Falling Skies

Falling Skies

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 4

معلومات الإصدار

Falling Skies S04E02 The Eye KILLERS
تعليق من KingAmirk
Translated by King-AmirK || http://forum.free-offline.org

الوسوم

other
نشرت في: 2014-07-02
تنزيلات: 45
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

تيم ترجمه فري آفلاين شما را به ديدن ...داستان مقاومت انسان‌ها در برابر بيگانگان دعوت مي‌کند

!نه، من به اين احتياج دارم

!نه! براي اونه

نه! نه! غذاي کافي !براي اون وجود نداره

!ديگه خسته شدم از دست شما هيولاها

!نه

!نه - !اينطرف! بجنب -

.زود باش. بيا من رو بگير

.بجنب

.اينطرف

خيلي‌خب، اين دفعه .التماس مي‌کنم

.بجنب. زود باش

.خودتي...همون واقعي

اميدوارم اين دفعه .آبجو يادت نرفته باشه

زمان از دستم در رفت .وقتي توي کوچه با خودم روبرو شدم

با خودت؟

ظاهراً من ديگه تنها شبحي نيستم که

.توي خيابون‌هاي شهر زيبامون گشت ميزنه

جدي؟ يکي از کارت تقليد کرده؟

فقط اميدوارم موقع تظاهر کردن به جاي من

.خودشون رو به کُشتن ندن

حالت چطوره؟

بيا به حرف زدن ادامه بديم، باشه؟

چه اطلاعاتي بدست آوردي؟ چيز بدردبخوري هست؟

من نقشه سه چهارم .اين اردوگاه رو کشيدم

ولي نمي‌تونم بفهمم اين "اسکيتر"ها از کجا ميان

.وقتي زنگ خطر نزديک کليسا به صدا درمياد

،هيچ برج نگهباني وجود نداره ،خبري از محل بازرسي نيست

من نمي‌تونم داخل اون .خيابون‌ها رو ببينم

.ما يه منظره هوايي لازم داريم

نه! چي کار داري مي‌کني؟

!نه! نمي‌توني من رو با خودت ببري

چه خبره؟

!اي سوسک‌هاي لعنتي

،وقتي اين قضيه تموم بشه .دمار از روزگارتون درمياد

ما رو از انفرادي انداختن بيرون؟

انگار دارن همه ما رو .توي يه ماهي‌تابه ميندازن

!پدر

هال"؟"

"هال"

حالت خوبه؟

سرهنگ

.اونا نمي‌تونن بلايي سر پدرت بيارن .خودت که مي‌دوني

."تک" - .سلام، پرفسور -

"هال"

چرا شما رو آزاد کردن؟ - .نمي‌دونم -

.يه چيزي عوض شده - يه سري موجودات پرنده -

.بزرگ و سياه به اردوگاه اومدن

.همونايي که شبيه زنبور سرخ هستن

آره. اونا همه بچه‌ها رو .از اردوگاه خارج کردن

.جيني" رو با خودشون بردن" .مي‌ترسم "مت" رو هم گرفته باشن

.نگران نباش. همه اونا رو برمي‌گردونيم .جيني" رو پيدا مي‌کنيم"

.مت" و بعدش "بن" و "لکسي" و "آن" رو پيدا مي‌کنيم"

...بعدش "اشفني"ها رو براي هميشه

اون چيه؟ !همگي بريد عقب

!همگي بريد عقب

با افتخار تقديم مي‌کند «King-AmirK» امـيـرمـهـدي

.بازي‌هاي شما به آخر رسيده

.به اون افسار زدن

انگار يکي از اون بالا .سعي داره پيغامي به ما بده

ديگه خبري از انداختن غذا نيست

تا وقتي اون تروريستي که .اسمش رو گذاشتين "شبح" به ما تسليم کنين

،زندان‌هاي انفرادي رو تخليه کرديم

به بي‌رحم‌ترين مجرمان شما اجازه ميديم با شکار اون

.خودشون رو نجات بدن

،هر کسي که هويت اين شورشي رو برملا کنه .پاداش خواهد گرفت

،هر کسي به اون کمک کنه .اعدام ميشه

.اين يه هشدار نيست

.شبح" رو تحويل بدين"

