أول 200 سطر.
آنچه گذشت...
دمنوشه.
از گیاههای...
توی باغچهام چیدم.
بابا از راکسی میترسه، و منو باتن صدا میزنه.
باتن؟ خدای بزرگ.
حق با باتنـه. تو نرمال نیستی.
هیچکدومتون نرمال نیستید.
برگشتم سر خونهی اول.
صدا میشنوی؟
من رزماریام.
روح برگشته؟
نه، اسمش روثه.
من نلیام.
هنوز تا خونهی اول خیلی فاصله داری.
به عنون شهردار شما،
این شهر قراره از نو ساخته بشه.
چه سخنرانی خوبی.
- تو نویسندهای؟ - مامانم نویسندهست، پس من نیستم.
وقتی تسخیر شده بودم شیطان کتاب منو نوشته.
داری در مورد شیطان حرف میزنی.
اون به سرنگونی دولتها
و اختلال نظم جهانی علاقه داره، نه اینکه کتاب یه زن دیوونه رو بنویسه.
موس شکلاتی معروف روثه.
احتمال ناچیز جنون بارداری وجود داره.
زود باش، قبل اینکه دکتر بفرستت حموم.
یه بچه توی شکم من گذاشتن.
بهشون نشون میدم دیوونگی واقعی چه شکلیه.
- خونهی منه. - مامانم برگشته،
ولی دیزی میگه فقط یه راه هست که بتونیم جلوشو بگیریم.
واست هدیه گرفتم.
مادربزرگم این گردنبند رو از اروپا داخل خودش جاساز کرد آورد.
بچهی تو به همهمون واسه دنیای بهتر امید میده.
درود بر پت.
دنبال پدر انیو میگردم.
شاید اشتباه میکنی.
یه نشونه بهم بده.
صفحه ۷۲ رو بخون.
این اتاق دروازهای به جهنمه.
هیچکس حرف اونو باور نمیکنه.
همه فکر میکنن دیوونهست.
- مسئله... - بچهی اونه.
- کمک! - سلام پاتریشا.
وقتی فرصتشو داشتی باید خودتو میکشتی.
کسی نیست!
هیچکی اونجا نیست؟
کمک! من توی دیوار گیر کردم!
گوش کن، پاتریشا.
توی خطر بزرگی قرار داری.
نه، تو گوش کن.
خدای من.
ببین، میدونم ناراحتی.
بزرگی،
و مدل موی وحشتناکی زدی،
ولی باید به من اعتماد کنی.
من به اهریمنها اعتماد نمیکنم.
من اهریمن نیستم.
منم، رزماری.
مثل تو قربانیام.
جز اینکه من نتونستم بچهی سوم رو تا آخر بارداری بدنیا بیارم.
کوچیکترین بچهام، الایجا،
معیوب بود، و رحمم رو نابود کرد.
الان نه، الایجا!
واسم مهم نیستی.
و رحمت واسم مهم نیست.
و مطمئنم حق نداری بگی معیوب.
این از کدوم جهنمی اومد؟
جهنم رو درست گفتی.
انقدر سیاهی توی این خونه وجود داره،
و فقط بدتر میشه،
ولی یه راه حل وجود داره.
شامل کشتن خانوادهام میشه؟
نه اصلا.
شامل کشتن خودم میشه؟
آره، همینه.
ممنون. با پله میرم.
پاتریشا، لطفا. کمک کردی به زندگیم برسم.
اجازه بده منم بهت کمک کنم.
یه کاری میکنم اتفاق به نظر برسه.
خانوادهات صدای ضربه رو میشنون،
و میان دنبالت میگردن.
در غیر اینصورت، باید منتظر بوی جنازهات بمونن.
اینو بو کن، جنده.
مطمئنم همین الان خانوادهام دنبال میگردن.
ترجمه از مـحـمـدعـلـی و امـیـر فـرحـنـاک :: Amir Farahnak & mml.moh ::
ایول.
مامان؟
سلام.
توپ راکسی رو پیدا کردم.
به بابات زنگ میزنی؟
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
مامان و بچه حالشون خوبه.
- خدا رو شکر. - عالیه.
