أول 200 سطر.
تو ناهارت رو نخوردي، مگه نه؟
بهتره برگردم سر کارم اگه از مهلتي که براي ناهار دارم بيشتر بشه
رئيسم عصباني ميشه
چرا به رئيست زنگ نميزني و بهش نميگي
که ميخواي بعد از ظهر رو استراحت کني
به هر حال امروز جمعه اس و خيلي هم گرمه
تو اين بعد از ظهر چيکار ميتونم بکنم؟ باهات بيام به فرودگاه؟
خوب، ما ميتونيم يه خورده تنبلي کنيم و اينجا با هم باشيم
ساعت 3 بعد از ظهره
هتلهايي مثل اين براي تو جذاب نيست
اما وقتي زمانت تموم ميشه
سم، من از بودن با تو در همچين جايي متنفرم
... من در مورد زوجهايي شنيدم که عمدا شب رو
در يک هتل ارزون ميگذرونن
وقتي که ازدواج کرده باشي، ميتوني کارهاي زيادي رو که دوست داري انجام بدي
تو داري مثل دختري حرف ميزني که ازدواج کرده
سم، اين ديگه آخرين باره
براي چي؟ - براي اين -
براي پنهاني ديدن تو پس ما ميتونيم مرموز باشيم
،تو به خاطر سفرهاي شغليت اومدي اينجا
و ما تونستيم از زمانهاي ناهار من استفاده کنيم
کاش نميومدي
به جاش بايد چي کار ميکرديم؟ نامه هاي عاشقانه و غم انگيز براي هم مينوشتيم؟
سم، من بايد برم
من ميتونم هفته بعد بيام پيشت - نه -
حتي اگه فقط به خاطر ديدن تو باشه؟ براي خوردن ناهار؟
ما ميتونيم همديگر رو ببينيم ما حتي ميتونيم با هم شام بخوريم
ولي با احترام
در خانه من، با عکسي از مادرم ... که روي طاقچه است
و در حالي که خواهرم داره به من کمک ميکنه که 3 تا استيک بزرگ رو سرخ کنم
و بعد از خوردن استيک، آيا خواهرت رو براي ديدن فيلم ... بيرون ميفرستيم
و عکس مادرت رو هم به سمت ديوار ميچرخونيم؟
!سم
باشه
مارين، هر وقت که بشه من ميخوام تو رو ببينم
وتحت هر شرايطي، حتي با احترام
احترام گذاشتن تو بوي بي احترامي ميده
من براي اون اينجام. اون نياز به صبر،تعادل و يه کم زحمت داره
در غير اين صورت کار سختي خواهد بود
،ولي اگه بتونم تو رو به همين سادگي ببينم و لمست کنم ديگه به اون اهميت نميدم
من از سختي کشيدن براي آدمهايي که اونجا نيستن خسته شدم
من به خاطر پرداخت بدهيهاي پدرم سختي کشيدم در حالي که اون الان توي قبرشه
من به خاطر پرداخت خرجي همسر سابقم سختي کشيدم ... در حالي که اون الان داره
اون ور دنيا زندگي ميکنه
من هم هزينه پرداختم
،اونا همچنين براي کساني که در اتاقهاي هتل ملاقات ميکنند هزينه پرداخت ميکنن
چند سال ديگه بدهيهاي من پرداخت ميشه
و اگه اون دوباره ازدواج کنه خرجيش قطع ميشه
من حتي يک بار هم ازدواج نکردم - اما زماني که اين کارو انجام بدي، شروع ميکني به تاب خوردن -
سم، بيا با من ازدواج کن
تو ميخواي با من توي يک انبار پشت يک مغازه در فيرويل زندگي کني؟
ما ميتونيم به چيزهاي زيادي بخنديم بذار برات توضيح بدم
وقتي من خرجي زنم رو براش ميفرستم تو ميتوني پشت تمبرها رو ليس بزني
من اين کارو ميکنم
تو ميخواي اين رو جدا کني، بري بيرون و خودت رو يک آدم در دسترس پيدا کني؟
دارم بهش فکر ميکنم
چه جوري ميتوني به همچين چيزي فکر کني؟
هواپيمات رو از دست ندي - ما ميتونيم با هم بريم، مگه نه؟ -
ممم، من ديرم شده بايد کفشهات رو بپوشي
آقاي لاوري از ناهار برنگشتن؟
ايشون دارن با مردي ناهار ميخورن که داراييهاي خيابون هريس رو خريدن
به همين علت هست که دير کردن شما سردرد دارين؟
