Circus of Books

Circus of Books

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Circus of Books 2019 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
تعليق من Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

الوسوم

webdl
نشرت في: 2024-07-04
تنزيلات: 49
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

مامان؟

مامان؟ برگرد

مامان؟ برگرد تو توي يک فيلمبرداري کاملا مخفي هستي

سلام کن! جيغ بزن

خونمون پر از مهمونه ميشه بعدا حرف بزنيم؟ خيلي خوب

سلام. اسمتون چيه آقا؟

شما توي دوربين کانديد هستيد

به اون دوربين کوچيکي که اون گوشه پشت کابينت، مخفي شده نگاه کن

الان خيلي نزديک نيومدي؟- آره، اين يک دوربينه-

من تمرکز ندارم راچل- جيغ بزن-

پنج تا قوطي آب؟ ياخدا

پنج تا قوطي آب

راچل، اين خيلي فيلم کسل کننده‌اي ميشه

تماشاي کسي که پنج تا قوطي آبو توي پارچ ميريزه

خيلي خوب، مامان، بابا ميتونيد خودتونو معرفي کنيد؟

تو شروع کن- باشه-

خوب، من کارن منسونم

من بري منسونم

و از سال 1982 ما صاحب سيرک کتاب هستيم

پس ميشه سي و سه سال پيش

که براي انجام هر کاري زمان خيلي طولاني مدتيه

ميتونيد بهم بگيد سيرک کتاب چيه؟

خيلي خوب. جاش ميتوني واسم خانوادمونو توصيف کني؟

يعني، مامان و بابا چه جوريند؟

...فکر ميکنم خانواده ما

سطحي از سنت گرايي در خانوادمون وجود داره... من فکر ميکنم

ما يک خانواده معمولي و کوچيک هستيم

فقط منظورم اينه که ما رو بگيري

هي ميکا، اين کارو نکن! بيخيال

ما تلاش ميکرديم ظاهر خانوادگي خوبي داشته باشيم

ميکا، تکون خوردي

مامان قطعا زن آلفاست

اما با اين حال خيلي مهربونه

جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu

دوباره بخونيد

اون بااراده است

چيزي که ميخوادو به زور به دست مياره

بابا رو چطور توصيف ميکني؟

به ميله‌ها نخوري؟

بابا يکي از چندتا آدميه که شادي، حالت پيش‌فرضشه

اون فقط يک جورهايي يک آدم شاده

اون نور قرمز روش يعني چه؟

بابا، ميتونم برم داخل اينجا؟- آره-

!بابا

توصيف اون هميشه اينه که

دنبال مرد کچلي بگردي که لبخند به لب داره

هروقت توي مرکز خريد گم ميشه

قطعا ترکيبي از پليس خوب/پليس بد بود

..ميدوني... من اينجا

هرگز به خودم، مامان فوتبالي نميگم

اما قطعا مادري در حال کار با سه فرزند بودم

ما نميخواستيم اونها اصلا بفهمند ما چيکار کرديم

چون فکر ميکرديم شايد مردم با اونها بازي نکنند

فکر ميکنم بالشت خيلي سفتيه

هيچ‌وقت دربارش حرف نزديم

معلوم بود که خانواده اينطور کار ميکنه

توي خانواده از کسب و کار حرفي نميزني

اگه کسي ازمون ميپرسيد شغل والدينمون چيه

پاسخ رسميمون اين بود يک کتابفروشيو اداره ميکنند

ما يک کتابفروشي داريم

اين چيزيه که به مردم ميگي

گاهي بايد به مغازه ميرفتيم

چون مامان داشت ما رو به خونه ميرسوند و بايد مي‌ايستاد

ما تحت دستورات سفت و سختي بوديم و بايد به زمين خيره ميشديم

در تمام مدتي که از مکانهاي خاصي از مغازه رد ميشديم

دور و برتو نگاه نکن به زمين نگاه کن

