أول 200 سطر.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
بله؟
بازرسي دونالدسون چطور پيش ميره؟
تقريبا تمام شده
مرسي
اوه هي، حالت چطوره؟
نه، گفتم بگو حالت چطوره؟
چرا هميشه فکر ميکني خيلي خندهداره؟
چون هست
جويي خيلي بانمک و خندهدار بود
بيخيال، سريال فرندز عالي بود نه؟
منظورت همون برنامهايه که
فقط سفيدپوستان نيويورک توش بودند؟
هرچي
خوب؟
خوب فکر ميکنم تعداد ها يک ذره کمند اماQ3
اما ميخوام چندتا چيزو اونجا عوض کنم
چي؟ نه،نه،نه
نميخواي درباره سفرم ازم بپرسي؟
هي، مگه رفتي؟
من اصلا نفهميدم
اوه، آره رفتم
اين گهو ببين
اوه، لعنت
اونقدر به يک خرس گريزلي نزديک شدي؟
آره
احمقانه است
ميدونم، خيلي باحاله، نيست؟
نه، منظورم اين نيست که به طرز باحالي احمقي
يعني واقعا احمقانه است
اون موجودات ميتونند بکشنت
چي؟ نه
جو، يک جنگل بان هست
و ميدوني کلي سالمون اون دور و برها هستند
اون خرسها اصلا اهميتي نميدند که ما اونجاييم
خدايا، ديدن اون خرسها
اونطوري تو حياتوحش زندگيتو تغيير ميده
خوب، من هيچوقت اين کارو نميکنم
معرکه است
بالا روي سروره؟
بالا و آماده ديده شدن
هي، سوال
نميتوني جوييو مجبور کني مرخصي تعطيلات بگيره؟
يعني، قبل از اينکه کاملا از
زندگي ساقط بشه؟
خوب، کي ميخواد کار تو رو جبران کنه؟
داري ديوونم ميکني، آمليا؟
شايد
اخيرا خيلي تعطيلات گذروندي
يعني حتي نسبت به خودت
هي، اون بيرون خيلي چيزهاي ديدني هست
ما ديگه جوون نميشيم
مخصوصا تو بابابزرگ
واسه تو گفتنش آسونه خانم بيبچه
و مادري نداري که ازش مراقبت کني
خيلي خوب، ميدونيد چيه؟ ميشه تمومش کني؟
طوري با طلاقت برخورد ميکني انگار آخر زندگيته
تا حالا به چشم يک شروع دوباره بهش نگاه کردي؟
چيه؟ ما توي مرحله آخر زندگي جويي نيستيم
الان فقط نمايش دومه
جويي خوبه
جويي به قضاوت آمليا نيازي نداره
خوب اين فقط طوفان جوييه چون خودش درستش کرده
جويي بايد خودشو بيرون بکشه ازش
من مسئول اين بودم که مطمئن بشم
امسال يک فرمت جهاني براي فهرست واژههامون وجود داره
خوب شايد به يکي دو نفر ديگه براي کمک نياز داشته باشم، مرسي
آمليا داره چيکار ميکنه؟
آمليا داره براي جويي يک نامه به کارول مينويسه
چون آمليا ميدونه جو ازش خوشش مياد
آمليا از چي حرف ميزنه؟
آمليا بايد بس کنه
آمليا ميبينه چطوري جويي به وجد مياد وقتي از کارول حرف ميزنه
پس فقط داره به جويي کمک ميکنه که باهاش کنار بياد
جويي به کمک آمليا نيازي نداره
آمليا چطوري اينو ميفرسته؟
جويي واقعا داره ناراحت ميشه
خيلي خوب، جويي بايد آروم بگيره
آمليا بايد بس کنه
باشه، آمليا دو دقيقه ديگه بس ميکنه
وقتي بفهمه چطوري اينو ميفرستند
آمليا، نه،نه
نميدونم
فقط يک سرگيجهاي هست
که هر چند يک بار ميگيرمش
از کي شروع شده؟
نميدونم يک مدتي بعد از مشکل پيدا کردن با همسرم
اوه، طلاق
فکر کنم اين همون واژهايه که دنبالش ميگردي
فقط وقتي اتفاق ميفته که
کسي سعي ميکنه ايميل بهم بزنه يا بدون اينکه از من بپرسه گوشيمو خاموش کنه
اوه، بيخيال
آمليا فقط ميخواست به جويي کمک کنه
ببين، من هنوز آمادگي اين کارو ندارم
که دنبال يک يار جديد بگردم و اين جور چيزها، خيلي خوب؟
اوه، يک استراحتي به من بده
تو بايد اين چرخه عدم وجودو بشکني
جدي ميگم، بيدار شو جو
اگه ميخواي بري بيرون و مردمو ببيني اشکالي نداره
اما بايد توي حيات وحش بري
و جوي درونتو پيدا کني
درون؟
منظورم اينه که من ميرم بيرون
من به سفر گرند کنيون رفتم اينو که يادته؟
