The Brides of Dracula

The Brides of Dracula

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

The Brides of Dracula 1960 720p BluRay X264-7SinS
تعليق من Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

الوسوم

bluray
نشرت في: 2024-07-01
تنزيلات: 31
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

عروســــهاي دراکـــــــولا

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

... ترانسيلوانيا

... سرزمين جنگل هاي تاريک

.کوه ها و درياچه هاي تيره عميق و تاريک

. زادگاه اصلي جادو و شياطين در اواخر قرن نوزدهم

... کنت دراکولا , پادشاه همه خون آشامها

. مرده ...

... اما پيروان او براي گسترش آئين

.و فساد او در جهان هنوز زنده هستند ...

. خواهش ميکنم , اينقدر تند نريد

. اينقدر تند نريد

آروم , آروم , آروم , باشه ؟

اون چيه ؟

.همونجا بمونيد , صبر کنيد خوشگل هاي من

, هيچي واسه ترس وجود نداره . هيچي نيست که ازش بترسيد

. خدايا , اين يک جسده

. پس شماها يک جسد ديديد

چي شده ؟ چرا ايستادي ؟

فقط يک تنه درخته , خانم دقيقا افتاده وسط جاده

. حالا خانم . ميتونيم به سفرمون ادامه بديم

. زياد وقت نگرفت , خانم . قول ميدم که ديگه زياد تند نرم

حالا , خوشگل هاي من , بيائيد از اينجا بريم , يالا

. تکون بخوريد , هش هش

. شب خوش , خانم

به گراز سريع خوش آمديد , بانو - . ممنون -

, صورت غذاي ما ساده است . اما مطابق ميل شما خواهد بود

جغوربغور داغ , کلم شور .و شراب داغ که مال دره خودمونه

ميخواهيد تنها غذا بخوريد يا در کنار بقيه مسافرين ؟

تنها , اگه واستون فرقي نميکنه , من يک مسافر تنها هستم , پس همراه ديگه اي نميخوام

چي ، شما تنها سفر ميکنيد ؟ - . بله , آکادمي باستين -

از اينجا زياد دور نيست , درسته ؟

.من از پاريس اومدم , اما بايد حداکثر تا فردا به مقصد برسم

, ببينيد , اگه شما تنها مسافرت ميکنيد . بهتره به وسيله تون برگرديد

پسرهاي اسب سوار من خيلي سريع استراحتشون را تموم ميکنن

, منظورم اينه . اون يکوقت اينجا را بدون تو ترک نکنه

اون اينکارو نميکنه , راننده ميدونه من اينجام

... ميدونم , ميدونم , اما اون ميخواهد در اسرع وقت اينجا را ترک کنه

. اوه

. صبر کن

چي گفتم ؟ - . اما اون قصد نداشت اينجا را بدون من ترک کنه -

شما نميدوني چي درسته يا درست نيست - . اين چيزيه که بوده و همه ما ميدونيم

حالا چيکار کنيم ؟

. بسيار خوب , من مجبورم شب را اينجا بگذرونم

. شب ؟ نميتوني , هيچ اتاقي اينجا نيست - اما , پس من چيکار کنم ؟ -

. يوهان , برو به مزرعه تا يک ماشين قرض بگيري

... عجله کن , همين حالا

.همينجا بشين تا من يک چيز خوب بيارم بخوري

. امشب يک چيزي واست گير مياريم

. ما - ... اما -

, ما هيچ اتاقي نداريم . تو بايد اينو درک کني

. بفرمائيد

. اين تو را واسه مسافرت گرم ميکنه

بله , يوهان ؟ - . من ماشين را برگردوندم -

. يالا , وقتي براي از دست دادن نداريم - ... اما -

. يوهان حق داره , تو بايد بري

اون ماشينه که برگشته ؟

. بازش نکن - . مجبورم -

. شراب قرمز

همراهي ميکنيد ؟

... ممنونم , اما - . يک ليوان ديگه بگذار -

. اين توکاژ به خوبي از زمان امپراطوري نگه داشته شده

شرابهاي اين دره واقعا خاص بود که او مينوشيد

. عجب شب گيج کننده اي - بله , اينطور نيست ؟ -

. اميدوارم مجبور نباشي زياد دور بشي

. من در راه آکادمي زنانه بودم

. مدرسه هاي طولاني ؟ ميدونم که اين خوبه

.اما فکر کنم گذشتن ماشين در اينجا , تجاوز از مسير خودشه

... ميترسم اينجا را ترک کنم , ببخشيد

. اما اتفاقاتي که در اين مسير ميفته واسم جالبه ...

