أول 200 سطر.
کاراکترها و وقایع داخل این سریال کاملا ساختگی می باشند,
هرگونه شباهت با شخص یا واقع اصلی کاملا تصادفی بوده.
"دفتر"
ارائه ای از وب سایت "سریال باران"
هم اکنون عضو کانال تلگرام ما شوید: SerialbaranTV@
ترمینال غربی
ما میریم داخل پارکنینگ ممکنه قطع بشه.
آنتن موجود نیست.
اره.
نمی خواد ردیابیش کنیم.
اونجا, اون پشت.
برو طبقه اول, گزارش بده و منتظر بمون.
حله. مراقب باش.
مرسی.
میخوای؟ نه, مرسی.
دو تا اسکوتر در حال اومدن سمت شما هستند.
باشه, مرسی.
لعنتی. صبرکن.
خیلی خب. با خودشون بردنش.
آنها "ای86" رو دارن میبرن.
النشتاین؟ جلوم چی هست؟
300 متر دیگه مسیر تنگ میشه.
دارم گمشون میکنم.
چیکار کنم؟ خارج شو.
همین سمت.
بپیچ, داخل منطقه صنعتی.
بعد از سوله ها, بپیچ چپ.
سریع باش.
میتونم آژیر روشن کنم؟ نه, فقط سریع باش.
اگر یه پیرزن رو زیر بگیرم؟
بپیچ چپ, تمرکز کن.
تمرکز کنم؟
تا 400 متر دیگه میتونی به بزرگراه برگردی.
باشه. حله.
300 متر, باشه, کور نیستم.
50 متر.
نباید زیاد دور باشن.
حله, پیداشون کردم.
دوباره دارن انجامش میدن. چی رو؟
پارکینگ 8, منطقه حمل و نقل.
ما وارد شدیم, دارن میرن پایین. شما کجا هستین؟
ما تازه رسیدیم.
برم دنبال اسکوترها؟
نه, پیش گیومه بمون.
دستگاه XB37 سعی به اتصال داره
پذیرفته شد
اسکوتر شما رو پیدا کردم
به نظر میاد براش اس ام اس رسیده.
نمی فرسته.
اس ام اس نیست. بلوتوثه.
باید همین نزدیکی باشه.
ما زیادی دوریم. میرم چک کنم.
وضعیت خوبی داره؟
اره.
با ضمانت؟
دریافت یک فایل
این چیه؟
توی گاراژ
سلام؟
سلام؟
قطع شد.
ببین, باهات تماس می گیرم.
چه قدر؟
پیشنهاد بده؟
به کی؟
سوال اشتباه
من بدون ضمانت انجامش نمیدم.
مزایده تا دو روز دیگه تمام میشه
XB37 قطع شد.
مزایده؟ چه معنی داره؟
میخواد به کس دیگه بفروشش؟
نه, فکر میکنم اون پیشنهاد فروش اطلاعات درباره سیسلون رو میده,
کجاست, دست کیه.
یه لینک برات می فرستم.
بررسی کردم, تصویر یکسان.
قیمت پایه, 140 هزار یورو هست. فقط دو نفر در مزایده هستند.
مشخصه, برای افزایش قیمت هست.
ما SecretSquare هستیم.
در برابر Terrifying (=وحشت زده کردن)
برای وحشت زده, کردن ما هست.
نماینده ما برای حراج در ebay هست.
ما سعی نمی کنیم این بازی رو انجام بدیم.
به رئیس میگم, الجزایری ها اظهار جنگ علیه ما رو دارند.
صبرکن.
اگر سیسلون توسط الجزایری ها گرفته نشده باشه؟
اگر فقط یک الجزایری باشه؟
چرا پیگول اینقدر با احتیاطه؟
چرا تغییر پارکینگ, اسکوتر و بلوتوث؟
اگر سیسلون دست الجزایری ها بود, انها به ما می گفتند.
درسته؟
چرا تماس نگرفتند؟ ما در تماسیم.
چرا باید ناشناس وارد عمل بشن؟
ترسیده که شناسایش کنیم, چرا؟
چه اتفاقی می افته اگر پیگول رو شناسایش کنیم؟
هیچی
پس چرا پنهان کاری؟
اگر شناسایش کنیم, اون تو دردسر می افته.
چرا؟
میتونه براش مشکل ایجاد بشه.
چرا؟
ایا ما براش مشکل ایجاد می کنیم؟
اره.
چه طور؟
با افشا کردنش.
به کی؟ الجزایری ها.
پیگول, پشت انهاست. سیسلون دست الجزایری ها نیست.