خوب ميشه ... سردردها مانند تصميمها هستن
وقتي که آزار و اذيتشون تموم بشه فراموششون ميکني
آسپرين داريد؟ يه چيزهايي دارم ولي آسپرين نه
دکتر مادرم روز عروسيم اونا رو بهم داد
تدي وقتي فهميد که من اين مسکنها رو گرفتم عصباني شد
کسي تماس گرفته؟
تدي باهام تماس گرفت، و مادرم هم زنگ زد تا ببينه تدي باهام تماس گرفته يا نه
اوه، خواهر شما هم تماس گرفت که بگه ... داره براي خريد ميره به توسان
... و تمام آخر هفته رو اونجا خواهد بود
هوا مثل يک شير تازه گرمه
هي، دخترا شما بايد براي رئيستون يک کولر بگيريد
اون امروز از عهده اش برمياد
مارين، از اون سندها براي آقاي کسيدي کپي گرفتي؟
بله، آقا - فردا هم روز خداست دخترم -
اوه... اوه، تو نه دخترم
يک بچه
فردا اون ازدواج ميکنه و از پيش من ميره
من ميخوام که يه نگاهي به بچه ام بندازي
... هيجده سالشه
توي اين سالها هيچ روزي احساس نارضايتي نکرده
بيا تام هواي اتاق من خوب و مناسبه
ميدوني من در مورد حس نارضايتي چيکار ميکنم؟
با پول تعويضش ميکنم
آيا تو ناراضي هستي؟
نه خيلي زياد
من اين خونه رو براي مراسم عروسي دخترم خريدم
چهل هزار دلار قيمتشه
البته اينجوري نميشه خوشحالي رو خريد
فقط ميشه نارضايتي رو دور کرد
من هرگز بيشتر از اون چيزي که توانايي از دست دادنش رو دارم با خودم حمل نميکنم
!بشمرشون - من ميتونم بشمرم -
من نميشمرم اين همون راهيه که من از پولام نگهداري ميکنم
تام، يک معامله نقدي در اين اندازه اغلب غير قانونيه
خب که چي؟ اينا پولاي شخصيه منه
حالا براي توئه - فرض کن ما اون رو توي گاوصندوق بذاريم -
... و صبح دوشنبه زماني که حس خوبي داري
اوه، بحث حس خوب پيش اومد بطريي که گفتي روي ميزت هست کجاست؟
اوه
ميدوني، بعضي وقتا ميتونم دهنم رو ببندم
لاوري، من دارم از تشنگي ميميرم
من حتي نميخوام آخر هفته هم نزديک دفتر کارم باشه
اونو توي گاوصندوق تو بانک بذار دوشنبه يک چک ميگيرم
بله
اون داره باهات لاس ميزنه فکر کنم متوجه حلقه ازدواج من شده
بيا تو
کپي اسناد. اگه از نظر شما ايرادي نداره من دوست دارم بعد از تموم شدن کارم تو بانک برم خونه
... من يه ذره - مستقيم برو به خونت -
... چون من و رئيست داريم ميريم بيرون
و ميخوايم يه کم مست کنيم، باشه؟
البته. حالت بده؟ - فقط يه سردرد -
چيزي که تو ميخواي يه آخر هفته تو لاس وگاسه زمين بازي دنيا
من ميخوام اين آخر هفته رو توي رختخواب باشم متشکرم
نميخواي قرص بخوري؟ اونا سردردت رو خوب ميکنن
نميشه بدبختي رو با قرص تعويض کرد
فکر کنم الان برم بانک و اين پول رو اونجا بذارم بعدش هم برم خونه و بخوابم
... مارين، چه چيزي در دنيا اون بالا داري چيکار ميکني؟
البته که من از ديدن تو خوشحالم هميشه همين طور بوده
اون چيه مارين؟
صبر کن
مثل اين که عجله داريد
من قصد نداشتم که زياد بخوابم تقريبا به خاطر بيخوابي يک حادثه برام اتفاق افتاد
براي همين تصميم گرفتم که ماشين رو کنار جاده نگه دارم - شما همه شب رو اينجا خوابيديد؟ -
بله. همونطور که گفتم نميتونستم چشمهام رو باز نگه دارم
متلهاي زيادي اين اطراف هست ... شما ميتونستيد
منظورم اينه که براي امنيت بيشتر
من نميخواستم همه شب رو بخوابم من فقط ماشين رو کنار جاده نگه داشتم
قانوني رو نقض کردم؟
نه خانوم - پس ميتونم برم؟ -
مشکلي که پيش نيومده؟
