أول 200 سطر.
آنچه گذشت...
من دیوونه نیستم!
تسخیر شدم!
تو همسر و مادر روانی هستی.
تو رزماری رو از من بیرون کشیدی.
تو دیگه بیمار اینجا نیستی.
نباید زیاد فحش بدی،
وگرنه میفرستنت تیمارستان.
نمیخوان داستان بگم.
یه کار وحشتناک انجام دادن.
نزدیک نشو!
کسی کتاب رو خونده؟
من خوندم، عاشقش شدم.
ممنون، مدیر وودکاک،
بابت حمایت پر شورتون.
چی؟
فروش کتاب تو سطح کشور بالا رفته، و این نکته جالبه.
یه زن که کتابت رو میخونده
با تبر شوهرش رو کشته.
تستسرون توئه. صفره.
خدای من، تری، تستسرون رو بگیر.
یه دوست دختر دارم.
کلیر نویسندهست.
کتاب کلیر چی شد؟
فردای مهمونیـت، رفت تو کما.
والرید اعتقاد داشت یه اهریمن اینجا زندگی میکنه.
اینو واسه خوششانسی نگه میدارم.
خداحافظ، زیبا.
لعنتی، عجب جنگیر جذابی.
اینجا کجاست؟
دیزی.
جیک، کجایی؟
- سلام، مامان. - معذرت میخوام.
مامان بهتری میشم.
دارم تلاش میکنم خودم رو بشناسم.
من حاملهام، تری.
شاید قراره بوده پدر بشم.
من و پدرتون میخوایم این رابطه جواب بده.
عزیزم.
ترجمه از مـحـمـدعـلـی و امـیـر فـرحـنـاک :: Amir Farahnak & mml.moh ::
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
سلام.
فکر کنم وقتش شده...
یه مقدار پودر پروتئین بخریم.
فکر کنم وقت اینـم هست که بریم چند دست لباس واست بخریم اندازهات بشه.
تیشرت گینوره؟
نه، فقط دارم عضله میارم.
حرفش شد،
نظرت چیه این مهمونی رو ببریم طبقهی بالا؟
عزیزم، این مهمونی تموم شد.
فکر کنم بچه...
با گودی دنیا بیاد.
این بچه بیماری قلبی میگیره.
منم پروتئین دوست دارم،
ولی جدا میگم، داره زیادی میشه.
خب، همهاش ویار گوشت دارم
فکر کنم بچه یه رگش شیره.
همم.
خدای من، بازم هشدار که یه زن دیگه
بعد از خوندن کتاب من شوهرشو تیکهتیکه کرده.
بازم هشدار؟ چرا بهم چیزی نگفتی؟
گفتم، چهار بار گفتم، و هر بار میگفتی:
«اوه، گفتی تبر، راست کردم.»
خب...
فکر میکنم کتابم مردم رو دیوونه میکنه.
نه. فکر میکنم خیلی حساس شدی
به خاطر هورمونهاست.
شاید خوانندههای کتابت تستسرون مصرف میکنن.
یه مقاله خوندم که خشم عوارض جانبی داروئه.
حرفش شد،
کِی میخوای مصرفو کم کنی؟
هر وقت که منِ کیری آماده باشم، پت.
چرا...
ببخشید.
فقط... راستش، الان خیلی انرژی دارم.
میدونی، فکر میکنم واسه بچه هیجان دارم
و یه تیکه عضلهام.
دو تیکه. سه تیکه.
وای.
سلام عزیزم.
گوشت صبحونه...
- محبوبتو درست کردم. - وقت ندارم.
بازم نوار چسب داریم؟
شیر خشک چی؟
و شیشه کوچیک خالی هم میخوام.
راستش، بی خیال... سطل خالی میخوام.
- خوبی، پهلوون؟ - بی خیال.
باید برگردم تو دیوار.
خیلیخب، ما دوستت داریم.
عضو نیرو شبهنظامی نشو.
فکر میکنی حالش خوبه؟
آره، فقط تو سنیـه
که پسرها توی دیوار قایم میشن و...
خدای من. تو رو خدا دختر باش.
صبح بخیر.
