أول 200 سطر.
برج گذر شماره 8 کپی با توئه؟
نگاش کن مثل یه سبزی بی خاصیت میمونه
که توی جنگل رشد میکنه
نمیدونم، شاید
شاید، شاید اصلا بهتره من...
یه شانسی به خودم بدم مغازه خودمو باز کنم
آره، گروه خودتو آماده کن
اره همشونو نیاز دارم
اما اینجوری کل بخش رو حریص کردم
نظر تو چیه؟ فکر میکنی بیان؟
به بخش مهندسی خوش آمدید
خواهشمندیم از محوطه اطراف خود آگاه باشید
بیا تو
دارم از 40 متریت وارد میشم میبینی منو؟
خوش آمدید کارمند، جورج آلمور
روز امن و پرباری داشته باشید
خبر جدیدی داری برام؟
منطقه 19 از طریق منطقه 22
الکترود های فروسرخ هم دارن گاه و بی گاه گرما آزاد میکنن
خیلی خب
خیلی خب، با شمارش من
سه، دو، یک، حالا
حالا اگر کسی ازت خواست که قابلیت ضدبیدخوردگی رو دوباره فعال کنی
شخصا میگی نه
میگی نه و بعد هم میری برای من همبرگر میاری بخورم
زود باش
منم دوست دارم همبرگر بخورم
خیلی خب
بازبینی امروز هم مثل همیشه اس، فقط...
تا وقتی توی کنفرانسیم جلو چشم ها آفتابی نشو باشه؟
صبح بخیر
میخوای تلوزیون تماشا کنی؟
دوباره دیشب همون خواب رو دیدم
خب؟
مثل دفعه پیش بود؟
توی ماشین بودیم داشتیم رانندگی میکردیم
توی ماشین بودیم؟
کجا میرفتیم؟
نمیدونم
فقط داشتیم رانندگی میکردیم
خیلی خب باشه حالا خوب بود یا...
خوب نبود
فقط رانندگی میکردیم
چیز دیگه ای هم یادت میاد؟ هرچی
نه
فقط تو ماشین نشسته بودیم و همه چی از بقلمون رد میشد
قشنگ بود اما وقتی بیدار شدم
- دلم گرفت - آره... خب
رویاها کارشون همینه، میدونی که
میخواد باهات حرف بزنه
جرج
- اون میخواد باهات حرف بزنه - میدونم، میدونم
میدونم، اشمالی نداره ممنون به هرحال
خیلی خب میتونی برای ارزشیابی آمادش کنی؟
مرسی
سلام؟
من همینجام، سلام
سلام
مرد من چطوره؟
میدونی دیگه دلم برات تنگ شده... یه کوچولو
خیلی زیاد
مثل همیشه
منم دلم برات تنگ شده
همچنان نمیری بیرون؟
بی وقفه کار میکنی فقط؟ آره؟
میشناسی منو دیگه
آره، خوب هم میشناسم
هی، خی، جولز؟
جولز، صدامو میشنوی؟
- الو؟ - من همینجام
واقعا امیدوارم حالت خوب باشه
میدونی، اینجا واقعا قشنگه
من همیشه...
نکن اینجوری...
- من دیگه نمیتونم واقعا ادامه بدم - نزن این حرفو
اینجوری باهات در ارتباط بودن...
واقعا خیلی سخته
جولز، گوش کن به من
- متاسفم
حداحافظ جرج
- هی، نکن اینجوری، نکن - دوستت دارم
- زود باش بگو ببینم - چی بگم؟
- پسشون بده - نه
-نه دیگه بدشون دیگه - نمیدم
پسشون بده
نخیر عزیزم راحتم باهاشون وقتی اومدن دست من دیگه مال خودمن
بیخیال دیگه، بذارش رو حالت خودکار
نمیخوام ماشین خودمه، ماشین مائه
میخوام خودم برونمش، ربات نیستم که
پس اصلا این ماشین به چه دردی میخوره اگر قراره خودت برونیش؟
چون داره همین الانشم توسط چیزی که من هیچ نقشی توش نداشتم رونده میشه
اممم... بعنوان کسی که عاشق ربات هاست...
- دوست دارم ربات هارو
اما فقط ربات های خودمو. واسه همین ساختمشون دیگه
جرج، صدای منو میشنوی؟
آره آره، گوشم با توئه
بقیه کجان؟
- فکر میکردم همه بازبینی داریم امروز - کنسله
سرمون خیلی شلوغه، بازبینی امنیتی داریم
فقط هرکاری کردی رو فهرست کن و شرش رو بکن
اگر دیگه هرکاری میکنم رو فهرست نکنم
هیچ کاری از پیش نمی برم
پشتیبانی سیستم امنیتی چطور پیش میره؟
والا، زیاد جالب که نه
هنوز کلی کار داره
تو واقعا فقط تو فکر رقابتی
اوه، فقط تمومش کن بره
یعنی واقعا ضروریه؟ من اونقدر بیکار نیستم که...
