Shining Vale

Shining Vale

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 2

معلومات الإصدار

Shining Vale S02E06 720p WEB X265-MiNX
تعليق من Farahnak

الوسوم

web
720p
720
x265
نشرت في: 2023-11-18
تنزيلات: 43
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

‫آنچه گذشت...

‫من دیوونه نیستم!

‫تسخیر شدم!

‫تو همسر و مادر روانی هستی.

‫تو رزماری رو از من بیرون کشیدی.

‫تو دیگه بیمار اینجا نیستی.

‫نباید زیاد فحش بدی،

‫وگرنه می‌فرستنت تیمارستان.

‫نمی‌خوان داستان بگم.

‫یه کار وحشتناک انجام دادن.

‫نزدیک نشو!

‫کسی کتاب رو خونده؟

‫من خوندم، عاشقش شدم.

‫ممنون، مدیر وودکاک،

‫بابت حمایت پر شورتون.

‫چی؟

‫فروش کتاب تو سطح کشور بالا رفته، ‫و این نکته جالبه.

‫یه زن که کتابت رو می‌خونده

‫با تبر شوهرش رو کشته.

‫تستسرون توئه. ‫صفره.

‫خدای من، تری، ‫تستسرون رو بگیر.

‫یه دوست دختر دارم.

‫کلیر نویسنده‌ست.

‫کتاب کلیر چی شد؟

‫فردای مهمونیـت، رفت تو کما.

‫والرید اعتقاد داشت ‫یه اهریمن اینجا زندگی می‌کنه.

‫اینو واسه خوش‌شانسی نگه می‌دارم.

‫خداحافظ، زیبا.

‫لعنتی، عجب جن‌گیر جذابی.

‫اینجا کجاست؟

‫دیزی.

‫جیک، کجایی؟

‫- سلام، مامان. ‫- معذرت می‌خوام.

‫مامان بهتری میشم.

‫دارم تلاش می‌کنم خودم رو بشناسم.

‫من حامله‌ام، تری.

‫شاید قراره بوده پدر بشم.

‫من و پدرتون می‌خوایم ‫این رابطه جواب بده.

‫عزیزم.

‫ترجمه از مـحـمـدعـلـی و امـیـر فـرحـنـاک ‫ :: Amir Farahnak & mml.moh ::

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫سلام.

‫فکر کنم وقتش شده...

‫یه مقدار پودر پروتئین بخریم.

‫فکر کنم وقت اینـم هست که بریم ‫چند دست لباس واست بخریم اندازه‌ات بشه.

‫تی‌شرت گینوره؟

‫نه، فقط دارم عضله میارم.

‫حرفش شد،

‫نظرت چیه این مهمونی رو ببریم طبقه‌ی بالا؟

‫عزیزم، این مهمونی تموم شد.

‫فکر کنم بچه...

‫با گودی دنیا بیاد.

‫این بچه بیماری قلبی می‌گیره.

‫منم پروتئین دوست دارم،

‫ولی جدا میگم، داره زیادی میشه.

‫خب، همه‌اش ویار گوشت دارم

‫فکر کنم بچه یه رگش شیره.

‫همم.

‫خدای من، ‫بازم هشدار که یه زن دیگه

‫بعد از خوندن کتاب من ‫شوهرشو تیکه‌تیکه کرده.

‫بازم هشدار؟ ‫چرا بهم چیزی نگفتی؟

‫گفتم، چهار بار گفتم، ‫و هر بار می‌گفتی:

‫«اوه، گفتی تبر، راست کردم.»

‫خب...

‫فکر می‌کنم کتابم ‫مردم رو دیوونه می‌کنه.

‫نه. ‫فکر می‌کنم خیلی حساس شدی

‫به خاطر هورمون‌هاست.

‫شاید خواننده‌های کتابت ‫تستسرون مصرف می‌کنن.

‫یه مقاله خوندم که خشم ‫عوارض جانبی داروئه.

‫حرفش شد،

‫کِی می‌خوای مصرفو کم کنی؟

‫هر وقت که منِ کیری آماده باشم، پت.

‫چرا...

‫ببخشید.

‫فقط... راستش، ‫الان خیلی انرژی دارم.

‫می‌دونی، فکر می‌کنم ‫واسه بچه هیجان دارم

‫و یه تیکه عضله‌ام.

‫دو تیکه. سه تیکه.

‫وای.

‫سلام عزیزم.

‫گوشت صبحونه...

‫- محبوبتو درست کردم. ‫- وقت ندارم.

‫بازم نوار چسب داریم؟

‫شیر خشک چی؟

‫و شیشه کوچیک خالی هم می‌خوام.

‫راستش، بی خیال... ‫سطل خالی می‌خوام.

‫- خوبی، پهلوون؟ ‫- بی خیال.

‫باید برگردم تو دیوار.

‫خیلی‌خب، ما دوستت داریم.

‫عضو نیرو شبه‌نظامی نشو.

‫فکر می‌کنی حالش خوبه؟

‫آره، فقط تو سنیـه

‫که پسرها توی دیوار قایم میشن و...

‫خدای من. ‫تو رو خدا دختر باش.

‫صبح بخیر.

