أول 200 سطر.
اون بیرون چه خبره؟
.مورتری
.همه دوستام کشت
.داره میاد سراغ من
.دکتر اینجا نیست
.به سفینه مون راسی میبرمت ، اونجا جات امنه
ولی - داریم میریم -
!برید عقب!برید عقب
.اموس
.برید کنار.جلوتو نگاه کن
برید عقب
ولش کن - طرف مایی یا اونا -
.بسه دیگه
.بلندش کنید
.برید عقب
.کشتنش به دردسرش نمیارزه
.کمپ بگردید
.واقعاً حیف شد
.ما بهش میگیم،معجزه
مطمئنیم از کار افتاده؟
.حرکتی نمیبینم
بگیم فعلاً ساکن مونده؟ - به ساکن هم راضیم -
...اومدیم اینجا تا درباره سیاره تحقیق کنیم
.نه هرچی که گیرمون اومد هوا بفرستیم
.پس هدف هامون باهم فرق داره
.پس در مورد هدفتت باهام صادق نبودی
.وقتی رعد و برق شروع شده بود پیش خرابه ها بودی
.بنظرم میدونستی همچین اتفاقی میافته
.و بیشتر از اونچه که بهم گفتی، میدونی
میلر کیه؟
...متاسفانه
.قضیه محرمانه ـست، عزیزم
.بعد از این همه اتفاق فکرکنم صلاحیتش دارم
ناومی؟
.جیم، مورتری زده به سیم آخر
...زد 4تا از ساکنین کشت - چی؟ -
.حالا افتاده دنبال لوسیا
.دارم به راسی میبرمش
صدمه دیدی؟ - حالمون خوبه -
داریم از شهر بیرون میریم
.لوسیا یه راه دیگه به سفینه بلده
.از راه اصلی فاصله داره
اموس کجاست؟ - .گرفتن زدنش
.داشت ازمون محافظت میکرد
نتونستم کمکش کنم،شرمنده
.همونجا که هستی بمون میایم دنبالت
.نه، حرکت کنیم امن تره
.پیش راسی میبینیمت
اونچا چی داری؟
اونچا چی داری؟
کاپیتان هولدن الان وقت خوبی نیست
فکر کردی چه غلطی داری میکنی
.تروریست ها رو به سزای کارشون میرسونم
.اگه خدمه خودت بود، تو هم همین کار میکردی
.رو ناومی دست بلند کنی خودم می کشمت
ناومی؟
.داره به مجرم کمک میکنه
.چون نمی تونی پاشی هر کی که دلت خواست بکشی
اینحا که مامور قانون نیستی
پس فکر کردی تو هستی ؟ ...ببین
.مشکلاتی بزرگتر از سقوط شاتلت داریم
.سازه ها توی این سیار ماشینی هستن
.و یکیشون الان روشن شد
بخاطر همین یه تورپیدو شلیک کردی؟
!آره - جواب داد؟ -
.فعلا جواب داده، ولی می تونه ازشون بیشتر باشه
.هر موقع به اونجا رسیدیم ترتیبش میدیم
.با دوست دخترت مشکلی ندارم
قصد صدمه زدن بهش ندارم
.ولی داره به یک مجرم کمک میکنه
.حالا اگه واقعا بهش اهمیت میدی
.بهش بگو خودش تسلیم کنه
.بریم
.بریم
.مجرم فراری با نامومی ناگاتاست
دارن میرن سمت روسینانته
.یه ماشین بردار،زودتر اونجا برس
.نزارید برن داخل
.بجنبید!حرکت کنید
...جیمز،پسر گلم
...فرستادمت به اون سیاره تا گوش و چشمم باشی
...حالا این خرابه های عظیم که بی حرکت بودن
.دارن رعد و برق شلیک می کنن
.بعدش هیچ خبری ازت نشنیدم
...لطفاً اگه وقت کردی
...از برنامه شلوغ کاریت
...خبر مرگت بهم خبر بده
...و دقیق بهم بگو
!اونجا چه گهی داره اتفاق میافته
ببخشید - چیه؟ -
ببخشید قربان
.آماده مصاحبه اند
.روی اون سفینه نفربر خیلی خوب کار کردی
.تا حالا کسی به این سرعت اوراقش نکرده بود
.من روی سفینه سوراکو و سوسن خدمت کردم
...تمام گوشه و کنار اون
.سفینه هارو بلدم
کاشکی چند نفر بیشتر مثل تو اینجا داشتم
.قربان، وظیفه ـمه که یه جرم گزارش کنم
چی؟
.دیشب چندتا تجهیزات از انبار 12 دزدیده شد
