أول 200 سطر.
بفرما
اه ممنونم عالیه
می تونم چیز دیگه ای براتون بیارم ؟
نه، همه چیز هست
اکی
اه ببخشید
اون چیز صورتی که کنار حمس هست چیه ؟
بهش میگن لیفت. ترشیه چغندر قرمزه
مزه اش از اسمش بهتره
و از قیافه اش . قول میدم
ممنونم نوش جان
به سلامتیه خرید اولین آپارتمانمون
باورم نمیشه که تونستیم
یه جورایی دیونه کننده ست
اما یه جور خوبی
سلامتی
همگی، برید بیرون همین الان
مترجم: صفا
بمب ساعت 12:55 منفجر شده
یه نفر مرده. پنج نفر مجروح شدن
من شام دهمین تولدم رو اینجا خوردم
اینجا بزرگ شدی؟
اره پنج بلوک سمت شمال
بین 28 ام و استین وی
این محل یه هاب بود
مرکز کل محله
دیگه درباره ی بمب گذاری چی می دونیم ؟
چیز زیادی نمی دونیم
یه شاهد میگه یه نفر فریاد کشید
همه برید بیرون، بمب
و ای ار تی داره دنبال بقایای مواد منفجره می گرده
انگار پلیس نیویورک داره کار رو به پیش می بره
جرایم ناشی از تنفر همیشه با حرفهای توی صحنه راه حلشون پیدا میشه
فکر کردم اخبار بدی گیرتون اومده کاراگاه
پلیس نیویورک قراره ازمون حمایت کنه
همین الان با شهردار تلفنی حرف زدم و با کمیسر پلیس
فرماندهیه استراتژیک امریکا ایزابل کستیل
از دیدنتون خوشحالم
بیاید بررسی کنیم
دلم می خواد تا آخر امروز یه مظنون رو بازداشت کنم
خیلی خوب، بچه ها، گوش بدید ما یه نفر مرده و پنج نفر مجروح داریم
اسم رستوران هست سمراز
محلش در قلب محله ی مصری ها
استوریا کویینز بهترین باباغنوج شهر رو میداد
سوال شماره یک ، هدف سیاسی بوده یا شخصی ؟
هدف مالک بوده یا کس دیگه ای که توی رستوران بود ؟
یا اینکه کسی می خواد پیامی بفرسته ؟
ان،اسم تمام گروه های سفید پوست
فعال افراطی رو توی اون محدوده در بیار
مری، تمام زمزمه هایی که توی محدوده هست
هر کسی که خبری رو میبره و میاره
هر کسی که توی دنیای مجازی حرف پخش می کنه رو در بیار
سارا، تو باید در مورد مالک رستوران کنکاش کنی
مسائل مالیش، زندگیه خانوادگیش؟
بریم بچه ها
تماس ها ، صفحهات مجازی و هر چیزی که می شنوید
ما به جواب نیاز داریم فوری
سوزن، تیغ، توپ از شدت ملزوماتش شوکه شدم
این واقعا مجموعه ای از آت و آشغال های کشنده ست
اگر یه مدل اینستاگرامی از آتلانتا هم باشه
با یه تاتوی لاکپشت روی گوشه ی گردنش
پس قطعا دارید دوست دختر سابق من رو توصیف می کنید
ممنونم برای اطلاعاتتون
استورات اسکولا. همکار جدید شما
اه عالیه،شما دو نفر با هم آشنا شدید
استورات، چه خبر؟ از دیدنت خوشحالم
اره، من هم خوب شد دیدمت
من و استورات توی یه پرونده توی بوستون به هم خوردیم
کی بود،5 سال پیش؟ ممنونم که تماس گرفتی
می دونی، داشتم فکر می کردم که برای مدتی برگردم به نیویورک
خوشحالم که جور شد
حالا این...
