Charmed

Charmed

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 8

معلومات الإصدار

Charmed S08E13 Repo Manor 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
تعليق من warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 8 قسمت 13 Charmed زیرنویس فارسی سریال

الوسوم

bluray
نشرت في: 2025-12-22
تنزيلات: 11
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

گوی انرژی

همکاری تیمی عالی بود

منظورت همکاریِ خواهریِ عالی بود

قطعاً داریم توی این کار ماهرتر می‌شیم

خب، باید هم بشیم، چون زمان زیادیه که داریم انجامش می‌دیم

فکر کنم آماده‌ایم. منم همین‌طور

من فکر نمی‌کنم

هنوز یه چیزی کمه. منظورت چیه؟

دیگه چند تا اهریمن رو باید نابود کنیم؟

الان حدود هشت ساله که داریم برای این کار تمرین می‌کنیم

برای من پنج ساله

ولی بازم، روی قدرت‌هاشون مسلط شدیم

روی قدرت‌های فردی‌شون، آره

اما هنوز قدرت جمعی‌شون رو ندارید

قدرتِ سه

و تا وقتی که بهش نرسید

هیچ‌وقت واقعاً نمی‌تونید جایگزین "افسون‌شده‌ها" بشید

کسی این پایین هست؟

یه جعبه‌ی بزرگ و کفش‌های پاشنه‌بلند

کمک لازم دارم

فقط یه لحظه

ببخشید. کمک می‌خوای؟

خب، می‌خواستم

الان فقط یه لحظه زمان می‌خوام

باشه، خب حالا که پیشمی

پایپر، یه جورایی دیرم شده

باید برم مدارک وام رو امضا کنم

و می‌خوام قبل کار یه سری به آپارتمان بزنم

مدارک وام؟

واو، فکر نمی‌کردم این‌قدر سریع پیش بره

آخه می‌دونی، همه‌ش تمرکزم روی برگردوندنِ لئو بوده

آره، می‌دانم

ولی یه لیست از طالع‌بین‌ها و غیب‌گوها درست کردم

و هر کسی که شاید بتونه پیش‌بینی کنه

که برای برگردوندنش باید با کی بجنگیم

عالیه. باشه، اگه چیزی پیدا کردی بهم زنگ بزن

خب، داشتم فکر می‌کردم

داشتم فکر می‌کردم شاید بهتر باشه جیپِ من رو برداری

چون ماشین من خیلی بیشتر از مال تو جا داره

مگه نه؟ درسته

پایپر، مطمئنی با اسباب‌کشیِ من مشکلی نداری؟

آره، معلومه که دارم

منظورم اینه که تا ابد نمی‌تونیم هم‌اتاق بمونیم

خیلی عجیب می‌شه

باشه. خب، من دیگه رفتم

چیکار باید بکنم؟

امشب قراره با هنری برم بیرون

و اون اصلاً حالش خوب نیست

کلیدهای ماشینش رو گم کرده، کیف پولش رو گم کرده

درِ آپارتمانش رو هم به روی خودش قفل کرده

و برای کاری که امشب می‌خوام بکنم، لازم دارم که حالش خوب باشه

در مورد رابطه جنسی که حرف نمی‌زنیم، نه؟

نه، در مورد اون حرف نمی‌زنیم

بالاخره دل و جرئتم رو جمع کردم تا بهش بگم، می‌دونی، بگم که من یه جادوگرم

و حس می‌کنم باید همین امشب این کار رو بکنم وگرنه ممکنه جا بزنم

واقعاً باید بدونم با اون چیزی که هستم مشکلی داره یا نه

تو این موقعیت زیاد بودی، فیبس. نصیحتی داری؟

خب، امیدوار باش غش نکنه

نه، نمی‌دونم

منظورم اینه که خودم توی این کارها موفقیتی نداشتم

