Zip & Zap and the Captain's Island

Zip & Zap and the Captain's Island

Zipi y Zape y la isla del capitán

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Zipi y Zape y la isla del capitan
Zip & Zap and the Captain's Island (Zipi y Zape y la isla del capitán) 2016
تعليق من Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

الوسوم

bluray
نشرت في: 2024-07-16
تنزيلات: 21
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

اسباب بازي فروشي اميد

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

... سه مرد خردمند عزيز - . نه , نه -

! سه کلاهبردار عزيز

, ما زيپ و زپ هستيم ... بچه هائي که پارسال

. از شما يک توپ فوتبال و يک زيردريائي خواستند ...

, و ما هيچي غير از هداياي عجيب گيرمون نيومد

. صادق باشيم . اين رابطه اينجوري کار نميکنه

. شما سالهاست داريد اوضاع را بهم ميريزيد

. واسه همين ما مجبور شديم يک تصميم واقعا دردناک بگيريم

...ملچير، گاسپار، بالتازار

! شما اخراجيد ..

! بزنيد به جاده , بازنده ها

. اوه , و نگران هديه هاي ما نباشيد

. ما از اونها مراقبت ميکنيم

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

.کريسمس مبارک، داداش کوچولو

ريموت کنترل زيردريائي من کجاست ؟

!هي , اينو ببين ! وسايل آتش بازي

! نگاه کن , يک توپ

اين چيه ؟

. يک خربزه است

! زيپ

نگاه کن من چيکار ميکنم

. يک احمق لنگ

. اون رو بگذار کنار و کمي اسباب پيدا کن

! هي ! برش دار

داري چيکار ميکني ؟ ! پخشش نکن , مغزگوسفندي

! اسباب بازيها رو بردار

! با تمام سرعتي که ميتوني بدو

! بريم

! بدو , بدو

بازي خرابکاران

سرزنش پدر و مادر

. اونطوري آه نکش

حتي اجازه نداريم نفس بکشيم ؟ - . نه -

!شما ميخواهيد ما خفه بشيم تا بميريم

. ادامه بده تا ديگه هيچوقت تلوزيون تماشا نکني

. تو همين الانشم گفتي تلوزيون نبينيم - . پس ديگه دوچرخه خبري نيست -

. قبلا انجامش داديم

اردوي تابستاني هم همينطور ؟ - . آن هم همينطور -

.گرفتم . مجبورشون ميکنيم هرشب ظرف ها رو بشورند

نه , اونها همه ظرفهاي شامم را ميشکنند

واي , ديگه مجازات ديگه اي به ذهنتون نميرسه ؟

.شايد چون بعد از حادثه مغازه اسباب بازي ما همه اونها را داشتيم

.حادثه ؟ به ريختن يک ظرف سوپ ميگن حادثه

. کاري که شما کرديد قطعا بزهکاريه

قطعا چي ؟ - . بيخيال , ما مجرم نيستيم -

. روزنامه گفت هستيد

.خب ، همچنين يكيشون گفت يكي بايد والدينشون رو سرزنش كنه

. تمام تلاش من اين بود كه شما را بالا ببرم

: همونطور كه هميشه گفتند . چيزي كه لايقشي بدست مياري

.دوباره نه ، دلم ميخواست وقتي بچه بوديد شما را ميديدم

. من هيچوقت از والدينم سرپيچي نكردم

صداقت، نجابت و رفتار مناسب

. اينها شعار من بود

. احتمالا رسيديم

به كجا رسيديم ؟ - .آره ، بهمون بگيد والا تا خونه شنا ميكنيم -

.. ما ميخواهيم با

. يك ناشر براي رمان من صحبت كنيم ..

. چقدر هيجان انگيز

ما براي شام برميگرديم ، باشه ؟ - . نه -

. ما چندروزي اينجا ميمونيم

... ما با توجه به آخرين شكست شما تصميم گرفتيم كه شما لايق

.تعطيلات کريسمس نيستيم ...