من ميتونم اينجا بمونم و ندونم چي در جريانه

, اگه منو ببخشيد . همسر من اشتباه کرد

. اگر بخواهيد , ما يک اتاق داريم

خب خيلي از بدشتين دوره ؟

بله

. من اولين شغلم را بعنوان کارآموز معلمي , در اونجا بدست آوردم

.فردا صبح شروع ميشه , و نميخوام خاطره بد دير رسيدن را به جا بگذارم

. مجبور نيستي ... من نميتونم امشب سفر کنم

. اما فردا صبح زود اونجا ميرسونمت

. در عين حال , شما نميتوني در جائي مانند اينجا باشي

. چاره ديگه اي نيست - . چرا هست -

. من بارونس مينستر هستم

قلعه من بالاي تپه هاست , درست بالاي روستا

خواهش ميکنم ميزباني امشبتون را به من عطا کنيد

. من بيش از حد سپاسگذار خواهم بود - . پس ديگه وقت تلف نکنيم -

. بيا

. شما خيلي مهربان هستيد , بانو- . اصلا اينطور نيست -

... من يک پيرزن تنها هستم که مشتاق به

.. کمک به اشخاص آموزش و پرورشي هستم ...

. که در اينجا چيز خيلي نادريه ...

بگذاريد خودمو معرفي کنم , مادام . اسم من " ماريان دانيل"ه

. ممنونم خانم دانيل

گرتا , اين بانوي جوان شب را با ما ميگذرونه

. مطمئن شو که راحت باشند

. شام تا 10 دقيقه ديگه حاضره ميتوني تا اون موقع حاضر باشي ؟

. بله , بانو

بارونس خيلي مهربان هستند , اما من فکر ميکنم تا حدودي ترسناک هستند

. باورم نميشه منتظر يک مهمان بودند

. منتظر هيچ کس نبودند

بارونس هميشه يک چاپار براي کساني که امکان داره بيايند داره

و من اومدم , درسته ؟

. بله

. ده دقيقه . لطفا بانو را منتظر نگذاريد

. شما بيشترش را در طلوع خواهيد ديد

. مادام منتظر هستند

... گرتا , تو گفتي اون منتظر هيچکس نيست

. منظورم مهمان بود . اما من يک مرد را در بالکن پائيني ديدم

. شبيه يک خدمتکار نبود

. من تنها خدمتکاري هستم که در قصر مينستر باقي مانده ام

. من مطمئنم يک مرد جوان ديدم

مادام منتظر هستند , شما آماده هستيد ؟ - . تقريبا -

شما سوپ ميل نميکنيد ؟

. من اشتهاي خيلي کمي دارم

.گرتا بهم گفت که تو مطمئني يکنفر را در بالکن اتاقت ديدي

.اينطور فکر ميکنم . فکر کنم يک مرد را ديدم . يک مرد جوان

. اينطور فکر ميکنم , اما ظاهرا اشتباه ميکنم - . اشتباه نکردي , تو پسر منو ديدي -

... اما فکر کنم - ... اين چيزي بود که من ميخواستم فکر کني -

که يک پيرزن تنها در اينجا زندگي ميکنه. حالا ميدوني که من تنها نيستم

. من يک پسر دارم

... خواهش ميکنم , نه - . پسر من بيماره -

. خيلي متاسفم

بيماري او آرامش من را در سالهاي اخير نابود کرده

.باورت نميشه , اما ما لحظه هاي شادي در اينجا داشتيم

... رقص ها , شامها

. زندگي - . مطمئنم -

, مردم از سراسر اروپا به اينجا ميامدند ... از جمله پاريس , به مهماني من

. تا اينکه همه چيز خراب شد

او همه چيز را خراب کزد ؟ چطور ؟

... من از معرفي تنها پسرم به دوستانم , صدمه زيادي خوردم

. واسه همين , او را حبس کردم ...

