The Night Agent

The Night Agent

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 3

معلومات الإصدار

The Night Agent S03E07 Once Upon a Time 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
تعليق من warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 7 The Night Agent 2023 زیرنویس فارسی سریال

الوسوم

webdl
نشرت في: 2026-02-20
تنزيلات: 154
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

رائول زاپاتا و ال‌اف‌اس یه سازمان تروریستی کوچیکن

حالا دوباره برگشتن توی میدون

فکر می‌کنی ممکنه حقوق‌بگیر "بروکر" باشه؟

بذار ببینیم کجا می‌برتش

شناساییش کردیم. اسمش جیکوب مونروئه

تازگی از یه کتاب‌فروشی درب‌وداغون خریده بودنش

اوفلیا. همونی که بهت گفتم تا حالا نرفتم اونجا

من از سرطان نمی‌ترسم. چه بلایی سر جی اومد؟

جی کاملاً زنده‌ست. من... دارم حقیقت رو بهت می‌گم

من هیچ ربطی به ال‌اف‌اس یا حمله به پیما ۱۲ نداشتم

یکی داره سعی می‌کنه جلوی درز کردن خبر رو بگیره

حالا دارن سعی می‌کنن منو بکشن. - پس چرا بهم نگفتی؟

می‌تونستم کمک کنم. - چون بهت اعتماد ندارم

حالا ازم می‌خوای طوری رفتار کنم انگار هیچ‌وقت من و مادرم رو ول نکردی

عملیات مونرو برای سی‌آی‌اِی کجا بود؟

مکزیکو سیتی

اون دخترشه

وقتی برگشتم همه‌چیز رو برات تعریف می‌کنم

من حواسم به ایزابل هست، تو هم مونرو رو بپای

آمارشو دربیار کجا می‌ره و با کی حرف می‌زنه

پس آدمِ توئه که افتاده دنبالش

تو که همین الانشم دهن مایک فونسکا رو بستی

شعار "خدمت بالاتر از همه" فقط شامل کسایی می‌شه که مشتری بانک ما باشن

و اگه بهت خدمتی نکنم

و اگه من، مشتری‌هام یا بانکم رو تهدید کنی

جی رو بهت تحویل می‌دم. جون اون در ازای جون ایزابل

اونم چیزی منتشر نمی‌کنه

الان دیگه این کافی نیست

از این کارت پشیمون می‌شی، فریا

همین امشب تمومش کن. اون خبرنگاره هنوز اولویت اصلیه؟

خبرنگار، افشاگر، مامور و جیکوب مونرو

جی رو پیدا کردم، یه جا حبسش کردن. می‌تونی بیای؟ - آره

خب حالا چی؟ - فکر کنم بهتره به بابات زنگ بزنی

زود اومدی

"آن‌تایم" بودن یعنی پنج دقیقه تاخیر داشتن

باعث افتخارمه که بالاخره می‌بینمتون آقای زاپاتا

این را ببین

یه "گرینگو" فرستادن که اسپانیایی بلده

باید بهت بگم "آقای مونرو"؟

همون جیکوب کفایت می‌کنه

بریم؟

فقط بحث آمریکا نیست

مشتری‌های من دارن کارشون رو تو اروپا و آمریکای لاتین گسترش می‌دن

تقاضا داره سر به فلک می‌کشه

تامین‌کننده‌های داخلی‌شون نمی‌تونن نیازشون رو برآورده کنن

واسه همینه که یه وکیلِ خوش‌زبون رو فرستادن

تا کلاه سرم بذاره

که بتونن جنسم رو به قیمت مفت بخرن

و بعدش به سه برابر قیمت بفروشن

قربان، بهتون اطمینان می‌دم تنها دلیلی که اینجام

اینیه که موکلم معتقده

همکاری با شرکت "حلال‌ها و صابون‌های زاپاتا"

