The Unholy Trinity

The Unholy Trinity

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

The Unholy Trinity 2024 1080p HDTS x264-RGB
تعليق من MoviePovie.Com
ترجمه اختصاصی سایت مووی پووی - moviepovie

الوسوم

other
نشرت في: 2025-07-03
تنزيلات: 76
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

رسانه اینترنتی مووی پووی تقدیم میکند

قلمرو مونتانا 1888

اونا برای خودشون خدایان طلایی ساختن.

بت‌های جعلی برای پرستش.

ولی حالا، اگه فقط گناهاشون رو ببخشی...

اوه، سلام.

تو این‌جا چی‌کار می‌کنی، پسر؟

یه نامه از یه کشیش گرفتم.

پدر جیکوبز.

اومد که مرگ منو ببینه.

اوه، قربان.

منظورم اینه، بله.

بله، قربان.

می‌دونی کی این بلا رو سرم آورد؟

بله، قربان.

مامان بهم گفت.

اسمش رو بگو.

کلانتر باتلر از ترینیتی.

من این همه سال تو زندان عذاب کشیدم.

می‌دونم، پل.

روحم نمی‌تونه آرامش پیدا کنه.

تا وقتی اون روی زمینه، می‌دونی چی باید بکنی.

جادوی برادوی، رستگاری نصیب کسایی می‌شه که خودشون رو به خدا بسپارن.

لطفاً بهشون بگو تو اونا رو نکشتی.

قول بده که این کار رو می‌کنی، پسرم.

بذار یه کم آرامش به اون چوبه‌دارا ببرم.

همون.

بهم بگو، قول بده.

قول می‌دم.

بعد از اینکه کارتو کردی، برای پاداشت به خدا نگاه کن.

خونت، خونه خداست.

وقت تموم شد.

به‌زودی مامان رو می‌بینی، پل.

نمی‌تونم ببینمش، چون شعله‌ها نمی‌ذارن.

تسلیت می‌گم، پسرم.

بار اجساد برای جلوگیری از وبا.

به شکل خاکستر درمیان.

بعضی خانواده‌ها خاکسترا پخش می‌کنن.

بعضی نگهشون می‌دارن.

بعضی‌ها یه صلیب جایی که باید بدن باشه می‌ذارن.

آیا چیزی درباره وزن چوبه‌دارا اعتراف کرد؟

اونو پاپوش دوختن.

مگه همه همینو نمی‌گن؟

یه هواپیما پیدا کن.

چیزی می‌خوای؟

نه، ممنون.

اگه می‌خوای بمونی، باید چیزی سفارش بدی.

به پسره غذا نده.

من پولشو می‌دم.

یه نوشیدنی دیگه برام بیار، لطفاً.

💬 فقط به عشق شما م​و​و​ی​ ​پ​و​و​ی

من تو رو می‌شناسم، آقا.

نه، ولی رد کردن یه نوشیدنی مجانی بی‌ادبیه.

من اصلاً مشروب نمی‌خورم.

فقط می‌خوام یه دونه برای دوستت اینجا بگیرم.

کجا داری می‌ری؟

ترینیتی.

سفر درازی در پیش داری.

این دیگه کیه؟

بابا، دارم می‌برمش خونه.

تسلیت می‌گم.

می‌تونم بپرسم چطور فوت کرد؟

دارش زدن.

چی؟

یاغی بود؟

کلانتر ترینیتی پاپوشش دوخت.

خب، چرا کلانتر همچین کاری کرده؟

حرامزاده!

دوستت دارم!

بگو، پیتر.

بگو.

لعنتی.

آره.

شاید به این نیاز داشته باشم.

راستی، به من می‌گن سنت کریستوفر.

هنری برادوی.

اونو نذار بالا، هنری برادوی.

اونو نذار بالا، هنری برادوی.

کلانتر سل‌باولر، من هنری برادویم.

من همونم که قراره تو رو بکشه.

صحبتمو شنیدی؟

آره، شنیدمت، پسرم.

ولی قبل از اینکه این کارو بکنی، پیشنهاد می‌کنم کتمو از پشت بلند کنی.

اگه قراره یه نفر رو شلیک کنی، حداقل باید سعی کنی تو چشماش نگاه کنی.

به من نگاه کن.

دارم بهت نگاه می‌کنم.

اسم من... گابریل دافه.

تو کلانتر ترینیتی هستی؟

دقیقاً.

ولی تو سل‌باولر نیستی.

متأسفم، نیستم.

بیا اینا رو ببریم بیرون.

اینجا جای این چیزا تو خونه خدا نیست.

آروم باش، آروم.

اون کجاست؟

می‌برمت پیشش.