سلام. از کِی اسپرسوخور شدی؟
از کی پیرها انقدر بکنبکن دارن؟
اتفاقا افراد مُسن خیلی سکس فعالی دارن.
خانه سالمندان رتبهی اول رو داره
واسه استیدی گرفتن.
خب، پس لطفا برید همون جا
تا من بتونم یه کم بخوابم.
یه نفر از دنده چپ بیدار شده.
احیانا که کتابمو نخوندی، نه؟
من آشغال نمیخونم. ازشون بدنیا میام.
اوه.
تو رو خدا شیر باش.
مامانم عجب جندهایه.
حالا داره اندازه دو تا جنده غرغر میکنه.
چیکار میکنی؟
کتابـتو میخونم.
کتاب نیست. دفتر خاطراته.
توی مدرسه جنگیری بهتون یاد ندادن
تو وسایل دخترهای نوجوون فضولی نکنید؟
خیلی خوبه.
نویسندهای؟
نه.
مامانم نویسندهست، من نیستم.
حرفش شد، کِی واتیکان میاد
دستگیرش کنه؟
همم. اسپرسوهات داره بهتر میشه، خوشگل خانم.
باشه، فهمیدم، نمیتونی درباره تحقیقات صحبت کنی.
ولی گفتم با نامههایی که والری فرستاده،
دستیارهای پاپ میگن:
«یا مریم مقدس، اون زن روانیه.»
والری چندان نگران مادرت نبود.
اون بیشتر نگران...
یه نفر دیگه بود.
- بابام؟ - نه.
- جیک؟ - جیک هم نه.
خدای من. راکسی.
من؟
فکر میکرد من تسخیر شدم؟
نمیشه گفت تسخیر، اما...
خب، گفتی دیگه.
من نرمالترین آدم این خونهام.
گینور، والری نگران تو بود.
خب، باید نگران این بود
که روی حصار کباب شد.
خدای من، من...
بهم دروغ گفتی.
باورم نمیشه از اول منو زیر نظر داشتی،
اونم وقتی پیرزن صد سالهی حامله
طبقه پایینه و صبح تا شب سوسیس میخوره.
- آروم باش خوشگل خانم، چیزه... - به من نگو خوشگل، خب؟
و به من نگو آروم باش.
میدونی چیه؟
برو بیرون. برو.
اصلا اجازه ندارم کشیشها رو توی اتاقم راه بدم.
زود باش جنده.
جهت شفافسازی،
من جندهام یا تو جندهای؟
با دو تاش مشکلی ندارم.
با خودم حرف میزنم.
- اوه. - سعی میکنم روحیهمو بالا برم.
خب، هر کاری که میکنی،
داره جواب میده.
مثل مانکنهای فروشگاه لوازم ورزشی شدی.
ممنون، لرد.
آره، بچهام داره دنیا میاد،
و میخوام تو بهترین حالت خودم باشم، میدونی؟
اگه به معنی مصرف یهکم تستسرون و هورمون رشد باشه،
و یه مقدار شاش اسب مسابقه بخورم، هیچ ایرادی نداره.
میفهمی چی میگم؟
ابدا.
چی؟
زندگی من تموم شده. فقط منتظرم وقتم برسه.
لرد، اینجوری حرف نزن.
تو رویا و امید و جاهطلبی داری.
توی بهترین شهر آمریکا زندگی میکنی.
خب منظورم اینه تو...
تو فرد رو داری.
- آره. و تو....
یه دوست دختری داری که تو کماست.
- کلیر. - آره.
تازه دراومده.
- همجنسگراست؟ - چی؟
نه. نه، نه، نه.
دو هفته پیش از کما اومد بیرون.
لرد، فوق العادهست.
حالا ببینیم.
میدونی که وقتی از کما میای بیرون چطوریه.
نمیخوای یه دفعه همه رو ببینی،
مخصوصا من رو.
خب، میدونی چیه، لرد؟
اگه من یه دختر بود که از کما دراومده بودم،
دلم میخواست اولین نفر تو رو ببینم.
خفه شو.
گوش کن، من تونستم. میخوام ببینم تو هم میتونی. زود باش.
- حواسم هست. - باشه.
- خیلیخب، بهم کمک کن. - باشه.
No comments yet. Be the first to leave one.