أول 200 سطر.
قسمت دهم
آقا يونگ جو... پوم هستم
ميخواستم يه چيزي ازت بپرسم
ايدز چيه؟
ايدز يه بيماريه؟ پس من مريضم؟
ولي من اصلاً احساس درد نميکنم واقعاً هيچ دردي ندارم
ميخواي ببيني؟
شنيدم در آينده دردناک ميشه
تو هم به ايدز آلوده ميشي؟
...بخاطر من
تو، پورام، جي سون و تائه چانگ هم ايدز ميگيرين؟
آره
فهميدم
پس واسه همينه که نرفتين مدرسه؟
آره
مامانم بازم دروغ گفت... اون قهرمان دروغگوييه
چرا؟
گفت سالگرد دوم مدرسه مونه و واسه همينه که بچه ها نيومدن مدرسه
يه دروغ
مامان بد
پوم، مادربزرگ دارم صدام ميزنه من بايد قطع کنم
خداحافظ پوم
آقا صبر کن
چيه؟
متاسفم
نه، اوني که بايد متاسف باشه منم پوم
از طرف من به پورام، جي سون و تائه چانگ هم بگو که متاسفم، باشه؟
اوه، چه رسوايي اي... چه خجالت آور
عزيزم، لطفاً تو از طرف من بهش بگو
اگه من نتونستم ببينمش تو از طرف من بهش بگو
مامان با آقاي لي به خوبي زندگي کن
دنبال من نگرد
خداحافظ
از طرف پوم
دونگ داري... پاشو
چطور ممکنه يه سگ بعد از يه آدم بيدار بشه؟
عمو
نه دونگ داري، نزديک من نياد
اگه تو هم ايدز بگيري چي؟
خوب غذا بخور
تو هم مثل آقاي لي دل مامانمو نشکن
پوم دونگ ئي تو هم با دونگ داري خداحافظي کن
خداحافظ رفيق
خداحافظ
يون هي... ديدم که حسابي خوابيدي من زودتر برميگردم سئول
آروم رانندگي کن
پوم
پوم
پوم
پوم... پوم
چي شده؟
پوم... پوم گمشده
پوم
خانوم
خانوم... به خودت بيا... خانوم
پوم
پوم
پوم
لي پوم
پوم
لي پوم
پوم
پوم... لي پوم
پوم
لي پوم
پوم
لي پوم
لي پوم... پوم
منم
مادر پوم چطوره؟
شيشه اي که تو پاش رفته بود رو درآورديم
ولي به نظر ميرسه خيلي درد داره
اوه، تب هم داره
حرارت بدنش همونجوريه
چرا بايد اينهمه تب داشته باشه؟
اتفاق بدي که نمي افته، نه؟
خيلي خب، الان ميام اونجا
باشه
بعد از پاشويه با الکل تبش بايد پايين ميومد
پرستار پارک
چه موقعيت اورژانسي اي اون بايد تا الان گريه کردنش رو تموم کرده باشه
پرستار پارک
اين ديگه بيش از حده... خيلي زياده... واقعاً
همه خيلي زياده روي کردن
اگه کسي به پوم آسيبي بزنه، من هيچوقت نميبخشمشون
پدربزرگ
اينقدر لجاجت نکن و رضايت بده از اينجا بريد
اگه به همين رفتارت ادامه بدي يونگ شين ميميره
پسر ما تو اون درياي اونجاست
پسر ما خيلي خوب آواز ميخونه
...پسر ما
اينقدر درباره پسرت که مُرده حرف نزن
حتي اگه نزديکانمون هم بميرن ما بايد زندگي کنيم
خواهش ميکنم پدربزرگ
اگه يونگ شين اينجا رو ترک کنه، منم از اينجا ميرم
برگرد برو خونه، احمق بيشعور
برگرد برو خونه... برگرد برو خونه
پرستار پارک
پسر ما تو درياي اونجاست برگرد برو خونت، احمق بيشعور
پدربزرگ
کمرت درد گرفت؟
خوبي؟
خيلي درد ميکنه... واقعاً
کمکت ميکنم ببينيم مشکلي به وجود اومده يا نه
