أول 179 سطر.
ارائه ي ديگري از مريم و مهدي me14 - ladymj
يکم بهش شير داغ بده,عشق من
''گمشده''
با " زي " و "مارگارتا" تماس گرفتيد
در حال حاضر خونه نيستيم
لطفا بعد از شنيدن صداي "بيب" پيغام خود را بگذاريد
الو؟ ماريو؟ ماريو؟
گوش بده.مي دونم اونجايي گوشي رو بردار
زي" ديگه نمي خواد تو خونه اش بري"
! ماريو,گوشي رو بردار
!خانم لوردس
حالت چطوره "ماريو"؟- کي؟-
خانمت دارم ازت ميپرسم حالش بهتر شده يا نه
يکم شيريني براش درست کردم تا ببري
نبايد به خودتون زحمتي بديد,خانم لوردس
دردسر نيست. منو سرگرم نگه ميداره
...من هميشه اينجا تنهام
من واقعا از مطالعه کردن لذت ميبرم ولي چشم هام خسته ميشن
اگه هروقت اتفاق بدي بيوفته تقصير يکي از اين شيطون کوچولوهاست
خب.بذار برم اون شيريني هارو برات بيارم
براي اينکه حال و هواتون رو عوض کنه خوبن و با شير يا چاي عالي ميشن
دارم ميرم بالا تا بقيه رو عوض کنم
فردا ميبينمت
! خانم "ترسا" کاملا مشکوک شده
يک فريم آره...اون يکي نه
يک فريم آره..اون يکي نه
اينجوري ميپره اين شکلي عمل ميکنه
الان با دو تا دوربين جديده من...يازده تا دارم
چطور برنامه ريزي ميکني که اين همه نوار رو ببيني؟
...بهش عادت کردم
اولش,هر کدوم رو با سرعت متوسط چهاربار ميديدم
الان ميتونم همزمان چند تاشون رو با هم ببينم
هنوزم براي يکم خوابيدن و انجام کاراي ديگه برنامه ريزي ميکنم
چه چيزا هايي ديگه اي؟
خب.کاراي ديگه
خب.اينجوريه که از پيش ميره
هر صبح دقيقا همون کاري رو انجام ميدم که روزي که "آليس" غيبش زد اونکارو کردم
...مثل اينکه اون هنوز با منه
دقيقا راس همون ساعت بيدار ميشم و دقيقا همون قدر وقت ميبره
اينقدري که از خونه تا کودکستان برم
ردپاهاي مشابهي رو دنبال ميکنم
بيدار ميشم ,دوش ميگيرم ,مسواک ميزنم بعدش از خونه ميام بيرون
... کت شلوار عروسي "کارلوس" رو ميبرم يادتن؟
کت شلوار عروسي "کارلوس"؟
آره.اون روز لباسشو به خشکشويي بردم
خب الان هر روز لباسشو ميبرم
ترتيب رو دنبال ميکنم بايد ترتيبش عين همون باشه
در غير اين صورت با آدم هاي يکساني رفت و آمد نميکنم
...هميشه آدم هاي يکساني رو ميبيني
هميشه آدم هاي يکسان رو ميبينم
بعدا پياده ميشم و به کودکستان ميرم
منظورم اينه که,توي مسيرم مي ايستم تا به گدا سکه بدم
همون گداي با عروسک ها که بهت گفتم
..به کودکستان ميرسم
و بر ميگردم
عصر,به خونه هاي مردم ميرم تا نوار ها رو جمع کنم
و اعلاميه ها رو تو شهر پخش ميکنم
...ولي تو چرا
تو چرا مراحل مشابهي رو تکرار ميکني؟
جوريه که انگار اگه روند رو قطع کنم
هيچوقت دوباره اونو نميبينم
باشه باشه
...ولي اگه اون
..ولي اگه اون ديگه توي "ليسبون" نباشه يا خارج از کشور باشه چي؟
مردم که تو هوا غيبشون نميزنه
دير يا زود اون از همون خيابون ها رد ميشه من هم اونجا خواهم بود
درسته؟
...بخاطر همه ي اين سوالا معذرت ميخوام
خب ماريو؟
احوالت چطوره پسر؟- ..خوبه-
سلام بشين
برميگردم به تخت
بعدا ميبينمت- بعدا ميبينمت-
بعضي از آدم هاي توي دنيا ميتونن خيلي بد جنس باشن خيلي بد جنس
فکر ميکنيم ميتونيم به آسوني کارها رو بکنيم ولي همه اش يک اشتباهه
!همه اش اشتباهه
هر يکشنبه به کليساي کشيش " خوسيوالتر" ميرم
اونجا ميرم و از خدا ميخوام تا "آليس" کوچولو رو برگردونه
انگار به دلم آسايش ميده
آقاي ماريو,مي دونيد که وقتي به دنيا اومد اونو ديدم
...ديگه اونکارو نمي کنم چون نمي تونم
متاسفم که پنجشنبه ها نمي تونم برم اونجا همون روزي که روز خانواده است
درسته؟
:کارها توي کليسا اينجوري پيش ميرن شنبه مخصوص عظمت خداست
يک عبادت خاص وجود داره که براي زندگي هاي مالي ـه
سه شنبه روزيه که براي بيماري ـه "ديدار درمان الهي"
درمان ايدز,سرطان- دارو ها و اين جور چيزا
چهارشنبه روز فرزندان خداست
پنج شنبه روز زنجير خانواده است
مي تونيم عکس دوستان و اقوام مون که به کمک نياز دارن رو ببريم
و براشون دعا ميکنيم
!يک لحظه
سلام همه چيز مرتبه؟- آره-
درسته.بذار چيزي رو نشونت بدم