خود پیگوله
باید شناسایش کنیم.
دیدم که تاکسی گرفتی.
اره, باید به کاری برسم. اگر بخوای, میتونم خودم ببرمت.
نیاز نیست, ممنون.
تاکسی تو راهه. من اختیار این رو دارم که کنسلش کنم.
اماده اید بریم؟
نیاز ندارم دست های من رو بگیرید.
مطمئنم همینطوره.
اما تا زمانی که ما درباره افرادی که ملاقات می کنید شک داشته باشیم,
باید ازتون بخوام هتل رو بدون همراه ترک نمی کنید.
منظورم, خارج از ساعت کاری شماست.
برات چیزی اوردم.
سوشی دوست داری؟
تنهاتون میزارم.
اگر چیز دیگه ای نیاز داشتید, از گفتنش به ما دریغ نکنید.
ما برای همین اینجا هستیم.
برای ازدواج. اونو از کجا پیدا کردی؟
ژاکت, پیداش نکردم, دزدیدمش.
باهاش چیکار کردی؟
فقط گپی زدیم. همین.
منظورت چیه, گپ زدی؟
چی کار می کنی؟ به تو ربط نداره.
باهاش تماس نگیر. میتونم بهت بگم. اون چه طوره.
داره زود خوب میشه.
شماره ای که با ان تماس گرفتید, در حال حاضر در دسترس نیست.
اگر بره پیش پلیس و رسانه ها رو خبر کنه چی؟
بعدش چی؟
نگران اونش نباش. پیش پلیس نرفته.
نباید زیاد جدی بوده باشه.
یا نمی خواسته به پلیس چیزی بگه.
اگر خواستی بری بیرون, ما رو خبر کن.
و یه ادم درست و حسابی با خودت ببر, نه بزدلی مثل اون.
حتی برادر زادم هم, میتونه اونو بزنه.
از سوشی لذت ببر.
سلام؟
اقای لوفور, یک نفر قصد تماس با شما رو داره.
کیه؟ یک زن.
من اینجا نیستم.
ممنون.
دیسک کمر دارم, نمیتونم حملش کنم.
کمکت می کنم. ممنون.
کجا بزارمش؟ توی دفترم.
اینجا, بزارش اینجا.
بیا بازش کنیم و بطری ها رو پنهان کنیم.
شامپاین؟ عالیه.
برای ماست؟
برای روز جمعه هست.
جشن چی داریم؟
خیلی دلم می خواست به کسی بگم.
اما تا جمعه, یک کلمه هم به کسی چیزی نگی, باشه؟
دارم میرم ایران, رسمی شده. دیروز مرتضوی تماس گرفت.
جدا! اره.
تبریک.
خبر خیلی خوبیه. هیجان زده هستم.
خوش به حالت.
می بینمت. می بینمت.
شامپاین؟
محققان احتمالا حقوقشون از ما بیشتره.
حالا چی کار کنیم؟
منظورت چیه؟
اگر قرار اون رو ببره, تو دردسر بزرگی هستیم.
اون , نه من.
من باید می رفتم ایران, یادته؟
اوپس! ببخشید.
درسته, تو باید بری.
خب, حالا چی کار کنیم؟
نه, تو چی کار کنی؟
اما...
اما چی؟ مادر و پدرت همیشه همراهت نیستن.
میدونم, اما این انتخاب ...
اگر اونجا باشی چی؟
فکر کردی آسان تره؟
خودت باید مشکلات رو حل کنی.
اما اگر توی دردسر بیوفتم, تو کمکم می کنی.
حتما کمکت می کنیم.
7 روز هفته و 24 ساعت شبانه روز همراهت هستیم.
اما فکر کردی می تونیم همه کارها رو انجام بدیم؟
حتی توی پاریس میخوای ما کنارت باشیم.
نه, نمی خوام.
جفت پاهاش رو ناقص نکنی.
سیانید توی قهوش نریزی.
به خانوادش حمله نکنی.
میتونی بهش رشوه بدی, اما به ندرت جواب میده.
اگر مجبور بودی, به فشار متوصل شو. اما رد و نشان فیزیکی بر جای نزاری.
اوه, عزیز.
به نظر میاد میخواد, اشکت در بیاد.
چی کارش کنم؟
تو میتونی.
به همین خاطر انتخاب شدی.
علاوه بر این حقیقت که ساده لوح به نظر میای, به شدت احمق.
درسته.
خیلی خب, میشه بریم.
ممنون.
No comments yet. Be the first to leave one.