أول 162 سطر.
مرسی. از ان موریت لذت ببر
البته نمیدونم چطور میشه که برد
سلام استیون - سلام حاجی -
لیو این بابامه، ویلیام بارنت
اوه الان همه چیو دیدم دیگه
تعجب کردی سیاهه نه؟
نه زیپش بازه
واو این بچه ها رو ببین واسه صبح سه شنبه شلوغه
آره یطورایی فروش آتیشیه
ما میذاریم واسه فروش بعد من میرم دبیرستان آژیر خطر آتیش رو میزنم
اگه فروشگاه بازم خوب پیش بره شاید توی آینده پاداش خوبی برات باشه
یا همونطور که دوست دارم بگمش حق فرزند عطف به ماسبق
هی اون پسر خوشگله کیه؟
اوه سلام من رندیم ولی به خودم نمی گفتم خوشگل
من بیشتر گوشه نشین لاغر در عین نرمی هستم
هرچیزی که فی دانوی رو توصیف کنه *خانم فی دانوی بازیگر امریکایی*
خب استیون، تو و فی دانوی آخر هفته چیکاره این؟
اوه خب باشگاه جوانان پوینت پلیس تمیز کاری بزرگ می خواد انجام بده
پس داشتیم میرفتیم اونجا و سمتشون قوطی پرت کنیم
اینو داشته باش
ردیف جلوی کنسرت اریک کلپتن توی شیکاگو؟
این باحال ترین کاریه که ینفر برام انجام داده
نشون دادن دوتا بلیط کنسرت؟
تو نمیری
خب گوش کن، من یه سر اومدم که ببینم میخوای مواظب خونم باشی
میدونی، نامه هارو بیاری، گل هارو آب بدی
به سگم غذا بدی سفید
اسم سگت سفیده؟
نه داشتم با تو حرف میزدم
آره گمونم بتونم
واو آقا من خونه ی بابام می مونم عین بچگی ای هستش که هیچوقت نداشتم
و من اونجا نیستم
مثل بچگی ای که داشتی
خانم فورمن؟
من باید باهات حرف بزنم
من خیلی متاسفم که من و رندی داشتیم توی اتاق اریک همو می بوسیدیم
زشت بود
اوه راستش عزیزم تعجب کردم که وقت داشتی که عذرخواهی کنی
فکر کردم اون بالا باشی و با بقیه ی ویسکانسین لب بگیری
اصلا چرا بیرون از خونه ی خودت داشتی مهر و علاقه نشون میدادی؟
من و کیتی هیچوقت توی جمع همدیگه رو بغل یا بوس نکردیم
تا جایی که به بقیه ی دنیا مربوطه ما کاملا غریبه ایم
نمیخواستم بهت توهین کنم تو همیشه باهام عین یه مادر بودی
مثل وقتی که واسم هات چاکلت درست کردی وقتی که پدر و مادرم بخاطر برف توی کلاب لختی گیر کردن
اوه دانا من نمیذارم یه حادثه ی کوچیک یه دوستی طولانی مدت رو خراب کنه
اوه هی ببین رد
این تخم مرغ یطورایی شبیه کله ی رندیه
و حالا مثل دانا آشغال شده
ترجمه Lil-Soli تنظیم نیما Chester6586
اوه
این آناناس منو یاد دانا میندازه
یکم ترش مزست(جندست)
هی به دخترم لقب نده بمن لقب بده
ولی کاش واقعا ندی
خب فقط نمیدونم چی تو رندی میبینه
اون خیلی دلنشین و خوش برخورده و
همیشه میخواد به بقیه دست یاری برسونه
چه الاغی
خب من ازش خوشم میاد
بهم میگه آقای پی
از کجا این به ذهنش رسید؟
کیتی اگه دانا قراره با یکی قرار بذاره چرا اون نه؟
منظورم اینه اون زرنگه، با ابزار خوب کاری میکنه و از همه مهم تر
هیچوقت سعی نکرده که بهم اصول جدای رو یاد بده
وایستا یه دیقه تو هم از رندی خوشت میاد؟
خب فقط دارم میگم من به اندازه ای که از بقیه ی مردم متنفرم از اون متنفر نیستم
خب تو کلی چیزی دردناک گفتی ولی این بدترینش بود
کیتی
اون دیوونست
این آناناسا خوشمزن
میبینی این خونه ای هستش که میخوام
و میدونم اگه که سخت تلاش کنم میتونم یکی رو پیدا کنم که واسم بخره
آقا این خونه تمیزه
مطمئنی هیچ زنی اینجا زندگی نمیکنه؟
استیون بیخیال. من به یه زن نیاز ندارم که اینجا زندگی کنه تا خونه رو تمیز نگه داره
من کلفت دارم
و اون یه دختر سفید پوسته
و بعد خانم فورمن گفت که تو شبیه یه تخم مرغی
