أول 200 سطر.
امشب تو کاملاً مال منی، عشقت رو خیلی شیرین ابراز میکنی
امشب نور عشق تو چشماته، آیا فردا هم دوستم خواهی داشت؟
این آخریشه؟ یه گنج
یا فقط یه لحظهست، فردا هم دوستم خواهی داشت؟
باید یکی رو بفرستم اون پایین
خانم حالتون خوبه؟
صدام رو میشنوی؟
یه نفر رو تو چمنزار جنوبی پیدا کردم، فوراً به اورژانس نیاز داریم
دریافت شد، یا عیسی مسیح، چه بلایی سرت اومده؟
خانواده شوهرم، گفتی خانواده شوهرت؟
خانواده شوهرت چی، رفیق؟
هی، هی، هی، با ما بمون
فقط چشمات رو به من بدوز
آروم باش
نفسهای آروم و منظم بکش
اوه، اوه، اوه
افتاد رو زمین
اون برانکارد رو بیارید اینجا
فقط بذاریدش رو برانکارد تا با شمارش من بلندش کنیم
وضعیتش وخیمه
آمادهاید؟
یک، دو، سه
یک، دو
با ما بمون
آوردینش تو؟
آره
این آقا علائم حیاتیش رو چک کرده
میخوام بهش اکسیژن وصل کنم
چه خبره، پسر؟
میخوام مردمکهاش رو چک کنم
ارتوستاتیک
فشار نداره
مردمکها واکنشی نشون نمیدن
بذار نبضش رو چک کنم
نبض نداره
ایست قلبی کرده
ماساژ قلبی رو شروع میکنم
شارژ شد
دویست ژول
آماده
فاصله بگیرید
اورژانس داره یه زن سفیدپوست رو میاره
اواسط تا اواخر دهه بیست سالگیش
تو شوک شدیده
پارگیهای متعدد داره
احتمالاً جای گلوله تو دست چپشه
گلوله از دستش رد شده
نبض
نبض نداره
دوباره ماساژ قلبی میدم
شارژ شد
دویست ژول
فاصله بگیرید
ایست قلبی کرده
ندیدم... ایست قلبی کرده
چکت میکنم
ایست قلبی کرده
دو
سه
سه، دو، یک
محض رضای خدا
مریضی؟
نه، نه، نه
نه
نه
خانم لودوماس؟
من کجام؟
شما تو وولبریِ کنتیکت هستید
بیمارستان سنت جان
چرا به من دستبند زدین؟
خانم لودوماس... من مککالی هستم
اینجا نوشته با الکس لودوماس ازدواج کردید
به هم خورد
من کارآگاه راجر باست هستم
بدجوری تو دردسر افتادین خانم مککالی
شما توسط اداره پلیس وولبری بازداشت شدین
به اتهام آتشسوزی عمدی و قتل
بعد از خاموش کردن آتیش، بقایای دو نفر رو تو خونه پیدا کردن
و لباستون غرق در خون بود
که خون شما نبود
حالا اگه مایلید یه بیانیه بدید
میشه یه سیگار بهم بدی؟
این وضعیت اصلاً براتون خوب تموم نمیشه خانم مککالی
اگه همکاری کنید همه چی خیلی راحتتر پیش میره
ملاقاتی داره
منتظر کسی بودی؟
اوه، لعنتی
نگاش کن
اینجا چیکار میکنی؟
خب، من هنوزم رابط اضطراریتم
پس، بابتش ممنون
شما کی هستی؟
فیث مککالی
تو کی هستی؟
خانوادهشی؟
از نظر بیولوژیکی آره، ما خواهریم ولی خانواده نیستیم
باشه
چند دقیقه بهتون وقت میدم
بعدش میبرمتون اداره
تا اون بیانیه رو بگیرم
چی شده؟
حرفم رو باور نمیکنی
احتمالاً آره، ولی من تا این خرابشده تو کنتیکت رانندگی کردم
پس... اون از کجا پیداش شد؟
منظورت اینه که کجا زندگی میکنم؟
آره
موری هیل
من چلسیام
آره، باحاله
چند وقته تو نیویورک زندگی میکنی؟
18سالم بود که رفتم اونجا
درست مثل تو
و هیچوقت فکر نکردی... گریس، بیخیال
خیلی وقت پیش کاملاً روشن کردی که
علاقهای نداری خواهرم باشی، باشه؟
و این حس دوطرفهست
نیومدم اینجا تجدید دیدار کنیم
آره، منم از دیدنت خوشحالم
حالت چطوره؟
حالم فوقالعادهست
آره؟
آره، واقعاً خوبم
من یه هماهنگکننده شبکههای اجتماعیام
تو یه خونه یه خوابه خفن زندگی میکنم و یه دوستپسر خیلی جذاب به اسم درک دارم
و برای رسیدن بهش مجبور نشدم به الکس لودوماس بدم
همهش رو خودم به دست آوردم
تو از کجا الکس رو میشناسی؟
یه بار تو فروشگاه هولفودز تو خیابون ۲۵ و ۷ با هم دیدمتون
قدبلنده
میتونستی یه چیزی بگی
چرا؟
من جام خوبه
تو آدم منفیبافی هستی
من منفیباف نیستم
و با اینکه ولم کردی... من ولت نکردم
هنوز به ذات خوبِ انسانیت باور دارم
وای خدای من، اگه میدونستی تازه چه بلایی سرم اومده... خب بهم بگو
بهت گفتم که حرفم رو باور نمیکنی
باشه، خوشحالم که حالت خوبه
ولی هیچ تغییری نکردی
من دیگه میرم
امم
فیث، وایسا
بعد از عروسی، الکس بهم گفت باید یه کارت بکشم
و هر بازیای که روش نوشته رو انجام بدم
یه جور مراسم معارفه
که به نظرم عجیب بود
ولی میخواستم از من خوشش بیاد چون قرار بود خانواده جدیدم بشن
بگذریم
قایمموشک به پستم خورد
و یهو همهجا خیلی ساکت شد
چون ظاهراً
اون کارتِ بد بود
و اونا فکر میکردن باید منو برای شیطان قربانی کنن
بهم گفتن میتونم برنده بشم
اگه تا سپیدهدم قایم بمونم
ولی اونا فکر میکردن
اگه من ببرم
اونا میمیرن
هه
برای همین افتادن دنبالم
من
دستم تیر خورد
توسط یه پیشخدمت مثل سگ کتک خوردم
و
شوهرم... بهم چاقو زد
ولی تا سپیدهدم دووم آوردم
من لعنتی برنده شدم
پس
همهشون افتادن مردن؟
نه
منفجر شدن
منفجر شدن
و بعد از اینکه منفجر شدن، یه یارویی رو صندلی نشسته بود
و با سر بهم اشاره کرد
اونی که رو صندلی بود کی بود؟
نمیدونم
ولی بدنش نامرئی بود، پس کاملاً مطمئنم اون
میدونی
تو قطعاً میافتی زندان
آره
آتشبس رو تایید کن
صبح بخیر، آقای دنفورث
خیلی وقت میشه که همو ندیدیم
یه خبرایی دارم
تنهامون بذار
خانواده لودوماس دیگه وجود ندارن
همم
پرنلا
میتونی بچههام رو پیدا کنی؟
البته
به بقیه خبر میدم
صبر کن
همین الان با وکیلام تماس بگیر
باید باهاشون حرف بزنم
ماشا
مجموعه خونههای فرسوده
کلوترنبرگ
شورلا
ول کن اون موهای لعنتی رو کارمن
No comments yet. Be the first to leave one.