أول 200 سطر.
فروچالهها بدون هیچ هشدار قبلیای
در تمام کشورهای جهان، پدیدار شدن - یک آشوب تمام عیار -
در همین ساعت در تمام شهرهای بزرگِ سیاره...
دارن از درون زمین، منفجر میشن
بهنظر میاد هشداری درکار نیست
دارن از زمین منفجر میشن - به گفته دانشمندان -
این موجوداتی که از درونِ فروچالهها در اومدن
ممکنه به مدت هزاران سال در خواب زمستانی بوده باشن
گلولههاشون، صرفا سرعتِ این موجودات رو کم میکنن
ولی جلوشون رو نمیگیرن
بسیاری از کشورها ارتش رو اعزام کردن
هزاران نفر مُردن و تمومی نداره
افرادی که در ارتفاعات بلند زندگی میکنن گزارش دادن
که ریپرها در ارتفاع 2,438 متری خشکشون میزنه
اینجا ندرلندِ کلرادوئه
اکثر شهرمون نابود شده ولی هرچیزی که در ارتفاع 2,438 متریه
کاملا دست نخورده باقی مونده
آستانهی بقای جهانی در ارتفاع 2,438 متری تعیین شده
مقامات از بازماندگان خواستن
تا بالای این ارتفاع باشن
2,438 متر، آستانهی بقای جهانیه
،اگر میتونید به ارتفاعات برید همین الان راه بیفتید
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
«ارتفاع»
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
سلام، هانتر
اوضاع مرتبه؟
هانتر؟
صرفا میخواستم بقیه آدمها رو ببینم
و گفتی اکثر هیولاها باز به خواب رفتن
تو هر شب بهت اکسیژن وصله
اگر موقع فرار، ریههات از کار میافتادن چی؟
شرمنده، بابا
نمیتونم از دستت بدم
نمیتونم
ازت میخوام این رو بفهمی
این یکی سنگینه - آره -
وایسا
داریش؟ - آره -
هی، امروز صبح چی شد؟
از خط رد شد تا بتونه
اجتماع رد راک رو بهتر ببینه
خب، اون تنها بچهی اینجاست
احساس تنهایی میکنه
اقلاً زندهست
زنده بودنِ خالی واسه بعضیهامون کافی نیست، ویل
شاید این بالا در امان باشیم
ولی این قله برای اون حکم زندان رو داره
صرفا نرفته بود که رد راک رو ببینه
در نزدیکیهای اونجا، جاده البا فایر
قبل از خط قرار داره
آخرین جاییه که مادرش رو دیده
پناهگاه کروز نست، گزارش داده
که یک گروه پنج نفره رو فرستادن زیر خط
تا اقلام ضروری پیدا کنن
کسی تا الان برنگشته
ولی همچنان امیدوارن
ازمون خواستن یکی رو به نوک قله بفرستیم
تا ببینن علائمی از زنده بودنشون رویت میشه یا نه
از کدوم جاده رفتن؟
جاده «شوگرلوف ران» توی دره بالایی
درک میکنم
.به نینا اعتماد داری ولی این کار با خودکشی، فرقی نداره
نجات دادنِ دنیا، وظیفهی تو نیست
خیلیخب، رفیق
من اینجام، من اینجام
آروم باش
خیلیخب، نفس عمیق بکش
آروم و راحت، نفس عمیق بکش
نفس عمیق
آروم و راحت
آفرین
آروم و راحت
دوستت دارم، رفیق
کاه، سیبزمینی رو موقع رشد
گرم نگه میداره
،وقتی هوا سرد بشه کاه میریزن روش
باعث میشه زمین یخ نزنه و سیبزمینی رو گرم نگه میداره
باشه؟
زمانبندی خیلی مهمه، باشه؟
...وقتی رهاش کنی
باید در لحظه مناسب رهاش کنی
نخ رو رها کن
آفرین
تولد هانتره
اوهوم. بعد آخرین بستهی ماکارونی و پنیرم رو میخوای؟
اینا رو دارم بهت بدم
...چیز دهنگیری نیست، ولی
کفایت میکنه
امکان نداره
این رو چطور گیر آوردی؟ - بیخیال -