این مال توئه
اه وواو
واقعا رسمی شد
اوهوم
و جشن کامل شد
بهت توی استوریا نیاز داریم
توی صحنه ی جنایت بهت می خوایمت
باشه ؟ اکی
هی کریس
می دونی حالا که یه مامور واقعی شدی
احتمالا باید اسلحه ات رو هم بیاری
اره
نمی دونم این دنیا داره به کجا می ره عمر
من 32 ساله که توی این کارم قبل ازاینکه حتی تو به دنیا بیای
و حالا، نمی دونم چی باید بگم
زندگی خصوصیتون چطور؟
اخیرا مشکلی یا مساله ای چیزی نداشتید؟
نه، زندگیه من ساده ست
میرم سر کار، میرم خونه، می خوابم بعد دوباره همین کارها رو می کنم
شنیدید که یه مرد قبل از انفجار فریاد بکشه ؟
بله، یکی از پیشخدمت ها
اون فریاد زد که همه برن بیرون
باید یه چیزی دیده باشه اسمش هست یوسف ناصر
اقای سمرا، اگر به چیزی نیاز داشتید هر چیزی
لطفا به من زنگ بزنید
ممنونم عمر
همه ی ما بهت افتخار می کنیم
پدرت هم اگر بود همین طور بود
اون همیشه می گفت که
یه روزی آدم حسابی میشی
یوسف، من مامور ویژه مگی بل هستم
ایشون مامور ویژه زیدان هستن
اه، بله سلام
می تونی بهمون بگی چی دیدی
قبل از اینکه فریاد بکشی همه برن بیرون ؟
من داشتم میرفتم سمت آشپزخونه
و یه بچه رو دیدم، حدود 20 ساله
از گوشه ی چشمم که داشت این طرف و اون طرف رو نگاه می کرد
یه چیزی رو انداخت روی زمین
و با عجله رفت بیرون، و من دیدم
یه کوله پشتی روی زمینه
و بعد شروع کردم به فریاد کشیدن که همه برن بیرون
چرا فکر کردی باید بمب باشه؟
فقط حس کردم
تونستی نگاه خوبی به بچه بندازی؟
سفید پوست، حدود 6 پا قدش بود
و وقتی که دوید بیرون سوار یه وانت پیکاپ شد
به نظرم رنگش سیاه بود
اگر هر چیز دیگه ای به ذهنت رسید
امیدوارم یکی از دوربین ها
یه فیلم از پیکاپ گرفته باشه
اره منم امیدوارم
ساختمون شما چندین دوربین نظارتی به سمت جنوب داره
ما می خوایم که اون ویدئو رو مرور کنیم
شما حکم تجسس دارید ؟
می تونیم فورا بگیریم
اما ترجیح میدیم وقتمون رو تلف نکنیم
درسته، چون اف بی ای خیلی به مسلمون ها اهمیت میده
ببخشید ؟
شما نصف وقتتون رو صرف این می کنید که یواشکی بیاید توی محله های ما
سعی کنید ما رو به تله بندازید و
ما روبه شیطون های تروریستی که فکر می کنید واقعا هستیم تبدیل کنید
ببین، ما اینجا فقط می خوایم کمک کنیم
کمک؟
چطوری کمک کنید ؟ با لگد زدن به در های ما؟
یا جاسوسی توی مسجدها مون ؟
شما ما رو آزاد می دید بی هیچ دلیلی
من با اینکه بی هیچ دلیلی آزار میدیم مخالفم
یعنی، بیا باهاش مواجه بشیم
یه دلیلی وجود داره که تیم امنیتی ما
توی محله ی شما افزایش پیدا کرده
اه دوباره برگشتیم سر حرف از 11 سپتامبر
اون افراد تروریست بودن
اونا از طرف مسلمان های واقعی حرکتی نکردن
و هر کسی روی زمین که نصف مغزش کار کنه
می دونه که این حقیقت داره
ببین، حرف من اینه که اون اتفاق افتاد
و می دونم که اون اتفاق افتاد مرد
چون برادرم اون روز مرد
اون داشت توی طبقه ی بالایی صبحانه می خورد
و به یه نفر اهل لندن به نام هاوارد بتز سهام می فروخت
متاسفم که این رو می شنوم
بیین، آقا، تنها کاری که ما میخوایم بکنیم
گرفتن اون یاروییه که اون رستوران رو منفجر کرد
و اون زن جوان رو کشت
پس واقعا دلمون میخواد اون فیلم های نظارتی رو ببینیم
اکی
با من بیاید
هی... بابت برادرت متاسفم
نباش
از خودم ساختمش
اکی
پس اون پیکاپ سیاهی که ما توی فیلم دیدیم
درست اینجا، مال اون خونه ست
مالکش مارون مورفیه
خانم 46 ساله سفید پوست
اون یه پسر داره به نام جاستین
22 ساله و قد 5 فیت و 11
با توصیفی که پیشخدمت بهمون داد می خونه
اره
اکی، بزار پشتیبان خبر کنم
نه
همین الان وارد بشیم
اکی همین الان وارد بشیم
اف بی ای
تکون نخور
جاستین مورفی تو بازداشتی
به خاطر چی ؟
به خاطر منفجر کردن رستوران مورد علاقه ی من
و کشتن یه پرستار اورژانس به نام ویکتوریا
باشه
یک نفر مرده و پنج نفر مجروح
پس داری با حکم ابد یا بدتر مواجه میشی
بدتر؟ یعنی چی ؟
مرگ
خب این خیلی بد نیست
خب، اگر خیلی بد نیست پس چرا بمب رو
توی سینه ی خودت منفجر نکردی ؟ و مثل یه قهرمان نمردی
چون سفید پوست ها باهوش تر از این حرف ها هستن
فقط عرب های احمق چنین کارهایی می کنن
پس به بمب گذاری اعتراف می کنی ؟
من چیزی رو اعتراف نمی کنم
به جز نفرت از مسلمان های انجیل به سر
اگر بخوای از کسی متنفر باشی
احتمالا باید بدونی که از چیشون متنفری
مسلمان ها که انجیل نمی خونن جاستین
حق داری
من اینجا نیستم که بهت آموزش بدم
No comments yet. Be the first to leave one.