خیلی ضروریه
اوتاکو داره خطرناک میشه
یه چندتاشونو فعلا حبس کردیم
به صورت محرمانه البته
به به حالا دیگه آدم دزد هم شدیم؟
کسب و کار و تجارت همینه
اونا هم همین کارو با ما کردن
تسهیلاتمونو مجهز به واکنش مسلحانه کردیم
هیچ بنی بشری حتی نمیدونه اینجا کجا هست
من نیازی به تجهیزات مسلحانه ندارم
نگران ناش جرج، خبرای خوبی برات دارم
هالینز که کلا کناره
رفت کلا
نایب رئیس توسعه داخلی دیگه منم
تو فکر اینم که همه کارا بیاد زیر دستم خودم
نه، نه، نه من قرارداد 3 ساله دارم
نمیتونی همینجوری منو از کار بیکار کنی
اولا که قرارداد 2 سال و نیمه ثانیا اینکه آنچنان کار شاخی هم هنوز ازت ندیدیم.
به جز همون ربات بیریخته
که خیلی هم حیف میشه اگر جواب نده
پروژه ی ربات خونگی خودت در چه حاله، سیمون؟
پروژه ی من تعیین کننده ی آینده ی رباتیکه
برای کم کم 20 سال آینده
تحقیقات ربات های دست ساز آینده ی این شرکت رو تامین نمیکنه
- اوه - اوه بیخیال، جرج
طرح اولیه ی من توی گزینش هلدرمن کلی فروش داشت
- میخوام بگم اون اسباب بازی تو حتی حرف هم نمیزنه
تبریک میگم سیمون عالیه!
تموم شد؟ میخوام انرژی ذخیره کنم
اوه نه باز بحثشو پیش نکش
اصلا نمیشه تو یه خط جداگانه داشته باشی
سوال بی سوال
بحث من انرژی خودمه
اینکار فقط داره وقت منو تلف میکنه
پشتیبانی سیستم های امنیتی رو راست و ریس کن
میخوام اینجا امن باشه
باشه
تماس تلفنی منقطع شد ازش خوشم نمیاد
خیلی هرزه اس
آره حق با توئه
از اون زن های از خود راضی ئه
خودش رو هم خیلی دوست داره
هرچی کمتر از شما دوتا بدونه به نفعمونه
اگر بفهمه، مغزتو میکشه بیرون
و تیکه تیکه اش میکنه
بعد هم میفهمه عجب احمقی بوده که تحقیقات منو زیر سوال برده
چون دیگه نمیتونه تورو سر هم کنه، مگه نه؟
- تو اصلا هم بیریخت نیستی
تیم خودتو راه آماده کن
اره کا تیمم رو نیاز دارم
اینجوری اما کل بخش رو حریص کردم
نظرت چیه؟ فکر میکنی بیان؟
خب، یه جورایی میتونم حساسیتشون رو درک کنم
میدونم پولی که در میارن از کجاست
اه تف تو این محدودیت
اینقدر فیلم نگیر از من بیخیال دیگه، بسه
بیخیال، فیلم نگیر
بیا، بیا بریم یه نوشیدنی بزنیم
بخدا قسم که تو این روحی چیزی هست
خوبی تو؟
خیلی ساکتی
به خاطر خوابیه که دیدی؟
نه
میدونم فقط یه خواب بوده
شماره 10 دست توئه؟
خواهش میکنم
چرا دیگه این آخریا ازم نخواستی توی ورکشاپ هات کمکت کنم؟
پس بحث اینه؟ حوصلت این بیرون با من سر رفته؟
- فکر میکردم ما یه تیم هستیم - معلومه که هستیم
میدونم داری چیکار میکنی
قبلا بحثشو کردیم، باشه؟
کسی قرار نیست جایگزینت بشه
تو یکی دیگه شبیه به من درست کردی
حتی بهتر از من
- متفاوت - بهتر
همونجوری که منم از خواهرم بهترم
فرق میکنه، باشه؟
حالا هم برگرد تو خونه، داری خیس میشی
منم دستم به این سنجه بنده ببینم اصلا به سیستم واکنشی نشون داد یا نه
میدونم میتونی صدامو بشنوی
میذارمت روی حالت خواب زمستانه، خیلی خب؟
عین خوابیدن میمونه.
چیزیت نمیشه، وقتی هم که بیدار شی
من پیشتم که ازت مراقبت کنم
همه چی درست میشه
فاعل شماره 11 داره به من نشون میده چجوری مسابقه قاشق تخم مرغ و برنده شم
شوخی کردم...
چشم به هم بزنی راهت انداختم
چرا بیخیال فیلم برداری نمیشی؟
دارم خط سیر شغلی ات رو ضبط میکنم
به انبار ترابری خوش آمدید
روز امن و پرباری داشته باشید
No comments yet. Be the first to leave one.