...اما مشخص بود که

چشمام اين ور و اون ور ميرفتند

يک بار يک نوار ويدئويي

پشت ماشين مامان پيدا کردم

و برش داشتم و قايمش کردم و ماه‌ها منتظر موندم

بالاخره، يک روز همه از خونه بيرون رفته بودند

و من به سمت مخفيگاهم دويدم و ...اون نوارو بيرون آوردم

و مشخص شد که اون يک نوار بتاست و نتونستم تماشاش کنم

خوب سيرک کتابها، يک کتابفروشيه و

و يک کسب و کار مربوط به همجنس‌گرايي دوآتيشه است

....::::ترجمه : پـریـســـا یادکــــوری::::.... telegram : @subforu

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

من هميشه سيرک کتابو ميديدم و

فکر ميکردم اون فقط... يک کتابفروشيه

با طرح سيرکه

و داخلش رفتم و فهميدم

خيلي بيشتر از يک کتابفروشي معموليه

اون يک بخش کامل از پورن داشت

P-O-R-N, ميدوني؟

عالي بود

يک عرضه‌کننده کالاهاي جنسي باحال براي هر منحرفي در آمريکايي

اين ادعاي شهرت کتابفروشي سيرک بود

اون، تمام اون مردها رو با کشف ميل جنسي خودشون راحت ميکرد

سيرک کتاب، مکاني امن براي پيدا کردن بقيه همجنس‌گراها بود

توي توده‌هاي کتاب، پرسه ميزدند

اونجا مرکز دنياي همجنسگرايي در اون محله بود

يکي از ويژگيهاي عادي اينجا توي اين شهر اينه که بياي و

نگاهي به چندتا از خيابونهاي مشهور و بدنام کاليفرنياي جنوبي بندازي

و امشب، لو لورن ما رو با خودش

به بولوار سانتا مونيکا ميبره

اين چهره بلوار سنتا مونيکاست که

که براي اکثر خارجيها آشناست

اما اين خيابون، يک بخش خصوصي هم داره

که تنها اگه خارجيها توي اون قدم بزنند

متوجه ميشند تقريبا تمام آدمهايي که ميبينند مرد هستند

اولين سالي که به لوس‌آنجلس نقل مکان کرده بودم

جاييو پيدا کردم که قبولش ميکرد

هاليوود غربي، اساسا از همجنس‌گرايان خيلي جوون تشکيل شده بود

و بهش بويزتاون (شهر پسرها) ميگفتند

اون موقع، اگه بيرون بودي قانون شکن بودي و

کارهاي قانون شکنانه ميکردي، ميدوني؟

تمام اون چيزها مثل رقصيدن، پرسه زدن

.. و اون دستمالها و پرچم‌ها

مردم نميگند خوب، بهتره من برم و يک گوشه بشينم

ممکنه رئيسم منو اينجا ببينه؟

نه، نه فکر ميکنم آزادي همجنس‌گرايان اينا وجود داره و اصلا مشکلي نيست

اسم من الکسي رومانوفه

و اتفاقا يکي از آخرين آدمهايي هستم که هنوز

از تظاهرات بلک کتز زنده‌اند

در شب سال نوي

پليس به دوتا بار حمله کرد

دو يا سه دقيقه بعد از نيمه شب

بعد از آهنگ "Auld Lang Syne" که توي بلک کتز مينواختيم

پليس اونهايي که در حال بوسيدن همديگه بودندو دستگير کرد

اونها نگران بودند

چون اگه بيرون ميومدند ميتونستند شغلشونو از دست بدند

خونه‌هاشونو از دست بدند

از اون اتفاق به بعد تظاهراتي عليه بي‌رحمي پليس

بيرون قديمي ترين بارهاي همجنس گرايان

يعني بلک کتز و نيو فيسس به راه افتاد

اون بزرگترين تظاهرات کشور در اون دوران بود

و يک و سال نيم قبل از تظاهرات استونوال اتفاق افتاد

نيو فيسس تبديل به سيرک کتاب شد

اون کتابفروشي واقعا مهم بود

چون مطبوعاتي توشون بود که مربوط به زندگيمون ميشد

