أول 200 سطر.
Night of the Demons 2 (1994) .فيلم داراي کلمات مستهجن مي باشد
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
ظاهرا هيچکس خونه نيست
. نبايد اينقدر آسون تسليم بشي , آلبرت
. ما اينهمه راه اومديم . بگذار بريم ببينيم
سلام؟
سلام؟
کسي خونه نيست ؟
ميدوني , فکر کنم هيچکس اينجا زندگي نميکنه
من خيلي متاسفم , قصدم اين نبود تو رو بترسونم
... اوه , خب
ما فکر ميکرديم هيچکس خونه نيست
. اوه
تو اينجا را نگه داشتي ؟
کي , من ؟
. ما با حرفهاي خوبي به اينجا اومديم
متوجه شديد که پايان دنيا داره نزديک ميشه ؟
. بعنوان يک حقيقت , بله
! من ميخواستم يک تکه کيک بخورم
شما دو تا دوست داريد به من ملحق بشيد ؟
. ها , خب , چقدر مهربون
. بله , ممنونم
. چه خونه بزرگي اينجا داريد
. بايد هزينه نگهداريش خيلي زياد باشه
. راستش نه
. اوه , هوم
. خب , اميدوارم گرسنه باشيد
... فکر کنم
. ما از کيک صرفنظر ميکنيم
. اوه , خجالتي نباشيد
! اين غذاي شيطانه
. هوم
شب شيطان ها 2
â(Trademark) من يک جنگجو نيستم â(Trademark)ھ
â(Trademark) اما يک عاشقم â(Trademark)
. اون خيلي خوشگله
. اوه , بچرخ
. خواهش ميکنم بچرخ
! آره , بينگو
. هي , يالا کرت . منم بخاطر نصفش پول دادم
يالا , تو هرشب درگير اونها هستي
. نوبت منه
. شرمنده , متاسفم . فقط مات اونها شده بودم
يا مسيح , پري , تو الان از حمام خارج شدي ؟
اينهمه مدت اونجا چه غلطي ميکردي ؟
باز ميمونت را تکون ميدادي ؟ جق ميزدي؟
. هش , چقدر پرواز ميکني
. تو کسي هستي که دوربين دستشه
â(Trademark) وقتي که من قلبت را بربايم â(Trademark)
â(Trademark)... قلبت را مي ربايم â(Trademark)
لعنتي , کرت , اونها الان چراغ را خاموش ميکنند
. ميتوني فردا سرشب برگردي
. فردا شب برنامه رقصه
که چي ؟
اونها بازم وقتي کارشون تموم بشه , لباسهاشون را در ميارن
.بي بي
.آره
روز بعد از مهموني کلانتر و نماينده هاش رفتن داخل
اونها بچه ها را پيدا کردند يا چيزي که از اونها باقي مونده بود
, بدن هاشون خورد شده بود رنده شده , قاچ شده و تکه شده
. کاملا برشته شده بود
. دارم در مورد دور زمين صحبت ميکنم
! تري
. بستگانشون به سختي تونستند اونها را شناسائي کنند
. اما اونها تونستند
. همه اونها را
. همه اونها بجز آنجلا
آنجلا ؟
. دختري که مهموني را راه انداخته بود
, اونها اون ملک را بارها و بارها گشتند
, از بالا تا پائين
. اما هرگز جسدش را پيدا نکردند
, اونها ميگن به اين خاطره که اون به جهنم سقوط کرده
, جسما و روحا
, و حالا اون سوگلي شيطانه
. روي زانوش نشسته
. اون احتمالا همين الان روي ميخ بزرگ اون نشسته
. چيزهائي هست که تو نبايد در موردشون شوخي کني
. برو به رختخواب , موش
. اسم من "مليسا"ست
. بسيارخوب , مليسا
. برو به رختخواب
. قبل از اينکه دمت را بکنم
, پس اين مکان , خونه رعيتي
هنوزم وجود داره ؟ ...
اوه , آره , دقيقا آخر جاده رعيتي قديمي
هرازگاهي , چند تا بچه جرات رفتن به اونجا را بدست ميارن
بعضي هاشون برميگردند
پافشاري ميکنند که آنجلا هنوز توي اون خونه است
دنبال مهمونهاي گمشده مهمونيش ميگرده
... بعضي ها ادعا کردند که صداي خش خش
... لباس بلند سياه رنگ عروسي اون رو شنيدند ...
. که وسط لکه هاي ديوار حرکت ميکنه ...