فقط آروم‌آروم پیش برو، سعی کن ضربه رو ملایم‌تر کنی

باشه، چطوری؟

شاید با آوردنِ نیروی کمکی؟

شاید از دوست‌های جادوییت بخوای

کمک کنن روز بهتری داشته باشه تا تو هم بتونی شب بهتری داشته باشی؟

مثلاً پری‌ها یا همچین چیزهایی؟

آره، پری‌ها، لپرکان‌ها، هرچی

موفق باشی

فیبس؟

در واقع امیدوار بودم که شاید

قبل رفتنت کمکم کنی لیست رو یکم محدودتر کنم

اوه، پایپر، واقعاً دیرم شده

اوه، باشه. خب، می‌دونی، فقط بحثِ لئوئه دیگه

واقعاً که، بیخیال. فقط یه الهامِ کوچولو می‌خوام

مگه چقدر سخته؟ باشه

دیگه چیکار باید بکنیم تا باورت بشه؟

متقاعد کردنِ من اهمیتی نداره

برای آزاد کردنِ هم‌نوع‌هامون فقط یه فرصت داریم

این رو می‌دونیم، ساوارد

اینم می‌دونیم که یه دلیلی داره

که چرا نژادِ ما قرن‌ها به بردگی گرفته شده

پادشاهِ برده‌دار یه اهریمنِ معمولی نیست

ما فرار کردیم

بله

تا بتونیم با قدرتِ کافی برای نابودی‌ش برگردیم

قدرتی که مطمئن نیستم هنوز به دستش آورده باشیم

ولی ما هشت سالِ گذشته رو صرفِ شبیه‌سازیِ بزرگترین قدرتِ موجود کردیم

قدرتِ افسون‌شده‌ها

و ما نه تنها تمام ابعادِ دانش اون‌ها رو مطالعه کردیم

و اینکه کی هستن

بلکه خون‌مون رو با خونِ جادوییِ اون‌ها آمیخته کردیم

تا قدرتِ اون‌ها، قدرتِ ما بشه

این یعنی ممکنه همین الان هم قدرتِ سه رو داشته باشیم

ولی هنوز نشونش ندادید

توی هیچ تست یا آزمایشی

و این یعنی نداریدش

و باید به دستش بیارید

اگه امیدی به نابودیِ پادشاهِ برده‌دار داریم

باید یه راهی باشه

به گذشته فکر کن

از دانشِ جادوگرها استفاده کن

فیبی یه بار توی بطریِ جن گیر افتاده بود

اگه بتونیم دوباره اونجا گیرش بندازیم

شاید بتونیم به اربابش دستور بدیم، به جن، که بهمون بگه چطوری

فراموشش کن

لئو اون بطری رو سر به نیست کرد

استفاده از شمشیرِ اکس‌کالیبور چی؟

نه، فقط وایت می‌تونه ازش استفاده کنه

باشه، شاید بتونم خودم رو جایِ پِیج جا بزنم

و بزرگان رو گول بزنم تا بهمون کمک کنن

آره جون خودت، انگار جواب میده

ببینم، اصلاً ایده‌ای داری؟

یا فقط می‌خوای تمام ایده‌های ما رو رد کنی؟

حداقلش من ایده‌های احمقانه نمی‌دم

احمقانه؟ هی

تمومش کنید

حداقل رقابتِ خواهر-برادری رو خوب یاد گرفتید

صبر کنید. خانه‌ی عروسکی

اون یه کپیِ جادویی از خانه‌ی اصلیه، نه؟

که اعتقاد بر اینه که خودش به تنهایی جادوییه

اون خونه پایگاهِ قدرتِ جادوگرهاست

نسل‌هاست که این‌طوریه

خب؟

پس اگه بتونیم همه‌شون رو داخلِ خانه‌ی عروسکی حبس کنیم

مثل همون موقع که پایپر گیر افتاده بود

اونوقت قدرتِ سه رو یه جا جمع کردیم

و اگه وقتی اونا توی خانه‌ی عروسکی هستن، ما توی عمارتِ واقعی باشیم

شاید بتونیم قدرتِ سه رو به سمتِ خودمون هدایت کنیم

ممکنه جواب بده

کسی اون بالا هست؟

الو؟

بیلی، داری چیکار می‌کنی؟

دیگه چیکار می‌تونم بکنم؟ هنوز دارم دنبال خواهرم می‌گردم