يعني ما آدمهاي لال و مخفي بوديم

که هرگز ازشون حرفي نميزدي چون چندش‌آور بودند

اصلا نميتونم توضيح بدم که چقدر دور و زمانه اون موقع فرق داشت

اساسا همجنس‌گرا بودن، غيرقابل ذکر بود

پورن هميشه جايگاهي در جامعه مردان همجنس‌گرا داشته

چون ما همچين چيزي نديده بوديم

ديدن مرداني لخت و بيباک

که غرور زيادي بهمون ميدادند

سيرک کتاب اولين نگاه اجمالي من به

اين حقيقت بود که به عنوان يک همجنس‌گرا، تنها نيستم

اون موقع همجنس‌گرا بودن کار آسوني نبود

و ميدونيد؟ اين کتابفروشي

منو در امان نگه داشت منو از آسيب دور نگه داشت

امروز فروش‌ها چطورند؟

کند پيش ميرند

بعد اوج ميگيرند

مثل هر روز، هان؟

اوه، به نظر مياد چندتا از نوار ويدئويي‌ها فروخته شدند

آره- فروخته شدند؟-

آره- يک جورهايي، آره-

خوب يعني همين امروز صبح اينو ميبينم

يک نوارهاي ويدئويي سکس عادي (بين يک مرد و زن) آورده و واقعا وضعيت خوبي دارند

نميدونم کي قراره نوارهاي سکس عاديو بخره

اما ما هيچ پولي نداديم

ما کتابهامونو مبادله کرديم که به ازاي يک دلار ميفروشيمشون

اينها قرصند به اينها ميگند حلقه کير

چرا اين اينجاست؟

نميدونم چرا اين اينجاست

خيلي خوب

گزارشي از وجود يک موش داريم

خوب. امروز صبح يکي از کارمندان اتفاقا اينو اينجا ديده

که هيچ غذايي وجود نداره اما ما ميخوايم بگيريمش

قبل از اينکه بالا بره و چندتا از اسنکهامونو بخوره

خوب جلوي مغازه بيشترين کالاهامونو داره

خوب اين يارو که اينجاست مجله‌هاي هندجاب ديگه منتشر نشدند

الان اون مزرعه پرورش مرغ اورگانيک داره

بنابراين وقتي بهش سفارش ميدم مرغهاشو ميگيريم

خيلي خوب اينجا بخش بزرگسالانه

معروفه

خوب، اين يکي از بهترين بخشهامونه

اسمش: قبلا نمايش داده شده است

... و اينها

دي وي دي هاي سکس مردان همجنسگرا است

که مشتريهامون در طي چند سال ازمون خريداري کردند

نميدونم اين يکي از اون خيلي خوبها هست يا نه

براي يک مدتي ما با اين فروش يکي بخر دوتا ببر انجام ميداديم

اسمش لخت و پرروئه که کارل استانيون کارگردانيش کرده

اما حتي با قيمت $3.95,

اونها سريع از قفسه ها برده نميشند

گاهي سرکار ميام

و انگار دارم عرشه‌هاي تايتانيکو تکون ميدم

يک فيلم هفت دلاري برميدارم و اونو به سه دلار کاهش ميدم

و اون از يک طرف ديوار به اون طرف ديوار جا به جا ميکنم

ما فقط يک کسب کار قديمي و آشفته داريم

اون ميخواست روزنامه‌نگار بشه

بنابراين نميخواست مسير ديگه‌اي رو بره

اما فکر ميکنم شرايط مسير اونو عوض کردند

اما اگه نگاهي به گرازشات اوليه مامان بندازي ميبيني که

اون با لري فلينت مصاحبه کرده درباره يورش‌هاي سياهي که به کتابفروشي‌ها ميشده مقاله نوشته

واقعا؟- آره-

اينها اولين گزارشاتش بودند؟- آره-

نميدونستم

من هم نميدونستم تا وقتيکه مقاله‌هاشو پيدا کردم

...اوه، اين کارمند کوچولومون

توي ديتونه

واي! واقعا سکسي لباس پوشيدي

آره هيکل قشنگي داشتم اينو نگاه کن

واي

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left