بهم بگو
.. ميخوام چيزي رو نشونت بدم مي بيني؟
تازه از "آمستردام " اومدن ريکي" برام آوردشون"
... پوکمن" و "دلفين " و پسر"
اگه از اين آشغالا پول خوبي دربيارم براي خودم يک پالتو ميگيرم
کسي که واقعا ازش بخوبي استفاده کرده...البته
و تدارکش رو ميبينم و کل دنيا رو با کشتي ميگردم
اونو برا خودت نگه دار
خب. کسايي رو ديدم تو تلوزيون که الان به مدت پنج سال تو کشتي بودن پسر
خب.يک ايميلي از يکي بدستم رسيد اون گفت مامور "اف بي آي"بوده
ولي الان بازنشسته است يا هر چي
ولي کارش, تخصصش کودکان گمشده است
صبر...يه لحظه صبر کن معذرت ميخوام
خب؟- دو تا-
خب .ديگه چي؟
خب چي؟
خب هيچي. ولي ديشب يک قرار گذاشتم
اين جور چيزا وقت ميبرن پسر مي تونه حتي يکسال طول بکشه که اطلاعاتي بدست بياري
الان...از وقتي که اطلاعات رو اينجا ميذاري
همه ي اطلاعات روبه روي همديگه هستن.مي بيني؟
همه چيزي که ميبينم تو و اعلامه هات هستيد پسر با دوربين هات
خودت ميدوني که اين تورو به جايي نميرسونه نه؟
اينجا از هر چيزي يکمشو ميبينيم پسر بهتر از ديدن هر صابونيه
آدم هايي که بهم ميرسن...از هم جدا ميشن از هرچيزي يک چيزي ميبيني
کسايي که از کشور ميرن ..با خونوادشون خداحافظ ميکنن
مردهايي که با زن هاشون خداحافظي ميکنن و معشوفه هاشون رو اين تو ميبينن
...دختراي تنها که با پسرهاي تنها لاس ميزنن
پسرهاي تنهايي که با کساي ديگه لاس ميزنن پسر...همه چيز رو ميبينيم پسر
هي.اينو ببين.دوربين شماره دو.ميبيني؟ اين بالا پسر.ببين
اين زوج رو.ميبيني.هر هفته کاراي مشابه ي هست
بچه شو مي بوسه...زنشو مي بوسه
الان نگاش کن.ببين چيکار ميکنه
....نگاش کن.خداحافظي و هرچي
درست نگاش کن
شروع ميکنه بالا ميره.شماره هفت رو ببين.اين بالا
از اين طرف به اون طرف نگاه ميکنه ...انگار کاري نداره که بکنه
شماره هشت,اون پايين رو ببين
سمت چپ؟ ببين..اين يارو رو ببين
مي بينيش؟درست مثل حرکات معمول ...مثل اينه که داره فکر ميکنه که کجا برم و اين چيزا
دختر مو بلوند رو مي بيني؟فقط نگاه کن
! شلوار آبيه...بنگ
اين دليليه که صابون ها رو ول کردم .پسر
چرا صابون ها رو ول کردي؟
نمي دونم...يک کابل کششي بودم
....دستيار فيلم بردار.مي بيني؟ يک جوک ـه پسر
الان من کارگردان هستم پسر
نمايشنامه رو انتخاب ميکنم درباره ي دوربين ها تصميم ميگيرم
الان روي دوربين چهار هستم جاي خروج دستگاه تشخيص وسايل فلزي هست
وقتي ميخوام اونها رو درنظر بگيرم بعضي وقتا حتي لبخند زنان درنظرشون ميگيرم
فکر ميکنم اونا مشهور شدن !قشنگه
هي.ببين.دوتاشون رو ببين ببين ببين.مي بيني؟
!فقط به اين زووم کردن نگاه کن.قشنگه
خودشه؟- نه-
فراموشش کن.پسر گوش کن.همه ش رو روي نوار ضبط کردي.خب؟
گوش کن.ميدوني فقط ميتوني از شيفت من فيلم بگيري يا در طول شيفت بقيه
خوب ميشه اگه بتوني کلکسيون نوار ها رو نگهداري
مگه نمي تونم؟
نه.ديوونه اي پسر فورا کسي متوجه من ميشه پسر
سرپرست مياد و نوار ها رو به دفتر سرپرستي ميبره
اگه متوجه بشه يکي از کارفرما ها دير اومده بوده سرويس ميشم
گوش هام پر از آب هستن
..نفس عميق بکش
!الان خوبه
فايده داشت؟ پدرم اينو بهم ياد داد
از اين کار خوشت مياد؟
...اين درست شروع کار ـه ...بايد به آروومي جلو بري
روز تو چطور بود؟
بد نبود
...بعضي وقتا فکر ميکنم داري ديوونه ميشي
...تو و دوربين هات ! هيچ کاري رو از پيش نميبره
بيا بريم ناهار بخوريم
موهات رو خشک کن چون بيرون سرد ـه
چطور همه ي چيپس ها رو هم شکل ميکنن؟
هم...ببخشيد؟
چيپس ها چطور همه ي چيپس ها رو هم شکل ميکنن؟
نمي دونم. با يک دستگاه؟
...باشه.با يک دستگاه ولي تيکه هاي کوچيک تر کجا هستن؟
...نمي دونم
نمي دونم
امروز چهارمين تولد " آليس" هست مي دونستي؟
دوست داشتم خونمون رو پر آدم کنم
...همه شون عين هم هستن
اونا بايد از دسنگاه استفاده كنن اينطور فكر نميكني ؟
باشه پس ، خداحافظ."مِرد"َ
خداحافظ ، وقتي تموم شد بهت زنگ ميزنم باشه ؟
No comments yet. Be the first to leave one.