يونگ شين - اوه، يونگ شين -
پوم... پوم
بايد برم پوم رو پيدا کنم
لطفاً مواظب پدربزرگ باشين
پوم... لي پوم
پوم... لي پوم
پوم
پوم... پوم
با همچين وضعي کجا داري ميري؟
پوم... پوم
سوار شو
خانوم تو الان با لباس خواب هستي
درک ميکنم که خيلي نگراني
اگه بعداً بخاطر اين خجالت زده بشي چي؟
برو کنار
خودت رو کنترل کن
خانوم، تو مادر يه بچه 8 ساله بي پدر هستي که ايدز هم داره
تمام اين مدت با من مخالفت کردي ...و الان هم مهمترين چيز رو از خاطر بردي
يه اتفاق کوچيک افتاده و تو رو اينهمه ضعيف کرده
در آينده زندگي در سئول ميتونه خيلي سخت تر از اينها باشه
چطور ميخواي باهاش مواجه بشي؟
مامان پوم
من به پليس گزارش دادم
...عکس پوم
تو همچين موقعيتي هرگز فراموش نميکني عکس دخترت رو بياري
حتي اگه بهت تاکيد هم بشه بازم برنميگردي که داروهات رو مصرف کني
بهم قول بده که به خودت مسلط باشي
...وقتي داري دنبال پوم ميگردي
من راننده ت ميشم
بله منشي کيم
کارها اينجوري انجام ميشه
بعد از اينکه به رئيس گزارش دادي نگران هتل نباش
آره
من يه مدتي به جزيره آبي نميرم
پوم... لي پوم
کجا داري ميري؟
پوم
نه
...پوم
به من دست نزن
ايدز ميگيري
خداحافظ
پوم... صبر کن... وايسا، وايسا
مادرت نميدونه تو اينجايي، نه؟
نه، لطفاً بهش نگو
چرا بدون اينکه به مادرت بگي خونه رو ترک کردي؟
ميترسيدم که مامان، آقاي لي و عمو فرشته هم ايدز بگيرن
به مامانم نگو که من رو ديدي
نبايد بهش بگي
خداحافظ
راستش منم همون مريضي تو رو دارم
بخاطر من مريض شدي؟
نه
بخاطر تو نيست
من خودم گرفتمش
ما هر دو تا مثل هم هستيم
ميخواي کجا بري؟
درباره ش فکر نکردم
يه جايي که کسي دور و برش نباشه
تو چي عمو؟ تو ميخواي کجا بري؟
سئول
منم واقعاً دوست دارم برم سئول و برم به پارک هاي تفريحيش
ميخواي با هم بريم پارک؟
بله
اگه بقيه از ما ايدز بگيرن چي؟
ايدز به اين راحتي منتقل نميشه مردم اينو نميدونن، واسه همين الکي شلوغش ميکنن
حتي اگه اينطور باشه هم باز من نميخوام برم پارک
يونگ شين
سوک هيون هستم
پوم الان با منه
ما اتفاقي همديگه رو ديديم
حتماً خيلي نگران شدي، نه؟
پوم با منه، پس نگران نباش
...ميخواد بره پارک تفريحي
واسه همين ميبرمش اونجا
فردا برات ميارمش
يونگ شين
الو؟
يونگ شين
الو؟
لي يونگ شين؟
يونگ شين؟
ميخواي بري دستشويي؟
بله... چيزه... عمو سوک هيون
چيه؟
پوم دونگ ئي ميگه خيلي خيلي دلش ميخواد بره پارک تفريحي سئول
آره؟
آره... ولي من نميخوام برم
ولي پوم دونگ ئي ميگه ميخواد حداقل يه بار هم که شده بره
پس ميريم ديگه... بزن بريم
ولي من واقعاً نميخوام برم
پس پيش به سوي پارک تفريحي
اگه گرسنه بودي يا ميخواستي بري دستشويي بهم بگو
چشم
کمربند ايمنيت رو ببند
اه، من واقعاً نميخوام بيام
No comments yet. Be the first to leave one.