أول 200 سطر.
آرسن لوپين
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
نورماندي 1882
! پاي عقب
!گاردت را بپا
. بيا عقب
! پاي عقب , با سفتي پا بزن
. اينقدر سرسخت نباش , اون يک پسربچه است
! آرسن , زياد به بابات سخت نگير
! يکم دفاع
! پاي عقب
! يکبار ديگه
.. به عنوان خواهر من، تو شايسته بهتر از
اين مرد بي پول بدون عنوان هستي ...
. و يک نام مسخره
! هنريته لوپين! نواش مرگباره
: من تقريبا شغلش را فراموش کردم
! مربي کيک بوکسينگ ... او همه چيز را به
ميشه منو ببخشيد ؟ . خودشه که برام اهميت داره
. و من برجسته ترين چيز را ازش ميسازم . فقط کافيه يکم بگذره
! گارد , به جلو
! برگرد
.... تو فکر ميکني دست راستمه
. تا وقتي که از دست چپم استفاده ميکنم ..
: تو به دور نگاه ميکني . من بهترين چيز را ازش ميسازم
. حواس حريفت را پرت کن
, اينو يادت باشه ! هيچکس تو را شکست نميده
! لوپين تئوپراست
! گارد بگير
! تو بازداشتي
! با ما بيا
. همونجا بمون - ! به پسرم دست نزن -
! آرسن , خم شو
! بابا
! بايست , والا شليک ميکنم
! نه
. دوک , بهشون بگيد تئوپراست دزد نيست
! بهشون بگم . به اين سادگيها نيست
. حقيقت بجاي اونها صحبت ميکنه
. شوهر شما آبروي خانواده ما را برده
. ما بايد اين صحبت را تموم کنيم
... من نميتونم تو را بعد اين جريانها اينجا نگه دارم
! از سر راهم برو کنار
. جد من عاشق ملکه ماري آنتوانت،بوده
. اون گردنبندش را بهش هديه داده بوده
ميدوني چطور مرد ؟ - . سرش را قطع کردند -
, اونها دستهاي پدر تو را هم قطع ميکنند . اون يک دزده
! چرته
! من از دروکس سوبيس متنفرم
. با دقت گوش کن ,آرسن
. تو پسر يک دزدي ... اما من فقط از
، ثروتمندها و مقتدرين دزدي ميکردم ! يا از کلاهبردارها
. مثل دروکس سوبيس
. جد اونها گردنبند ملکه را دزديد
, سرقت از دزد ! چيزيه که من عاشقشم
. اما مراقب باش , دزدي از خونه بازي نيست
. اين يک اشتياقيه که بايد کنترل بشه
. سعي کن از زندان دور بموني
... و جوانيت را آغاز کني
! پدر
. ميدونستم موفق ميشي
. من بهت افتخار ميکنم
، مراقب مادرت باش . حالا برو خونه
! منو همراهت ببر , من کمکت ميکنم
. يکروز , اينکار را خواهي کرد
! پدر
! عجله کن ,آرسن
. ما از اينجا ميريم
! کلاريس
! صبر کن
چي شده ؟
. حرکت کنيد , صحنه زشتيه
! کجا ميري ؟ آرسن
! بچه
! تکون بخور , بچه
!آرسن
! صبر کن بهت برسم
! وايسا
. پانزده سال بعد
! دست و پا چلفتي احمق
! تو اخراجي ! وقتي به اسکله رسيديم , يک کار جديد پيدا کن
.خواهش ميکنم , من يک بچه دارم که بهش غذا ميدم
! و من آبروت را حفظ ميکنم
! ولم کن
! اين بخاطر آبروت بود
. حالا بيا در مورد شهرت من صحبت کنيم
رائول آندرسي , بخش آداب و رسوم
. وظيفه مورد علاقه من چک کردن آشپزخانه کشتيه
... در اونجا موارد غيرقانوني از
. پوست کندن سيب زميني وجود داره ...