بدون کريسمس؟ - .توجه داشته باشيد،يك مجازات ديگه -

. شما بدترين پدرومادر جهان هستيد

زيپ و زپ و جزيره كاپيتان

. هرلحظه ميخواد اشكم بريزه

.هروقت خواستي قيل و قال كن چون فكر كنم گم شديم

مسير را دنبال كردي ؟ - . در هر چرخشي -

.شايد نقشه اي كه ناشر فرستاده اشتباهه

.نگران ما نباشيد.ما ترجيح ميديم اينجا گم بشيم تا در چيزهاي بابا

.براي يكبار موافقيم.اينجوري مجبور نيستيم مواظب شما باشيم

. ما بايد شما را بندازيم تو گودال بعدي

. نگاه كنيد ! بالاخره . ميتونيم توي شهر سوال كنيم

. مطمئني ؟ اون جاده حتي توي نقشه نيست

بيخيال ، حس ماجراجوئيت كجا رفته ؟

. من هيچوقت همچين چيزي نداشتم

شهر

فكر ميكني جاده منتهي به شهر را گم كرديم ؟

خانه كودكان

. شبيه يك يتيم خونه است ميشه ازشون بخواهيم بريم داخل ؟

. هي ، اون يارو رو ببين

. يك چتر بردار ، كله سنجاق

. زود برميگردم

چطور ميتونم به آقايون كمك كنم ؟

. بهت گفتم ، اين نقشه اشتباهه . پدرت هم مثل تو لجبازه

. هي ، منو با اون مقايسه نكن

، مامان ، اگه هميشه در مورد همه چيز نگران باشي

. هيچوقت از هيچ چيز لذت نميبري

، بهتره نگران باشي . تا بعدش غافلگير بشي

...حس ماجراجويي

... نميتوني عين ديوانه ها وسط زندگي والس برقصي

. بدون فكركردن به عواقبش ...

. بسيارخوب ، نقشه عوض شد

. ما امشب رو اينجا ميمونيم

مطمئني ؟ - ! نه ، پدر! مزخرفه -

. آروم باش ، ما گم شديم

.و ظاهرا فقط ميتونيم از همون راهي كه اومديم برگرديم

. توي بارون خيلي خطرناكه

ما فردا ميريم ، باشه ؟ - . نه -

. بيا بزنيم به جاده - . " اون گفت " بزنيم -

."بيشتر شبيه " لگد

.رمان من

. متشكرم

.و حتي فكرش رو هم نكن كه با اين بري اون داخل

. لطفا همينجا منتظر بمونيد

،خانم پم، صاحب خانه . به زودي پائين ميان تا به شما خوش آمد بگن

- باشکوهه. - سرده.

. گروه باحاليه

اونها كي هستند ؟

. اگه يك كتاب ميخوندي ، ميدونستي

، كاپيتان نمو ، دكتر جكيل و آقاي هايد

، پيتر پن ، آلن كوآترمن . شرلوك هولمز

... مرد نامرئي . و اون نقاشي ، كاپيتان هوكه

.همه شخصيت هاي بزرگ ادبي هستند

!چقدر کسل کننده

كمي عجيبه ، اينطور نيست ؟

... خانم پم مجموعه کتاب

.شگفت انگيزي دارند ..

.صبر كن تا بقيه مجموعه منو ببيني ، عزيزم

. به همتون خوش آمد ميگم

. من پاملا هستم

يا ، به عنوان مخفف كه اينجا منو مينامند . خانم پم ،

. از ملاقاتتون خوشوقتم

. جيمي اخبار افتضاحي بمن داد ! چقدر تاسف انگيز

.گمشده و هيچ جائي نيست كه بري

... در ابتدا ما - ... خوشبختانه من اينجا هستم -

.براي نجات اين خانواده شاد ..

ميزنيد قدش ؟

! خيلي كند بود . شايد بايد سريعتر از اينها باشيد

. حالا ، بگذار ببينم

... هر كي گرسنشه ، دستش رو

! بياره بالا ...

كس ديگه اي نيست ؟

! گروه پيشرو !به سمت اتاق ناهار خوري

.خانواده،ما امشب مهمان داريم

. عزيزانم ، اينها خانواده من هستند

، خواهر انريكوئتا ، سرپرستشون . و سالومون ، باغبان ما

. شما قبلا با جيمي ملاقات كرديد

- خوشوقتم. - بله.