‫سلام. ‫از کِی اسپرسوخور شدی؟

‫از کی پیرها انقدر بکن‌بکن دارن؟

‫اتفاقا افراد مُسن خیلی سکس فعالی دارن.

‫خانه سالمندان رتبه‌ی اول رو داره

‫واسه اس‌تی‌دی گرفتن.

‫خب، پس لطفا برید همون جا

‫تا من بتونم یه کم بخوابم.

‫یه نفر از دنده چپ بیدار شده.

‫احیانا که کتابمو نخوندی، نه؟

‫من آشغال نمی‌خونم. ‫ازشون بدنیا میام.

‫اوه.

‫تو رو خدا شیر باش.

‫مامانم عجب جنده‌ایه.

‫حالا داره اندازه دو تا جنده غرغر می‌کنه.

‫چیکار می‌کنی؟

‫کتابـتو می‌خونم.

‫کتاب نیست. ‫دفتر خاطراته.

‫توی مدرسه جن‌گیری بهتون یاد ندادن

‫تو وسایل دخترهای نوجوون فضولی نکنید؟

‫خیلی خوبه.

‫نویسنده‌ای؟

‫نه.

‫مامانم نویسنده‌ست، ‫من نیستم.

‫حرفش شد، ‫کِی واتیکان میاد

‫دستگیرش کنه؟

‫همم. اسپرسوهات داره بهتر میشه، خوشگل خانم.

‫باشه، فهمیدم، ‫نمی‌تونی درباره تحقیقات صحبت کنی.

‫ولی گفتم با نامه‌هایی که والری فرستاده،

‫دستیارهای پاپ میگن:

‫«یا مریم مقدس، اون زن روانیه.»

‫والری چندان نگران مادرت نبود.

‫اون بیشتر نگران...

‫یه نفر دیگه بود.

‫- بابام؟ ‫- نه.

‫- جیک؟ ‫- جیک هم نه.

‫خدای من. راکسی.

‫من؟

‫فکر می‌کرد من تسخیر شدم؟

‫نمیشه گفت تسخیر، اما...

‫خب، گفتی دیگه.

‫من نرمال‌ترین آدم این خونه‌ام.

‫گینور، والری نگران تو بود.

‫خب، باید نگران این بود

‫که روی حصار کباب شد.

‫خدای من، من...

‫بهم دروغ گفتی.

‫باورم نمیشه از اول ‫منو زیر نظر داشتی،

‫اونم وقتی پیرزن صد ساله‌ی حامله

‫طبقه پایینه ‫و صبح تا شب سوسیس می‌خوره.

‫- آروم باش خوشگل خانم، چیزه... ‫- به من نگو خوشگل، خب؟

‫و به من نگو آروم باش.

‫می‌دونی چیه؟

‫برو بیرون. برو.

‫اصلا اجازه ندارم ‫کشیش‌ها رو توی اتاقم راه بدم.

‫زود باش جنده.

‫جهت شفاف‌سازی،

‫من جنده‌ام ‫یا تو جنده‌ای؟

‫با دو تاش مشکلی ندارم.

‫با خودم حرف میزنم.

‫- اوه. ‫- سعی می‌کنم روحیه‌مو بالا برم.

‫خب، هر کاری که می‌کنی،

‫داره جواب میده.

‫مثل مانکن‌های ‫فروشگاه لوازم ورزشی شدی.

‫ممنون، لرد.

‫آره، بچه‌ام داره دنیا میاد،

‫و می‌خوام ‫تو بهترین حالت خودم باشم، می‌دونی؟

‫اگه به معنی مصرف ‫یه‌کم تستسرون و هورمون رشد باشه،

‫و یه مقدار شاش اسب مسابقه بخورم، ‫هیچ ایرادی نداره.

‫می‌فهمی چی میگم؟

‫ابدا.

‫چی؟

‫زندگی من تموم شده. ‫فقط منتظرم وقتم برسه.

‫لرد، این‌جوری حرف نزن.

‫تو رویا و امید و جاه‌طلبی داری.

‫توی بهترین شهر آمریکا زندگی می‌کنی.

‫خب منظورم اینه تو...

‫تو فرد رو داری.

‫- آره. ‫و تو....

‫یه دوست دختری داری که تو کماست.

‫- کلیر. ‫- آره.

‫تازه دراومده.

‫- همجنس‌گراست؟ ‫- چی؟

‫نه. نه، نه، نه.

‫دو هفته پیش از کما اومد بیرون.

‫لرد، فوق العاده‌ست.

‫حالا ببینیم.

‫می‌دونی که وقتی از کما میای بیرون چطوریه.

‫نمی‌خوای یه دفعه همه رو ببینی،

‫مخصوصا من رو.

‫خب، می‌دونی چیه، لرد؟

‫اگه من یه دختر بود ‫که از کما دراومده بودم،

‫دلم می‌خواست ‫اولین نفر تو رو ببینم.

‫خفه شو.

‫گوش کن، من تونستم. ‫می‌خوام ببینم تو هم می‌تونی. زود باش.

‫- حواسم هست. ‫- باشه.

‫- خیلی‌خب، بهم کمک کن. ‫- باشه.

More Farsi Persian subtitles for Shining Vale

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left