان داری بهم دروغ میگی؟ تونی.
تونی، من هیچ ایدهای ندارم. نه، هیچی. مطلقاً هیچی؟
پس تو چوب گلفا رو جابهجا نکردی؟ نه.
یا چوب گلفا رو فروختی؟ نه، تونی من نفروختم!
بردیشون سمساری و فروختیشون تا پول بگیری؟
من هیچی نفروختم، تونی! چون اون کار درست مثل خود توئه.
راحتم بذار. هیچ ایدهای ندارم کجا هستن یا کجا رفتن.
پس شروع نکن، باشه؟ دوروتی، من چوب گلفامو میخوام!
تونی، تو که گلف بلد نیستی! اگه جابهجاشون کردی فقط بهم بگو!
میدونم گذاشتمشون تو نشیمن. داشتی بهم میگفتی...
میری آمستردام گلف بازی کنی. تو اصلاً دخالت نکن.
ولی من حتی فکر نمیکنم آمستردام گلف داشته باشه.
تو از آمستردام چه گُهی میدونی؟ تونی.
به اسم خدا، تو از گلف چی میدونی؟
ببین، تو! میدونم یه کیف چوب گلف تو نشیمن گذاشتم.
و وقتی رفتم برشون دارم، اونجا نبودن.
حالا، میخوام بدونم... اگه میگی یه کیف چوب گلف تو آپارتمان گذاشتی...
پس باید یه کیف چوب گلف تو آپارتمان باشه... داری دروغ میگی!
لعنتی!
لعنت! بس کن دیگه.
من اون آپارتمانو شخم میزنم تا ببینم چوب گلفام اونجا هستن یا نه، دوروتی.
به خدا قسم خونتو میخورم.
متأسفم. حتماً کار گلفه. دیوونهاش کرده.
واقعاً بابت اون متأسفم.
متأسفم.
پلوتو، پسرم بیا باباتو ببین.
تونی؟
تونی؟
پلوتو؟
پلوتو!
وقتی که ریتمهای ماریمبا شروع به نواختن میکنن
با من برقص و منو تاب بده
مثل اقیانوس تنبلی که ساحلو در آغوش میگیره
منو محکم بغل کن و بیشتر تابم بده
مثل گلی که تو نسیم خم میشه
با من خم شو و راحت تاب بخور
وقتی میرقصی، یه جوری دل منو میبری
نصفه شب لعنتیه! با من بمون، با من تاب بخور.
فکر میکنی اینا اگه نصفه شب لعنتی باشه براشون مهمه؟
من کارهای شخصی دارم که باید انجام بدم!
چون چشمای من فقط تو رو میبینه... مسئولیتت رو ببر به درک!
فقط تو اون تکنیک جادویی رو داری
وقتی تاب میخوری من از حال میرم.
صدای ویولنها رو میشنوم
خیلی قبل از... سوار ماشین شو!
شروع... سوار ماشین لعنتی شو!
تو جوری هیجانزده میکنی که فقط خودت میدونی چطور.
منو نرم تاب بده، الان تابم بده.
این بار من و تو داریم زندگی جدیدی رو شروع میکنیم، پلوتو.
دیگه نه دلال، نه معتاد، نه دیوونه.
ما خیلی قبل از اینکه اون برگرده، از اینجا رفتهایم.
اوه، نترس، پسر بزرگ.
اوه. فکر نکن این در میاد.
خدا رو شکر.
ای پست فطرت کثافت، تونی.
یکی بوی خوبی میده.
به من نگاه نکن.
کار سگه.
دیوونههای دوستداشتنی.
یه اُنس تنباکو پیچیدنی و یه پاکت مالتیزر میدی؟
ببخشید. وقتی یه لحظه وقت داشتین؟
نباید اون مزخرفاتو بخونی، میدونی، چون واقعاً از زنها سوءاستفاده میکنه.
چهار و بیست و نه، لطفاً.
اون پول منو برداشته.
ببین، میشه بهت بدهکار شم؟ منظورت اینه، "میشه از من سوءاستفاده کنی؟"
برات پست میکنم. اجازه نداریم نسیه بدیم.
یه سیگار میخوام!
من از دست یه دیوونه فراریم. سگم هم همینطور.
رنگ سالمی نیست راستش.
باشه. من بهت نسیه میدم. یالا!
یالا. من بهت نسیه میدم. یالا!
خفه شو، پلوتو.
پلوتو! اوه!
ده ثانیه بهم وقت بده تا سگمو بگیرم!
پلوتو!
کثافت اعصابمو خورد میکنی! هیچ جا نمیری!
ولش کن! برو کنار!
گمشو
ای هرزههای لعنتی!
گمشین ای هرزههای لعنتی!
نه! بیا اینجا.
زنیکه خبیث دروغگو. تو مال منی! بس کن!
برایان، خواهش میکنم بس کن!
آخ!
خب، هیچ گوری نمیری!
میفهمی چی میگم؟ من تو رو میکُشم!
نه!
