أول 200 سطر.
بریم خورات
لعنت بش بابا کارتمو مسدود کرده
صد هزار بات خوبه من برش میدارم
فکر میکنی اگه بابام بفهمه موتوروم رو فروختم عصبانی میشه؟
فکرکنم باید دوباره بخرمش
اگه دوباره میخواییش صد و پنجاه هزار بات بده
بابت نود هزار بات ممنونم
عوضی تقلب کردی
این موتور مال توعه؟
لطفا التماست میکنم بذار موتورم رو پس بگیرم
پس به پام بیفت
بهت گفتم، نه؟
چیزی که مال توعه باید خوب ازش مراقبت کنی
سرویس اتاق ویژه هتل رو براتون اوردم اقا
چرا خدمه هتل پیرهن منو پوشیده؟
اینم جزو سرویس ویژه ست
که لباس بوی خودمو بگیره
یه جورایی معتادش شدی، نه؟
خب، بعد از دیشب کل تنم بوی تو رو میده
خیلی باحاله، نه؟
دیشب؟ دیشب چی؟
فکر کن و دوباره بگو
چیزی نشد دیشب
بعد از پانسمان زخم رفتیم خوابیدیم، همین
پس این از کجا اومده؟
...این
احتمالا نیش پشه ست
نیش پشه؟
چیکار میکنی؟
هی کانگ
گازت میگیرم
کانگ غلغلکم میاد
یه گاز دیگه، گرسنمه
کانگ نه - بذار خونت رو بچشم -
چیه؟
چیزی جا گذاشتی؟
نه
فکر میکردم حالا که تا خورات اومدیم
برم اردوی تیم؟
فکر خوبیه
مربی که قرار نیست دعوات کنه، نه؟
بهتره اینجا دعوام کنه تا تو مدرسه
به علاوه، پیرهنم بوی تو رو میده
این تو زمین بهم سیصد درصد قدرت بیشتر میده
دعا میکنم مربی چپ و راستت رو یکی نکنه
خیلی خب، بریم
بله بابا
فردا بعد از مسابقه برمیگردم
این مسابقه رو بخاطر تو انجام نمیدم
بلکه برای خودمه
مربی
ممنون بهم یه فرصت دیگه دادین
اشکال نداره، میفهمم نوجوونا چطورین
خودمم یه روزی نوجوون بودم، میفهمم
خیلی طولش دادی
فکر کردم دوستمو با خودت بردی خارج کشور
چطور بود؟ ماه عسلت تموم شد
شرط میبندم خیلی شیرین بود، نه؟
ماه عسل؟
ماه عسل و زهرمار
برین مربی الان همتون رو صدا میزنه
برو
تو هم برو سر تمرین
موفق باشین - هنوز جواب ندادی -
برو
کمک میخوای؟
کار دیگه ای نداری؟
نه خانم گینگ دیگه میتونه تنهایی راه بره
گفت برم به کارای دیگه برسم
اونقدری بهت دستمزد میدن که تونستی ساعت لوکس بخری؟
داستانش طولانیه
آقای کونگ مجانی بهم دادش
میخواست بخاطر یه سوء تفاهم معذرت خواهی کنه
میدونی چیه؟
آقای کونگ یه کلکسیون ساعتای لوکس داره
ارزش بعضیاشون نزدیک ده میلیون باته
پولدار بودن عالیه، نه؟
این ماشین فریگین فقط ذره ای از پولشه
کاش منم اونقدر پول داشتم که همچین ماشینی بخرم
آرزو دارم دور دنیا رو بگردم
منم
...میخوای
بری امریکا اره؟
یادمه چقدر به فیلم سریع و خشن علاقه داشتی
میخواستی مثل وین دیزل باشی
!لامصب
چطوری یادت مونده؟
هر چیزی مربوط به تو رو یادمه
انتظار نداشتم تو این شرایط باهات برخورد کنم
حتما از اینطوری دیدن من ناامید شدی
فکر می کردم خیلی فرق کردی
ولی هر چی بیشتر باهات وقت میگذرونم
هرچی بیشتر میبینمت
بیشتر اون نام قدیمی که میخواست ون دیزل شه رو میبینم
همین خوشحالم میکنه
نظرت چیه؟
اگه پولدار شدیم بیا باهم یه سفر دور دنیا بریم
با این اوضاع گمون نکنم حالا حالاها پولدار شیم
ولی باشه
میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
از اینکه ازت خواستم اینجا کار کنی ناراحت نیستی؟
