أول 200 سطر.
اسم من كوئينتوس دياس است
من سربازي از رم هستم
و اين نه شروع داستان من است نه پايان آن
دو سال در صف جلوي لشكر
اينجا پايان دنياست
حتي زمين هم ميخواهد ما بميريم
سنتورين دياس بيرون براي پاسباني ايستاده خيلي سرده
نوبت پاسباني من نيست دارم فكر ميكنم اونجا چي هست
گروه گشت سحر برميگرده تو بايد كمي استراحت كني
هر چقدر بيشتر تو سرما بايستيم رطوبت به استخوانهايمان نفوذ ميكند
و باران فقط راهي براي نيشهاي باد شمالي ايجاد ميكنه
وقتي كه ما افراد شجاعمان را به خاطر سرمازدگي از دست دهيم
پادشاه گورلاكون
جنگجويانش را براي تاخت و تاز به سمت ما ميفرستد
آقايون - عصر بخير ، قربان -
يه شب سرد در خط مقدم
پدرم به شكست دادن دشمن ايمان داشت
شما بايد او را بهتر از خودتون بشناسيد
من اين دشمن را به خوبي ميشناسم
آنها به وسيله قدرتشون جنگ ميكنند و مبارزه باز نخواهند كرد
به جاي آن ، آنها بر ما زخم وارد ميكنند تا خونمان بر زمين جاري شود
در سايه ها مانند حيوانات مخفي ميشوند
به سرعت حمله ميكنند و سپس درون شب محو ميشوند
با فرا رسيدن سحر ، ما تلفاتمان را حساب ميكنيم و زمين را از مردگانمان پاك ميكنيم
اين روشي جديد براي مبارزه است نبردي بدون عزت ، بدون پايان
بياييد ! بياييد
!ماركوس ، به سمت آگريكولا برو
!حركت كنيد
سربازها ، حركت كنيد
گراتوس - مراقب خودت باش -
!ويريلوس!ويريلوس
پيروز
راهش همينه - بله -
! دوباره
! كافيه
تو نبرد خوبي كردي ، و حالا با من شراب مينوشي
سپتوس ، شراب بيشتر
دوباره ، ويريلوس
تو مستي . يه مست زشت
و خيلي باهوش نيستي
ده بار كافي نيست كه بفهمي كي مغلوب شدي ؟
لعنت به تو ! دوباره
! يه بار ديگه
سپتوس ، تصميم تو و مراقبت از جبهه من
! بيا
! بيا
! ويريلوس ! ويريلوس ! ويريلوس - تو منو شكس دادي -
ويريلوس . ويريلوس
بازنده خشن
سپتوس ؟
منتظر چي هستي ، يه دستور ؟
كارها رو مرتب كن
لعنتي ، اون ميتونه يه مست رو به سرعت بلند كنه
كي مردم ميفهمن كه نبايد با نينث اين كار رو بكنن ؟
بعضي ها ميگن كه اين غير معموله كه شما با مرداني از لژيون مست كنيد
سپتوس ، دوست قديمي من ، اونا فراموش ميكنند من مردي از لژيون هستم
سرباز ، تو تا حالا جنگيدي ؟ - جنگ شغل منه -
من پيامي براي ژنرال تو دارم
حالا من رو به سمت او راهنمايي كن قبل از اين كه تو را تازيانه بزنم
تو كي هستي ؟
من فرستاده شخصي حكمران آگريكولا هستم
پيشنهاد ميكنم كه از اسب پايين بيايي و پيامت رو به من بدي
قبل از اين كه من تو را تازيانه بزنم
!ژنرال ، قربان اين مايه مباهات منه
تمام اجازه ها لغو شد
آگريكولا به سمت نينث لشكر كشي ميكند ما داريم به جنگ ميريم ، سپتوس
به تمام فرماندهان خبر دهيد كه افرادشون رو آماده كنند
متاسفم ، ژنرال ، قربان - فورا به آگريكولا برگرد -
به او بگو كه ما ظرف مدت يك ساعت حركت كرديم - بله ، ژنرال -
! لعنتي
آئرون
گورلاكون . اون قبل از اينكه همسرش كشته بشه يه كشاورز بود
بعد از آن ، او خيش را كنار گذاشت و شمشير بدست گرفت
او روش نبرد پيكت ها را عوض كرد
اون مشكلات را حل كرد پس آنها او را پادشاه ناميدند
آگريكولا براي مردم من چه نقشه اي كشيده ؟
لعنت به تو ! پيكت - اون كي آرتشش رو با شمال ميفرسته ؟ -
من سربازي از رم هستم ! من تسليم نميشم
رم به خاطر اين جونت رو ميگيره
تو نخستين فرد هستي ، سنتوريون
من نميدونم چطوري اما اونا رو نابود كنيد
و گورلاكون را در غل و زنجير پيش من بياوريد
حاكم ، شما يم سياست مدار هستيد من فقط يه سرباز ساده هستم
اما من اينقدر ساده نيستم كه نتونم بفهمم كه شما دنبال راهي براي برگشت به رم هستيد
استخوانهاي من براي رم درد ميكنه اينجا گورستان آرزوها
و مردان است
و من جانم را به خاطر اينكه مهره شطرنجي براي شما باشم فدا نميكنم
ميفهمم
بزار صريح باشيم ، ژنرال
پيروزي بريتانيا يه دليل گمشده است
با يك ضربه مهلك ميتونيم همه چيز رو عوض كنيم
به وسيله لژيون هاي نينث تحت فرمان تو ميتونيم اين دشمن رو شكست بديم
تو و مردانت ميتونيد با ثروت و عزت بازنشسته شويد
مردان من به حد كافي عزت دارند
به حدي كه از يك فرمان سرپيچي كنند ؟
