Dakota

Dakota

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Dakota 1945 1080p BluRay x264
تعليق من El-nooran

الوسوم

BluRay
x264
1080
نشرت في: 2024-03-07
تنزيلات: 47
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

سال 1870 هفتاد و پنج سال...چقدر سریع گذشت جنگ بین ایالت ها , با پیروزی اتحادیه تمام شد دوباره مردم متحد شدند رقابت در کشیدن خط آهن سرتاسری تا کالیفرنیا به اوج خود رسیده بود

روزهای بی قانونی غرب وحشی بود در دشت...کوه و صحرا , آدم ها برای خود امپراتوری درست کرده بودند از جنوب غربی وایومینگ بزرگ تا داکوتا تا آنسوی صحرا در شیکاگوی شلوغ

جان من اینجام

این طرفو نگاه کن

میخوام خانم دولین را ببینم منظورتون دوشیزه ساندرا ست؟

الان دیگه خانم دولین عه اسم شما؟

من دولین هستم

آقای پولای

بله

پس شما هستید که با دختر من ازدواج کرده؟

خب...دیگه

سورتا کمی عجله اشت

بندازینش بیرون

این پولای... خیلی بداخلاقه

با هیشکی برخورد خوبی نداره

قبل از اینکه بیاد راه آهن

راننده دلیجان بود که اینطور؟

صبر کن

پاپا هم مثل تو دیوونه است

اگه اون هم دست به اسلحه ببره تکلیف من چیه ؟

بابات ...اعصاب درست حسابی نداره

پاپا میگه تو یه هفت تیر کش

قمار باز و جنایتکاری

خب.. بابای تو نباید پیش بچه ها از این حرف ها بزنه

اما مهم خودتی

ساندرا...چطور اومدی بیرون من که در را قفل کرده بودم؟

برید دنبالش

بهتره برگردی

و الا خودم می کشمت

کیفمو جا گذاشتم

بهتره توقف نکنیم..سندی

بسیار خوب ...باشه

اگه قراره خوش تیپ نباشم تو هم نباید باشی

الان حساب به حساب شدیم

اینو چی میگی؟ ناهاره؟

نخیر

بیست هزار دلار

چه خوب

سندی...عاشقت ام کی عاشق من نیست؟

اینهمه پول را توی قمار هم نمیتونستی ببری

منظورت اینه که من معامله کردم

پاپاست داره به ما شلیک می کنه

سریع تر چیزی نمونده

میخوام بدونم تو بیشتر به بابات رفتی یا مامانت؟

پاپا کلا تیراندازی را دوست داره

اون هم مثل خودت عقل تو کله اش نیست

امیدوارم ما را نکشه

ول کن نیست

خود من هم یه جورهائی احساس پشیمانی می کنم

اسلحه اش را عوض کرد

نمیشه تند تر بری؟

ببینم سندی یعنی ممکنه

بعد اینهمه مدت به همدیگه نرسیم؟

گفتنش برام سخته

اما مجبورم بگم که یه راننده

دیگه لازم داری

محکم بشین سندی داریم میریم کالیفرنیا

واقعا داریم میریم کالیفرنیا؟

جای بهتری سراغ داری؟

داکوتا چطوره؟

گفتی داکوتا؟

بله...داکوتا

فکر کنم گفتی داکوتا

از کالیفرنیا میریم اونجا

تقاطع بعدی بپیچ سمت چپ

چی شد؟

خوبی قربان؟

شما چطور؟ خوبم قربان

تو اخراجی برو اسب تو بردار

چیکار داری می کنی؟

الان عصبانی یه

بفهمه که تابلوی کتابخونه شو فروختم چی میشه؟

داکوتا چه ایرادی داره؟

آدم های زیادی توش زندگی می کنن

مزارع گندم داره

منطقه ای که گندم داره مردم چیکار می کنن

نانوائی باز می کنن؟

کلی کار اونجاست که میتونن انجام بدن

یه زمانی ما اونجا بودیم

می تونیم بعدا در باره اش صحبت می کنیم

بزار داکوتا از طرف اتحادیه پذیرفته بشه

حتی میتونی سیاستمدار بشی

اوه ...پول مون صحبت از سیاست کردی

جائی که ما میریم دو حالت داره

یا زنده یه مرده همه سوار بشن

باید قطار ما باشه کرایه مون چقدر میشه؟

قابلی نداره دوست من

مجانی یه

بهتر نبود طوری برنامه ریزی می کردی که

که چی؟

فعلا پول ها را دزدیدند

همه سوار بشن

گفتی قطار ماست؟ بله

اون خانم باید ساندرا باشه دختر پولای ... بیگ تری