. و اگر هم چيزي اونجا نباشه . من از خودم در ميارم , چون قوه تخيل زيادي دارم
. لطفا عذرخواهي منو بپذيريد , قربان
. بدرد من نميخوره
... اما شايد بدرد بانوي جوان بخوره
. منو ببخش , سوزان
چطور ميتونم ازتون تشکر کنم , قربان ؟
. من بايد ازتون تشکر کنم , بانوي جوان
خب , پس شما از آفريقا اومديد ؟
نگيد که در يک سپاه خارجي بوديد ؟
من، سرباز؟ - ... شما نيرومند هستيد , آفتاب سوخته -
. دليل قدرتمندي نيست - ... چشمهاتون -
چشمهاي من ؟
براي شخصي به سن شما سخته
. كه به اين زودي يك مرد بشه
. يا يك دزد . اين چيزيه كه من پس از امشب هستم
يك نفر روي كشتي هست
. من قبل از اينكه به بارانداز برسيم ، اونو ميگيرم - يك دزد ؟ اينجا ؟ -
خداي من ، چقدر هيجان انگيز
چه جور دزدي ؟ - . يك دزد جواهرات -
جالبه ، اينطور نيست ؟
، نزديك من بمونيد . ميترسم منو غارت كنه
، اصلا نترسيد . چشمهاي من هرگز شما را گم نميكنه
! صبر كنيد ، دزد ! جواهرات من دزديده شده
، خانمها و آقايون
: خودمو معرفي ميكنم رائول آندرسي , بخش آداب و رسوم
. بزودي ، ما به لهارو ميرسيم
. پليس در مورد اين دزد هشدار داده بود
، تمامي خروجيها مسدود شده . اون نميتونه فرار كنه
پس تا زمانيكه پليس او را دستگير ميكنه ،آروم باشيد
! و به سال جديد يك خوش آمد گرم بگيد
. آفرين ، و بازم ممنونم
. من ميرم بيرون
. خدانگهدار - . شب خوش -
! گردنبندتون
! صبر كن ، دزد
! بگيرينش
.اون بالاي عرشه است
! بايست والا شليك ميكنم
! كاپيتان ، ساعت ملاقات تموم شده
. يكي از مستمري بگيران شما هنريت لوپينه
. من يك حكم براي بازداشت پسرش دارم
. ممكنه بخواهد باهاش ارتباط برقرار كنه
آرسن لوپين ، تو اون رو ميشناسي ؟
نه ، اما مادام لوپين سلامتي مناسبي نداره
. قلبش ضعيفه . كوتاهش كنيد
... مادر
توئي ؟
. نميتونستم واست بنويسم ، منو ببخش
. خيلي چيزها دارم كه بهت بگم - .... قتل ، آرسن -
. من حقيقت را ميدونم
. حرفهاي اونها را باور نكن
. من هرگز كسي را نكشتم
. منظورم پدرته
... قاتلش اومد تا منو ببينه
. اينجا
! پليس ! سريع مخفي شو
. اتاق هنريت لوپين
. از اينطرف
، هنريت لوپين
... به دستور قانون - ! گمشو -
! از يونيفورمهاي شما متنفرم
! من بيگناهم
! شنيديد ؟ من بيگناهم ! مثل پسرم
! يك دكتر بياريد ، سريع
! قلبش نميزنه
! بگذاريد نفس بكشه
، اون ممكنه اين حرف را زده باشه
. اما افكار اون قابل اطمينان نيست
... قاتل پدرم توسط اون لوپينها آورده شده بود
. و به جرمش اعتراف كرد ... . اون سعي داشت بهم بگه
. حالا ديگه همه چي گذشته
. يك شروع تازه بساز ، تكون بخور
. من ميتونم كمكت كنم
تو كي هستي كه اين حرف را ميزني ؟
. يك دوست قابل اعتماد كه ملاقات كردي
. اول يك شغل احتياج داري
! من خرج روزمره ام را درميارم - با جيب زني ؟ -
. پدرم عاشق كيك بوكسينگه . تو ميتوني اون را درس بدي
پدرت ؟
! اعتراف كن دوست داري يك درس بهش بدي
... پس ما
... تو
. دختر خاله ات كلاريس
، بهم بگو عوض شدم . عاشق شنيدنشم
،آقاي دي آندرسي عزيز . هر چي داري بريز بيرون
هر چي دارم ؟
. باهام ملايم رفتار نكن . خوب ميدونم جايگاهم كجاست
. بهترين كارم را انجام ميدم
. خوشحالم كه مربيم را اخراج كردم
! تو استخدام شدي
. ممنونم
. دخترم اتاقت را نشونت ميده
. ايشون باحيا هستند . اما تو يكي از مائي
. از وقتي كه تو رفتي اينجا خالي بوده
... هروقت چيزهات را جمع كردي
. من لازم ندارم چيزهام را جمع كنم
.فقط ميخواهم درس دادن به پدرت را زودتر شروع كنم
. فعلا ، خدانگهدار - . متاسفم ، فكر ميكردم كار درستي انجام ميدم -
واست جذبه ندارم ؟ - ... نميخوام با بالادست خودم -
واقعا ؟
. شايد از زنها خوشت نمياد
! برش گردون ، اون مال مادرم بود
. خوبه ، من هيچوقت دوستش نداشتم
! ازت متنفرم ، برو گمشو
. تو نميدوني چي ميخواهي
. من ميدونم
. اين همه چيزيه كه ميدونم
چرا اسمت ، "رائول دي آندرسيه "؟
... آرسن لوپين
No comments yet. Be the first to leave one.