یه فرصت بی‌نظیر به وجود می‌آره

راحت باش، داشتم دستت می‌انداختم

تو صابون ارزون می‌خوای تا به زن‌های سفیدپوست با قیمت بالا بفروشی

منم اگه بخوام به رشدم ادامه بدم، به یه شریک نیاز دارم که پول نقد تزریق کنه

ممکنه مثل پدرم نباشم

ولی اونقدری باهوش هستم که یه معامله دو سر برد رو تشخیص بدم

پس به نظر می‌رسه درست افتادی توی تله‌ی منِ وکیلِ پلید

سوفیا

بیا با این وکیل گرینگو آشنا شو

اونو می‌سپرم به تو

سوفیا دِ لئون، رئیس جدید بخش عملیات

جیکوب مونرو. می‌شناسمت

آمریکایی‌ها تو رو فرستادن تا ما رو محک بزنی، درسته؟

بررسی‌های لازم بخش مهمی از هر معامله‌ایه، مخصوصاً معامله‌ای به این بزرگی

هیچ‌وقت نمی‌شه توی انتخاب شریک بیش از حد محتاط بود

ولی این یه جاده دوطرفه‌ست

شما هم تحت ارزیابی هستین آقای مونرو

و تا اینجای کار چطور بودم؟

هنوز معلوم نیست. ولی وقتی نمره‌ت مشخص بشه بهت خبر می‌دم

جیکوب

بابام قبل از اینکه فوت کنه، اونو استخدام کرد تا من گند نزنم

یا حداقل تلاشش رو بکنه، مگه نه؟

بعضی چیزا غیرممکنه

تا کی توی شهری؟

اگه همه‌چیز خوب پیش بره؟ تا وقتی معامله نهایی بشه

با توجه به ابعاد این کار، اوه، حداقل چند ماه

خب، پس فکر کنم باید به دیدنت این ورا عادت کنم

متاسفانه همین‌طوره. آره

بیا بریم

فعلاً

این سمت جاییه که همه‌چیز رو بسته‌بندی می‌کنن

و اون پشت هم کل بخش تولیده

آره

می‌تونم کمکتون کنم؟ هوم

می‌شه یه مارگاریتا با نمک فلفلی برام بیارین لطفا؟ ممنون

آمریکایی هستی، نه؟

من توی این چیزا حس ششم دارم

خب، چی باعث شده بیای اینور مرز؟

اه، کار. مشاور حقوقی‌ام

یه آمریکایی که توی مکزیک تجارت می‌کنه؟

حتماً کلی کاغذبازی داره. شرط می‌بندم عذابه

اگه اجازه بدین، باید برم یه سری کارها رو تموم کنم

آقای مونرو، بشین

تو کی هستی؟ این مسخره‌بازی‌ها چیه؟

می‌تونی کوستا صدام کنی. و اینم یه پرونده‌ی تحقیق درباره رشوه‌خواریه

تحقیق درباره رشوه‌خواری؟

من یه تاجر قانونمندم

خب، من همین الان با مردی به اسم کارلوس دیاز حرف زدم که می‌تونه خلاف این رو شهادت بده

