أول 200 سطر.
"خب، اینم از این. شهر."
"میتونه شهر شما باشه."
"یا شهر من."
"چقدر خوب میشناسیش؟"
"تعجب کردی؟"
"انتظار چی رو داشتی؟"
"ما به اینجا میگیم «پاتوق عاشقان»."
"هر شهری یکی از اینا داره."
"جوونها همیشه کلی حرف برای گفتن دارن."
"سوالهایی درباره زندگی."
"درباره جشن فارغالتحصیلی دبیرستان."
"یا جدیدترین آهنگهای راکاندرول."
"انواع و اقسام مشکلات."
"خیلی، خیلی چیزا هست که باید دربارهش گپ بزنن."
"بعضی وقتا."
"بعضی وقتا بدون کلام. فقط..."
"فقط موسیقی."
"بهش چی میگن؟"
"زبان مشترک جهانی؟"
"جایی که بتونن تنها باشن."
"دور از مامان و بابایی که..."
"فکر میکنن یه کم امل و قدیمیان."
"اونا نگران بچههاشونن."
"آخه جای نگرانی هست؟"
بعضی آدما
یادم بنداز سالگردمون دیگه اینجا نیایم
یادت میندازم
تا حالا کسی بهت گفته که چقدر زیبایی؟
آره
تو
پنج بار توی همین پنج دقیقه گذشته
تو واقعاً زیبایی
این حرف رو فقط چون دارم باهات ازدواج میکنم میگی
اما کی؟
بهزودی
چقدر زود؟
اوون
من همین امشب باهات ازدواج میکردم
فقط... هنوز خانوادهت رو ندیدم
منظورت همینه؟
میبینیشون
کی؟
بهزودی
این کلمه محبوبته، نه؟
بیخیال لیز، چی شده؟
هیچی
چرا همین امشب بهشون نگیم؟
خواهش میکنم، اوون
بذار به روش خودم حلش کنم. چی رو حل کنی؟
لیز، دوستت دارم. این همه پنهانکاری برای چیه؟
پنهانکاری در کار نیست
منم دوستت دارم، اوون
خیلی زیاد
فقط باید یه کم صبور باشی
حتماً
شاید خانوادهت قصد دارن تو رو کادوی کریسمس بهم بدن؟
زمان فوقالعادهای برای عروسی نمیشه؟
کریسمس مبارک
اوون، چی شده؟ الان برمیگردم
هی، تو
چی میخوای؟
گفتم چی میخوای؟
اوون
چی شده؟
هیچی عزیزم
اوون
کشتیش
کمک! کمک
کمک
یه چک دیگه بهش بزن. اینا عاشقشن
فکر کردم با منی، عسلم
کمک
کمی از نیمهشب گذشته و استخون لگنم میگه الان ساعت ۴ صبحه
با اونجا فکر میکنی؟ برام سوال بود
کی برای قهوه نگه میداریم؟
چته؟ یعنی هیچ بویی از رمانتیک بودن نبردی؟
خیلی خب، یه دور توی «پاتوق» میزنیم
موندم این بچهها این همه انرژی رو از کجا میارن
وقتشه دیگه بزنیم به چاک، عزیزم
قبل از اینکه ننه پیرت قشقرق به پا کنه. اون قبل از اینکه نفس بکشه، قشقرق راه میندازه
بیا، اینم یکی برای تو راه
وایسا. بطری از دستمون افتاد
بیا اینجا
هی، این مستِ پاتیلو نگاه کن
چی شده؟
بیا
مثل جنازه افتاده
فکر کن مرده باشه؟
گوش کن. بیا از اینجا بزنیم به چاک
پاتوق عاشقان
گنجشکهای پرکار و زنبورهای پرکارتر
خونهشون مگه چشه که باید بیان به همچین جاهایی؟
بیا بریم. بوی قهوه رو حس میکنم
جورج. آره، تونی؟
انگار کاسبی راه افتاد
فکر میکنی مسته؟
هیکلش گندهتر از اونه که گم شده باشه
ای بابا
تولدت مبارک
اینجایی؟ داشتم دنبالت میگشتم
خوب پیدامون کردی پسر. بیا بریم
با این بویی که میدی، بهتره پشت به باد بایستی
سرم درد میکنه. شرط میبندم درد میکنه
هی، چشماشو ببین. شاید قرص زده
فقط بدجور پیکه
اندازه دو تا بطری تشنهشه ولی معدهش اندازه یکی جا داره
من
حالم بده
میخوام برم خونه. تو راهی
یادت هست این زخم روی پیشونیت چطوری ایجاد شد؟
زخم؟
کدوم زخم؟
حالت خوبه رفیق
قیافهش به بازداشتگاهخورها نمیخوره. چرا نمیبریمش خونه؟
آره، ببریمش خونه تا اونجا تشک رو آتیش بزنه