آيا او بيمار روانيه ؟

. من هيچوقت او را نميبينم

. گرتا مراقب اونه

. اون از قديم پرستارشه

شما اصلا او را نميبينيد ؟ - . ديدنش باعث ميشه درد وحشتناکي حس کنم -

... اون اتاق خودش را دور از مکان استراحت قلعه داره

. اون فقط ميتونه از طريق در ، دسترسي داشته ياشه

. اما اين چيزي نيست

... چيزي که حياتيه اينه که تو وجودش را کشف کردي

. و شرايط توضيح داده شد ...

اما بانو ، شما مطمئنيد که اونجا شاده؟

مگه ديوانه ها هم شادي دارند ؟

. مطمئنا شما ميتونيد کاري بکنيد

هيچ دکتري وجود نداره ؟ - دعا ميکنم بميره , هم اون هم خودم -

. حداقل , اميدوارم

. آدمهاي اينجا فکر ميکنند که او مرده

. و منهم اين باور را ترويج ميکنم

ترويج ميکنيد ؟

. ميبينم که مرا قضاوت ميکني , دوست جوان من

. قبل از اينکه حکم بدي , برو بخواب

. من خيلي خسته ام ميتونم شب بخير بگم ؟

. البته , بانو ، شب بخير

... ممنونم . و ميخواهم بگم

خدا بهتون برکت بده ...

. اگه بتونه

. نه , اينکارو نکن

تو کي هستي ؟

تو کي هستي ؟

چرا اينجا اومدي ؟ - . من شما را از پنجره ديدم -

. اومدم تا اگه بتونم کمکتون کنم

کمکم کني ؟

واقعا ؟

بيا اينجا , ميتوني ؟

. نترس , فقط ميخوام ببينمت

. تو خيلي زيبائي

پس اومدي کمکم کني , درسته ؟

, هيچکس نميتونه اينکار بکنه , خانم هيچکس نميتونه

داشتم ميترسيدم نكنه خودتون را از بالكن پرت كنيد

. بهتون اطمينان ميدم اين قصد را داشتم

. من نميتونم

. نزديك شو

. خواهش ميكنم بيا نزديک تر

... ببين ، من

. من نميتونم به تو نزديك بشم

.اما اين غير انسانيه

مادرم فكر نميكنه من انسانم ، اينطور نيست ؟

... حدس ميزنم بهتون گفته من ديوانه ام

. مجبورم بخاطر بقيه ازشون دور بمونم

چرا نخواهند ؟ و چرا نبايد حرفش را باور کنند ؟

. من نميدونم چي را باور كنم - ... ببينيد خانم ، اين قلعه -

... كوه ها ، هكتارهاي جنگل

. حتي دره پائيني ، بمن تعلق داره

. اونها ميراث من هستند . من بارون مينستر هستم

. اما مادر من يك زن بدطينته . شيطاني و حسود

. بگذاريد مردم فكر كنند من مرده ام

.اون ميخواهد فكر كنند قلعه و زمينها به ارث گذاشته شده

. مهم نيست كه اونها چيكار ميكنند

. من نيمه مرده هستم ، در حصار زندگي ميكنم

. شما نبايد اينجوري صحبت كنيد . من قول ميدم كمكتون كنم

. اگه بهم اعتماد كني ، مطمئنم ميتونم

. فقط بهم بگو چيكار كنم ميتوني ... ؟ -

. نميدونم ميتوني كليد اين را پيدا كني

مادرت كجا نگهش ميداره ؟

گرتا ميگفت كليد را در كشو كمد اتاق خودش ميگذاره

. اتاق كناري اونه - . پيداش ميكنم -

ميشه ؟ خطر جدي داره ، ميدوني كه ؟

فكر ميكني جراتش را داري ؟ - . بله ، دارم -

. لرد بارون - . بله -

. من يك كليد پيدا كردم - . خب , بندازش واسه من -

More Farsi Persian subtitles for The Brides of Dracula

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left