چی، همون مشاور؟

اون به ما کمک کرد اینجا مستقر بشیم

ولی حداقل یه ساله که باهاش تماسی نداشتم

خب، اون مدارکی رو بهم نشون داد که امضای تو پاش بود

که به شرکتت اجازه می‌داد دویست و پنجاه هزار دلار براش واریز کنه

و جالب اینجاست که سر اون پول از دفتر شهردار دراومد

ممنونم

شرکت‌های آمریکایی از دیاز برای حل‌وفصل کاغذبازی‌های اینجا کمک می‌گیرن

اگه داری می‌گی روش‌های اون... - روش‌های اون رشوه‌ست، جیکوب

و باورم نمی‌شه آدم باهوشی مثل تو

نتونسته باشه این‌ها رو به هم ربط بده

که این یعنی تو توی چندین فقره جنایت شریکی

مسخره‌ست

خب، مطمئنم می‌تونم یه قاضی مکزیکی پیدا کنم که خلاف این رو فکر کنه

چی، می‌خوای ازم باج‌خواهی کنی؟ - نه

می‌خوام بهت یه پیشنهاد کاری بدم

فقط دوست دارم مذاکراتم رو از موضع قدرت شروع کنم

ببین، سازمان من دلایلی داره که باور کنه

رفیق جدیدت، رائول زاپاتا، زیاد هم طبق قانون عمل نمی‌کنه

تو قراره به من کمک کنی ثابتش کنم

وگرنه یه زنگ می‌زنم

و تو پنج تا هشت سال آینده رو توی یه زندان مکزیکی می‌گذرونی

که خب

خب... اصلاً شبیه اینجا نیست

من آمریکایی‌ام. می‌رم سفارت

دولت آمریکا، جیکوب. رفیق

فکر می‌کنی سازمان من کیه؟

سی‌آی‌اِی؟

دیدی؟

تو باهوشی

وقتی یه کم به خودت زحمت بدی

به تیم خوش اومدی

باهات تماس می‌گیرم

شما با ایزابل د لئون از نشریه "فایننشال رجیستر" تماس گرفتین

پیغام بذارین

دورهام بود

مامورای فدرال پشت درِ خونه‌شن

اون تا جایی که بتونه وقت‌کشی می‌کنه

ولی اونا همین الانشم برای شش تا از کسب‌وکارهات حکم دارن

در مورد تراست‌ها چی؟

می‌گه فقط مسئله زمانه

ایزابل

حالت خوبه؟

آره، خوبم

خدا رو شکر. کجایی؟

بیمارستانم. - صدمه دیدی؟

نه، ولی "جی" چرا. اما حالش خوب می‌شه

اوه

گوش کن، من... می‌تونم همه‌چیز رو توضیح بدم

ولی باید بدونی که من هیچ‌وقت عمداً تو رو توی خطر نمی‌انداختم

بگو آره. بذار فکر کنه که من... - تو دست از دروغ و دغل‌بازی برنمی‌داری

خسته شدم از بس منو بی‌خبر گذاشتی. من دیگه بچه نیستم

من پدرتم

دارم سعی می‌کنم آدم بهتری بشم

فقط

یه فرصتِ آخر بهم بده

خیلی خب

یه لوکیشن توی "ترایبکا" برات می‌فرستم. یه ساعت دیگه اونجا باش

اه، اونجا می‌بینمت

مراقب خودت باش

تو هم همین‌طوره

ببین، یه تیم مستقر می‌کنیم. این دفعه دیگه نمی‌تونه در بره، باشه؟

خوبه

گوش کن، مطمئنی می‌خوای وارد این قضایا بشی؟

منظورم اینه که می‌تونی دوری کنی. بذار ما انجامش بدیم. مشکلی نیست

اون یه هیولاست، مگه نه؟

هر کاری لازمه بکن

چیه رفیق؟ چته؟

آره، ببخشید

این اواخر درست‌وحسابی نخوابیدم

آره، این شهر آدم رو این‌جوری می‌کنه

به خودت فشار نیار

دیدم که این شهر چطور "گرینگو"های کله‌گنده‌تر از تو رو هم از پا درآورده

سعی‌ام رو می‌کنم

ولی اگه نخواستی سعی کنی، بهم بگو

شاید چیزایی رو نشونت بدم که توی کتاب‌های راهنما نمی‌نویسن

همون‌طور که داشتم می‌گفتم، می‌دونم توی شرایط سختی هستی

ولی باید به رئیس‌هات بگی که درخواست ۳۸ درصد از شرکت

شرکتی که پدرم با همین دست‌های لعنتی‌اش ساخته

داری منو احمق جلوه می‌دی

اجازه دارم شش میلیون دیگه بذارم روش، اگه شما رو ۴۰ توافق کنین

معامله‌ی خوبیه

باید برم. مکتوبش کن تا بعداً حرف بزنیم

داری چیکار می‌کنی؟ - اوه، چقدر خجالت‌آور

اه

فکر می‌کردم اسپانیایی‌م فوله که اومدم اینجا

یعنی، توی دانشگاه واحدِ فرعی‌م بود

ولی بعضی وقتا اصلاً نمی‌فهمم رائول داره چه غلطی می‌گه

واسه همینه که یه سرک کشیدم به

یه سری از یادداشت‌های جلسه تا بفهمم قضیه چیه

خیالت راحت، پیش من امانته

می‌دونی، دانشگاه‌های آمریکا فقط اسپانیاییِ خشک و رسمیِ اسپانیا رو یادت می‌دن

چوریزو، ووزوتروس و این جور چیزا

واسه همینه که همیشه حرف‌های رائول رو نمی‌فهمی

منظورم اینه که اونقدرا هم، اه، بی‌اطلاع نیستم

می‌دونم لهجه‌ی هر کی فرق داره، ولی رائول داشت

یه چیز دیگه می‌گفت

تو این مورد باهات بحث نمی‌کنم

می‌تونم برات یه "هورچاتا" بخرم؟

نه

More Farsi Persian subtitles for The Night Agent

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left