ماشین ۳۱. ماشین ۳۱ بگوش
با یه مورد ۳۹۰ داریم میایم
فرش قرمز رو پهن کن. مفهومه
برای یکی دیگه جا دارین؟ بفرما تو
مگه تو این کوفتی حموم کرده؟
بندازش تو بازداشتگاه
فعلاً، رفیقجون
دفعه دیگه نوشابه بخور
نمیخوام کوچکترین صدایی ازت دربیاد
نمیخوام هیچ دردسری درست بشه
487A
جیببری از یه شهروند شریف
این دفعه بدجوری مچتو گرفتیم، جویی
اینم از مدرک. نمیتونی این اتهام لعنتی رو به من بچسبونی
من مثل برگ گلم
فقط دارین پول مالیاتدهندهها رو حروم میکنین
آره. پول حروم کردن و دزد گرفتنه دیگه
برو اون تو، جویی
شما شاکی هستی؟ من شکایتی ندارم
فقط میخوام کیف پولم رو پس بگیرم
متاسفم. باید این رو به عنوان مدرک نگه داریم
قبل از اینکه تحویلش بدیم به یه سری اطلاعات نیاز داریم
البته جناب سروان. میتونید روی همکاری کامل من حساب کنید
خوبه، خوبه. ممنون
یه لحظه صبر کن. برو اون تو
سرکار، یه نفر توی بازداشتگاهه که جاش اونجا نیست
دکتر، خودش اینو بهت گفت؟
نه. معاینهش کردم
حتماً. به محض اینکه برگه ثبت اطلاعات دوستمون جویی رو پر کنم
میخوام همین الان از اونجا بیاد بیرون
اسمش چیه؟ کلارک
اوون کلارک؛ و اون جاش اونجا نیست
بذار ببینم... اوون کلارک؟
اینم ثبت اطلاعاتش: «مستی و اخلال در نظم»
گمانم باید با کاپیتان حرف بزنم، نه؟
حتماً. بفرمایید
با من کار داشتی، دکتر؟
بله، کاپیتان
شنیدم بیرون چی گفتی. جریان این یارو کلارک چیه؟
اعتراف میکنم که شبیه مستهاست
حداقل برای یه آدم عادی، اما... اما چی؟
فکر کنم بهش حمله شده. احتمالا ازش دزدی کردن
این نظر پزشکیته؟
ضربه شدیدی به سرش خورده. این رو مطمئنم
اینم یه کپی از برگه ثبت اطلاعات
نشون میده که پول و ساعت مچیش همراهش بوده
این نصف تئوریت رو نقش بر آب میکنه، نه دکتر؟
متاسفم، کاپیتان
اما فکر میکنم این مرد دچار ضربه مغزی و شوک شده
دلیلی نداره که توی اون حالت مستی پاش گیر کرده باشه و سرش خورده باشه جایی؟
فکر نمیکنم پاش گیر کرده باشه. فکر میکنم با یه جسم سخت بهش ضربه زدن
همه مستها ادعا میکنن یه جسم سخت خورده توی سرشون
درسته. میخوای باهاش چیکار کنی؟
آزمایش خون، عکسبرداری. تا ببینیم عمق آسیب چقدره
اگه به تشخیصم شک داری، میتونم تا ۳۰ دقیقه دیگه نتیجه دقیق رو بهت بدم
این تشخیص تو نیست دکتر، اینا همهاش حدس و گمانه
جک، کاپیتان بیتس هستم. بله؟
اون مورد مستی و اخلال در نظمی که چاوز و گریتی آوردن
اگه میتونه راه بره، بیاریدش ببینیم حرف هم میتونه بزنه یا نه
بیارمش اینجا، کاپیتان؟ آره، بیارش همینجا
اطاعت
بیا بیرون. نه
نمیخوام بهت آسیب بزنم
جیغ زدن فایدهای نداره. کسی صداتو نمیشنوه
بذار برم
من نمیام اون تو
میگیرنت
هیچوقت نمیتونی قسر در بری
تو کشتیش. نه، من نکشتم
دیدم که تکون خورد
دیدم که تکون خورد
پس میتونی بذاری برم
نه، نمیتونم
چرا، میتونی
ولم کن. کمک
همیشه یه نفر هست که بخواد یکی از مشتریهای تو رو بقاپه، نه جک؟
نگران نباش. هوای کارشو داریم
بیا، مرد. بشین
احتمالاً کمی حافظهش رو از دست داده ولی داره حالش جا میاد
چی شده؟
تو به ما بگو
امشب چه اتفاقی افتاد؟
سعی کن تمرکز کنی. تو صدمه دیدی و ما میخوایم بهت کمک کنیم
من کجام؟
نه، نه. نترس
No comments yet. Be the first to leave one.