خب، میدونم که نگرانمی
با این کار مشکلی ندارم
...ولی خب
هنوز در این مورد به رئیسم نگفتم
چی؟
...پس تو
...خب
وایستا
کارت رو ول کردی اومدی اینجا و هنوز به رئیست نگفتی ؟
برات دردسر نمیشه؟
امشب
میرم باهاش صحبت کنم
آقای جنگ
...من
خوب موقع اومدی
فلفل رو بیار
این چند روز کجا بودی؟ پیدات نبود
یکم کار داشتم
منو میشناسی، نه؟
از دروغگوها متنفرم
ببخشید
...تصمیم داشتم که
از این کار بیام بیرون
چرا اونوقت؟
من نمیخوام مردمو بکشم
میدونم که بهتون مدیونم
اما نمی تونم این مسیر رو ادامه بدم
پس میخوای ترکم کنی
و بری راننده اون خانواده ثروتمند بشی؟
میدونستین؟
بخاطر اینکه مورد علاقه منی
اجازه میدم بری
بعد از اینکه یه کاری رو برام تموم کردی
فردا برای تشویق کانگ نمیری به خورات؟
میدونی که فردا باید تو جشن تولد فرماندار شرکت کنم
آره، میدونم
فقط پرسیدم ببینم نظرتو تغییر دادی یا نه
پدر و پسر مثل همن
یادته وقتی خودت بچه بودی؟
از دستم عصبانی بودی و چند هفته خونه دوستت موندی
فقط بعد از اینکه برای آشتی پیش قدم شدم، برگشتی خونه
یادمه
اون موقع کله شق و یه دنده بودم
الانم خیلی فرق نکردی
کارتو تموم کن و برو بخواب
منم میرم بخوابم، سرم سنگینه
شب بخیر ،مامان
مامان
چرا تصمیم گرفتی تسلیم شی و باهام آشتی کنی؟
اون موقع خیلی تند باهات حرف زدم
...آدم که بزرگ میشه میفهمه
همیشه صد در صد حق با خودش نیست
مسئله اینه که وقتی اشتباه میکنی، توانایی پذیرشش رو داشته باشی
خوشبختانه
من اینو زود یاد گرفتم
همین
میریم رستورانی که جشن تولد فرماندار برگزار میشه، درسته؟
نه... برنامه عوض شد
میتونی یه لطفی کنی و اینو به دست فرماندار برسونی؟
من با یه ماشین دیگه میگیرم
کجا میرین؟
خورات
کانگ ، تو میتونی
!آقای کانگ، سلام
چی شما رو کشونده اینجا؟
سرم شلوغ نبود،اومدم بازی کانگ رو ببینم
ولی یه پیام از حزبم گرفتم که امروز عصر جلسه دارم
باید زود برم
شما هم فوتبال دوست دارین؟
خیلی خیلی دوست دارم
توی جوونی ورزشکار مدرسه بودم
وقتی تو زمین بودم دخترا دیونه میشدن
جدی؟
کانگ هچ وقت بهم نگفته بود
آره، چون من هیچ وقت بهش نگفتم
می ترسیدم اگه بدونه فشار زیادی رو خودش حس کنه
برای همین اجازه دادم هر کاری دوست داره انجام بده
اما اینجوری باعث شدین احساس بی توجهی کنه
...ببخشید، من
مشکلی نیست، میفهمم
یه چیزی بپرسم؟ - بله -
پسرم دربارم بهت چی گفته؟
اون ناراحته چون شما تشویقش نمیکنین که کاری رو امتحان کنه
احساس بی ارزشی میکنه
حس میکنه که برای هیچچیزی خوب نیست
حتی خشمش رو با قلدری کردن به دانش آموزای دیگه تخلیه میکرد
ولی به حسابش رسیدم
من واقعا پدر بدیم
مطمئنم که شما دلایل خودتونو دارین
این قولیه که به همسرم دادم
قبل از اینکه فوت کنه
چطور پیش رفت؟
بد نبود، تونستم فرماندار رو شخصا ملاقات کنم
نه، منظورم اون موضوع که قرار بود به خاطر آقای جنگ از کارت بیای بیرون، بود
چطور پیش رفت؟
اجازمو گرفتم
ولی گفت به عنوان آخرین وظیفه یه کاری براش انجام بدم
نگو که گفته آدم بکشی
نه
No comments yet. Be the first to leave one.