وقتی از این درا بریم بیرون، توجه همه رو جلب می‌کنیم.

و وقتی متقاعدت کردم که من اون آدمی که اومدی بکشی نیستم،

دوست دارم خودتو آروم تسلیم کنی.

می‌تونی این کارو بکنی؟

بله، قربان.

باشه، پس.

فقط خوش بگذرون.

⏳ فقط یه لحظه... م​و​و​ی​ ​پ​و​و​ی

چند نفرن؟

خودت باید بهم بگی.

مردم دارن نگاه می‌کنن.

آره.

یه مرد با پوست گرگ با پسرش داره میاد؟

آره، فکر کنم می‌بینمش.

اونا اونجان.

بله، قربان.

دارن این‌ور میان.

مشکلی نیست، مکالی.

می‌تونی بذاریش پایین.

خودم درستش می‌کنم.

کلانتر!

حالت خوبه؟

به نظر میاد یه...

جورایی شلوغه.

همه‌چیز روبراهه.

ممنون، گیدئون.

فکر نمی‌کنم بشه عدالت رو برقرار کرد و چندتا قلب رو همچنان تپنده نگه داشت.

پنی... حالا برو به حیاط کلیسا نگاه کن.

اینجا خواهد بود.

بیا این‌ور، بیا این‌ور، بیا.

آروم باش، حالا.

آروم، آروم، پسرم.

چی می‌گه؟

ساول باتلر.

پسر دنبال چیه؟

فکر می‌کنه ساول بهش ظلم کرده.

حتماً اشتباه کرده.

ساول هیچ‌وقت به کسی ظلم نکرد.

و معلومه که اطلاعاتش غلطه.

اگه بخوای برای شعر و شاعری به سنگ قبرش تیراندازی کنی،

جلوتو نمی‌گیرم.

مشکلت با باتلر چیه؟

تو برای پدرم پاپوش دوختی.

پسر چوبه‌دار.

می‌دونستی؟

به همه ظلم کرد.

برگردیم به کار.

اینجا کارمون تمومه.

برو حالا.

همه‌چیز این‌جا روبراهه.

همه‌چیز خوبه.

داری منو دستگیر می‌کنی؟

می‌خواستی از پشت بهم شلیک کنی؟

نصف شهر رو باید دستگیر کنم.

بیا تو.

سام، یه ویسکی برای دوست جوونم اینجا تو آکوسو، سیدنی.

ام، راجع به اون ویسکی، کلانتر، من واقعاً... بشین.

بشین.

🎬 ببین و لذت ببر — م​و​و​ی​ ​پ​و​و​ی

اون با منه، چاک.

هر هنری برادوی.

این یعنی پدرت آیزاک برادویه.

می‌دونی؟

نه.

نصف این شهر رو اون ساخته.

همه اسم آیزاک برادوی رو می‌شناسن.

نمی‌دونستی؟

بعد از اینکه رفت زندان، دیگه ندیدمش.

بعد از مامان و بابام.

خب، بذار یه کم برات توضیح بدم.

اصل و نسبت رو بین خودمون نگه دار.

هر کسی که معروفه، محبوب نیست.

مردم دوستش نداشتن.

صبح بخیر، سام.

هر شهری قهرمانا و شرورای خودشو داره.

این شهر باتلر رو قهرمان می‌دید و آیزاک برادوی رو شرور.

حالا باتلر مرده.

اگه تو پسر برادوی بودی، نمی‌ذاشتم کسی بفهمه.

گرفتار انتقام شدی.

چطور مرد؟

فکر کرد من یه دختر بلک‌فوت بودم.

واقعاً بود؟

فکر نمی‌کنم.

تو اومدی اینجا که کلانتر رو بکشی.

بعدش چه نقشه‌ای داشتی؟

واقعاً نقشه‌ای نداشتم.

فقط سعی کردم خودمو برسونم اینجا.

سام، یه لطفی بکن.

به این پسر جوون غذا بده و یه جا برای شب براش جور کن.

تا وقتی تو پولشو می‌دی.

صبح بخیر.

می‌خوام سوار اون کالسکه بشی.

و تا جایی که می‌تونی از این شهر دور شی.

ببخشید که سعی کردم بکشمت.

می‌تونستی قهرمان باشی.

همون‌طور که گفتم، قهرمانا و شرورا.

نذار تو طرف اشتباه این سکه گیر بیفتی.

گابریل.

اومد بگه حال راشل خوب نیست.

اوه.

دختر خوب، گابریل.

مواظب راشل باش.

می‌بینه من اینجا چی دارم.

باشه.

More Farsi Persian subtitles for The Unholy Trinity

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left