میدونی که من خرم میره
تولدت مبارک
بابا، چرا دیگه از رادیو استفاده نمیکنی؟
اوه، اگر لازم بشه با پرچم به بقیه پناهگاهها، سیگنال میدیم
ولی حرف زدن باهاشون یه چیز دیگهست
تولید برق واسه چیزهایی که بهشون نیاز ضروری داریم
مثل دستگاهت
به اندازه کافی سخت هست
بهخصوص توی زمستونها
که روز، کوتاهتره
میخوای بری، نه؟
اون آخرین فیلترت بود
باید باز هم جور کنیم
...اگر دوباره حالت بد بشه
پس حالم بد نمیشه
نه، اینجوریها که نیست
کِی؟
چیزیم نمیشه
از چارلی گرفتمشون
مطمئنم بهم نظر داره
هشتاد سالشهها
خب، بعد از سه سال زندگی در اینجا
این گزینه رو جدی میگیرم
هانتر کجاست؟
خوابه
جمعه شبهها
جدی؟
اوهوم
،اگر اوضاع مثل قدیم بود الان چی کار میکردی؟
احتمالا با پدر زنم، بعد از گلف میرفتیم میخونه
شرمنده. فکرش رو نمیکردم اهل کانتری کلابها باشی، ویل
نبودم
ولی خانواده تارا، عاشقش بودن
من ازش متنفر
و حالا دلتنگشم
لعنتی
فیلتر تموم کردیم، پس باید برات تزریق انجام بدم
سلام، نینا
حالت چطوره؟
مشروبخوری چطوره؟
باعث میشه خودم رو نکشم
مشروبخوریِ تو چطوره؟
باعث میشه تو رو نکشم
فردا راه میافتم
میرم بولدر
احتمالا این آخرین حرفی بود که انتظار داشتم ازت بشنوم
چارهای ندارم
میمیری
نمیشه کشتشون
،اگر به چنین چیزی باور داشتی این پرچم دزدان دریایی
همچنان توی خونهت نبود
یه راه امن به اونجا پیدا کردم
هیچ راه امنی نداره
...همهی نقشهها
.و همهی مسیرها رو بلدم پیاده، دو روز راهه
غیرممکنه که کل مدت رو بالای خط بمونی
دستگاه هانتر
آخرین فیلترش مصرف شد
توی بیمارستانِ بولدر یه جعبه ازش هست
ولی اگر نرم، هانتر میمیره
احتمالا اونجا رو غارت کردن
هیچکس وقتِ غارت نداشت
باید کمِ کم، دوازدهبار
بری پایین خط
نمیتونی از دوازدهبار مواجه شدن
با اون موجودات، جون سالم بهدر ببری
تو بردی
شانس آوردم
شانس، استراتژی نیست
شانس بهت کمکی نمیکنه
تو تنها کسی هستی که باهاشون جنگیده و زنده مونده
به مدت سالها روشون تحقیق کردی
این به کمکم میاد - حالا که چی؟ میخوای بگی -
«نینا، یه لطفی بکن. بیا بریم باهم بمیریم»
ولی پارسال معتقد بودی که یه راهی برای کشتنشون پیدا کردی
و فقط کافیه برگردی به آزمایشگاه قدیمیت
واسه همین تارا باهات اومد
من یه راهی به بولدر سراغ دارم
.نقشهبرداری شده کلا دوبار میریم زیر خط
دوبار؟
امکان نداره
داره
معدن کالوی
از کوهستان میگذره
معدن؟
معدن آخه، ویل؟
نقشهت اینه؟
این اساساً تلهی مرگه
شرکتم اونجا یه پروژه بزرگ داشت
همهجاش رو گشتم
اون تونلها رو بلدم
هیچی بلد نیستی
مستاصل شدی
آدمهای مستاصل، کشته میشن
ساعت 8 صبح
بالای کوه کاتیدرال پیک
کی گفته قراره بیام؟
تمام کارهایی که از روز اول اینجا کردی، میگه
اینکه هرشب به فلس لعنتیِ اون ریپر، شلیک میکنی
کل فکر و ذکرت، کشتن این موجوداته
و برای انجامش به یه چیزی نیاز داری که اون پایینه
در این حد بهم مدیونی
بهخاطر تارا
ویل
بولدر، 610 متر زیر خطه
حتی اگر هم برسی
اونجا منتظرت خواهند بود
No comments yet. Be the first to leave one.