أول 200 سطر.
تو خیلی آدم خوبی هستی.
رئیس.
این سالها
فقط تعداد کمی رئیس سخاوتمند وجود دارد
مثل تو.
با هزینه چارتر،
من میتوانم سال نوی خوبی داشته باشم
امسال.
بزن کنار، باید برم دستشویی.
مشکلی نیست.
تکان نخور!
رمز عبور چیست؟
رئیس.
رئیس.
این پول برای نجات جان همسرم است!
هنوزم میخوای زندگی کنی؟
لطفا رحم کنید.
چه تصادفی!
برای زایمان همسرم به پول نیاز دارم.
برادر.
یک ماشین پلیس.
اگر میخواهی زنده بمانی، ساکت باش و درست رفتار کن.
همین الان رانندگی کن،
یا ما سه نفر به خانه شما میرویم.
به چپ بپیچید.
رئیس.
رمز رو که بهت گفتم.
لطفا رحم کن و مرا ببخش.
مطمئنم به پلیس زنگ نمیزنم.
ولش کن دیگه.
وانگ تی کیانگ،
مظنون به حمله به خانه،
پرونده تجاوز و قتل هفته گذشته،
یک جنایتکار شرور است.
تمام واحدها برای ایمنی شخصی هوشیار هستند.
برادر گوانگ.
مظنون شناسایی شد.
اون رو کپی کن.
دخترا، شروع به کار کنید.
همه آنها خون تازه هستند.
به رئیس زنگ بزن.
سلام رئیس.
شیائوهونگ اندام خوشفرم و خوشفرمی دارد.
بیا، شیائوهونگ.
متشکرم، رئیس.
خوش بگذره.
اتاق چهارم
در سمت چپ طبقه دوم.
اقدام کنید.
تکان نخور!
او را ببر.
چه کسی آنجاست؟
تکان نخور!
تکان نخور!
بگذار برود!
عقب نشینی کن!
عجله کن!
بگذار برود!
عقب نشینی کن!
عجله کن!
از سر راه برو کنار!
کمکم کن!
بگذار برود.
تفنگ را زمین بگذار!
تفنگ را زمین بگذار!
یا او را خواهم کشت.
کمکم کن!
کمکم کن!
سعی در دویدن دارید؟
فکر کردی میتونی فرار کنی؟
بهش دستبند بزن!
آیا شما وانگ تی کیانگ هستید؟
او را ببر.
حرکت کن.
همه این آدما رو ببرین دور.
بله، قربان.
برادر.
من بهت گفتم که نمیخوام غذا بخورم.
چرا هنوز برای من غذا میپزی؟
دود داره خفهام میکنه، داره میمیره.
اگر یک اجاق گاز جدید بخریم،
شاید بهتر باشه آشپزی هم بکنیم، درسته؟
بفرمایید.
غذاتو بخور.
بفرمایید.
به من بگو.
دوباره ماشینمو یواشکی بردی بیرون؟
من که بارها بهت گفتم.
اگه دوباره گیر من بیفتی،
تکه تکه ات می کنم.
چرا نمیتونم باهاش رانندگی کنم؟
من میتونم ماشینی رو که تو حتی نمیتونی درستش کنی، درست کنم.
تو یه نوجوونی.
بدون گواهینامه رانندگی.
تو داری منو دیوونه میکنی.
ماشین را تمیز کنید و پلاک را عوض کنید.
زود باش.
یه نفر مرده، خب که چی؟
یه پولی هم برات اضافه میارم.
من که از پسش برنمیام.
فقط برو.
من که چیزی ندیدم.
اما شما آن را میبینید.
ولش کن دیگه.
عجله کن.
ما این همه پول بهت دادیم.
حالا دست به کار شوید!
برادر!
برادر!
کمک! برادر!
برادر!
بریم!
برادر!
راه بیفت!
برادر!
برادر!
از کی تا حالا یه مکانیک انقدر خفن شده؟
تو باید بری تو یه فیلم رزمی بازی کنی.
برو!
برادر!
راه بیفت!
برادر!
عجله کن!
برو!
عجله کن!
برو!
برو!
فقط یه کارواش.
چرا دردسر؟
چرا دردسر؟
به من نگاه نکن.
به من نگاه نکن.
Xiaochun.
Xiaochun.
یه ماشین پیدا کن که بتونیم سوارش بشیم.
برادر بین.
برادر بین.
کمکم کنید.
حتی بیمارستان هم نمیتونه نجاتت بده.
پلیسها در هر صورت شما را دستگیر خواهند کرد.
بگذار راهت را ادامه بدهم.
کمکم کن برادر.
متاسفم.
متاسفم.
متاسفم.
متاسفم.
متاسفم.
کاپیتان وو،
ما سه جسد فوت شده را در محل حادثه پیدا کردیم.
تحقیقات اولیه نشان میدهد
هر سه نفر در یک نزاع خشونتآمیز بودند
قبل از مرگشان.
اولین قربانی،
توسط یک شاهد شناسایی شد،
عضو باند مظنون بود.
زخم مهلک او در سینه چپ است.
قربانی دوم صاحب گاراژ بود،
با ضربههای سنگین به قتل رسیده است.
تطبیق پزشکی قانونی تایید میکند
چشمانش پس از کالبدشکافی با چاقو از حدقه بیرون آورده شده بود.
قربانی سوم
راننده تاکسی بود.
روی گردنش،
ما جای زخمهای ناشی از پارگی رباط پیدا کردیم،
با زخمهای متعدد چاقو روی بدنش.
چشمانش را نیز با چاقو از حدقه درآورده بودند.
روش کار
تا حد زیادی با آن مطابقت دارد
قتلهای قبلی با چاقو به چشم.
کاپیتان وو،
یک پرونده قتل دیگر با چاقوکشی در چشم.
باید بررسیهای بیشتری انجام دهیم
برای جزئیات دیگر.
کاپیتان وو،
وسیله نقلیه ربوده شده توسط مظنون
با خسارات شدید در اینجا رها شده بود.
علاوه بر این،
ون قرمز از گاراژ دزدیده شد
در اسکلهی نزدیک پیدا شد.
ما میتوانیم تأیید کنیم
توسط مظنون رانده شد.
شاهد کجاست؟
توی ماشین، بیرون.
کاپیتان وو.
شاهد
برادر کوچکتر گوان لین، صاحب گاراژ، است.
گوان لین
تنها خانوادهاش بود.
چند تا از آنها
آنجا بودند؟
سه.
برادرت آنها را میشناخت؟
اونا قاتلن!
چطور ممکن است ما آنها را بشناسیم؟
صحنه جرم اصلی باید در جاده میلین باشد.
از جاده میلین تا اینجا،
آنها در راه از کنار دو گاراژ گذشتند.
چرا آنها مستقیماً به اینجا، به خانه شما آمدند؟
اسم برادرت گوان لینه، درسته؟
اگر اشتباه نکنم،
No comments yet. Be the first to leave one.