...خب
براي كشتن مار تو بايد سرش رو جدا كني
من بايد گورلاكون را پيدا كنم
به خاطر همين ، من چيزاي ويژه اي در ذهن دارم
ژنرال ويريلوس ، با ايتان مسيرياب برگاني من آشنا شيد
حرفي نميزنه ، اما ميتونه هر چيزي را در هر زميني شكار كنه
قسم ميخورم اون بخشي از گرگه
به خاطر كارم معذرت ميخوام اما ميخواستم نكته اي رو ثابت كنم
برده ها هيچ ارزشي ندارند ايمان بسيار گرانبهاست
...من نميدونم بايد با اون بجنگم يا
!اون گنگه ، اما كر نيست
من مامور هاي خودم رو دارم - !اما نه مثل اون -
اون يكت ها رو ميشناسه . راهشون رو ميدونه راههاي مخفيشون رو ميدونه
اون تو رو در كوهستانها راهنمايي ميكنه
براي چي اونجا نشسته ؟
اون تمام شب به تو نگاه ميكرد - من بهش توجه كردم -
نميتونه چشمهاش رو از تو برداره
بيا ، تو
اون نميتونه حرف بزنه ، احمق
اون زبون نداره ، بي شعور من خيلي نزديك نميشم
بدون زبون ، عاليه اون حتما چيزاي ديگه اي داره
بايد مراقب باشي - اوه -
فكر كنم اون براي جاسوس اومده
اون بايد مامور خوبي باشه اگه بتونه پرنده تو رو پيدا كنه
فكر كنم اون عاشقه
الان بايد برم
گزارش
سه تا سوار پيكت و يه زنداني پياده
فكر كنم اون احتمالا روميه
سنتوريون ريموس مرتب بايست
! پايين بمون ! پايين بمون
! پايين بمون
از اون چيزي گيرمون نمياد
ما نميتونيم زندانيها ره هنگام رژه ببريم ميدوني بايد چيكار كني
شير يا خط ؟
شير
من بردم
متاسفم ، رفيق . قانون قانونه
هي ؟
خدا رو شكر كه منو پيدا كرديد
نبايد از خدا تشكر كني . اون تو رو پيدا كرد
ايتان ، مامور پيكتي ما . اون تو رو پيدا كرد
اسمت چيه ، سرباز ؟
من كوئينتوس دياس هستم
معاون فرمانده در پادگان خط مقدم
خب ، متاسفم ما نميتونستيم زودتر بياييم
تو از ستون امدادي هستي ؟ - نه دقيقا -
من تيتوس فلاويوس ويريلوس هستم فرمانده لژيون نهم
ما به دنبال جنگ اينجا اومديم
پس تو بايد يك داشته باشي
ژنرال - سنتوريون دياس -
ها ! حالا تو مثل يك رومي شدي چه احساسي داري ؟
احساس كوفتگي ،قربان هيچ چيزي كه نتوان آن را بهبود داد
خب ، بعضي وقتا زخم هايي است كه نمتوان آنها را ديد
تو از دست گورلاكون فرار كردي
اما من بايد ازت بخوام كه با ما به لانه شير برگردي
بهترين چيز برگشتن به مبارزه است ، قربان
مثل يك سرباز حرف ميزني - گلادياتور -
پدروم اسكيپيو دياس بود
من برد اون در نبردي كه باعث آزاديش شد را ديدم
اون فوق العاده بود
اون به من ياد داد چگونه بجنگم كي نبردهايم را انتخاب كنم
بيا افراد رو ببين
سپتوس - بله ، قربان ؟ -
به اين مرد يك نوشيدني بده فكر كنم اون اين شايستگي رو داره
بيا و به ما ملحق شو . راحت باش و از نوشيدني لذت ببر
ممنون
فردا تو كنار من حركت ميكني
شايد بتوني چيزي درباره مهمان نوازي پيكت ها به من ياد بدي
ثاكس ، بوتوس - قربان -
سپتوس ، من كار خودم رو انجام ميدم - قربان -
عصر بخير ، ژنرال - من نميتونم هيچ حرفي از اين پيكت ها رو بفهمم -
اگه اونا منو گرفتن ، من اسمم رو عوض ميكنم
من هرگز ژنرالي را كه اينقدر به مردان خود علاقه مند باشه نديدم
خب ، در آموزش او استاد ماست و در ضيافت و خوشي پدر ما
و در رتبه اون برادر ماست
و در مبارزه اون خدايي است كه ما عبادتش مي كنيم تا روحمان را حفظ كنيم
كجا اينو خوندي ؟ - اين روي ديوار نوشته شده بود ، قربان -
احتمالا خودش نوشته بود - اون يه حرومزاده ظالم بي باكه -
و من به خاطر اون بدون درنگ ميميرم
!اين يه تله اس
ستون ! به صف ! به صف
سريع ! يالا
از اسب پياده شيد ! اسب ها را عقب ببريد
يالا ! سريع
!ثابت ، بچه ها .سپر ها
!مواظب باشيد
هر چي از مه بيرون اومد شما خط رو نگه داريد
كوئينتوس ! برو عقب
به سنتوريون رموس بگو ستون رو عقب نگه داره
يه سوراخ بسازيد - مراقب باشيد -
!آماده شيد
مراقب باشيد
! خط را نگه داريد
!وايسيد
كوئينتوس - بوتوس -
تو اين كار رو كردي - بله ، اين مرد زندگي منو نجات داد -
اينجا
ژنرال ؟ - نه -
ما بايد حركت كنيم
ميتوني اين كار رو بكني ؟ - بله -
يالا
حركت كنيد
در بي نظمي نبرد
وقتي زمين زير پاي شما پر از خون ، استفراغ ، ادرار
No comments yet. Be the first to leave one.