پدرش مالک این راه آهنه که اینطور؟

خیلی خوبه...بریم باهاش آشنا بشیم

زود باش نزار دور بشن

سریع یه تلگراف بفرست به ایستگاه بعدی

بله آقای پولای

به جیک بونزو....قطار شماره 67

جلوی دختر منو بگیرید

اون شاخ گاو رو ازش جدا کنید

دندونهاش هم خرد کنید

نه...ننویس زیاد میشه

فقط دندون های جلوئی همین کافی یه

خب....صبر کن نه...نه

شاید دخترم ناراحت بشه

عصبانی بشه اونطوری خوب نیست

بنویس به دندون های جلوئی اش کاری نداشته باشید

بنویس چت شده؟

دیوانه شدی؟ چطوری می تونم چنین تلگرامی را بفرستم؟

دختر کوچولویه خودمه

شاید از اون گنده بگ

خوشش اومده

میخواهی قلبشو بشکنی؟

من؟

یکی دیگه بردار بنویس

خدمت دخترم... خانم

خانم

اسم یارو چی بود؟

دولین...نه بله ...بله...دولین

امیدوارم خوب باشی

پاپا را فراموش نکن

اگه پولی چیزی لازم داشتی

اوه...دختر نازنیم من

یه چیز دیگه

اگه زمانی از اون مرد گنده دوست داشتنی ات خسته شدی

نگران چیزی نباش خودم میندازمش زندان

اون موش نابکار را

خودم گیرش می ندازم

هیکلش از من گنده تره...نمیشه

توی کالیفرنیا هیچی پیدا نمیشه....غیر از گل

و همه میدونن که گل ها عامل بیماری تب یونجه هستند

همین الان من تب یونجه گرفتم

ببین سندی...با 20000دلار

میتونیم یه جای نقلی در بهترین مکان دایر کنیم

یه سالن با میزهای قمار و دختران رقاص

فکر و ذکر تو همینه بلیط لطفا

خودت گفتی بلیط ها را خودم خریدم

کی به سنت لوئیز میرسیم؟

سنت لوئیز؟ ما که اونجا نمیریم

ما میریم سنت پل

خب....ببین جان

مجبور شدم

چاره دیگری نداشتم

چاره ای نداشتی؟

نه...نداشتم

من دوستت دارم و بخاطر تو اینکار را کردم

چرا ...سنت پل؟

چون از سنت پل می تونیم بریم داکوتا

گوش کن

دیشب چند تا تاجر برای شام مهمون پاپا بودند

با گوش های خودم شنیدم که

تا داکوتا میخوان خط آهن بکشن

چند هفته دیگه پاپا نماینده هاشو می فرسته فارگو

تا برای خرید زمین اقدام کرده

برنامه ریزی بکنن

ما چیکار باید بکنیم

باید بریم اونجا

بعدش چی میشه

هر چی پول داریم خرج می کنیم

برای این کار هم مجبوریم بریم به فارگو

جای فوق العاده ای یه مطمئنم

حتی یه مغازه درست حسابی هم نداره

اونجا گرفتار میشیم کاری پیدا نمیکنیم جز

عشق ورزیدن

چه ایرادی داره چی شده؟

بس کنید

زنگ را بزنید

ببرشون

ممنون که کمکم کردید مهم نیست

حس کردم کمک لازم داری

مرد زرنگی یه بیگ تری

تلگرام برای آقای بونزو

من بندر هستم جیم بندر

دولین هستم ایشون هم خانم دولین هستند

حالتون چطوره خانم دولین؟ خانم دولین

بله متشکرم

منو ببخشید خواهش می کنم

از طرف پاپا ست همه چی مرتبه

گفته اگه پولی چیزی لازم داشتیم

بهش اطلاع بدیم این فوق العاده است

توی نامه مهربون تره

شما هم سنت پل میرید آقای بندر؟ من میرم فارگو

مثل ما چه عالی

پس بیشتر همدیگر را خواهیم دید

قلعه را که رد شدیم تا چند دقیقه دیگه باید به " ابرکرومبی " برسیم

خیلی سرحال تر بنظر می رسید خانم دولین

متشکرم آخه یه مقدار از سنت پل خرید کردیم

اوه...سرباز ها را

شاید دارن اسکورت مون می کنن؟

ممکنه سرخپوست ها این اطراف باشن

سرخپوست ها

جان حالا که اینو فهمیدیم

واقعا صلاحه بریم فارگو؟

خب...کلی راه اومدیم

حالا بریم برسیم

ببینیم چی میشه

آقای دولین توی فارگو میخواهید چیکار بکنید؟

روی ملک و زمین سرمایه گذاری می کنیم

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left