سعی می‌کنم بفهمم این نماد چه معنی‌ای می‌ده یا به کجا ختم می‌شه

فکر کنم باید شیطانی باشه، نه؟

نه، منظورم اینه که، اگه توی دفتر خاطراتشه

آدم فکر می‌کنه بتونم توی این کتاب چیزی در موردش پیدا کنم، ولی من

بیلی، توی اتاقِ فیبی چیکار می‌کنی؟

اوه، خب، خودش گفت می‌تونم اینجا بمونم

چون خودش دیگه قرار نیست ازش استفاده کنه

مشکلی نداره؟

اوه، آره. حتماً

یعنی، می‌دونی، اگه دیگه قرار نیست ازش استفاده کنه

شاید بهتر باشه این وسایل رو ببرم خوابگاهم

اوه، نه، نه، نه. مسخره نشو

فقط، می‌دونی، کاش خودش یه چیزی می‌گفت، همین

این تخته‌ی احضار روحشه؟

آره، گفت می‌تونم قرضش بگیرم تا سعی کنم با کریستی تماس بگیرم

می‌تونم؟

آره، خب

حتماً، اگه می‌خوای اجاره‌خونه بدی

شوخی کردم

می‌تونم کتاب رو قرض بگیرم؟

هی، کجا رفت؟

سلام. خب، قضیه اینه

این دوستِ... امیدوارم که بشه دوست‌پسرم، هنری

یه مشکل کوچولو پیدا کرده که همه‌ش وسایلش رو گم می‌کنه

مثل کیف پول، کلیدهاش، می‌دونی، از این‌جور چیزها

و، قصد جسارت به شخصیت‌تون رو ندارم

اما شماها به دست‌کجی معروفید

برای همین داشتم فکر می‌کردم اگه می‌شه برید پیش قوم و خویش‌هاتون

و بهشون بگید همه چیز رو برگردونن سر جاش

این کار خیلی بهم کمک می‌کنه

چون واقعاً، واقعاً، واقعاً نیاز دارم امشب تمامِ توجهش به من باشه

ممنونم

پِیج، داری چیکار می‌کنی؟

فقط به توصیه‌ی فیبی عمل می‌کنم

واقعاً عجیب‌ترین اتفاق ممکنه

منظورم اینه که اول کلیدهام توی لباس‌های چرک پیدا شد

بعد یکی از زندانی‌های آزادیِ مشروطم کیف پولم رو پیدا کرد

هنوز همه چیز توشه. عالیه

کلاهِ تیمِ ۴۹ای‌ها، که توی دبیرستان گم کرده بودم، ژاکتِ ورزشی‌م

انگار همه چیز داره پیدا می‌شه، دیوانه‌کننده‌ست

خیلی نامحسوس بود

یعنی خیلی زیاد

خیلی خوش‌شانسی. بعضی‌ها می‌گن جادوییه

آره، نمی‌دونم، ولی هر چی هست غنیمته

خب، خوبه. هنوز برای شام قرارمون سر جاشه؟

چی این‌قدر مهمه که الان نمی‌تونی بهم بگی؟

فقط باید صبر کنی

و امشب همه‌ش رو بشنوی

ساعت هفت خوبه؟

ببین پِیج، فردا پنج تا از زندانی‌های من مصاحبه کاری دارن

همه‌شون ازم خواستن امشب براشون توصیه‌نامه بنویسم

خب، بنویس‌شون

آره، خب، گفتنش از انجام دادنش راحت‌تره

من نویسنده نیستم، پِیج

ولی گوش کن، لطفاً فکر نکن نمی‌خوام باهات بیام بیرون، باشه؟

می‌خوام بیام. فقط کلی کار سرم ریخته

نمی‌خوام ناامیدشون کنم

کسی چه می‌دونه؟ شاید بهم الهام شد

به نظرم باید روش حساب کنی

ساعت ۷ می‌بینمت، هنری

ای موجودِ خلاقیت، خودت را بر من آشکار کن

هی، موز، درسته؟

می‌شه یه لطف بزرگی در حقم بکنی و به دوستم هنری که اون توئه الهام ببخشی؟

واقعاً ممنونت می‌شم

مرسی

فیبی، پایپر پشت خطِ بیست و پنجه

باشه، گرفتم

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left