آنها خيلي شاد و خوش رفتار به نظر ميرسند ، چطور اينكار را كرديد ؟

.متشكرم ، اما من نبايد همچين اعتباري داشته باشم

. بله خانم پم ، بايد داشته باشيد

.خوب، بله، اما فقط به اين دليل كه من به آنها يك خانه دادم

،و در عوض . اونها منو خيلي شاد كردند

.ببينيد ، زندگي با اونها منصف نبوده

. اونها همه از خونه هاشون رونده شدند

... اونها در خانواده هائي با والدين مشكل دار

. متولد شده اند ..

پس هيچكدوم از اونها والدين ندارند ؟ - . خير -

. اما اونها الان خيلي شاد هستند

تعجبي نداره ، هيچكي اعصابشون رو خورد نميكنه - . زپ ، مراقب زبونت باش -

ميدوني چيه ؟ . منهم پدر و مادر نداشتم

، اونها مدت كوتاهي بعد از تولد من فوت كردند . بخاطر همين من تنها بزرگ شدم

... خب ، نه اونجور تنها ، چون جيمي واسه والدينم كار ميكرد

. و مطمئن ميشد من باعث افتخارشون باشم ..

. پس تو توي اين خونه بزرگ شدي - ! آفرين -

برخلاف اين بچه ها ، من اونقدر . خوش شانس بودم كه والدين ثروتمندي داشتم

.. اونقدر ثروتمند

.. اونقدر ثروتمند

! كه اونها را خوردم ..

... چند سال قبل ، تصميم گرفتم شانسم را با پركردن

. اين خونه از بچه هائي كه به خونه احتياج دارند ، امتحان كنم ...

. بچه هاي گمشده

اما يك دختر گمشده هم اونجا بود ، درسته ؟

. يك موقرمز - .آه، بله، درسته -

پي پي كجاست ، خواهر ؟

.احتمالا داره يكي از اون رمانهائي كه دوست داره ميخونه

اون نبايد اينجا باشه تا با بقيه شام بخوره ؟

. عزيزم ، اين خانه بر پايه هماهنگي قانون گذاري شده .من هرگز قوانين را بر کودکان تحميل نميكنم

.كودكي زماني براي آزادي در تجربياته

.بعلاوه ، پي پي دختر كوچولوي منحصر به فرديه

.من سعي كردم محدوديتهائي را بگذارم ، اما با اين دوتا شانسي نداشتيم

.سيستم يتيم خانه شما ، بهتر كار ميكنه

. اون كلمه زشتيه

. ما ترجيح ميديم " خانه كودكي " صداش كنيم

... بعد از همه اينها ، وقتي شما از آستانه ورودي دنياي من عبور ميكنيد

.. براي هميشه قسمتي از ...

. خانواده بزرگ من ميشيد ..

.آقا و همسرشون ميتونند در اتاقشون بخوابند

و پسرها ؟ - . اونها ميتونند بر بال كودكان بخوابند -

.خانه اي با بال ! و ما يك اتاق بدون والدين داريم

. با ادب باشيد

.. من هيچ جنگ بازي در اين اطراف نميخوام يا

. ميمون بازي ، باشه ، بابا . قول ميديم مسخره بازي درنياريم

.دست از شكايت بردار و به اون بچه هاي بدبخت بي پدر و مادر فكر كن

.بچه هاي بيچاره ؟ با خانم پم اونها بليط لاتاري برده اند

. بيائيد اينجا ، طبال ها

، شما يكروزي ما را از دست ميديد . خواهيد ديد

...مامان، خواهش مي کنم ، تمومش كن

. كافيه

، يك بوسه شب بخير دوست داشتني . درد رو ازتون دور ميكنه

. اين يك رازه

نميشه پسرها را واسه شب بخير ببوسم ؟

. عمرا - . باشه، عمرا -

چه خبر،بلوندي ؟

اما ... ؟ - . هيش ، تو اون رو ميترسوني -

كي رو ميترسونم ؟ - . شبح -

Zip & Zap and the Captain's Island subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Zip & Zap and the Captain's Island

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left