البته که نه من طوري عمل ميکنم که انگار مشکلي پيش اومده؟
بايد بگم بله - خواهش ميکنم، من بايد برم -
خوب، هست يا نه؟ - چي هست يا نه؟ -
من به شما گفتم که مشکلي پيش نيومده ... به جز اين که من عجله دارم
و شما داريد وقت من رو ميگيريد
فقط يه لحظه
خواهش ميکنم ماشين رو خاموش کنيد
ميتونم گواهي نامه تون رو ببينم؟
چرا؟ - لطفا -
!يک ثانيه ديگه ميام
من دنبال دردسر نيستم - چي؟ -
يک گفته قديمي هست که ميگه:"اولين مشتري روز "هميشه پر دردسرترينه
ولي من دنبال دردسر نيستم
پس من با عدالت با شما رفتار ميکنم ... شما يک دليل نخواهي داشت
ميتونم ماشينم رو با يکي ديگه تعويض کنم؟ - کاري رو انجام بديد که دنبالش هستيد -
اون ماشين شماست؟
بله. هيچ مشکلي نداره ... فقط
از ديدنش خسته شديد
يک نگاهي اطراف بندازيد و ببينيد کدوم يکي چشمتون رو ميگيره
و من از نظر مکانيکي ماشين شما رو بررسي خواهم کرد
قهوه ميل داريد؟ - ... نه، ممنون. من عجله دارم
و فقط ميخوام که يه تغييري ايجاد کنم
... مردم وقتي که ميخوان ماشين استفاده شده بخرن
نبايد عجله کنن،ولي همانطور که گفتم روز خوبي براي گفتگو کردنه
من ماشين شما رو توي گاراژ اينجا قرار ميدم
اين چيزيه که من براي شما مناسب ميدونم
قيمتش چقدره؟ - برو -
باهاش يه دوري بزن - به نظر خوب مياد -
چقدر بايد علاوه بر ماشينم به شما بدم؟
منظورتون اينه که نميخواين مثل همه يک روز و نيم درباره اش فکر کنين؟
شما عجله داريد، درسته؟ کسي داره تعقيبتون ميکنه؟
البته که نه خواهش ميکنم
خوب، اين اولين باريه که مشتري اينجوري فروشنده رو تحت فشار قرار ميده
... من يه کم خشن برخورد کردم
ماشينتون به علاوه هفتصد دلار
هفتصد دلار - شماها هميشه وقت براي چونه زدن داريد -
قبوله
من اونو برش ميدارم البته بايد ثابت کنيد که ماشين براي شماست
منظورم مدارک خارج از ايالته
فکر کنم مدارک لازم همرام باشه اينجا مکاني براي خانوما هست؟
توي ساختمون
اونطرف
من فکر کنم بهتره اول يه دوري باهاش بزنيد
من نميخوام کسي در مورد چارلي کاليفرنيا کلمه بدي بشنوه
نيازي نيست ... ميتونيم فقط معامله رو انجام بديم
من باهاتون صادق بودم ... مسئله عدم اعتماد به شما نيست
پس چي؟ ... آيا مشکلي درباره
عجولانه تصميم گرفتن هست؟
آيا فکر ميکنين که من ماشينم رو دزديدم؟ - نه خانوم -
باشه بفرماييد داخل
!هي
بذارشون اينجا لطفا
متشکرم
... افسر، اون اولين باري بود
که مشتريي رو ميديدم که انقدر فروشنده رو تحت فشار قرار ميداد
کسي دنبالشه؟
بهتره يه نگاهي به اون ورقها بندازم چارلي
به نظر شما اون زن مشکلي داره؟ - اينجوري به نظر مياد -
چيز جالب اينه که اون 700 دلار به صورت نقد به من داد
بله آقاي لاوري
کارولين. مارين هنوز نيومده؟
نه آقاي لاوري. ولي اون هميشه روزهاي دوشنبه يه ذره دير ميکنه
وقتي اومد خبرم کني
با خواهرش تماس بگيرين هيچ کس توي خونه اش جواب تلفن رو نميده
... من با خواهرش جايي که کار ميکنه تماس گرفتم The Music Makers Music Store...
اون چيزي بيشتر از ما درباره مارين نميدونه
بهتره که بري به خونه اش شايد نميتونه جواب تلفن رو بده
خواهرش داره اين کارو ميکنه اون هم به اندازه ما نگرانه
نه، اطلاعات من ضعيف نيست
No comments yet. Be the first to leave one.