،اينطور که معلومه .اون اصلاً دوست شما نيست

.انتخاب برعهده شماست

«سقوط آسمان‌ها» قـسـمـت دوم از فـصـل چهارم «چـشـم» تاريخ پخش و ترجمه: 93/04/09

تام"، بگو که نمي‌خواي" !کار احمقانه‌اي انجام بدي

.احمقانه" رو براي من معني کن"

ببين، اين مردم دارن .از گرسنگي تلف ميشن

بدون جيره غذايي .در عرض چند روز مي‌ميرن

.راه‌هاي ديگه‌اي هم براي اين کار وجود داره - چه عالي. مثلاً چي؟ -

."مثلاً "پوپ

.تعقيبش مي‌کنيم .انبارش رو پيدا مي‌کنيم

به نظرت انقدري غذا داره که شکم صدها نفر رو سير کنه؟

،تو که "پوپ" رو مي‌شناسي !انقدري غذا داره که کل ايالت رو سير کنه

.اين يه راه حل دائمي نيست

آره ولي بد هم نيست، مگه نه؟

.يه مقدار زمان به ما ميده

.خوبه. خيلي‌خب

.گوش کن، تو خودت رو تحويل نميدي

.اين گزينه روي ميز نيست فهميدي؟

هال"، تونستي اطلاعات بيشتري بدست بياري"

درباره اينکه "اسکيتر"ها از پشت کليسا از کجا ميان؟

.نه، فعلاً چيزي دستگيرم نشده

يه جوري از اون پشت در ميان

و در کمتر از 17 ثانيه .به ميدان شهر مي‌رسن

...اگه قرار باشه نظرشون رو جلب کنم

.بهتره بفهمي که از کجا ميان

مسير فرار چي؟

.تيم حفاري ما 10 قدم ديگه هم پايين رفتن

.ديوار هنوز هم وجود داره

پس نميشه از زيرش رد بشيم؟

درسته ولي چندتا سنگ بزرگ .مقابل ديوار جنوبي پيدا کرديم

.شايد بتونيم از بالاي اونا رد بشيم

تونستين برق حصار رو قطع کنين؟

اون ژنراتور کوچيک رو .به طرفش پرتاب کرديم

.آب از آب تکون نخور

پس چطوري قراره اين کار رو بکنيم؟

.خب، اون کار رو نمي‌کنيم

خب، براي عملي شدن نقشه .بايد ديوار از بين بره

چيه؟ - .نقشه عوض شده -

بدون مشورت با من نقشه رو عوض کردي؟

.خب، الان دارم بهت ميگم

.نه. نبايد اين اتفاق بيفته

.خب، بايد اتفاق بيفته

ببين، مي‌دونم که فکر مي‌کني

،تمام اين کارها بر عهده توئه

.ولي تو زنداني بودي

.فرماندهي رو به من سپردي

حالا ازت مي‌خوام به من اعتماد کني

وقتي ميگم که به نظرم .راه بهتري بلدم

!اون آب مي‌خواد

.کوله پشتي اون رو دربيار

.وسايلش رو بردارين .بين خودتون تقسيم کنين

.باز هم بخور

!به راه ادامه ميديم

..."آن"

."ما توقف نمي‌کنيم، "آنتوني

،ببين، ما مي‌تونيم تمام روز يا تمام شب حرکت کنيم .ولي نمي‌تونيم هر دوتا کار رو انجام بديم

اشفني"ها دارن از اين جاده‌ها"