و بعد سر شکستت رو انداخت توی سطل آشغال
خب من خیلی به خودم نمیگرفتم چون یچی رو درباره ی خانم فورمن متوجه شدم
اون دیوانه هستش
اوه ایول! پیتر فرمتن بهت یه گیتار امضا شده داده
میدونی من یه مشت از موش رو دارم و یکی از اونا یه تیکه پوست تهش داره
آره اونو کنار گوش پاک کن مصرف شده لیث گرث نگه میداره
هی من مجبور شدم بخاطر اون یه خدمتکار گروه موسیقی به اسم لری رو ببوسم
خب این از آشپزخونه، این از اتاق حال و اون از بار
به هیچی دست نزنید
نگران نباش من چارچشمی از خونه مراقبت میکنم
هی بچه ها
صندلی توالت گرم میشه
حس خوبی روی صورتم داشت
دادا مراقبت از خونه ی بابات مسئولیت بزرگیه
و میدونم که 500 تا غریبه ای که به مهمونی دعوت کردیم قراره احترامی که در خورش هست رو بهش بدن
عمرا دادا. دابلیو بی بهم اعتماد کرده و من خونش رو به گند نمیکشم
خب زیبایی نقشمون اینه ما برات به گند می کشیمش
اوه هاید نمیخواد باباش رو ناامید کنه
من هایدم و من عاشق بابام هستم و اون عاشقمه
و داریم زمان از دست رفته رو ...جبران میکنیم و
راستش یطورایی احساسات برانگیزه
بیخیال هاید
نمیخوای بفهمی که 500 تا آدم توی اون استخر جا میشن؟
نه، باشه؟ نمیذارم شما مخم رو واسه مهمونی گرفتن بزنید
من کاری در اون حد احمقانه نمی کنم
نگاه، من مثل مرغ می رقصم
از وقتی گفتم از رندی خوشم میاد
کیتی راه میره زندگیم رو واسم جهنم میکنه
از اینجا نمی تونم توصیفش کنم که چقدر بده
خب مجبورت کرد که بیای اینجا و باهام وقت بگذرونی
راه عالی ای واسه توصیفشه
خوشحالم اومدی
اینو تست کن
هوم
مزه خوبی داره
چون از پنج تا پنیر مختلف درست شده
اسمش چیه؟
پنج تا پنیر مختلف
اوه واسه چیز کیک جا نگه دار
خدایا اینجا عالیه
دابلیو بی هیچوقت نمیفهمه که مهمونی گرفتیم
یچیز رو پشت مبل جا گذاشتی
بسلامت
میدونی این همه تمیزکاری یطورایی رضایت بخشه
شرط میبندم که خدمتکارم هیجان زدست که دیگه توی کشورش دکتر نیست
خب من اون شعر سکسی از روی دیوار پاک کردم
نمیدونم ننتاکت کجاست
ولی مرداش حال بهم زنن
من نباید اینجا مهمونی می گرفتم
عجیبه ولی من احساس گناه دارم یطورایی
هیچوقت توی عمرم احساس گناه نداشتم
حتی وقتی که قاضی گفت شما گناه کارید
فکر می کنی اون عجیبه؟
من شلوارم رو در آوردم ولی شورتم نیست
باورت نمیشه ولی
فکر کنم من پوشیدمش
هی گیتار چرا روی زمینه؟
اوه تو آوردیش پایین تا به کون زن ها بزنیش
اسمشو گذاشتی اسپنک هایدی
خب بنظر اوکی میاد
چی میگی؟ نصف شدش
اوه پس باید دیگه بگیم خداحافظ
چون اگه بابام ببینه ما داریم همو می بوسیم اون داد میزنه یو هو
اوه اینو ببین، رندی و دانا دارن همو می بوسن
یو هو
خب فکر کنم نباید خیلی ناراحت شم چون
به هر حال بمن ربطی نداره که دوتا آدم توی خلوت ورودی من چیکار میکنن
خانم فورمن متاسفم که ناراحتی
ولی واسه بار آخر اریک باهام بهم زد
بدرک. بازم باید براش صبر کنی
وقتی رد رفت جنگ من براش صبر کردم
و از هیتلر بیشتر، مردا افتادن دنبالم
فرق میکنه
اریک تصمیم گرفت بره آفریقا اون تصمیم گرفت باهام بهم بزنه
خب شاید اگه دوست دختر بهتری بودی نمی رفت
خب شاید اگه تو شورش رو توی مادری کردن و کنترل کردنش در نمیاوردی
اون نمیرفت اون سر دنیا تا از دستت فرار کنه
تخم مرغ شبیهم هستا
سلام خوشتیپ
رد یکی دیگه انجام بدیم
الان چیم؟
آهو
نه کرگدن
الان چیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.