آره يادمه
اون تور کوستکو بود که تو رفتي
با والدينت با اتوبوسي که پر از آسيايي بود
توي اتوبوس نشستي و بعد رفتي بيرون تا اون تنگه و
و بعد مکدونالدزو ببيني
اولا بگذار بهت بگم
حداقل
يکي دو نفر اونجا توي اون اتوبوس بودند
که هنوز بازنشسته نشدند خيلي خوب؟
آره، تو يکي از اونها بودي
و دوما، من مثل تو نيستم
دوست ندارم کولمو ببيندم و به يک تنگه دوردست برم
تا گير يک تخته سنگ بيفتم و
مجبور باشم با يک تکه کاغذ دستمو ببرم
چي؟
تازگيها 127 ساعتو تماشا کردي؟
آره
اما منظره اون فيلم
تنگههاي باريک
معرکه بود خيلي خوب؟
آره، باحال بود، خيلي خوب؟
آره بود
آره بود
تو هم حتي اون فيلمو ديدي
و دارم بهت ميگم ميتوني اونو
خيلي خيلي آسون تجربه کني
ميتونم ليستي از چندين مکان بهت بدم
که ميتوني بهشون بري
فقط بايد يک چند دقيقهاي پيادهروي کني
و بعد خودتو توي اون مکانهاي معرکه ميبيني
اونها واقعا ماجراجوييهاي آسوني هستند
چيه؟ از خدمات پارک ملي
کميسيوني چيزي گرفتي؟
راستش واقعا ازش خوشم مياد واقعا ماجراجوييهاي آسوني هستند
خيلي خوب، ميشه لطفا از يک چيز ديگه حرف بزنيم؟
باشه
بهم بگو به چي باور داري
چي؟
يعني هيچ دليلي داري؟
نميدونم، فکر کنم يک تقويم
هرسال از بودجه حيات وجش جهاني بخرم
واقعا؟
اين خيلي قابل تحسينه، جويي
اوه خداي من
اوه جويي کوچولوي عاشق حيوانات
چرا مثل يک آدم عجيب و غريب به انگشتت زل زدي؟
اوه خداي من
مثل اون پيرمرد تر و تميزه اشرافي حرف ميزني
يا اون پيرمرد سفيد پوسته عادي کثيف بود؟
فکر کنم اشرافي
چون اون با ملکه بود
و اون يارو پيرمرد سفيد پوسته گوژپشت
اوه، احتمالا داري به مرد دست راستش فکر ميکني
اون يارو دانشمند ديوونهه
اوه، آره ديگه نميتونم تحمل کنم
چرا فقط استعفا نميدي؟
چي؟
آره يعني تو طبيعتشناس بزرگي
يا راهنماي مسير خوبي چيزي ميشي
چرا براي اون مرد عدد و ارقامو وارد ميکني؟
فکر کنم هيچوقت نميدونستم
چه کار ديگهاي ميخواستم بکنم
آره، هميشه همه بهم گفتند بايد يک کار ايمن
و عملي مثل حسابداري بکنم
چيه؟ تو هم والدين آسيايي داري؟
هان، آره
اوه و پس ميدوني که آستين اون خونه بزرگه رو ميخواست
پس يک جورهايي مجبور شد سر اين کار بره تا بتونيم بگيريمش
منطقي به نظر مياد
آره، فکر کنم مياد
به جز اينکه من هر روز توي خوابگاهم ميشينم و از خودم بدم مياد
خوب، اين که هر روز از خودت بدت بياد خيلي سالم به نظر نميرسه
چرا که نه؟ تو اين کارو ميکني
من از خودم بدم نمياد از کار کردن توي اينجا خوشم مياد
اوه، تو از خودت بدت مياد
فقط نميفهمي اما من ميبينمش
اينجا روح آدمو به ذرههاي کوچيکي خرد ميکنه
خوب، اگه تو اينقدر روشنفکري چرا استعفا نميدي؟
بيشتر براي اينکه تو بيشتر بتوني منو در مورد زندگي آزار بدي
بابابزرگ، حالت خوبه؟
خفه شو
راستش بايد کار کنم
تا بتونم هزينه تمام سفرهاي شگفتانگيزي
که ميرمو بدم
خدايا، من شرط ميبندم تو روي يک مشت پسانداز و
پول تعطيلات نشستي چون بيست و چهار ساعته توي دفتر زندگي ميکني
نه کاملا
تمام اين پولي که قرار بوده روش بشينم
داره خرج خرجي و رهن خونهاي ميشه
که ديگه توش زندگي نميکنم
و خرج مخارج پزشکي براي مامانم ميشه تا بتونه نفس بکشه
اوه، خداي من تو هميشه همينو ميگي
انگار دوست داري توي چاله زندگي نکردن، غلت بخوري
اوه، آره من عاشق اينم که هر روزو صرف
دستور شنيدن از مادر بيگانه مستبدم بکنم
No comments yet. Be the first to leave one.