بچه‌ها رو به جايي مي‌برن که ،خدا مي‌دونه کجاست

يعني احتمالش زياده که

.دخترم آخر خط باشه

ببين، ما واسه همين !داريم دنبالت ميايم

همه خونواده‌اي دارن که .سعي مي‌کنن پيداشون کنن

من فقط سعي دارم

مانع از دست دادن کسي ديگه .توي اين راه بشم

انتظار داره چقدر به راهش ادامه بده

وقتي داره مدام جيره غذايي خودش رو به اين و اون ميده؟

...بقيه ما داريم از تشنگي تلف ميشيم، نخوا

.از بين بوته‌ها اومد .موجود ديگه‌اي همراهش نديدم

.اون هنوز زنده‌ست

.اجازه بده

.نه. اون مال منه

اون چي کار داره مي‌کنه؟

،يادگيري، تفکر .فرار از دست اونا

اونا چي از جونش مي‌خوان؟

.همه چيز

.به نظرم اونا فکر مي‌کنن که اون خداست

.خوشحالم که اينجايي

لکسي" يکي رو لازم داره که" .حقيقت رو بهش بگه

چه حقيقتي؟

.اون داره مي‌ميره

چي؟

...نه. نه. اون...اون

.به نظر مياد که 21 سالشه .اون به زور يک سالش باشه

.نمي‌تونم جريان رشدش رو درک کنم

.به نظر مياد کاملاً تصادفي باشن

نمي‌دونم تا کِي دوام بياره

وقتي داره با اين سرعت .غيرقابل پيش‌بيني بزرگ ميشه

...دي.اِن.اِي" اون جهش‌يافته‌ست" .بخشي انسان، بخشي بيگانه

...ولي يه چيزي درباره اين ترکيب

.سازواره‌اي رو به وجود آورده که تابحال نديدم

خب...چي کار مي‌خواي بکني؟

.نمي‌دونم

شايد اشتباه باشه .کاري انجام بدم

معجزات طبيعت از ترکيبات .عجيب و غريب نشأت مي‌گيرن

.گاهي اوقات يک به علاوه يک ميشه سه

.تو بايد کمکش کني - .مي‌خوام -

،چند ماه اولي که اينجا بوديم .من از "لکسي" مراقبت مي‌کردم

،ميزان هورمون‌هاي انساني

قند خون و سرعت تکثير سلولي .اون رو زير نظر داشتم

وضعيتش رو ثابت نگه داشتم

در حالي که سعي داشتم ،ناسازگاري سني اون رو درک کنم

.اون هم به من اعتماد داشت

...ولي

...وقتي جلوي اون "مک" رو گرفت و اين قضايا

،تمام اين آدم‌ها دورش جمع شدن

.ديگه نتونستم حتي بهش نزديک بشم

کي جلوت رو مي‌گرفت؟

لوردس" اکيداً دستور داده که" .من رو دور نگه دارن

...ميگه "لکسي" رو ناراحت مي‌کنم

.اينکه من ايمان ندارم

ولي اينطور نيست، درسته؟

آقاي "ميسون"، اتحاد جديد چيه؟

.ما هستيم، رهبر گروه

نسل بعدي که قراره .راه "اشفني"ها رو ادامه بديم

.ما کره زمين و مردمان اون رو نجات ميديم

چطوري اين کار رو مي‌کنين؟

.اول خونواده‌هاي خودمون رو نجات ميديم

چطوري اين کار رو مي‌کنين؟

اونا رو پيدا مي‌کنيم و .زنگ خطر رو به صدا درمياريم

چرا اين کار رو مي‌کنيم؟

.چون اونا رو دوست داريم

."آفرين، آقاي "ميسون .مي‌توني بشيني

"شيلا"

.ازت مي‌خوام که بياي جلو

."آفرين، آقاي "ميسون .نزديک بود گولم بزني

.امروز، روز بسيار خاصي هستش

.شيلا" داره فارغ‌التحصيل ميشه"

"برخي پدر و مادر "شيلا" رو "ياغيان

.يا "تروريست‌ها" خطاب مي‌کنن

برخي بزرگسالان بر روي کره زمين

به قدري درباره دولت‌ها و رهبران بدگمان شدن که

More Farsi Persian subtitles for Falling Skies

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left