...یه در امنیتی از عمد باز گذاشته شده بود
.تا آدم های بازار سیاه بعد از ساعت کاری واردش بشن
.تا هرچی میخوان بردارن
.منم توش دست داشتم
.اسلحه ای درکار نبود
.فقط چندتا تجهیزات مسیریابی از ناوگان جوپیتر بود
چقدر بهت پول دادن؟ - ازم اخاذی کردن -
.حق انتخابی نداشتم
.ولی از عملم آگاه بودم میدونستم اشتباهست
.مجازاتش هم قبول میکنم
به کسی دیگه هم گفتی؟
.نه قربان
.حیف که تو رو سر همچین چیزی از دست بدیم
.حاضرم که فقط بین خودمون باشه
واقعاً؟
.ممنون قربان
.دیگه تکرار نمیشه، قول میدم
...نه،منظورم اینه که
دوباره از این کارا بکنی
قربان؟ - جنگ تمام شده -
...تمام این تکنولوژی ها که اوراق میکنیم توی انباری
.فقط داره فضا رو اشغال میکنه
سخته رو همشون نظارت کرد
...همکارهای جدیدت ممکنه دنبال
.چیزای دیگه هم باشن
گزینه های زیادی اینجا داریم
.من مرتکب جرم شدم
.برای کسی هم اتفاق بدی نیافتاد
...چه مشکلی داره که دوباره انجامش بدی
.مگه اینکه میخوای گزارشت بدم
.زحمت نکش
استعفاء میدم - بیخیال بابا -
فرصت خوبیه برای دوتامون
.درپر،احمق نباش
.مارکو ایناروس
.این کسی که میخواستی
.اینم پولت
چه طوری پیداش کردی؟
...داشت محموله سفینه اینرز ها رو
.توی بازار سیاه متیس میفروخت
چرا؟ می خواست گیر بیافته؟
.قمرهای جووین نظارت بالایی داره
.ناین-متیس،سیارکِ
... بازارهای بهتری برای محموله ی دزدی
.نزدیکتر از ناین-متیس وجود داره
چرا اینقدر دور رفته؟
سفینه سوجورنر چی شد؟
.اوراقش کردن، چیزی ازش نمونده
.گفت قطعاتش فروخت
.ده درصد پولت برمیگردونم اگه بزاری الان بکشمش
.برای تفریح
...ممنون از پیشنهادت
.ولی هنوز باهاش کار داریم
ده درصد؟
بعد از اون همه بلایی که سرشون آوردم؟
.دوس آریاگاس همیشه خسیس بودن
.و احمق
...کاپیتان اشفورد
...برادرم
.از روی احترام، وقتت هدر نمیدم
.دوبرابرش میدم که آزادم کنی
.من دوست ناومی ناگاتام
.فقط یه راه داره که از اینجا بری
چه غلطا؟
بنظر نمیاد از اون ادمایی باشی که خوب کتک بخوره
کی خوب می خوره؟
...خب دفعه بعد که دعوا را بندازی
.یه تیر توی سرت خالی میکنن
.همین الان بازش کن
.یا این تخت کیری داغون میکنم
میخوای زنده بمونی؟
...پس خفه خون بگیر
.و دعا کن که مورتری فراموشت کنه
...اگه رییست بره دنبال خدمه ام
.دلت نمیخواد بینمون وایسی
...فقط دنبال اون کسیه که شاتلمون ترکوند
.و نزدیک بود بقیه ـمون هم بکشه
.به خدمه ـت وفاداری،درک میکنم
...ولی مورتری منو از بدبختی نجات داد
تا اخر عمر هم نمیتونم جبرانش کنم
.هی،شاندرا
.مورتری میخواد ببینت
.هنوز فراری ها رو پیدا نکردن
چرا نمیگیری بتمرگی؟
.ممنون
دلم نمیخواست بهش شلیک کنم
.فرمانده مورتری ام
.به اسکنرات نیاز دارم
.رییس،دکتر سارکیس ـم
...شرمنده، ولی تمام اسکنرامون
.دارن از فعالیت های زمینی عکسبرداری میکنن
کیر تو سنگات
دوتا مجرم در حال فرارن
.دارن از کمپ دور میشن
.باید موقعیتشون بدونم
مجرم فراری؟چه کسی؟ ...چرا باید
.اینش به تو ربطی نداره دکتر
...حالا کمک میکنی
یا میخوای عصبانیتم رو تو خالی کنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.