یه دقیقه دیگه خوب میشم
نفسم جا بیاد
آدم حالش به هم میخوره انقدر که اینا رو گوش میده
این حرفای "به خدا میکُشمِت" و از اینجور چیزا
هوم. اوم
باشه. کمکت میکنم بندازیمش تو ماشین
برای چی؟ که ببریش خونه؟
به پلیس زنگ بزن. من رانندگی بلد نیستم
و منم به پلیس زنگ نمیزنم. اون دوستپسر منه
میخوام به محض اینکه بیدار شد گورتو گم کنی
اگه جای تو بودم همینجا ولش میکردم
نمیتونم همینجا ولش کنم. خونهمو از دست میدم، کارمو، همه چیزو
چطوری؟ چون من واسه برادر بزرگش کار میکنم
لعنتی، چه سنگینه، مگه نه؟
فکر کنم برایان دوباره حالش بد میشه. بپیچ سمت چپ.
سریع!
آه، لعنتی!
بذاریمش تو حموم که مبادا روی چیز دیگهای بالا بیاره.
من تا حالا سگ صورتی و سفید ندیده بودم.
نصفش اصیله. نصفش اکریلیکه. واقعا؟
تا حالا نشنیده بودم.
چیزی میشناسی که بشه ازش به عنوان فیلتر استفاده کرد؟
زیاد راحت نباش، خانومی. من که تو رو واسه مهمونی اینجا دعوت نکردم.
ببخشید.
من هنوز یه کم دست و پام میلرزه و این کمکم میکنه آروم شم.
باشه. یه سرکی تو کولهپشتیم بکش.
حتما یه چیزی توشه.
یه چای میخوری؟
آره.
بفرما.
راستی، من پتولا هستم.
علف خوبیه.
از اتوبوست جا موندی.
پتولا!
خوبی؟
خوبم، از سرماست.
فقط وقتی زیادی میخوریم اینجوری میشه.
مسخرهست.
امشب تقصیر خودم بود.
چون مچمو گرفت داشتم میزشو میگشتم.
داشتم دنبال پاسپورتم میگشتم.
میخواستم برم دیدن مامانم.
اون رفته مایورکا.
چرا پاسپورتت دست اونه؟
چرا؟
چون دوستم داره.
نظرت چیه؟
یه زمانی منم اینجوری کردم. فکر میکنی برایان خوشش بیاد؟
آره، انجامش بده. بهم اعتماد کن.
خیلی بهت میاد.
وقتی بیدار بشه حسابی غافلگیر میشه.
حالش خوبه؟ برایان؟
برایان؟ تو... تو خوبی؟
برایان؟ یه چیزی بگو.
گور بابام! گور بابام!
گور بابای خودم!
چی شده؟ آلمانیه مگه؟
برایان، برایان، بس کن! بس کن!
خفه شو، پلوتو!
برایان؟ برایان...
برایان، متاسفم. مگه داره شوخی میکنه؟
برایان، خواهش میکنم. متاسفم.
فقط یه سیلی آروم بزن تو صورتش. برایان، خواهش میکنم. واقعا متاسفم.
یه سیلی خیلی آروم بزن تو صورتش. وای نه، متاسفم.
عصبانی نشو. برای بیدار کردنشون همین کارو میکنن.
مُرده.
مُرده! برایان مُرده!
باشه. باشه. از سر راهم برو کنار! از سر راهم برو کنار!
خدای من!
پلیس میفهمه من با داربست زدم تو سرش؟
آخه نمیخواستم بکشمش. میدونم.
میخواستم نذارم تو رو بکشه. میدونم.
یعنی، یه دقیقه دیگه دووم نمیآوردی.
با اون وضعی که داشت خفهت میکرد و میزد تو سرت.
پیتولا
باید سالهای عمرمو توی یه سلول زندان بگذرونم
تنها، تک و تنها
آخه این منصفانه نیست!
من فقط داشتم کمک میکردم
من حتی طرفو نمیشناسم
من فقط... داشتم... سعی میکردم...
چی میشه اگه یه تماس ناشناس بگیریم و بعد غیب بشیم؟
خب، نمیشه، چون من گوشی ندارم
میدونم، ولی اگه نگیم کی هستیم... ولی من گوشی ندارم
میدونم، ولی اونوقت نمیتونن تماسو ردیابی کنن
من گوشی ندارم، باشه؟ اصلاً گوشی نیست. ما گوشی نداریم
ببین، تو باید بری سر کار. من کمکت کردم، پس تو هم باید کمکم کنی
حالا، قبل از اینکه دیرت بشه، انگار نه انگار که اتفاقی افتاده
پیتولا، صبر کن
هنوز نمیتونی بری. کاپشنتو دربیار
با گوشی برایان بهم زنگ بزن. دو تا بوق بخوره، بعد قطع کن
بعد بلافاصله دوباره زنگ بزن تا بدونم تویی
ممنون که اومدی کمکم
دیشب...
No comments yet. Be the first to leave one.