خیلیخب، میتونی...
با دستمال شکمت رو پاک کنی.
یاد دبیرستان افتادم.
دبیرستان حامله شدی؟
نه، تری.
حامله نشدم.
خبر مهم اینه که بچه افتاده.
وای.
اصلا منظورشو نفهمیدی.
یعنی بچه زود دنیا میاد.
نه.
کاغذ پیشگو همینو گفت.
نمیدونم کاغذ پیشگو چیه،
ولی ۲۰ سال متخصص زایمان بودن به من میگه که
احتمالا تا دو هفته دیگه زایمان میکنید.
احیانا نمیدونید چند شنبه میفته، نه؟
واسه این میپرسم چون...
انتخابات ویژه شهرداری روز سهشنبهست.
راهی واسه فهمیدنش وجود نداره.
میدونم، ولی میدونی میخوای به کی رای بدی؟
- تری! - چیه!
رقابت نزدیکه.
خیلی مهمه که بچه تا حد ممکن...
توی شکم مادر بمونه، بنابراین باید استراحت مطلق باشی.
برای کمک واست آرامبخش مینویسم.
- نمیتونم. - آره، معتاد شدیده.
واقعا، کوکایینی؟
نه، من کوکایین رو ترک کردم
همین که به تستوسترون و هورمون رشد اعتیاد پیدا کردم.
همم. باشه.
خب من از پرونده پزشکیت خبر دارم.
واسه همین آرامبخش غیر مخدر مینویسم، باشه؟
هر شش ساعت یه قرص بهش بده.
اجازه نده یکیشو هم از دست بده.
و ضمنا چیزهای سنگین بلند نکن.
همین الان باید بریم.
باشه، شنیدی دکتر چی گفت. آروم باش.
- همین الان. - آروم.
صبر کن.
خوب میشه.
فلپس کمک میکنه.
من خسته نیستم.
خب، شنیدی دکتر اسکاپولی چی گفت.
استراحت مطلق.
تخت آمادهست. خودتم که حاضری.
استراحت کن.
به دکتر اسکاپولی اعتماد ندارم.
دکمه سر دستشو دیدی؟
شبیه آویز گردنبندیـه...
که مادربزرگ روث داخل خودش جاساز کرده بود.
خب، شاید نماد رایجی باشه،
یا شاید مادربزرگ روث
جواهرهای دیگه هم داخل خودش آورده باشه.
خب، انتظار داری چی بگم؟
اونها هیولان، تری.
یه دکتر جدید میخوام،
و میخوام از این جهنمدره برم.
درک نمیکنی.
خب، زندگیمونو خراب نمیکنم
چون فکر میکنی همسایهمون عضو محفل جادوگریه.
عضو محفل جادوگری نیست.
رئيس محفله.
رابین عضو محفله.
اوه، حالا فهمیدم.
الکی دلسوزی نکن.
میدونی چیه؟ بهت ثابت میکنم.
باشه، باشه، باشه. حرفتو باور میکنم.
هیس.
چیزی نیست.
نگران نباش.
فقط... میخوام سالم و سلامت باشی.
انتخابات دو روز دیگهست.
با رابین حرف میزنم و...
- چی؟ - نه. رابین نه.
با یه مشاور املاک غیر جادوگر
و میگم خونهمون رو بفروشه.
- قول میدی؟ - قول میدم.
حالا...
داروتو بخور، باشه؟
- پت. - نمیخوام.
تا نخوری نمیرم.
پتی.
پتی.
پتی، پتی، پتی.
دختر خوب. حالا...
یهکم استراحت کن.
هی.
قول میدی کاری کنی روث نزدیکم نیاد؟
هیولان.
هیس.
برو به درک.
اوه...
لعنتی.
ببخشید، راکسی.
روث؟
دیوونه.
تو کونت چایی فروشی.
رزماری.
واقعا رزماریه.
با پمپ سینه چیکار می کنه؟
نه، نه، نه، نه، نه، نه.
نه، نه، نه.
نه!
توی خونه من چیکار میکنی؟
با یخچال پر شیر سینه چیکار میکنی؟
طبیعیـه.
No comments yet. Be the first to leave one.