, بقيه ادعا ميکنند که خود اون را ديدند
حالا يک شيطان در ميان راهروهاي طولاني تاريک شناوره
. و بعضي ها اصلا برنگشتند
. اوه , صحيح
تو ترسيدي ؟
. اين خواسته توئه
. چراغها خاموش
.موش
. موش , بيدار شو
آنجلا؟
من خواب ميبينم ؟
. نه , خواب نميبيني , لوس
من دقيقا همينجام , ميبيني ؟
! بخند , آبجي
! موش
. بيخيال
. تري
گارد
.کوپه. کوپه
سه قسمت
. ضربه
کيه ؟
. پدر " باب " هستم , خواهر
. بفرمائيد تو
. صبح بخير , خواهر گلوريا
. اوه , صبح بخير
. اميدوارم مزاحمتون نشده باشم
.اوه، نه، نه، نه، نه. بفرمائيد تو
چکار ميتونم براتون بکنم , پدر ؟
...خب , آه , دليلي که اينجا ايستادم اينه که
. ميخواستم در مورد برنامه رقص امشب مدرسه صحبت کنم ...
رقص مدرسه ؟
... بله , فکر کردم ميتونه فرصت بزرگي براي بچه ها باشه
که خب , واسه تنوع هم شده يک برنامه خودداري بگذاريم ...
خودداري ؟
. بله , ميدوني
.. سوزاندن مقداري از شور و اشتياق جواني
... وقتي اين بچه ها درگير رقصيدن هستند ...
.و دادن مسئوليت براي ايجاد شادي خودشان ...
نظرتون چيه ؟
خب , پدر , اين بچه ها دردسرساز هستند
. و والدينشون بخاطر تاديب , اونها را به اينجا فرستادند ...
. نه , خواهر
... نه , خواهر , والدينشون اونها را اينجا فرستادند
.. تا ما به اونها براي سازگاري با ...
فشارهاي جهان امروز کمک کنيم ...
... چيزي که اونها براي مسئوليت نياز دارند , يادگيريه
. انضباط نيست ...
. اما من تا الان , 15 ساله که دارم رقص هالووين را اجرا ميکنم
! دقيقا
حالا , درخواست من وارد کردن يک نيروي تازه بدرون اين بچه هاست
.. وارد کردن ؟پدر ادوارد هرگز نميخواست
پدر ادوارد در سوماليه , خواهر
اگه دوست داشته باشيد , ميتونم ترتيب انتقال شما را به کلينيکش بدم
شما براي مالاريا واکسينه شديد ؟
. سانتاريتا خانه منه , پدر
... خب , پس مطمئنم شما هر تلاشي را انجام ميديد
... تا اون را براي همه ما ...
.از جمله بچه ها , شادتر کنيد ...
ببين , فقط با اونها کار کن , خواهر
اين درخواست زياديه ؟
. هرچي شما بگيد , پدر
. خوبه
. سلام
تو مليسا هستي , درسته ؟
. بله
به رقص ميائي ؟
رقص ؟
. آره , ميدوني , رقص بزرگ هالووين
. شايد اونجا ببينمت
. باورم نميشه موش خواهر آنجلاست
... آره خب , بعد از بيدار شدن با جيغ هاي کابوس شبانه اون
. شايد بالاخره باورت بشه ...
اين کار هر شب اونه ؟
. تقريبا هر شب
. چقدر عجيب
. هي , موش حالش خوبه
. اون فقط اوقات سختي داشته , فقط همين
. اوقات سخت ؟ آره
خب , کي نداشته ؟
. خب , اينو گوش کن
... حدود يکسال پيش والدينش , يک
. کارت هالووين عجيب دريافت ميکنند...
, اون دست ساز و خيلي وحشتناک بوده
.انگار , با حشرات مرده و خون خشک شده تزئين شده بوده ...
. اون واقعا منزجرکننده بوده
بهرحال , توسط آنجلا امضاء شده بوده
. واقعا بهشون سخت گذشته بوده
همه سعي کردند اونها را متقاعد کنند که اين يک شوخي خيلي بد بوده
. اما اونها قسم خوردند که امضاي خود اون بوده
. اون شب , هردوشون خودکشي ميکنند
خودکشي ؟
. بخاطر همين , اون اينجاست
. اون يتيمه
. لعنتي
. اون يک گزينه خيريه است
. شايعات باطل را تموم کنيد
, حقيقت هر چي در مورد مليسا و خانواده اش باشه
... من ازتون ميخواهم در آينده کمي بيشتر
. بهش محبت نشون بديد...
اوضاع بدون بدرفتاري شما , به اندازه کافي براش بد هست ..
. سلام خوشگله
. امشب شب موعوده
. نميتونم صبر کنم
. خوابتو ديدم
خواب ديدي ؟
No comments yet. Be the first to leave one.